প্রথম 200টি লাইন।
نابلوس ميري؟
.نا صافه
چي؟ - نا صافه-
سپر؟- بله, نظرت چيه؟-
ولي اين نوه- شايد , اما نا صافه-
.ميبرم دوباره چکش کنند
فايده نداره کجه
از اول اينجوري نبود- يعني ميگي من کورم؟-
.ممکنه اشتباه کني
ظاهرش اينجوريه_ ببين,پسرجان_
.الحمد لله من خيلي خوب مي بينم
کج نيست- چرا, کجه-
ديگه چيز ديگه اي براي بررسي کردن نداره- نه,داره-
.بايد ابو سليم خودش بياد و سپرو ببينه
چي؟_ آره_
اون کج نيست تو خوب نگاه نميکني_ چي گفتي؟_
.کج نيست
بذار ابوسليم ببينه بهت ميگه که کج نيست
.با يه تراز چکش کن
حالا کي بد ميبينه؟
.تو ديدت خوب نيست نه من
مي بيني, اين سپر نيست که کجه اين از زمينه
منو فريب نده خودم چشم دارم ميبينم
زمين شيب داره سپر صافه
ابو سليم کجاست؟ ميخوام باهاش حرف بزنم
ابو سليم اينجا نيست خودمون ميتونيم مشکلو حل کنيم
نميشنوي؟ ميگم ابو سليمو صدا کن
اين سپر کجه مثل پدرت
به کدوم سمت کجه؟_ به طرف راست_
.خوب, حق با توست_ کجه
.تو که ميدوني اينجا اومدنت خطرناکه
چرا هيچي نميگي؟ تقصير سعيد نبود, تقصير منه
آخر کارت به زندان ميکشه و هيچ کس ازت خبردار نميشه
سلام_ سلام سها, حالت چطوره؟_
ميدوني که زندگي مشکلات زيادي داره
ماشينم اينجاست؟_ البته_
.پدر بزرگش قبلا ماشينو برده
.سعيد, برو ماشينو بيار
.خالد ,بيا اينجا
.هنوز تموم نشده
چرا اين ماشين کهنه رو نگه داشتي؟ خوب يه نوشو بخر
من عاشق ماشيناي قديميم اونا برام مناسبترن
مطمئنم از يه آلفا رومئو بيشتر خوشت مي ياد
يه آلفا,اينطور فکر ميکني؟
.ولي از اين مدلا زياد نمي بينم
چون قطعاتش خيلي گرونن و به سختي پيدا ميشن
واقعيت اينه که من خيلي به ماشينا علاقه اي ندارم
ولي از اسم اين ماشين خوشم اومد
.آلفا رومئو
ميتوني ماشينو فردا بياري بازرسي وسايل نقليه عثمان بسته است
اشکالي که نداره؟_ نه مشکلي نيست_
.لهجه منو مسخره نکن
من فرانسه به دنيا اومدم و تو مراکش بزرگ شدم
و حالا برگشتم_ خوش آمدي_
,ممنون فردا مي بينمت؟
.اگه خدا بخواد
گرفت_ باده_
فردا چيکار ميکني؟
.بايد دنبال يه کار جديد بگردم
از کجا نوارو گير اوردي؟ قبلا نشنيده بودمش
.پيداش کردم
.تو ماشين سها
پيداش کردي يا دزديدش؟
.ميذارم سرجاش
.فکر کنم دوسش داري
.فراموشش کن
خوش شانسي ميدوني که دختر ابو عزامه
خيلي خوب, باشه خفه ميشم
.چه به موقع
.چاييش سرده
ميشه پنجره رو ببنديد؟ باد زياده
پنجره ها برقي اند مشکل برق داريم متاستفم
.نميشه
براي تعمير کردنش بايد هزار شيکل بپردازم خيلي گرونه
.يه روزي همه چي بهتر ميشه
.شما از اينجا نيستيد
ازدواج کردي؟
چي گفتي؟ سوال کردم ازدواج کردي_
فردا ميبينمت_ خدانگهدار_
سلام, حالت چطوره؟_ سلام, چطوري؟_
مثل هميشه_ قرار بود نباشي_
هنوز حرکت نکردم_ ,ميدوني ابو شباب_
تو سوئد همه ماشينا به قوانين احترام ميذارن
عابراي پياده هم حواسشون به عبورو مرور ماشينا هست
.ولي آمار خودکشي اونا بالاتره
چرا؟
چي باعث ميشه اونجارو اينقدر دوست داشته باشي؟
.اونا ديوونن
.تا حالا هم ملکه اي به زشتي ملکه اونا نديدم
.ولي صورت قشنگي داره
بهمون ميگه چه معامله اي با جاسوساش کنيم
.از همه مهمتر براي ما همدستاشند
.بهتره همشون بکشيم
بکشونيمشون تو خيابون و به همشون بلا استثناء شليک کنيم
از کي حرف ميزني؟ از همدستاش
.البته
خانوادش, همسايه هاش و هرکسي رو که بهشون پول ميده
ميخواي همشونو باهم بکشي؟
دوستانو و خانوادش به تو چه دخلي دارن؟
