প্রথম 200টি লাইন।
قسمت آخر
سرپرست
نگران نباش
تو چوي آه جين سرسختي و از پسش بر مياي
بله
!قوي باش، چوي آه جين
بله
دکتر پارک چي؟
همه ش حواسم به چوي آه جين
و کلا دکتر پارکُ يادم رفت
بايد عملُ بدون مشکل و خوب انجام بده
حالا که دارم درمان مي شم
اگر جلو بيماري م مقاومت کنم
مي تونيم روش تحقيق هم انجام بديم
هم تحت ژن درماني قرار مي گيرم
هم تحقيق مي کنم
درحال حاضر، تومور پانکراس دکتر چوي آه جين رو کبد هم متاستاز پيدا کرده
ميخوام بعد از انجام روش ويپل، کبد رو جدا کنم
چون تومور مدياستن کوچيکه، از توراکوسکوپ استفاده مي کنم
دکتر جونگ، لازمه جمجمه رو هم باز کنيم؟
نه، اين بار مي تونيم از طريق بيني وارد جمجمه بشيم و غده ي هيپوفيزُ از اون طريق جدا کنيم
روتون حساب مي کنم
...چوي آه جين رو
حتماً بايد نجات بديم
اولين دفعه ست که اينجا دراز مي کشم
دکتر چوي
واي دکتر. حالا که دراز کشيدم و از اين زاويه نگاتون مي کنم
ميبينم که يه کم خوش قيافه اين
به خاطر همينه مريضا خيلي دوستون دارن؟
تازه فهميدي؟
حواسم حسابي بهت هست، پس
نگران نباش و عميق بخواب
پرستار يو، منم بايد کنار شما باشم تا تيم کامل شه
چيکار کنم؟
راس ميگي
بعد از عمل زود خوب شو تا دوباره برگرديم به ريتم قبلي مون
متوجه شدي؟
بله
کيم سونگ وو. دارن عملم مي کنن
تا آخرشم نمي خواي تو چشمام نگاه کني؟
عصباني نباش. اشتباه کردم
چون.. چون کنارم بودي
نمي دوني چقدر احساس امنيت مي کردم
تا آخر عمل همينطوري کنارم مي موني ديگه؟
معلومه، ديوونه
تا از عمل بياي بيرون
حواسم بهت هست
بايد خوب تحملش کني، چوي آه جين
نگران نباش
بعد از عمل مي بينمت
پروفسور
چوي آه جين
لطفاً خوب مراقبم باشيد
منم روت حساب مي کنم
دکتر چوي، لطفاً بهم اعتماد داشته باش
البته، دکتر
!دکتر پارک
دکتر
عصبي هستين؟
نگران نباشين
من بهتون ايمان دارم
باشه. ممنون که بهم ايمان داري
پس بيهوشي رو شروع مي کنم
دکتر چوي، بعداً مي بينمت
مي خوام از طريق حفره ي بيني، تومور هيپوفيز رو جدا کنم
لطفاً اندوسکوپ رو بهم بديد
...اينجاست
تومور از چيزي که فکر مي کردم بزرگتر شده
مشکلي پيش نمياد؟
بهتره امتحانش کنيم
جداسازي تومورُ شروع مي کنم
پنس تومورُ بهم بدين
تومور غده ي هيپوفيز به طور کامل برداشته شد
فعلاً علائم حياتي ش خوبه
خسته نباشيد. بقيه ش با منه
پس، موفق باشين
دکتر نام، مي تونيد دستيارم باشين؟
بله
پس، برداشتن تومور مدياستنُ شروع مي کنم
اسکالپل
اندوسکوپ رو بهم بدين لطفاً
چون دکتر جوي تيموم داره، فقط جدا کردن تومور کافي نيست
بايد واسه جلوگيري از عود بيماري تيموسش رو هم جدا کنيم
دکتر نام، زاويه رو برام پوشش بدين
چشم
دکتر پارک، حالا همه چي دست شماست
کارتونُ خوب انجام بدين
ممنونم، پروفسور سو
پس عمل ويپل و جداسازي کبد رو شروع مي کنم
بووي
اول بخشاي پانکراس و دوازدهه رو جدا مي کنم و بعد روده ي کوچيک رو به سمت بالا حرکت مي دم تا بتونيم شکم رو بخيه کنيم
اومنيتراکت، لطفاً - بله -
لطفاً نگهش دارين
به نظر ميرسه پانکراس و دوازدهه درست جدا شده ن
حالا تنها کاري که بايد بکنن برداشتن تومور کبدي ه
ولي تومور که روي کبد هم متاستاز داشته
به نظر ميرسه خيلي نزديک شريان باب کبدي ه و خطرناکه بايد چيکار کنيم؟
حالا که تومور باقي مونده، ميشه با راديوتراپي درمانش کرد
ولي تو اين شرايط فکر کنم بهتر باشه با جراحي خارجش کنيم
بله
برش
پانکراسُ جدا کردم و مي خوام جداسازي کبد رو شروع کنم
پنس جداسازي
داره خونريزي مي کنه؟
با پنس فشارش بدين
!ساکشن
خونريزي داره بدتر ميشه. تزريق خونُ شروع مي کنم
