প্রথম 200টি লাইন।
...گوک هوا
...پس اسمش
!گوک هوا بود
...اول از همه
باید مطمئن بشیم که نتونن برات حکم بازداشت بگیرن
اگه بتونن بگیرن ...دردسر میشه
!هم برای تو و هم برای من
توی دادگاه به ضررت تموم میشه
تو رئیس پارک سانگ بوم رو دیدی، مگه نه؟
بله
بهشون بگو به زور میخواسته ازت اعتراف بگیره
!ولی اون این کار رو نکرد
شاید یادشون رفته حقوق میراندا رو بگن
نه، همه رو گفتن
واقعا؟
اونا معمولا توی شرایط اضطراری ...مثل دستگیری بدون حکم
!از زور استفاده میکنن
حتما یه فحشی بهت دادن مثلا "هی پدرسگ"
هی! میشه یه دستی به لامپ اینجا بکشین؟
برای آدم حواس نمیذاره خب درستش کنین
مگه توی کلوب شبانه ایم؟
این بَده
کجا میرین؟
باید بفهمم چه خبره
میرم گوش بدم ببینم پلیس چی میگه یه غذایی هم میخورم
راستی، تا الان غذا خوردی؟
گرسنه نیستم
واقعا؟ باشه
هی، بذار بیام بیرون
وقتی قربانی پیدا شد چه شکلی بود؟
من قربانی رو سر صحنه جرم ندیدم
ولی اون چیزی که شنیدم اینه که ...اون به دختره اینجوری چاقو زده
آهان، نه اینجوری عمیق چاقو زده
اونم نه یه بار 13 بار
پس معلومه، قربانی توی وضعیت خوبی نبوده
...سیزده بار
مسئول پرونده کیه؟
رئیس پارک سانگ بوم- چرا اون برش داشته؟-
اون که به زودی بازنشست میشه
اینجوری نیست که داوطلب شدنش برای این کار اونو پولدار کنه
خب، هنوز سه ماهش مونده
به نظر خوب نمیاد
نمیخوای اینو بخوری؟
گرسنمه، غذا میخوام
خب میتونی بعد غذات اینو بخوری
بفرمایین
بفرمایین- !ممنونم-
!از اونا بیشتر بده- باشه-
بله
ممنونم- بفرمایین-
این کارو بکنیم؟
قبلا همه چی رو بهتون گفتم
!ماشینم رو اونجا پارک کردم تا یکم استراحت بکنم
بعد یه یا دو لیوان مشروب؟
نه، اصلا
دور قیافه ای که دیدی یه دایره بکش
شما که میدونین کیه
همین خود عوضیشه
اون پایین اسمت رو بنویس
وای- امتحانش کردی؟-
چی رو؟ ریشه جنسینگ قرمز؟
...هی، وقتی میزنم
کل روز رو بو میده، وای
خودت اونو امتحان کردی؟
برای همین گفتم شب ها استفاده اش کنی
تو هیچوقت بهم نگفتی
چرا، گفتم
لعنت بهش، پس برای همین بوده
پای من خیلی برای بقیه مهمه
من درماتیت* دارم
ولی مسری نیست، پس نگران نباش
تو آسم داری، مگه نه؟
...منم وقتی بچه بودم آسم داشتم
برای همین از خس خس کردنت میتونم بفهمم
هیون سو
...الان احساساتت رو میفهمم
پس بذار دوتا نصیحتت کنم
خوب گوش کن و توی قلبت حک کن
باشه؟
باشه- اول-
حقیقت و عدالت
اینجا از این چیزا خبری نیست پس حتی بهش فکرم نکن
نه شواهد و نه ادعاهای تو هیچکدوم مهم نیستن
پس چی مهمه؟
بعد از من بگو
"چی باید حقیقت داشته باشه تا به نفع من تموم بشه؟"
"چی باید حقیقت داشته باشه تا به نفع من تموم بشه؟"
خوبه، حالا دومی
...از الان به بعد
...وقتی دارن در مورد اتفاقای دیشب حرف میزنن
"همه فقط میگن "اون شب
"بعد از من بگو ، "اون شب
"اون شب"
خوبه
...از این به بعد
هیچ حرفی در مورد اون شب نمیزنی
بدون استثنایی، هیچوقت
متوجه شدی؟
ما داشتیم ایست بازرسی مون رو جمع میکردیم
برای همین اولش فکر کردم داره توی مستی رانندگی میکنه
...یه نگاه خاصی داشت
!و به نظر خطرناک میومد
شما اولین نفری بود که به صحنه رسیدین؟
