A Korean Odyssey

A Korean Odyssey (화유기)

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

রিলিজ তথ্য

A Korean Odyssey Hwayugi E19 sunflowermag ir
ভাষ্য লিখেছেন sunflowermag
زیرنویس قسمت 19 کاری از تیم ترجمه آفتابگردان sunflowermag.ir

ট্যাগ

other
প্রকাশিত: 2018-03-11
ডাউনলোড: 25
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

عاشقتم

منم

عاشقتم

عاشقتم

اين همه چيز جمع کردي؟

آره

نميدونم چرا توي دلم نگهشون داشتم

بايد بروزش ميدادم

که عاشقتم

جين سون مي، ميخوام يه چيزي نشونت بدم

چيه؟

يه چيزي

اگه بتونم يه روزي نشونت بدم

واقعا خيلي با ديدنش خوشحال ميشي

وقتي بوجا دنبال کسي که کشته بودش مي گشت

آسانيو تسخيرش کرد

بعد از اون، کنار اون موند و کمکش ميکنه

اون واقعا يه روح خبيث بدجنسه

چي؟ پال گه رفته ديدن کانگ دسونگ؟

سعي کردم جلوشو بگيرم، ولي گفت ميخواد بکشش و رفت

اگه اينجوري بره، به دست آسانيو کشته ميشه

چي؟ چرا بايد خوکه بميره؟

اونقدرا ضعيف نيست که به دست آسانيو بميره

فعلا، من قدرتشو مهر و موم کردم

نميدونستم

فقط نتونستم تحمل کنم خوکه همينطور گول اون روح خبيثُ بخوره

مسئله پال گه مهمه

ولي اگه کاري نکنيم ممکنه نقشه هاي سون او گونگُ خراب کنه

لعنتي

يه مهمون ناخونده داريم

مهمون؟

واقعا که چه مهمون ناخونده اي، پي کي

کانگ دسونگ، تو جونگ سه را رو ميشناسي؟

!پرسيدم جونگ سه را رو ميشناسي

ببخشيد که سرزده مزاحم شديم

اين دوستمون زيادي هيجان زده شده

اين يعني چي؟

جونگ سه را رو ميشناسين، درسته؟

ميدونم که اينجا زندگي مي کنه

خب؟

اون يکي از کارآموزاي شرکت من بود

با اينکه اگه اين موضوع به بيرون درز پيدا کنه، برامون دردسر ميشه

ولي بايد بگم که اون با اين پسر خيلي صميمي بود

با اينکه خبر قرار گذاشتن پي کي و آليس بيرون اومده

ولي در واقع، عشق واقعيش يکي ديگه س

خب، يه همچين چيزي

واقعا؟

بعد از اينکه شنيده دختري که دوستش داره اينجاست

حتما خيلي عصباني شده

ميفهمم

ولي شما چه رابطه اي با جونگ سه را دارين؟

ممکنه شايعات رابطه ي ستاره معروف پي کي و يه کارآموز، جالب باشه، ولي

براي شما که برنامه هاي بزرگي پيش رو دارين، ضربه ي بزرگيه

سوءتفاهم نشه. جونگ سه را

دختر بيماري هست که تحت پوشش بنياد کره س

براي شروع، چرا نميشينيد صحبت کنيم؟

دير وقته

چون سرزده مزاحم شديم، فعلا از خدمتتون مرخص ميشيم

...در مورد بقيه ي مشکلات

چطوره بعدا حل و فصلشون کنيم؟

چرا ميذاري اون عوضي زنده بمونه؟

مسائلُ پيچيده نکن. بيا بي سر و صدا بريم

فکر کنم سام جانگ همه چيزو بهت گفته

از اون هوش فريبنده ت استفاده کن و قضيه رو با اون يارو حل کن

چطور تونستي

چطور تونستي

چطور تونستي اينجوري بشي؟

با رفتن به اونجا ميخواستي به چي برسي؟

پس منو از اين آزاد کن. آزادم کن

