প্রথম 200টি লাইন।
من اوترد پسر اوترد هستم
در ولز، پادشاه هاول و برادرش رودری معتقدند که پیروزی
در تتنهام موجب صلح شده
من قراره به یه سفر زیارتی برم و تو میتونی در غیابـم حاکم قلعه باشی
اما جنگجوی دانمارکی جدیدی خشم بریدا بر ضد ساکسونها رو مهار میکنه
- من تورو نمیشناسم - عموزادهی کنوت، سیگتریگر از ایرلند
از کنوت حاملهی یا اینکه مال ولزیاست؟
با حقیقت خیانت اردولف یه ایگلزبرگ برگشتم
اردولف به قتل پادشاه اتلرد اعتراف کرده و از مرسیا فرار کرده
به لطف مهربونی کسایی که بهش وفادارن،
اتلفلد پیش دخترش برگشت
معجزهای رخ داده و تو در این مورد در اشتباهی
امیدوارم که به عشقـم به اتلفلد اجازهی شکوفا شدن داده بشه
که در کنارت با آرامش زندگی کنم، تا دخترم رو در امنیت بزرگ کنم،
هیچ چیزی برام بیشتر از اینا خرسندی به بار نمیاره
بااینحال، بدون داشتن حاکم...
خونسرد باشید!
مرسیا در آشفتگی باقی مونده...
قلب ادوارد به مرور سنگ میشه حتی در مقابل پسر خودش
- ایشون اتلستنه - اون نمیتونه اینجا باشه
و سرنوشتم با یک درخواست غیرمنتظره عوض شده
اگه قرار باشه کسی رو بعنوان حاکم اینجا انتخاب کنم که در مسیر صلح باشه،
با خودم فکر کردم که تو باید اون شخص باشی
به سلامتی اوترد از مرسیا!
اوترد از مرسیا!
همهچیز به سرنوشت بستگی دارد!
«لانکادیک»
«لنگادوگ» «ولز»
مترجم: iredprincess
برید
دانمارکیها!
دانمارکیها!
بسوزونیدش
همهچیز مهیاست
بریم!
به قلعه برمیگردیم
«ایگلزبرگ»
«آیلزبوری» «پادشاهی وسکس»
داری قلمروت رو ارزیابی کنی لرد اوترد؟
- نمیخوام بحث کنم - پس اینکار رو انجام نده
تو شخص مناسبی برای حکمرانی بر مرسیا نیستی
چطور میتونی انقدر مطمئن باشی؟
تو پرتلاطم و نترسی با غرایض و قلبت جلو رفتی
و اینا همهچیزایی هستن که درموردت دوست دارم
اما الان مرسیا به چنین حاکمی نیاز نداره
به یه آدم سیاستمدار و سنجیده نیاز داره
که بتونه قلمرو رو بازسازی کنه و اتحادات منصفی رو ایجاد کنه
وقتیکه نیاز باشه میتونم سیاستمدار باشم
مرسیا به حاکمی نیاز داره که ستمگری نباشه که وسکس تحمیلش کرده
چنین چیزی از آب درمیاد اگه تو انتخاب ادوارد بعنوان لرد
و محافظ مرسیا باشی
فعلا بهترین کاری که میشه برای مرسیا انجام داد همینه
یه لرد دیگه ممکنه مثل من بهت علاقمند نباشه
ممکنه تبعید بشی
درسته
و بااینحال این رو به حاکم شدن من ترجیح میدی؟
اگه ازم میخوای بین حاکمی که به نفع خودمه و حاکمی که
به نفع مرسیاست انتخاب کنم،
حاکمی رو انتخاب میکنم که به نفع مرسیاست
نیازهای مرسیا از مال من مهمترن
- من اینکار رو برای تو کردم - میدونم
تا تو و الفوین امنیت داشته باشید
اگه حاکم مرسیا باشم، میتونم ازت محافظت کنم
از تموم کارهایی که برای ما کردی ازت ممنونم اوترد اما این عقیدهی من رو درمورد اینکه
مرسیا به حاکمی مستقل از وسکس نیاز داره رو تغییر نمیده
- شرمنده، اگه بخواید میتونم برم - من داشتم میرفتم پدر
میدونم کاری که درسته رو انجام میدی
- چیه که انقدر مهمه؟ - میخواستم درمورد غسل تعمیدت صحبت کنم
حاکم مرسیا باید مسیحی باشه این مکتوب شدهست
پدربیوکا غسل تعمیدم داده
- دوبار - اون سالها پیش اتفاق افتاده،
و زندگی که در این مدت داشتی زیاد مسیحیوار نبوده،
برای همین هم بعضی از اربابان
شخصا میخوان شاهد غسل تعمیدت باشن
حرفم کافی نیست؟
اگه شکوشبههای وجود داره، چرا مدرکی که نیازه رو به اربابان ندیم؟
نوید دعوت دوبارهی خدا به
به درون قلبت انقدری شنیعه که حاضری دست بکشی...