صحنه؟
بله، من اولین نفری بودم که رسیدم
ببخشین، میشه در مورد اینکه من سر صحنه بالا آوردم چیزی نگیم؟
هی
به من نگاه نکن، دوربین رو ببین
فقط یکم خجالت آوره، همین
وای بس کن
اینقدر چرت و پرت نگو فقط بگو چی دیدی
معذرت میخوام- ...وقتی توی ماشین پلیس بود-
!در مورد دختره پرسید
دقیق تر بگو
پرسید دختره مُرده یا نه
درسته
"پرسید، "دختره مرده؟
...همین الان
پلیس سرش با ساختن یه داستان منطقی شلوغه
...پلیس داستان خودش از اتفاقات رو ارائه میکنه
!ما هم مال خودمون
قاضی هم به دو طرف گوش میده تا ببینه کدومشون قابل باورتره و اونو انتخاب میکنه
دادگاه اینجوری کار میکنه
...پس اگه تو حرفی نزنی
ما میتونیم بفهمیم که دارن چه داستانی رو سرهم میکنن
...ولی
شما نباید بدونین واقعا چه اتفاقی برای من افتاده؟
تو و این اصرارت به گفتن حقیقت
تو رو به هیچ جایی نمیرسونه
...من که بهت گفتم پلیس داره
داره داستان جودش رو میسازه
قربان اینجایین- بله-
مطمئنم همه چی از این میز شروع شده
رئیس پارک سام بوم رو که دیدی، یادته؟
...از یه پلیس گشتی بودن شروع کرده
!و رسیده به الان که تیم خودشو داره
...مهم نیست مدرک باشه یا شاهد
...و حتی مهم نیست چقدر جزئیات ریزی باشه
!اطلاعات دست اول رو به دست میاره
!به نظر آدم بدی نمیومد
...هیون سو تو باید بدونی
!اینجا هیچ آدم خوب و بدی نیست
فقط با عدالتی که به نظر درست میاد زندگی میکنن
...یه پلیسی که احمقانه دنباله عدالته
و همیشه به پایان خوش امیدواره؟
اونا فقط توی فیلم هان
علاوه بر اون، رئیس پارک؟
...خب، اون مثل
!یه جانوره که توی سکوت شکار میکنه
یه کارآزموده
به جای اینکه خیلی حریص باشه منتظر زمان مناسبشه
!و حتی بعضی وقتا روی خوش نشون میده
مردیه که منتظره تو یه اشتباهی بکنی
...من
...نمیتونم
!من نمیتونم نفس بکشم
معلومه که نمیتونی
این برات یه تجربه ی جدیده
...نه به این خاطر نیست، من
!من آسم دارم
...و همین که نقطه ضعفت رو پیدا کنه
!میپره و شکارت میکنه
...گردنت رو قطع میکنه
!و روحت رو می بلعه
ها؟
آها، بله؟
نه، تقریباً اونجام
من نزدیکم، یکم منتظرم بمون
فهمیدم
هی، من کارم تموم شده
چیزی شده؟
برای یه جلسه دادرسی دیر کردم
...قاضات از دیر کردن متنفرن
!منم نباید با موکل هام اینطوری رفتار کنم
پس من چی میشم؟
همین که کارم تموم بشه برمیگردم
تا وقتی که برمیگردم باید چی کار کنی؟
دهنم رو میبندم
اوکی، خوبه
پرونده شماره ی 102635 ک د 2021
در مورد اتهامات حمله قضاوت میکنم
...واضحه که متهم دچار آسیب بدنی شده
...برای همین من اون رو- وکیلا که نباید دیر بکنن-
مسخره نکن، به موقع اومدم
کراواتت رو ببند
بی خیال، از بعد مراسم فراغ التحصیلی راهنماییم به این ور کراوات نبستم
بگیر- ...عه-
!مگه به لباسی که پوشیدم کراوات میاد
اگه نمیخوای جریمه بشی، ببندش
واقعا که
بذار ببینم
اون مال من نیست
جدی؟
صبر کن، شماره پرونده ات چنده؟
واقعاً ؟
خب آدم جایز الخطاست اینه مگه نه؟
پرونده شماره ی 103895 ک د 2021
متهم لی یونگ چان، جلو بیاین
وکیلشون شین جونگ هان هم حضور داره
لعنت بهش
No comments yet. Be the first to leave one.