واقعا که حرف گوش نميدي

اونکارو نکن! اون ميميره اگه اونکارو کني

قدرتتُ مهر و موم کردم، چون ميدونستم همچين غلطي مي کني

فعلا دندون رو جيگر بذار

قول دادم توي برنامه هاي سون اوگونگ که به قيمت جونش تموم ميشه، هيچ دخالتي نکنم

شماها هم بايد همين کارو کنين

پس، ميخواي بذاري اونا زنده بمونن؟

آسانيو به هر حال ميميره

وقتي اژدهاي سياه ناپديد بشه، آسانيو هم نابود ميشه

کانگ دسونگ هم از بين ميره

تا اون موقع، هيچ دردسري درست نکن

قدرت اعظم جونشو وسط گذاشته؟

درسته. اون با اژدهاي سياه مبارزه مي کنه

حتي اگه همه چيز طبق نقشه پيش بره

مطمئن نيستيم که اون زنده بمونه

هي، اين کيه که اين وقت صبح اومده توي اتاقم و دزدکي داره نگاهم ميکنه؟

آبنبات ستاره اي از آسمون افتاد، واسه همين تا اينجا اومدم

وقتي چشمامُ باز کردم، يه پري اينجا بود، واسه همين داشتم بهش نگاه ميکردم

صبحا خيلي شيريني

بايد زودتر آبنبات ستاره اي رو مينداختم

اين همه مدت، وقتمو با آوردن بستني و پشمک تلف کردم

پشمک هم شيرين و خوب بود

يه فنجون چاي بخوريم؟

اگه بريم به اون پارکي که با هم پشمک خورديم

حتما الان گرمه، نه؟

درسته. اوه، اون دفعه خيلي سرد بود

بازم، من دوستش داشتم

اگه بريم، قفلي که اونجا بستم

حتما هنوز همونجاست، نه؟

احتمالا. چرا؟

وقتي داشتم بهت نگاه مي کردم

فکر کردم که از چي بيشتر خوشم مياد

ولي چيزاي خوب زياده

واسه همين کلي کار هست که ميخوام دوباره امتحان کنم

توي سينما، ميتونيم فيلم گرمي که تو دوست داري ببينيم

وقتي تموم شد، خيلي خوب ميشه که يکم کيک برنجي تند بخوريم

ميتونيم بريم کتابخونه و با هم کتاب بخونيم

و بريم سوپر مارکت خريد کنيم

يه بارم بايد با هم يه غذاي خوشمزه بپزيم

بازم چاي ميخواي؟

خيلي خوب ميشد اگه دوباره ميرفتيم روستاي نيلوفر آبي

وقتي بريم اونجا، فکر مي کني دوباره ميتونيم لک لک سفيدُ ببينيم؟

چرا؟

يعني اون ميدونه بايد توي آينده چکار کنيم؟

شايد بدونه - سون او گونگ -

بايد يه روح شيطاني رو توي اون دره احضار کنم، نه؟

و تو از شرش خلاص ميشي

فکر مي کني لک لک سفيد و سام جانگ قبلي چکار کردن؟

اگه ذهنتُ مشغول کرده، ميتوني بري ازش بپرسي

برو. اون دفعه چون من باهات بودم، حتما نتونسته بهت همه چيزو بگه

پس اين دفعه، خودت تنها برو و دوباره ازش بپرس

باشه. فکر خوبيه

فرمانده سرما رو با خودت ببر، چون ممکنه خطرناک باشه

باشه

نميخوام برم سر کار

ميخواستي بري سر کار؟

اگه نرم اشکال نداره؟

برو. برو کار کن. بايد پول دربياري و خوب زندگي کني

جين سون مي که هر اتفاقي بيفته، بازم زندگيشو ميکنه

خيلي باحاله

احتمالا دليل اينکه اينجوري شدم

اينه که تو همچين آدمي هستي

درسته

ديرم ميشه. بهتره برم

زود برميگردم

نميشه ديرش بشه؟ به عنوان يه آدم؟

يه جا براي موندنت آماده مي کنم

