প্রথম 200টি লাইন।
خانم، من هرگز خوابش را هم نمیدیدم که از عکسم در چنین تبلیغاتی استفاده شود.
حتی یک بار هم از من اجازه نگرفتند.
سلام..سلام؟
وانیل داره میره.
متوجهام، آقا.
شروتی. آقا؟
دوربین جاسوسیتون رو روشن کنید. باشه، قربان.
چشم از وانیل برندارید.
مثل ما،
قاتل مدام او را زیر نظر دارد.
زندگی او اکنون در دستان ماست.
کارتیک، من تو فیسبوک بیشتر از اینستاگرام لایک گرفتم.
اگر کسی از اعضای خانوادهتان آن را ببیند چه؟
بازی من تمام شد.
رامایا. هوم؟
باید نزدیک خونهات پیادهات کنم؟
بعدش گیر میفتم.
اگر کسی ما را ببیند، رسوایی بزرگی به پا خواهد شد.
شما بروید.
باشه.
کارتی؟ ها؟
تولدم رو خاطره انگیز کردی.
این هدیه همیشه برای من خیلی عزیز بوده.
دوستت دارم، کارتیک.
وقتی رسیدم خونه بهت پیامک میدم.
فردا میبینمت. خداحافظ. خداحافظ.
خداحافظ.
چی شده، سلوی؟
مارگان
حرکت کن، راه را باز کن.
گوش کن، اینجا هیچ ماجرای دراماتیکی در جریان نیست.
همه بروید، بروید!
این پست حدود ساعت ۲:۳۰ بامداد آپلود شد .
سپس فوراً ویروسی شد.
به کسی مشکوکی؟
رامایا مرا از گفتن هر چیزی منع کرد .
دوباره با شما تماس گرفته خواهد شد.
باشه خانم، برو.
به من بگو، جاودانه.
دِرو، یه عکس برات تو واتساپ فرستادم. ببین.
این قتل در چنای رخ داده است.
این پست به سرعت وایرال شده است.
چطور میتونم بعد از دیدن این صحنه سکوت کنم؟
نحوه مرگ دقیقاً یکسان است.
لطفا من را به چنای بفرستید.
نامه استعفای شما تقریباً پذیرفته شده است.
و دستت هنوز خوب نشده.
حداقل ۱ سال طول میکشه تا خوب بشه.
رسماً، این امکان نداره. باشه.
مزاحم من نشو.
خودم از عهدهاش برمیآیم.
چنای شهری است که من میشناسم.
بابا، اگه تو کنارم باشی دیگه چی برای ترسیدن وجود داره؟
قربان گزارش کالبدشکافی می گوید جسد رامایا
داروی مخصوصی تزریق میشود که باعث سیاه شدن بدن میشود.
شروتی؟ آقا.
کولر اتاق رو تعمیر کردید؟ دیروز انجام شد، آقا.
آیا ترتیبی برای استقبال از شما در فرودگاه داده شده است؟
من کالی رو فرستادم، قربان. باشه.
گزارش پزشکی قانونی میگوید که این دارو بسیار سمی است.
و-- تلویزیون، اینترنت، اینورتر، همه چیز خوبه، درسته؟
همه چیز بررسی شده، قربان. باشه.
لپتاپها نیز طبق درخواست شما ارائه میشوند .
خوش آمدید.
خوش آمدید، دروو.
منتظرت بودم.
بعد از مدتها میبینمت.
۹ سال و نیم.
بله، ۹ سال و نیم.
همه چیز هنوز با چشم واضح است.
اما دیدنت اینجا...
...من خوشحالم.
اگر میخواهی اینجا به وظیفه بپیوندی...
من تمام مسئولیتهای شما را به عهده میگیرم.
پرونده؟ باشه، آروم باش، درو.
دارم همه مقدمات رو فراهم میکنم.
ناتاراج؟ آقا؟
و آقای درو.
ADGP ارشد، بمبئی
پرونده را به او بدهید.
از امروز به بعد، پرونده به طور مداوم پیگیری خواهد شد.
کاملاً غیررسمی است.
دِرو، هر وقت خواستی میتونی با من در این مورد صحبت کنی.
بله قربان؟ (بله قربان)
این پروندهی منطقهی منه، قربان.
من امروز تمام فیلمهای دوربینهای مداربسته را جمعآوری خواهم کرد.
گزارش تحقیقات را ظرف یک هفته ارائه خواهم داد ، قربان.
به نظر میرسد این قتل انتقامجویانه بوده است.
چرا؟
ممکنه قتل زنجیره ای باشه؟
اگر هفتهی بعد جسد دختر دیگری در سطل زباله پیدا شود، چه؟
قربان، فقط با یک قتل... ناتاراج.
نفهمیدی چی گفتم؟
پرونده را به او بدهید.
شما این را تصمیم نگرفتید، آقا.
انگار داره حسابی بهت بد میگذره.
چی گفتی؟!
ساعت شما یک ساعت پیش از کار افتاد.
مراقب باش، درووا.
من فقط یه هشدار دادم.
اميدوارم زياد در مورد اين قضيه احساساتي نشيد .
