প্রথম 200টি লাইন।
« ...آنچه در آمریکاییها گذشت »
حدس بزن کی توی شهره؟
سیآیاِی میگه که اُلگ سه ساله توی کیجیبی کار نکرده
ما میخوایم سر در بیاری همسرت چیکار داره میکنه و به ما بگی
...و اگه مجبور شدی متوقفـش کن
آیندهی کشورمون همین حالا داره تعیین میشه
ببخشید. ببین. باید در مورد یه چیزی باهات صحبت کنم
،اگه میدونستی من چقدر خستهام همچنان به صحبتکردن ادامه نمیدادی
تو تنها کسی هستی که میتونم باهاش تماس بگیرم
هر کار کوچولویی که من انجام میدم، اشتباهـه
من طلاق میخوام، استن
...اگه ترکـش کنی
،گنادی داره کار خطرناکی انجام میده و تو بخش بزرگی ازش هستی
تو یه فکری براش میکنی، باشه؟
مرکز ازت میخواد با دوست قدیمیـت لایل رنهول ارتباط برقرار کنی
.الان یه ژنرال شده باید سعی کنی یه چیزی به اسم
یه حسگر تابشی لیتیمی رو ازش بگیری
من قرار نیست به کشورم خیانت کنم
خیلیخب. خواهش میکنم
مامان، حالـت...؟
برگرد توی ماشینـت
!همین حالا
این گروهه که من گاهی اوقات میرم رو میشناسی؟
اِست»؟»
الان دیگه... الان دیگه بهش میگن ...هماندیشی»، ولی آره»
اونا در مورد اینکه
به خودت اجازه بدی احساس بدی ،داشته باشی یا بترسی، صحبت میکنن
اگه چنین احساسی داشته باشی
من حالم خوبه. خوبم
مهمه که نادیدهش نگیری
بهتره که احساس بدی داشته باشی و باهاش کنار بیای
تا اینکه وانمود کنی هیچ احساسی نداری
...پیج، این چیزا
منم چیزهای بدی دیدم
...سخته با همهش کنار بیای
...مجبوری، ولی
...تو چطوری
...نمیدونم
نمیدونم. من مادرت رو داشتم
تو هم داریـش
حالـت خوبه؟
آره
چه اتفاقی افتاد، مامان؟
اتفاقی که افتاد، اینه که تو موقعیتـت رو ...ترک کردی و صاف دویدی اومدی وسط
الو؟
سلام، بابا
هنری، چه خبر؟
ما بُردیم! اولین باخت این فصل «تیلتون» بود - عالیه -
تیلتون دو فصل اخیر قهرمان لیگ نبود؟
چند چند شُدید؟
آره. سه دو
گُل پیروزی رو من زدم - خب، معرکهست -
ببین. من الان درگیر کارم
فردا باهات تماس میگیرم، باشه؟
آره، البته. فقط دیروقت تماس نگیر، باشه؟
صبح دوشنبه امتحان حسابان پیشدانشگاهی دارم
خبر فوقالعادهای در مورد مسابقه بود - ممنون، بابا -
خدافظ
...صدای یه شلیک شنیدم
...نمیدونستم
...نمیدونستم چیکار کنم
تو باید کاری که بهت گفته شده بود رو میکردی
...فکر کردم تو - تو موقعیتـت رو ترک کردی -
و صاف اومدی وسط یه دیدار
،اگه هر کس دیگهای از تیم، اونکارو کرده بود کارش تموم بود
...من نمیتونستم - نه! تو نمیتونی در مورد چیزی که -
فکر کردی یا احساس کردی یا چیز دیگهای حرف بزنی. الان نه
متوجهی چیکار کردی؟
هی، این وضع خیلی خوبی نیست
بهنظرم باید در مورد چیزهای زیادی صحبت کنیم
اینطور نیست، فیلیپ
.خیلی سادهست طبق برنامه پیش میری
متأسفم، مامان
من خراب کردم
بعداً بیشتر در موردش صحبت میکنیم
اشکالی نداره امشب رو اینجا بمونم؟
البته که نه - نه، اشکال داره -
الان شبِ کاریه. برو خونه
الان دیگه تقریباً با فضای کار آشنا شده
نه با تمامش
من بهش گفتم تو رو داره که باهاش صحبت کنه
پس بهنظرت الان داشتم چیکار میکردم؟
پیج گفت طرف یه نظامی بود
رنهول
رنهول؟
بعد از اینهمه مدت با اون چیکار داری؟
اون به این چیزه دسترسی داره
یه نوع حسگر تابشی
دسترسی داشت
چی؟
«دسترسی «داشت
آره
اون یه آرمانگرا بود. چی شد؟
اون میخواست من رو بکُشه
پیج فکر میکنه خودش رو کُشت
آره
...فرصت نداشتم روش کار کنم، من
خیلی سریع اقدام کردم
توی کشورمون دردسر وجود داره
از چی حرف میزنی؟
در رابطه با گورباچف
چیز زیادی در موردش نمیدونم
حسگر رو واسه چی لازم دارن؟
نمی... نمیتونم بگم
کـاری از هـومـن صـمـدی Raylan Givens
سعی نکن نظرم رو عوض کنی، استن
...من سعی ندارم - ،تو مرد خوبی هستی -
