Beyond the Clouds

Beyond the Clouds (태양은 가득히)

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

রিলিজ তথ্য

Beyond the Clouds E10 140318 HDTV H264 720p-LIMO Forum Korean-Dream
ভাষ্য লিখেছেন sunflowermag
ترجمه و زیرنویس: محبوبه

ট্যাগ

HDTV
hdtv
720p
720
HD
প্রকাশিত: 2014-03-22
ডাউনলোড: 22
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: Yes

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

چيشُ اينقدر دوست داري

به خاطرش از من و داداش کانگ جه گذشتي؟>

نمي خوام سرکسي رو کلاه بذارم

نميخوام سرش کلاه بذارم

فکر کردي اينکارت بقيه کارايي که درحقش کردي رو پاک ميکنه؟

تو باعث شدي سِمَتش رو به عنوان مدير از دست بده

و ميخواستي پولاشُ بالا بکشي

اينا هيچي نيستن؟

به خاطر تو خيلي چيزا رو از دست داد

!براي همين ، لااقل من بايد جلوتُ بگيرم

!هان يونگ وون بي گناهه

هيچوقت ازت نميخوام

درکم کني

چي؟

چيزي که ميخواستي رو بدست اوردي ، مگه نه؟

به هدفت رسيدي

!ولي ديگه چي ازم ميخواي؟

وقتي با دستاي خودم از بين بردمش ، راضي ميشي؟

خودت همينُ نميخواستي؟

متاسفم و از خجالت ميخوام بميرم

ولي احساسم عوض شد

واقعا دوستش داري؟

چيزِ ديگه ازم نپرس

تو زندگيم

!دخالت نکن

همه چيُ به هان يونگ وون ميگم

که تو...جانگ سه رو ـي

کاري ميکنم که تمومش کني

بعدا ازم ممنون ميشي

نه ، نميشم

بهش هم نميگي

اون وقت ،ديگه

هيچوفت منُ نميبيني

داري اخاذي ميکني؟

خودت شروع کردي

با اسمم

!به خاطر خودته

برا من؟

پاي انتقاممُ وسط نکش

.:.:( mb.sj ) ترجمه و زيرنويس : محبوبه:.:.