مطمئناً.
درو، همان شروتی است.
سلام. سلام، آقا.
او به شما کمک خواهد کرد. متشکرم!
به خوابگاه برو و نفسی تازه کن.
جسد اینجا پیدا شد؟
بله، قربان.
دوربینهای اطراف رو چک کردی؟
تقریباً تمام دوربینهای مداربسته در OMR به دلیل کارهای مربوط به مترو برداشته شدهاند.
این نمایه فیس بوک رامایا است.
«بدترین تولد عمرم»
این پست ساعت ۲:۳۰ بامداد روز فوت رامایا ارسال شده ، قربان.
"بهترین تولد زندگیم"
این مطلب در تاریخ ۱۶ جولای ساعت ۸:۲۰ بعد از ظهر ارسال شده است ، قربان.
ای وای! آن بیچاره روز تولدش مُرد.
رامایا دوست پسر داشت؟
بله. کارتیک.
همه دارن درباره عکس روی جلدت حرف میزنن، کارتیک.
چنین کلیکی
از شما میخواهم که به پخش شدن فیلم من کمک کنید.
این اولین فیلم من است.
زود خوب شو، کارتیک.
البته، آقا. (البته، قربان.)
یه کم بهم وقت بده. حتماً میام.
باشه. کارتی؟
بفرمایید خانم. برده؟
دو دقیقه به من فرصت بده. بیا با آنها خداحافظی کنیم.
خانم، لطفا داخل منتظر بمانید.
باشه.
این دخترا رو از کجا گیر میاری؟
هر کسی متفاوت است.
میشه اینا رو من بردارم، کارتیک؟
لازم نیست بپرسی، آقا.
ببخشید خانم، چطور میتونم کمکتون کنم؟
لاکشمانا، کارتیک.
مدلینگ، عکاس عروسی و مجله.
بله، آقا. کارتیک.
آیا در روز تولد رامایا عکسی گرفته شده است؟
آقا، من میخواهم ببینم.
میتونی بهش نشون بدی. مشکلی نیست.
این یه ربطی به پرونده رامایا داره.
البته، خانم.
صبر کن، صبر کن.
مگر رامایا این عکس را در شبکههای اجتماعی به اشتراک نگذاشت؟
بله، قربان.
عکس رو روز تولدش گرفتم.
من به عنوان هدیه به او یک زنجیر یک دلاری دادم، آقا.
اما هیچ وقت فکر نمی کردم...
رامایا همان شب خواهد مرد.
آیا چنین زنجیرهای به عنوان مدرک پیدا شده است؟
تا جایی که من اطلاع دارم، نه، آقا.
عکس رو بهم بدید. حتماً، آقا.
تمام مدت روز تولدش کنارش بودی؟
بله، قربان.
رامایا تا ساعت ۹:۳۰ با من بود.
حدود ساعت ۱۰:۳۰ او را دم خانه رساندم .
قربان، فیلم دوربین مداربسته نشون میده که کارتیک ساعت 10:30 شب رامایا رو پیاده کرده.
تمام فیلمها مرتب شدهاند.
آرول؟ صبح بخیر. صبح بخیر، خانم.
پخش فیلم از خیابان کارپاگام در الندور.
باشه خانم.
آقا....این خیابون کارپاگام لین 4 است.
اینجا خانهی رامایا است.
بعد از اینکه رامایا به خانه برگشت، اتفاقی برایش افتاد .
فیلم دیگر را پخش کنید.
بله، قربان.
یک ماشین 20 دقیقه قبل از رسیدن رامایا وارد این جاده شد.
ایست.
این ماشین مال کیه؟
بررسی کردی؟
بله، قربان.
اینجا TN 22 AG 0252 است. بلک هوندا سیتی.
مطمئنی؟ پلاک AG؟
بله، خانم.
ساعت ۰۲۵۲؟
مگه سری G فقط مخصوص خودروهای دولتی نیست؟
بله خانم. من هم شک داشتم.
RTO گفت که این شماره در پایگاه داده آنها وجود ندارد.
یعنی شماره پلاک کاملاً جعلیه، قربان.
نه فقط اعداد.
ماشین هم تقلبی است.
هیچ ماشین مشکی در سری هوندا وجود ندارد.
شاید رنگش عوض شده،
یا اصلاح شده.
اون ماشین...
الان کجاست؟
اون ماشین دیگه هیچوقت دیده نشد، قربان.
آقا، اینو ببین.
این مرد کیست؟
این موقع شب اینجا چیکار میکنی؟
نه فقط اینجا، آقا.
ما همچنین فیلم مسیرهای دیگر او را داریم.
نگاه کن.
میخوام مسیر دویدنش رو ببینم. باشه، آقا.
قربان، اون ماشین، پسره و رامایا فقط تو دوربین مداربسته این خونه دیده شدن.
فیلم آکواریوم هنوز نرسیده، قربان.
همه اینجا فیلم دوربین مداربسته را ارسال کردهاند.
کی قراره بده؟
آقا من از این چیزا سر در نمیارم.
No comments yet. Be the first to leave one.