প্রথম 159টি লাইন।
Vereasa & AutoAly
:تنظیم و ویرایش
Michael Scofield
Vereasa & AutoAly
:تنظیم و ویرایش
Michael Scofield
...مشاهده شده به عنوان غریبه و موجودی فرا زمینی
...دون و متناقص
.اینها موجوداتی هستند که به تازگی بر خلاف نباتات و موجودات مشاهده شدند
،از زمانهای دور
.بشریت از تغییر یافته ها هراس داشت
.از آن زمان به بعد , به عنوان "موشی" شناخته می شوند
موشی
موشی-شی
وقتی پدرم مست میشد .اغلب این داستان رو تعریف میکرد
چند سال گذشته؟
یه روز غروب در راه خونه از یه دهکدهی همین حوالی
.گم میشه
،میره و میره
ولی دیگه جاده رو کاملا .گم میکنه
...کاملا ناامید شده بود، تا اینکه
!یه نفر اونجاست
...خدا رو شکر
.همونجا یه راه هم باید باشه
اون نور دیگه چیه؟
مهمانی در گوشهی جنگل
،وقتی نزدیک میشه
رایحهی بسیار دلپذیر ساکی .از هوای اطراف به مشامش می رسه
بالاخره وسوسه میشه یه جرعه از اون ساکی بخوره
.و یواشکی وارد جمع میشه
این ساکی
.همانند طلا میدرخشیده
.روکوسکه
آمم... بله؟
.دستت درد نکنه
.دیگه میتون بری خونه استراحت کنی
.باشه
.ببخشید جناب ساقی
میخواستم کمی از ساکی امسال .رو با خودم ببرم
.باشه
حتما پدرت از ساکی امسال .کلی خوشش میاد
اغلب اوقات دوران کودکی
ساکیای که پدرم درست می:رد رو .به این صورت میبردم به دهکدهی همسایه
،هر بار
،وقتی به حوالی کوهستان میرسیدم
.حس میکردم یه چیزی چسبیده بهم
!اوووخ
!آآه
.آخیش، شانس آوردم
،وقتی به دهکده میرسیدم
.همیشه کلی از ساکی ناپدید شده بود
یه بار وقتی استادم سر این مسئله ،خیلی باهام دعوا کرد
.اما پدرم هرگز سرزنشم نکرد
...میگم
تو کوهستان حس نکردی چیزی... بهت چسبیده باشه؟
چرا! یه چیزی اطرافم بودم ولی نمیتونستم ...ببینمش
و تا به خودم اومدم .دیدم کلی ساکی ناپدید شده
!به خدا راست میگم
.که اینطور
.اونا عاشق ساکی مرغوبن
گمونم از محصول امسال هم .به مذاقشون خوش اومده
.ولی خب... این کجا و اون کجا
...در قیاس با اون ساکی
اون...؟
داستانش رو که بهت گفتم، مگه نه؟
.ساکی تابان
.طعمش هنوز زیر زبونمه
از همون موقع سعی در .تولیدش داشتم
.ساکی یه موجود زندهست
اگر با تمام حواسم به حرفهاش ،گوش کنم
.میدونم که بالاخره جوابم رو میده
اگه به حرفهاش گوش کنی؟
.آره
،اگر میخوای به این کار بچسبی .باید این رو یادت باشه
!بالاخره تونستم، پدر
!وای! خوشمزهست
!اووووخ
.نمیدونم چرا اینقدر تلو تلو میخورم
مست کردم؟
اوه؟
میگم کجام؟
نکنه راه رو اشتباهی اومدم؟
...بهتره برگردم
ها؟
این دیگه چیه؟
تار موی یه حیوون وحشی؟
!اوه
...وایسا
!با توئم
!بایست
هوی کجا میری!؟
!پسش بده
این نور دیگه چیه؟
تو دل جنگل چکار میکنن؟
اینجا چی میخوای؟
...خب... چیزه
.اوه، کوکی داری
کوکی: ساکی تابان
.نیازی نیست بترسی
!ساکی تابان
...پس... این
همونیه که پدر دربارهش میگفت...؟
.این اطراف ندیدمت
موشی-شی جدیدی؟
ها؟
.خب
یعنی اگه بهشون ساکی بدم ولم میکنن؟
موشی-شی"؟" این آدمان؟
.سلام گینکو
.یکم سیگار موشی مرغوب دارم
جدی؟
با کوکی عوض میکنی؟
چی شده؟ خودت تمام کردی؟
.منم چیز زیادی واسم نمونده
!خواهش میکنم
!یه قطره هم کفاف میده
.باشه، پس تمام سیگارهات رو میخوام
.خیلی بدجنسی
.میخواستی در مصرف صرفهجویی کنی
.یکم باانصاف باش مرد
!اوه
!هوی تو
.آره با خودتم
تو کولهت کوکی داری، نه؟
.بیا یکم با ما هم بده
...نه... این
.ظاهرش که خیلی سنگین میخوره
.گدا بازی در نیار
،اگر سیگار نمیخوای
.چیزای دیگه هم دارم
...این فنجون رو قبلا یه جا دیدم
این چشمت رو گرفته؟
.انگار چیز عتیقهایه
اون موقع با یک فنجون کوکی .عوضش کردم
...چشمهای تیزی داری جوان
،بعدا که اومدی بفروشیش .بهت گفتن به درد هیچی نمیخوره
!تو خفه
.مال پدره
!گینکوی خر
نمیشه دهنت رو ببندی؟
!پدر همیشه این رو با خودش داشت
من دارم معالمه میکنم، کی از تو نظر خواست؟
میدیش بهم؟
اوه؟ به جاش بهم کوکی میدی؟
اوه...؟
...خب، هر طور میلته
.دمت گرم
.قربانت
نمیخواست بخوره؟
...عجیبه
.هیچکس ساکی تابان نمیخوره
پس باهاش چکار میکنن؟
،اوه راستی
.گروه واتاری منتظره
.باشه
.انگار با مقدمات مشکل دارن
مقدمات؟
باز دوباره؟
.میرم ببینم چه خبره
No comments yet. Be the first to leave one.