- نه - از این فرصت برای حاکم مرسیا شدن؟
- باشه - حلوفصلش کنیم؟
غسل تعمید میکنم... دوباره!
برای بار سوم
خوبه
«پادشاهی دهیبارف»
«ولز»
اینجا خونهی خوبی برای ما میشه
میتونیم یه مدتی اینجا استراحت کنیم
بریدا! زنان کجان؟
زنان ولزی مقابله میکنن مجبور شدیم بکشیمشون
کار خوبی کردی
با این و چیزی که قبلا جمع کردیم، برای رفتن از اینجا بیشتر از مقدار کافی داریم
اینجا رو ترک کنیم و کجا بریم؟
به وسکس یا مرسیا. از کشتن کشاورزان و زناشون خسته شدم
افرادم بعد از ماهها مبارزه از ایرلند خارج شدن
اونا خستهان و کجا بهتر از اینجاست برای استراحت کردن؟
غذا داریم. امنیت داریم
دلیلی برای رفتن وجود نداره
ادوارد و اوترد خونوادهمون رو سلاخی کردن باید بخاطرش تقاص پس بدن
- و خواهند داد - کِی؟
وقتیکـه زمان مناسبش برسه
من خودم رو توی اون سوراخ زیرزمین زنده نگه نداشتم
تا فربه شدن نیروهات رو ببینم درحالیکه ساکسونها قویتـر میشن
بخاطر از تتنهال، الان ضعیف شدهان انتظار حملهی ما رو ندارن
تو روحیهی یه جنگجو رو داری و این خوبه
اما اگه از نیروهام بخوام که بجنگن، باید برای دلیلی باشه که بهش باور دارم
اونا برای محافظت از خونوادهاشون یا غذا و یا سرزمینـشون میجنگن
اما انتقام تتنهال... کافی نیست
من به شمال میرم تا متحدینمون رو پیدا کنم اونا با ساکسونها مبارزه میکنن
پس همینکار رو بکن
به ده نفر نیاز دارم تا توی سفر همراهیم کنن
این رو بهم بدهکاری
میتونی پنج نفر رو ببری
ببین تا کجا میتونم برم،
- من میتونم بالاتر برم - تقریبا دستم به آسمون میرسه!
- بانو اتلفلد - راحت باش
نه من بالاترم...
اشتباه کردم که بهت شک کردم
همونطور که گفتی پیغامم رو به لرد اوترد رسوندی
خوشحال میشدم اگه کمکی از دستم برمیومد
و بهم گفتن که توی مسیر از الفوین مراقبت کردی، تبش رو پایین آوردی
بچهی بیباکیـه
حتما توی خونـشه
- این بچه بهت علاقمنده - و منم بهش علاقمندم
احتمالا بتونم اینجا به کارش بیام
من کنجکاوم
چرا آشکار کردی که اردولف قاتلِ اتلرده؟
درسته که اردولف برادرمه اما میدونستم که کارش اشتباهه
من انتخاب کردم که به شما و لرد اوترد وفادار باشم
چون به کاری که شما و ایشون دارید میکنید ایمان دارم
فکر میکردم از تماشای غسل تعمید دادن من خوشحال میشی
میشدم، اگه باور میکردم که خالصانه خدا رو به درون قلبت میپذیری
نگران اینی که هر بچهای که غسل تعمید داده میشه خالصانه خدارو به درون قلبش میپذیره؟
مطمئنم که چند نفرشون دارن برای بدست آوردن تاجوتخت اینکارو میکنن
خداوند بینهایت داناست، درسته؟
خودش میفهمه که خالصانه دارم اینکار رو میکنم یا نه
لرد اوترد به پیش بیا و رحمت خداوند رو بدست آور
بالا! بالا! بالا! پایین!
