Scorpion

Scorpion

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

সিজন 4

রিলিজ তথ্য

Scorpion S04E09 HDTV x264-LOL
ভাষ্য লিখেছেন EISHEN
زیرنویس از : مـصـطــفی || LiLMedia.TV || [email protected]

ট্যাগ

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
480p
480
1080
প্রকাশিত: 2017-12-15
ডাউনলোড: 31
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

‫ یه شب عادی بود

‫ آماده شده بودم که ‫ سریال مورد علاقه‌م رو ببینم

‫ پدرم سر کار بود ‫

‫ مادرم داشت طی می‌زد ‫

‫ یادمه چون عاشق بوی صنوبر ‫ اون صابون بودم

‫ صدای پاپکورن از روی اجاق می‌اومد

‫همون شب پدرم فوت کرد

‫توی اون لحظه

‫یا لحظات بعدش چه حسی داشتی؟

‫احساس خوشبختی کردم

‫خوشبختی؟

‫خوشبختی برای داشتن مادری قدرتمند

‫که تونست هردومون رو از اون شرایط سخت ‫بیرون بیاره

‫فوق‌العاده‌س

‫و قدرتمند

‫اما بازم با اینحال ‫از دست دادن پدر...

‫پدرم مثل یک قهرمان مُرد ‫و وضعم از اکثر مردم بهتر بود

‫منظورم اینه که توی اون 9 سال ‫چیزایی از پدرم یاد گرفتم که

‫اکثر مردم توی کل عمرشون ‫یاد نمی‌گیرن

‫خوشبخت بودم

‫آره، شکی نیست که

‫پدر خوبی بوده ‫خودت مثال کاملشی

‫تا حالا از خودت نپرسیدی که چرا ‫چنین بلایی سر یه آدم خوب اومد؟

‫می‌دونی خیلیا از خودشون می‌پرسن ‫«چرا من؟»

‫اما چرا من نه؟

‫همیشه اتفاقای بد می‌افته

‫چرا من باید با بقیه فرق داشته باشم؟

‫وقتمون تمومه

‫هی، ممنون که درموردش حرف زدی

‫می‌دونم از درد و دل خوشت نمیاد و...

