প্রথম 200টি লাইন।
« نُـه غـریـبـۀ بـینـقـص »
:تــرجــمــه « حـسـیـن رضایی و ســـروش » :.:.: SuRouSH_AbG & HosseinTL :.:.:
واقعاً مشتاقم براش
اونجا دو تا جایزه جهانی تو بخش سلامت گرفته
سلامت ذهنی و تأثیر اجتماعی
البته دومی ممکنه جایزه افتخاری بوده باشه
نکتهش اینه که این زن داره
یه تخفیف درست و حسابی بهمون میده
از نظر اجتماعی عجب کار ترقیخواهانهایه
اینکه اولویت رو میده به شفا دادن آدما، نه به سود شخصی
فکر کنم بعضی از اونایی که میان
هزاران دلار دارن پول میدن
اتفاقاً هر چی نزدیکتر میشیم حس سبکی بیشتری میکنم
تجربه خوبی میشه. مگه نه عزیزم؟
- آره - آره؟ تو چطوری زویی؟ زویی!
بله؟
تو در چه حالی؟
بهتر از همیشه، بابا. مشتاقم
عالی میشه
سلام بچهها، جس هستم
الان داریم میریم
به یه خلوتگاه تحول روحی به اسم آرامکده
میخواستم براتون تگش کنم ولی تو شبکههای اجتماعی نیستن
خیلی مرموزن
خلاصه، قراره ده روز
مدیتیشن و یوگا و تغذیه سالم داشته باشیم
و یکم خلوت کنم با مردِ...
تو روحت بن، از قصد کردی؟
تقصیر جادهست. داره ماشینم رو به فنا میده
باید همشو از اول بگیرم
- مجبور نیستی - چرا، هستم
ببین، اگه از من بپرسی داریم این قضیهی
رشد شخصی رو زیادی بزرگ میکنیم
من که نپرسیدم ولی منظورت چیه؟
منظورم اینه که... یا خدا!
ببین، اگه هی بهتر و بهتر بشیم، تهش بینقص میشیم
درسته؟ بعدش چی؟
تو شاید بتونی دیوث بینقصی بشی
دیوثبازی درنمیارم
فقط نمیفهمم چرا دارم میرم اونجا
داریم میریم چون مشکلات داریم بنجامین
تو رابطهمون
این باید از ماشینت برات مهمتر باشه
یه چیز مهیج نیاز داریم
آره، مهیج که هست
اگه تعلیق ماشینم بگا بره...
سلامتی، بگیر که اومدم. فرانسیس نسخه 2.0
آماده باش
آره، آماده باش
بیخاصیت. حتی یه تماس هم نمیگیرین، ها؟
چرا؟ احترامم زیادی میشه؟
اوه
سلام
سلام. خب هنوز به نیروانا نرسیدی؟ (مفهومی در بودیسم)
هنوز با آرامش بینهایت فاصله دارم
خیلیخب. باید بهش یه فرصت بدی عزیزم
دارم بهش فرصت میدم دیگه
الان دارم میرم اونجا
دیگه چجوری فرصت بدم
و به اون پسره هم فکر نکن
عوضیه
فکر نمیکردم. فقط کاش یه کاری میکردم که دوستام
هم انقدر زنگ نزنن که بحثش رو وسط بکشن
- تو میدونی چجوری باید این کارو بکنم؟ - اوه
با مدیر برنامههات حرف زدی؟
خیر، ولی الان هم بحث اونو باز کردی
هم کار. دیگه چیزی نیست
- بخوای بکوبونی تو صورتم؟ - فقط اینکه دوستت دارم
کتاب جدیدت محشره، خودت محشری
و قراره یه ده روز معرکه رو تو آرامکده تجربه کنی
آره. میدونم. منم همین حس رو دارم
با یه شخصیت جدید برگردم
حتماً همه از اون شخصیت بیشتر خوششون میاد
خب، من الانیه رو دوست دارم
مرسی. اوه، اِرین، مدیر برنامههامه
باید قطع کنم. دوستت دارم
بهم زنگ بزن! دوستت دارم!
- سلام عرض شد - فرانسیس؟
کار و بار کتاب چطوره؟
امروز چقدر...
سرحال بنظر میای
دارم میرم اون خلوتگاهه که بهت گفتم
میخوام یکم وضعیت ذهنیم رو مثبت کنم
آره، اونایی که توی عرقخونه
مردن رو یادته؟
فکر کردن دارن روشنگریشون میکنن
ولی در واقع داشتن پخته میشدن
این هیچ شباهتی به اون نداره. خیلی فوقالعاده بنظر میاد
فقط میرم یکم بهتر شم
میدونی، ماساژ و شایدم یکم روزهی ملایم بگیرم
عالیه، خب...