ولی همیشه چیزی که میخوای رو بهدست میاری. از من، از گنادی
دوستم باگدان، اون میگه من بیش از حد به حرف تو گوش میدم
باید به حرف دلم گوش بدم
با باگدان در مورد من صحبت کردی
بهش اعتماد دارم
اگه بهش گفته باشی تو و گنادی چیکار دارید
...برای ما انجام میدید اونطوری خطرناکه
،برای گنادی
برای جفتتون
من که بچه نیستم، استن
من به باگدان اعتماد دارم
و ما مردم شوروی هستیم
.بلدیم رازنگهداری کنیم کارمون همینه
امشب میبینمـت - باشه -
آکادمی سنت ادوارد
،سلام، فیلیپ جنینگز هستم
دیوید ساتو باهام تماس گرفته بود
یه لحظه
الو؟
سلام، دیوید، فیلیپ جنینگزم
ممنون که باهام تماس گرفتی
میخواستم در مورد فاکتور این ترم باهات صحبت کنم
هنوز پولمون پرداخت نشده
،آره، خب، واقعاً خوشحالم که تماس گرفتی چون میخواستم پرداخت کنم
ولی قبلش میخواستم باهات صحبت کنم
...اخیراً کارمون خیلی گرفته
اوه، خوبه
آره، راستـش خیلی خوبه
،ولی همهش خیلی سریع اتفاق افتاد
،چون دفتر بغلی خالی شد ،ما مجبور شدیم ازش استفاده کنیم
...من چندتا آدم جدید استخدام کردم
عجب - آره، واقعاً هیجانانگیزه -
ولی برای توسعهی کار، مجبور شدم کُلی پول استفاده کنم
،پس، چیزی که برام سؤال بود، دیوید اینه که میتونیم... شرایط پرداخت
شهریه رو برای امسال تغییر بدیم یا نه
راستـش رو بخوای سنت ادوارد ...اینکارو نمیکنه
،نه، میدونم. متوجهام. میدونی منم دستم توی کاره
و... من چندتا مشتری دراز مدت داشتم که درخواستهای مشابهی کردن
ولی، میدونی، وقتی همونطور که تو ...من رو میشناسی، من اونا رو میشناسم
چون ما الان سه ساله که ...در سنت ادوارد بودیم
،هیچوقت پرداختمون عقب نیوفتاده ...و دیگه هم این اتفاق نمیوفته
میدونی، فقط اینکه سال غیرعادیای بوده
و بهم اعتماد کن، کمک هزینهی آموزشی ...کمک میکنه
ولی... سخته
دقیقاً چی در نظر داشتی؟
،فقط بذار دورهی تعطیلات رو بگذرونم
،میدونی، تعطیلات، بهترین زمان کاری ماست و بعدش خبرت میکنم
...اگه واقعاً فقط همین یکباره
همینطوره - باشه -
ممنون، خیلی ممنون
لطفاً به کسی نگو. اگه بخوام برای هر خانواده ...گزینههای پرداختی متفاوتی در نظر بگیرم
البته. و اگه به یه قیمت خیلی خوب ...برای سفر به باهاماس نیاز داشتی
باهام تماس بگیر. ترتیب کارت رو میدیم
ممنون
.من مرتکب یه اشتباه شدم یه اشتباه خیلی بد
متوجهام
خوبه
...نمیتونم
چیزی که دیدم رو از سرم بیرون کنم
چه اتفاقی افتاد؟
...وقتی با یه نفر دیدار میکنی ...با یه منبع
یه ریسک میکنی. خودت میدونی
ولی... هیچوقت واقعاً نمیتونی بدونی چی توی سر یه نفر میگذره
من سعی کردم جلوش رو بگیرم
حتماً دیوونه بوده
من باشم این رو نمیگم
اون... آشفته بود. مستأصل بود
در مورد چی؟
،اون درگیر یه چیزی شده بود و راه خلاصیای نمیدید
فکرش درست کار نمیکرد
،حقیقت اینه که
منم اشتباه قضاوت کردم
نباید اون اتفاق میوفتاد
کی بود؟
یه ژنرال آمریکایی
و من سعی داشتم متقاعدش کنم یه چیزی رو که برای امن نگهداشتن
کشورمون بهش نیاز داریم، بهم بده
پس برای من، صرفنظر از اینکه چقدر خطرناک باشه... مشکلی نداره
منظورت چیه، مشکلی نداره؟
،که صرفنظر از اینکه چه اتفاقی برام بیوفته
اگه دارم برای چیزی که اونقدر مهمه ...مبارزه میکنم
برات مهم نیست اگه بمیری؟
خب، البته که مهمه
ولی نمیترسم
نمیتونی با ترسیدن زندگی کنی، پیج
فایدهای نداره. اونطوری هیچ کاری نمیکنی
،اگه میخوای یه تفاوتی ایجاد کنی تفاوت ایجاد میکنی
...پس، چه اتفاقی میوفته در رابطه با
منظورم، پلیسه و...؟
امید بر اینه که، اونا فکر کنن اون آشفته بود، و خودکُشی کرد
اگه اینطور فکر نکنن چی؟ - اگه نکنن، نمیکنن دیگه -
من که تمام جوابها رو ندارم
چیزی که میدونم
No comments yet. Be the first to leave one.