!خون بيشتري بيارين، سريع
گاز
فکر کنم تومور به شريان باب يا وريد اجوف فوقاني کشيده شده
با توجه به خونريزي، فکر کنم شريان خون رسان تومور پاره شده
دکتر پارک
تو بخش خون ندارن، گفتن که به بانک خون خبر دادن بيارن
!سريع خونُ بياريد
خودم ميرم مي گيرمش
!زود باش
يه گاز ديگه بدين
فيبريلاسيون شرياني ه! ضربان قلبش خيلي تنده و فشار خونش داره کم ميشه
!اول آئورت شکمي رو مي بندم. گيره ي آئورتي
!خونُ آوردم
آسيستول ه
!چوي آه جين، خواهش مي کنم
خواهش مي کنم
چوي آه جين، خواهش مي کنم
ضربان قلب دوباره برگشت
کارت عالي بود، چوي آه جين
چوي آه جين، کارت عالي بود
حالا سعي مي کنم محل خونريزي رو پيدا کنم و بخيه ش کنم
ديگه خيالتون راحت باشه، روتون حساب مي کنم
کانت هموگلوبين چطوره؟
تو شمارش آخر به 7 رسيده بود، به خاطر همينم تزريق خونُ داريم ادامه ميديم
!آه جين
دکتر چوي، به هوش اومدي؟
اگر صدامُ ميشنوي، انگشتتُ تکون بده
ممنون که بيدار شدي
ممنون
به هوش اومده؟
الان ميام اونجا
از امروز به بعد، شما تبديل به يه خونواده شدين
شما تيم برتر پزشکي هستين
من پزشک مسئول بيمار سونگ بوم جون، سو جو يونگ هستم
زخم دهاني داشت که نياز به 4 بار درمان پوستي در سال داشتن
بايد يه راهي واسه پيوند از اهداکننده ي زنده پيدا کنيم
بحث درمورد پيوند از اهداکننده ي زنده رو به تعويق ميندازيم
دنبال يه راه جايگزين مناسب ديگه مي گردم
چه راه مناسب ديگه اي؟
مگه نبايد همه ي سعي مونُ بکنيم؟
منظورم اينه که جايي که هوا نشت مي کنه رو مسدود کنيم
اما، اين روش فقط در سطح تحقيقاتي انجام شده
خونواده باشن يا نباشن، براي من همه ي بيمارا يکي ن
در واقع، اونا کسايي ن که من بايد نجاتشون بدم
تو جلسه ي امروز سرپرستاي بخشاي مختلف حضور دارن، درسته؟
فقط اعضاي اصلي که واسه افتتاح مرکز پزشکي سلطنتي
حضورشون لازمه رو به عنوان اعضاي کميته دعوت کرده م
تقريباً همه مشتاقن
احتمالاً واسه برگزاري اين جلسه خيلي زحمت کشيدين، جناب معاون
ممنون
اي واي معاون، صدام مي کنين معاون
شما هنوزم معاون اينجايين
به زودي ميرم شعبه ي دوم بيمارستان
به علاوه، اين روزا همه ي کاراي بيمارستان با شماست
اي بابا، عجب
...جناب معاون! منظورم
سرپرست
موضوع چيه؟
شايعه شده که شعبه ي دوم بيمارستان کوانگ هيه
داره به سه هيونگ فروخته ميشه
کلي شکايت از شهرونداي دوميونگ داشتيم که
نيروي کار سه هيونگ واسه بازديد از شعبه ي دوم رفته ن
چنتا آژانس خبري هم
شروع کردن به جمع کردن اطلاعات
چي شده؟
حقيقت داره که گروه کوانگ هيه ميخواد شعبه ي دومُ به گروه سه هيونگ بفروشه؟
!اي واي، معاون !معاون -
حالم خوبه
خوبم
يه لحظه منُ ببخشيد
فک کنم بايد جلسه با کميته رو کنسل کنين
ميدونستين شعبه دوم داره فروخته ميشه؟
مهم نيست من مي دونستم يا نه
مهم اينه که شما الان فهميدين
به خاطر همينه که از انتخاب من به عنوان
رئيس شعبه ي دوم، متعجب نشديد
...مرکز پزشکي سلطنتي افتاد دست سه هيونگ
فکر مي کنين به همين راحتياس
خانم معاون، حالتون خوبه؟
اينکه همه چي داشت آروم پيش مي رفت
بايد مشکوک تون مي کرد
اينطوري ثابت ميشه که انتخابتون به عنوان رئيس شعبه ي دوم، از سرتون خيلي زياده
فکر کنم بايد يه کم استراحت کنين
فکر کنم بانوي آهنين هم قرباني پا به سن گذاشتن شده
داريد مي ريد؟
بله. ديگه دليلي واسه اينجا موندن ندارم
!خانم معاون، به هوش بياين
خانم معاون
منُ ميشناسين؟
منُ ميشناسين؟
فشار خونشونُ چک کنيد
مشکوک به دمانس واسکولارم
فکر کنم يه مدتي از بروز علايم گذشته
No comments yet. Be the first to leave one.