‫خیلی کم درمورد پدرت حرف می‌زنی

‫اگه آدم از مامان و باباش نگه

‫که دیگه روان‌درمانی نیست، مگه نه؟

‫دقیقا

‫خوشحالم که این جلسه رو اومدی

‫چند هفته‌ی گذشته زیاد ندیدمت

‫انگار فقط واسه غذا خوردن میای اینجا

‫می‌دونی من دارم یکم تحقیق حقوقی ‫درمورد محاکمم می‌کنم

‫که یکم کار سیلی سبکتر بشه

‫سیلی که حرفی نزده

‫چون چیز بدردبخوری پیدا نکردم

‫چیزی واسه گفتن نیست

‫امیدوارم تو و دوستات گرسنه باشید

‫امیدوارم شماها زیادی گرسنه نباشید

‫واسه عید شکرگذاری پول نداریم

‫خوشحالم که توبی کنسرو کرنبری دوست داره

‫چون نمی‌تونیم خودشو بخریم

‫و بوقلمون‌خان هم

‫یکم از پارسال کوچیکتره

‫توماس، اسم قشنگیه واسه پسرا

‫دیگه نمی‌تونم با تو درموردش حرف بزنم

‫واسه چی؟ انتخاب اسم که ‫بهترین قسمتشه

‫بچه؟

‫من از جایی بی‌خبرم؟

‫نه، هیچ بچه‌ای در آینده‌ی نزدیک دیده نشده

‫اما توبی مصمم شده

‫که سریعا اسم انتخاب کنه

‫توی یه مقاله خونده که

‫یه اسم با مسما ‫باعث افزایش موفقیت فرد

‫در طول زندگیش میشه

‫- کاملا غیرمنطقیه ‫- موافقم

‫موضوع اینه که توبی می‌خواد اسم بچه رو

‫از ریش‌سفید فامیل بگیره

‫که اینجوری چند نسل برمی‌گردیم عقب

‫و نمی‌خوام آخر سر یه ‫اوبادیا کورتز کوچولو، بزرگ کنم

‫بنابراین به جایگزین نیاز دارم

‫خب یه جایگزین مناسب

‫اینه که اسم بچه رو بذارید والتر

‫یا اگه دختر شد، والینا

‫گفتی توبی می‌خواد اسمش ‫بیانگر موفقیت باشه

‫بذارید زحمتتون رو کم کنم

‫عمرا اسم فسقلیمون رو

‫بذاریم یکی از اونایی که گفتی

‫شرمنده والینا

‫هی رسید؟ ‫اومد؟

‫فکر می‌کردم رفتی مرخصی

‫آره، اما کتاب جدید تخت شمشیر منتشر شده

‫و به جای آپارتمانم

آدرس اینجا رو دادم

‫آره، یه ساعت پیش یه بسته اومد

‫10 سال طول کشید

‫تا جی‌رندل پی‌اسمایت اینو بنویسه

‫وزنش به سنگینی

‫ادبیات داخلشه

‫سیلی، اون کتاب درمورد جادوئه

‫جادو مال جشن تولد بچه‌هاست ‫نه آدمای بالغ

‫همش مسخره‌ست

‫آخه تختو ببین

‫از شمشیر ساخته شده

‫روی این تخت که نمیشه نشست

‫آدم تیکه پاره میشه

‫نه اگه کلنتورین باشی

‫چون بدن اونا غیرقابل نفوذه

‫یه نمونه‌ی دیگه از بچه‌بازی

‫با تمدن آمریکا

‫من عاشق اون کتابام

‫یعنی منم بچم؟

‫بگذریم...