حالا که دارم میرم، کسی سگم رو میخواد؟
کسی سگم رو میخواد؟!
تنها کاری که باید بکنید اینه که بهش آب و غذا بدید و کتکش بزنید!
هر روز بزنیدش!
بلند شو. تکون بخور!
سگ میخوای؟
هیچکس تو رو نمیخواد سگ جون
میدونم که به لرد اوترد شک داری،
اما من مطمئنم که تصمیم درستیه
موضوع این نیست که بهش شکی دارم
فقط نمیتونم فراموش کنم که خنجری رو به سمت گلوی پدرت گرفت
و اونو تهدید به مرگ کرد
خداوند بزرگ، تموم بیبصیرتیهای قلبـش رو دور کن
پروردگارا خواستاریم که با بخشندگی دعاهای ما را بشنوی و از اوترد محافظت کنی
با نشونهی صلیبت اون رو علامت گذاری کن
خداوندی که خالق همه انسانها هستی،
بگذار از موهبت بخششی که به اوترد ارزانی داشتی مسرور باشیم
که نمیتونست بر روی زمین بدستش بیاره به جز از طریق برکت الهی
حالا دیگه نوآموز تعالیم مسیحیتی
از پشتیبانت خواستارم که به اینجا بیاد
خدمتکارت اوترد رو به در جایگاه
قدیسین پارسا و فروزانتـرین فرشتگانت بپذیر
بگذار آب تطهیرش کند تا که خردمندی برای انجام دادن عدالت را بدست آورد
اوترد، حالا تو فرزند خدا هستی
- آمین - آمین
آره!
فکر نمیکنم یه قطره دیگه شرابم بتونم بخورم فینان
همه میدونن که بیماریها رو باید با خود بیماری درمان کرد
پس فقط شراب بیشتر حالت رو بهتر میکنه
کاملا معقوله
بذاریدمورد اعتمادترین مشاوران حاکم جدید مرسیا رو بهتون معرفی کنم
بنظر من که شبیه به مشاورین حاکم نیستن
چندتا مشاور دیدی تا حالا؟
- گمونم هیچی - پس این شکلیان
حالا لیوانامون رو با شراب پر کن
و بهت میگیم که چه برنامههای بزرگی برای مرسیا داریم
هی، هی، هی بیدار بمون
ایشون نه
- ایشون شیر میخوره - چی؟
نمیخوام موجب خشم حاکم و محافظ مرسیا بشم در اولین روز...
آمادهی خدمت کردنی؟
بله پادشاه
بعد از ویتان، من و تو باید باهم تنهایی صحبت کنیم
میخوام که درمورد برنامههای پیش رفتن
اتحاد بین وسکس و مرسیا باهات صحبت کنم
مهمه که دقیقا بدونی چه کاری باید انجام بشه
بله پادشاه
تموم شد اتلفلد. بپذیرش
اوترد غسل تعمید داده شده و حاکم مرسیا خواهد بود
این بدترین تصمیم ممکن نیست
- یادم میاد یه زمانی میخواستی سر به تن اوترد نباشه! - درسته
اما پدرت چیزی رو در اوترد دید که من برای دیدنش بیبصیرت بودم
الفرد قاضی دانایی برای شخصیت آدمها بود
اوترد مرد خوبیـه اما مرد مناسبی نیست
برادرم داره برای حاکم شدن مجبورش میکنه و چنین چیزی قابل قبول نیست
انجمن ویتان تصمیم میگیره که کی حاکم مرسیا بشه، نه ادوارد
خودت میدونی که این مزخرفه!
ادوارد جوری رفتار میکنه که انگار مرسیا جزو قلمروشه، درصورتیکه نیست
ما متحدینش هستیم، نه تبعهاش باید اینو قبول کنه
No comments yet. Be the first to leave one.