قسمت 10

!!داداش!داداش

!چه خبره ، عوضي؟

!قول دادي کاري به کارش نداشته باشي

مجبور نيستم بهت راستشُ بگم ، ديگه تو يه تيم هم نيستيم

اگه التماس کنم که پولا رو برگردوني هم بر نميگردوني؟

ميدوني رئيس شين چقدر روکارمون سرمايه گذاري کرده؟

هر وقت خواستي برو بيرون

بي سر و صدا

اون دلايل برام قانع کننده نبودن ، من کلي بدهي دارم که بايد بپردازمشون

اگه نميتوني کمکي کني ، ساکت باش

!کاري به هان يونگ وون نداشته باش

!پس ميتوني به هان يونگ وون بگي ما کلاهبرداريم

!ديگه باهام حرف نزن

!داداش

!!داداش

لي اون سو

هر چي که پيش ميرم ، نميتونم فراموشت کنم

گذشته ي تلخمُ پاک ميکنم

هر روز سخت تر ميشه و من اشک ميريزم

اينککه نميتونم کاري کنم

قلبم رو به درد مياره

ميخوام باورت کنم ، ولي نميتونم تحمل کنم

عشق گناهه ، باعث ميشه

زدندگيم و همه چيزُ بيخيال بشم

در اخر مجبور ميشم رومُ برگردونم

بله؟

يونگ وون

يونگ وون؟

به يادم باش ، حتي اگه باهات نباشم

ولي زندگي بدون تو ، زندگي نيست

عشقِ تو گناهه

خواهر تو کاراگاه ميخوره ، ميخوابه وحالش هم خوبه

لي اون سو رو هم بيرون انداختم

من که چيزي نپرسيدم

ميخواستي بدوني

جاي خواهرت بودن چطوره؟ سخته؟

ديگه مديريت "بل لا فيرُ " ول کنين،پدر

براتون زحمت ميشه ، من خودم نگهش ميدارم

..من

به خاطر کارت هنوز ازت ناراحتم

چون بچمي ازت ميگذرم

حالا هم ميخوام سهام داراي اصلي رو جمع کنم

!تو رو عزل کنم

خواهر ميگفت باهام ميمونه

چي گفتي؟

خواهر پولشُ تو " اف ال جمستون " سرمايه گذاري کرد

به هر حال ما سرمايه گذار اصلي هستيم

حالا اگه بخواي ميتوني عزلم کني

چي داري ميگي؟

کجا سرمايه گذاري کرد؟

منم دنبالشون کردم

ولي هيچ مدرکي عليهشون نبود

از اون ور اب هم سرمايه گذار دارن

پروفسور هم الماس ابي رو تاييد کرد

از يونگ وون استفاده کردي تا جايگاهتُ حفظ کني؟

پدر ، چرا باهام مثل عوضي ها رفتار ميکني

اگه نيستي ، واقعا به اون حرومزاده ها اعتماد ميکني؟

خواهر تاييدشون کرد

بهتون گفتم که هيچ مدرکي عليهشون نيست

اونا از معدن خارجشون الماس ابي استخراج ميکنن

يعني اينکه ... پيشينه خوبي دارن

درضمن هيچ مدرکي هم عليهشون نيست

خودت گفتي که کلاه بردارن

بهت اعتماد کردم ، ولي اين يعني حالا؟

بايد براي مدرک پيدا کردن کلي کار کنيم

وبايد کلي پول خرج کنيم

دليلي براي خرج کردن اون همه پول وجو نداره

!يه نقشه ديگه دارن ، براي همين

پدرت هان ته اوه ـه

!من اينجورادما رو ميشناسم

مثلِ بچه هاي بي ترجبه رفتار ميکني

!پدر

با پارک کانگ جه قرار بذار

امروز ميخوام ببينمش

...بعدا ميبينمش ، الان سرم شلوغه

بايد همين امروز رئيسُ ببيني

مواظب رفتارت باش. رئيس بالاترين مقامُ تو "بل لا فير" داره

باشه

من زمانُ مشخص ميکنم ، شما مکانُ مشخص کنين

باشه

رئيس شين ، هان ته اوه اومده شما رو ببينه

چيکارکنم؟

چي تو رو کشونده اينجا؟

مادربزرگ بهم غذا داد

مادربزرگ ازت خوشش اومده

ازم خواست اينُ باهات بخورم

لذت بر

خوشمزه است

هرجا بري ، همه فکر ميکنن که ادم خوبي هستي؟

واقعا نميدونم بقيه راجبم چه فکري ميکنن

براي من که اينجوري بودي

وقتي حالم خراب بود ، تو پيشم موندي

کمکم کردي و نصيحتم کردي

براي همين هم هميشه بهت اعتماد داشتم

بعد از 5 سال قلبُ روي يه نفر باز کردم

...پس

تو خيلي ماهري

خودت هم خيلي خوبي

ديروز ، با " اف ال جمستون" قرارداد بستم

ميخواستم ديگه زير سايه پدرم نباشم

ولي ديروز پشيمون شدم

که به پدرم پشت کردم

و خواسته هاي مادرم رو به خطر انداختم

مني که مطيع قانون

و عاقلم

"تا وقتي که زندگي ميکنيم

بايد با همچين ذهنيتي زندگي کنم؟"

"من تنها کسي آَم که قراره اسيب ببينه؟"

"من احمقم؟"

تو چي فکر ميکني؟

چيزي نميدونم ، ولي

بايد بذاري برادرت "بل لا فير" رو اداره کنه

وقتي اينجوري مثل ادماي خوب زندگي ميکني خيلي خوبه

براي همين هم اسون بود

بايد هدف اسوني باشه

که گول بخورم

امروز ، عجيب شدي

تو ادم ساده اي نيستي

خوبي

يهو حالم بد شد.ميرم

ميرسونمت

تنها ميرم

الو؟ مدير مين ، لي اون سو هستم-

بله ، خوبين؟

براي هان يونگ وون اتفاقي افتاده؟

نه ، چيزِ خاصي نشده

چطور؟ اتفاقي براي مدير افتاده؟

نه.لطفا هواشُ داشته باشين

انگار حالش خوش نيست

دليلشُ نميدوني؟

نه

باشه، فهميدم ، ممنون

اگه اتفاقي افتاد خبرم کن

بله ميسپارمش دستُ شما-

بله، بله

لي اون سو؟

داشتي ميشنيدي؟- من همه چيُ شنيدم

ولي چرا مدير هان يونگ وون؟

چرا الان هم که از شرکت رفته ميخواد بدونه؟ باهم قرار ميذارن؟

فقط نگران مديره

حسِ خوبي راجبِ لي اون سو ندارم

!تو اين دنيا چطور ممکنه ادم به اين خوبي باشه؟

لطفا. اونا باهم زندگي نميکنن. نميخواد نگران باشي

ميخوان باهم زندگي کنن؟

کي؟

ببخشيد، يه خبرايي هست

لي اون سو در موسسه ما تحصيل نکرده

از همه همکلاسي هاش پرسيديم

کسي لي اون سو رو نميشناخت

چطوره يه درخواست ديگه بفرستيم؟

يونگ وون منُ يادته؟

دوبار ديدمت ، يه بار وقتي ميخنديدي

يه بار هم وقتي گريه ميکردي

دقيقا 5 سال پيش

ادماي مشکوک رو شناسايي کردم

!جانگ سه رو اينجاست

...جانگ سه رو

مدير؟

...نکنه

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left