برات خبرای خوبی ندارم فرانی
یعنی چی الان؟
بنظر من قلم کار زیباست
واقعاً میگم اینو
وایسا ببینم. داری میگی...
داری میگی کتابم رو نمیخوان؟
گفتنش اصلاً راحت نیست فرانی
پس دیگه میگم بره
میخوان قراردادت رو فسخ کنن
خیلی متأسفم فرانی
بخصوص بعد از اون اتفاقاتی که
سر اون مردک حقهباز افتاد
واقعاً خیلی برات ناراحتم
نمیخوام دربارش باهات حرف بزنم
تمومه
دیگه بسمه. این تهشه
تو این دنیای کوفتی نیستم!
نیستم!
دیگه تو این دنیای کوفتی نیستی!
خدای من
آهای؟
حالتون خوبه؟
کمک میخواین خانم؟
نه. من... من خوبم. خوبم
خوب بنظر نمیای
خب، داشتم در سکوت یه لحظهی تلخ رو تجربه میکردم
باشه. پس شما به این میگی سکوت؟
چون انگار...
مثل بنشی جیغ میزدی
برای همین زدم کنار
- خب ببخشید. عذرخواهی میکنم - اشکالی نداره
فکر کردم وسط ناکجام و کسی هم نیست
- گویا اینطور نیست - مریضی؟
- ببخشید؟ - آخه انگار از این...
حملههای عصبی اینا بهت دست داده بود
البته قضاوت نمیکنم. خودم...
تو خانواده خودمون هم بیماری روانی داریم
که اینطور؟ من خوبم، مرسی
میدونی، نرمال نیست یکی فریاد بزنه
"من تو این دنیای کوفتی نیستم"
اونم با تمام توان، میدونی؟
میدونی چیه؟
دچار گُرگرفتگی شده بودم
اوه
پس خوبم. خیلی هم ممنون
داروی مکمل میخوری؟
ببخشید. چی...
پروژ... پروژسترون؟ پروژسترون
- شنیدم کمک میکنه - الان واقعاً داریم درباره این موضوع حرف میزنیم؟
- این چه طرز صحبته خانوم؟ - کدوم طرز صحبت؟
فقط عادت ندارم غریبهها وسط جاده
برام داروی جایگزینی هورمون
- تجویز کنن! - معذرت
الان فهمیدم که فرد غمگینی هستی
روز خوبی داشته باشی
- صبح بخیر - سلام
خیلیخب
میبینم که دارین میرین آرامکده
چطور به این نتیجه رسیدی؟
داری تمام غذاهای ممنوعه رو میخری
منم دارم میرم اونجا
چه عالی
اگه با اینا از در اصلی رد بشی
شانس آوردی
اونم میگیرن ازت
گوشی توی...
آرامکده قدغنه
از اونجا چی به گوشتون رسیده؟
چیز زیادی نشنیدم. مهمونها با یه دید وارد میشن
با یه دید دیگه میان بیرون
پس حتماً زنه یه کاری باهاشون میکنه
شما دیدینش؟ زنی که اونجا رو اداره میکنه رو میگم
نه، نه، ولی...
طبق چیزایی که شنیدم، دوست دارم ببینمش
انگار کلاً آدما رو عوض میکنه
منم برای همین میرم، که متحول بشم
موفق باشین واقعاً
سلام
بخاطر بازاره
ژانر عاشقانه بدجور ضربه خورده. تا ابد اینطور نمیمونه
این کشمکش برای کمرم خوب نیست مارتی
فرانی، بیخیال
انرژیت رو سر این مزخرفات هدر نده
سعی کن فراموشش کنی. خوش بگذرون
من آفت فمنیسمم چون رنگ چشمِ...
قهرمانم رو توصیف کردم؟
اوه
. به آرامکده خوش اومدین ناماسته (سلام در هندی)
اوه، خیلی مشتاقم حرفاتون رو بشنوم
فقط یه لحظه. یه لحظه
میگن باید جین رو میکشتم
کی کاراکتر اصلیش رو میکشه؟ کی؟
شما باید فرانسیس باشین. بیا
یه سفر به پایان میرسه و دیگری آغاز میشه
چطور میتونن بگن من زنگریزم؟
نمیتونم زنگریز باشم. خودم زنم
و خیلی هم عاشق خودمم
ببین. هنوزم وقت داریم قضیه رو کنسل کنیم
بن، بیخیال، رسیدیم دیگه
فقط حس میکنم خودمون میتونیم روی این موضوع کار کنیم
روش کار کردیم
الانم که مشخصاً وضع خوبی نداریم
و یا تلاش میکنیم یا...
نمیکنیم
چه مرگته حاجی؟
مشکلی ندارم
فقط میخوام یه کوچولو بری جلو که منم بیام داخل
پس میخوای همینجوری بوق بزنی؟
No comments yet. Be the first to leave one.