تابوتت رو هم جا به جا مي کنم

چون وجودت برام خياليه

نتونستم از ديد واقعيت بهش نگاه کنم

همينکارو بکن

ولي جونگ سه را واقعا دوست دختر اون سلبريتي بوده؟

اون آدم بچه اي رو که کشتي دوست داشت

گفتن همچين حرفي راحت نيست، ولي اون کسي که اون جسد رو زنده کرد

احيانا، همون زنه که اسمش جين سون ميه؟

اون زن همچين قدرتي داره؟

بهت گفتم که نيازي به اون زن نداريم

اون زن واقعا روي اعصابمه

چون حس مي کنم باهام مخالفه و درونمُ ميبينه

حالمو خراب مي کنه

مثل يه مانع، سر راهته؟

نميدونم چيه

بايد يه بار ديگه اون زنُ درست ببينم

براي شروع، جلوي پال گه رو گرفتم که آسانيو و کانگ دسونگ رو نکشه

بهتره عجله کنيم

با اينکه اون خودشو به کانگ دسونگ نشون داد

من هيچ علاقه اي ندارم توي کارت دخالت کنم

فقط جلوي منو نگير

سون اوگونگ، وقتي سام جانگ درباره ي همه اين چيزا بفهمه

مطمئني که براي تکميل کردن فرمانش پا پيش ميذاره، درسته؟

احتمالا به خاطر همينه که داري مخفيش مي کني

ولي، لحظه اي که سام جانگ

بفهمه بايد جونشو فدا کنه

شايد بگه «سون اوگونگ، متاسفم» و فرار کنه

نبايد اينجوري باشه؟ «سون اوگونگ، ممنونم»؟

متاسفم»، يکم زياديه»

چه بگه ممنونم چه متاسفم، تو تنها کسي هستي که قراره طعمه بشه

«هي، ما وانگ، واسه زحماتي که بهت دادم «متاسفم». به خاطر اينکه نگرانم شدي «ممنونم

ميخواي بگم «عاشقتم»؟ اگه اينجوريه، باشه بيا

خودتو لوس نکن

حتي با اين کارا هم نميتونم درگير کاراي تو بشم

به خاطر پسر مخفيم

پاچه خواريشونُ ميکنم تا براشون عزيز بشم

پس ميخواي بازم به راهت براي خدا شدن ادامه بدي؟

درسته. ميخوام خدا بشم

و بعد از اينکه به مقامي رسيدم که هيچکس نتونه باهام مخالفت کنه

ميخوام اون بچه رو پيدا کنم

تقريبا 1000 سال انتظار رو تموم کردم

نميخوام درگير مشکلات تو بشم

باشه. ما وانگ، تو هم موفق باشي

ولي، تو دقيقا ميخواي با چي به جنگ اژدها بري؟

فرمانده سرما سلاح هاي مقدس رو آماده کرده

بين اونا يه شمشيره

ميخوام از اون

استفاده کنم

با جمع کردن انرژي آدمايي که توي مهموني کانگ دسونگ شرکت کردن

يه سنگ، يه ناقوس و يه شمشير ساختم

همين کافيه

هر وقت لازمشون داشتي، ميدمشون بهت

گفتي که ما يه طرفيم

تو و من قبلا با بخوردان فرار کرديم

من براتون نگهشون ميدارم

اومدم صحبتي که توي مهموني داشتيم رو ادامه بديم

براي مسائل مربوط به مشاور املاک نيومدي اينجا

اومدي ببيني چطور آدمي هستم؟

درسته

اون دفعه، تو گفتي اومدي ببيني من چطور آدميم، درسته؟

به نظرت چطور آدميم؟

کسي که اگه به قدرت برسه، دنيا رو نابود مي کنه

اگه لازم باشه، کسي که مرگ يه نفر براش مهم نيست

به مرگ چند نفر ديگه هم اهميت نميده

More Farsi Persian subtitles for A Korean Odyssey

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left