به تو چه ربطي داره مگه تو سوئدي هستي؟
ميشه يه خرده بري عقبتر؟
.يه کم بيشتر
,خوبه سه سانتيمتر به چپ
.حالا درست شد, عاليه
.يه خرده سرتو بده بالا
.نه کمتر
.بيشتر برگرد
.يه قدم برو عقب
.خوبه, تکون نخور
.حالا يه لبخند
.ميگم لبخند
اگه لبخند نزني نميتونم عکس بگيرم
.نميخوام بخندم
.منم نميگيرم
عجله داري؟
.خيلي خوب, فردا ميگيرمشون
خداحافظ خدا به همرات
حالت چطوره؟
خوبم,تو چطوري؟
خدارو شکر کارا تو گاراج چطور ميگذره؟
مثل هميشه_ خالد پيدا کردند؟_
آره , ولي تقصير اون نبود_ مهم نيست_
.برام عجيبه که اينقدر طول کشيد
شهيد ابو عزام يادت مي ياد؟
با اينکه خيلي امن بود
ميگفت که ترس از مرگ مثل اينه که انگارهمين حالا مرده ام
و هيچ شکي هم نداشت که
مرگ خيلي زود به سراغش مي ياد بدون اينکه هيچ دردي رو حس کنه
.اون رفت به سمت موساد اسرائيليها
.اونا براي دستگيريش ميليونها دلار خرج کردند
,وقتي محاصرش کردند اون فهميد کارش تمومه
:پنجره رو باز کرد و فرياد زد "خيلي دير رسيديد"
.گوش کن, سعيد
.ما تصميم گرفتيم انتقامشو بگيريم
انتقام يکي از قاتلاي ابو حازم و پسر ام جابر
پسري که در يه حمله ناگهاني با اون به شهادت رسيد
عمليات فردا در تل ابيب انجام خواهد شد
.خالد و تو براي اين عمليات انتخاب شديد
.و همونطور که خواستيد, با هم ميريد
فردا؟
بله, آماده اي؟
.بله, حتما. به اذن خداوند
.شبو با خوانوادت بگذرون
ولي همونطور که ميدوني هيچ کس نبايد از موضوع با خبر بشه
.حتما
منم امشب باهات مي يام تا وقتي که از نابلوس خارج بشي
خوشحالي؟_ بله. خدارو شکر_
.مامان
خيلي دير کردي تو خيلي گرفتاري
خيلي دير کردي" "تو خيلي گرفتاري
,اگه من اينقدر دير کرده بودم
.منو با يه سگ زندوني ميکردي
مطمئنم سگ نداشتيم_ ساکت, ساکت_
حالت چطوره؟_ خيلي خوبم_
مدرسه رو چيکار ميکني؟ مراقبت از بچه ها مشکله؟
سعيمو ميکنم مهمتر از همه تعليمه
.بفرماييد
.ممنون,سعيد
.زود باش اون لباسو در بيار
اون بهترين لباسمه و تو اونو سر کارت پوشيدي
.نميدونستم
جمال ميخواد امشبو اينجا بخوابه مامان, يه چيزي حاضر کن تا بخوره و بخوابه
خيابونو بستند خونه خودته جمال, ميتوني هميشه بياي
زود باش لباسو در بيار_ بسه ديگه_
.براي عمليات مجوز گرفتم
فردا براي يه کار جديد ميرم تل ابيب
کي مجوز گرفتي؟_ امروز_
مبارکت باشه خبر خوبيه ,پسرم
راجع بهش با ابو سليم صحبت کردي؟_ نه هنوز_
بايد بهش خبر بدي تا ازت حفاظت کنه
اون افراد زيادي داره که براش کار کنند
حالا نميخواد آهنگ پيروزي بخوني بايد يه کار ديگه پيدا کني
,ولي بگو ببينم
چطور تونستي مجوز رو از بين اون همه جوون بگيري و بري؟
اونا داشتن به خيلي ها مي دادند جمال ميدونست چطور برام بگيره
.خدا به جمال توفيق بده
.اينو ببر
اين ديگه چيه؟
چه خبره؟ اونجا چيه؟
ولي, اين چيه؟_ چي شده؟_
.چقدر وقتتو با اين بچه تلف ميکني
شام خوردي؟_ بله ,ممنون_
ميشه امشبو اينجا بمونم؟ همه خيابونا بسته است
.تو هميشه ميتوني اينجا بموني
.قبلا که بهت گفتم ميتوني بموني
.نمکو بده
نمک ميخواي, جمال؟
خيلي عاليه بلدي چطور غذا بپزي
.ممنون
صافي آبو عوض کردي, مامان؟
.طعم آب قبلا بهتر بود
.ميشه اون راديو رو خاموش کني
.سعيد
چي شده, مشکلي پيش اومده؟
کليداي ماشينو برات اوردم_ چي رو؟_
کليدارو برام اوردي؟
ساعت چهار صبح؟
...آره, ميدونم
.کليدارو بدون اجازه گذاشتم تو جيبم
...خوب
No comments yet. Be the first to leave one.