‫فلاسک می‌خوای چیکار رفیق؟

‫از رژیم

‫غذای ذهن والت الهام گرفتم

‫بنابراین این نوشیدنی حاوی پروتئین ماهیه

‫تا بتونم کتابو تموم کنم

‫وقت واسه غذا خوردن نیست

‫امشب کامل وقت می‌گیره

‫ببخشید

‫مادر این بچه کجاست؟

‫اینجام ‫چی شده؟

‫فکر کنم این مال شماست

‫بله، اسمش رالفه

‫لطفا ولش کن ‫جریان چیه؟

‫داشت روی هواکش سقف آزمایشگاهم راه می‌رفت

‫تا اینکه

‫سقف شکست و افتاد

‫و یه ست خیلی گرون قیمت

‫- از فلاسک‌های ارلن رو نابود کرد ‫- حالت خوبه؟

‫سالمه ‫بررسیش کردم

‫دنبال چی می‌گشتی؟

‫احتمالا یکم نظارت والدین

‫می‌ذاری پسرم حرف بزنه یا نه؟ ‫دهن باز کن

‫چندتا از کرم‌هامون تبدیل به پروانه شدند

‫و رفتند توی هواکش

‫منم می‌دونستم که

‫فلورنس نسبت به محیط کارش حساسه

‫واسه همین رفتم برشون گردونم

‫که ناراحت نشه

‫چه نتیجه‌ای گرفتی؟

‫رالف، باید چی بگی؟

‫اون هواکش‌ها اصلا ساخت خوبی ندارن

‫جو رو اشتباه گرفتی بچه‌جون

‫عذر می‌خوام

‫تقصیر تو نیست

‫تو بچه‌ای ‫کنجکاو و خام

‫وظیفه‌ی مادرته که حواسش بهت باشه

‫پیج مادر خیلی خوبیه

‫اگه لازمه که بدونی

‫من رالف رو یکم آزادتر می‌ذارم

‫چون یه نابغه‌ست

‫چقد تعجب کردم ‫یه مادر لس‌آنجلسی که

‫فکر می‌کنه بچه‌ش نابغه‌س

‫و ترتیب آلودگی پروانه‌هاتون رو هم بدید

آلودگی نیست

‫راه‌حلیه که طراحی کردیم

‫برای نووا ‫اداره‌ ملی اقیانوس

‫و اتمسفر ‫باهاش آشنا هستم

‫یه پرونده‌ی مهمه

‫داریم زباله‌دان بزرگ اقیانوس آرام رو تمیز می‌کنیم

‫500 تن پلاستیک که در اقیانوس شناوره

‫تا اینکه یه تیکه

‫به اندازه‌ی زمین فوتبال جدا شد

‫و رفت به سمت وست‌کوست

‫و مواد شیمیایی پخش کرد

‫فکر می‌کنم می‌خواید از

‫کرم استفاده کنید ‫چون پلاستیک رو می‌خورن و هضم می‌کنن

‫و باعث غیرسمی شدنش می‌شند

‫ظاهرا یه نوع عامل پیوندی طراحی کردید؟

‫روی پلاستیک اسپری می‌کنیم

‫تا سخت و تبدیل به جامد بشه

‫اینجوری می‌تونیم روش راه بریم و برسیم به زباله‌ها

‫و کرم‌ها رو پخش کنیم

‫همون کارای همیشگی نابغه‌ها

‫راه‌حل بدون مشکله

‫اگه 93% نرخ موفقیت رو ‫بگی بدون مشکل، درسته

‫ببخشید؟

‫عامل پیوندیتون مشکل داره

‫یه ماده‌ی شیمیایی داره که قسمتیش توسط کرم‌ها هضم نمیشه

‫و دوباره وارد اقیانوس میشه

‫حدس می‌زنم 7 درصد امکان شکست داشته باشید

‫یعنی 35 تن پلاستیک توی اقیانوس

‫البته به شرط اینکه حق با ایشون باشه ‫که نیست

‫فرمول ما از تک‌تک عامل‌های پیوندی موجود بهتره

‫نه تک‌تکشون

‫عاملی که من توی آزمایشگاهم ساختم

‫البته با وجود مزاحمت‌های زیاد

‫کاملا اورگانیکه

‫بدون وجود ماده‌ی شیمایی

‫کرم‌هات می‌تونن 100% پلاستیک‌ها رو ‫هضم کنن

‫تا جایی که من خبر دارم ‫100% از

‫93% خیلی بهتره ‫اما من که نابغه نیستم

‫فقط یه شیمیدانم

‫خوش به‌حال شماها

‫که آزمایشگاه من یکم با مشکل مالی مواجه شده

‫بنابراین مایلم همراهیتون کنم

‫به ازای یک ششم دستمزد

‫- اصلا ‫- والتر، شاید بهتر باشه...

‫- ازش خوشم نمیاد ‫- ببخشید

‫والتر داری اجازه میدی ‫احساسات شخصیت

‫مانع کار بشه

‫اگه محصول اون... ‫محصول اون موثرتر باشه

‫اونوقت واسه پاک کردن یه تیکه‌ی 90 متری

‫از اقیانوس بهتر عمل می‌کنیم ‫و شاید اونموقع استخدام بشیم

‫تا بقیه‌ش رو هم تمیز کنیم ‫و اینجوری دیگه بی‌پول نیستیم

‫متکبر و پرافاده‌س

‫سلام دیگ ‫ظاهرا با دیگ سیاه جدیدمون آشنا شدی

‫می‌دونم آدم گندیه ‫اما از کی تا حالا

‫والتر اوبرایان راه غیربهینه رو میره؟

‫قبوله

‫یک ششم دستمزد ‫به شرط اینکه محصولت آزمایش بشه

‫تا...40 دقیقه‌ی دیگه راه می‌افتیم

‫بریم کرم‌ها رو جمع کنیم

More Farsi Persian subtitles for Scorpion

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left