প্রথম 200টি লাইন।
قسمت 18
اوه، دکتر پارک
شما نمي خواين بخوابين؟ ميرين پياده روي؟
شما بخوابيد. من يه کم پياده روي مي کنم و بر مي گردم
دکتر پارک
اين روزا نگران چيزي هستين؟
مدام حالتون گرفته ست
سرم يه کم درد مي کنه
يه کم هوا مي خورم و ميام
!دکتر! با هم بريم
!دکتر
دکتر پارک
اگر حرف زدن در موردش سخته
هيچ اجباري نيست در موردش صحبت کنيد
دکتر چوي آه جين از اين به بعد
هرموقع خواستم تو بيمارستان تصميم مهمي بگيرم
هر تصميمي که بگيرم
مي توني بهم اعتماد داشته باشي؟
حتي اگر اونطوري که تا الان بودم، نخوام رفتار کنم
مي توني تا آخرش بهم اعتماد کني؟
بله؟
يه کم مشروب مي خوري؟
چون گشنه ت هم بود، يه غذاي پر کالري هم درست کردم که باهاش خيلي مي چسبه
بيا بيرون
ديگه نخور
فقط بايد يه قوطي مي خوردي. کي گفت همه شُ بخوري؟
نمي دونستم اينقدر زياد مي خوري
مي خواي چيکار کني؟
پرستار مين جي اينُ خريد که بعد از درس، با بقيه ي دکترا بخورن
..مي خواستم فقط يه قوطي بخورم. عجبا
مين جي خيلي حساس نيست و به خاطر همچين چيزايي ناراحت نميشه
مي تونيم يه کم ديگه م بخريم
!درضمن، زياد هم مشروب نمي خورم
!اصلاً هم مست نيستم
منظورت چيه مست نيستي؟
!اينطوري نميشه
به هر حال، فک کنم از پياده روي خسته شدي، چون بهش عادت نداري
مشروبُ ول کن و بگير بخواب
اوه، بذارش سر جاش
اگه نصف ه و نيمه مشروبُ ول کنم، خوابيدن واسم سخت تر هم ميشه
عجبا، بس کن
دکتر! چيکار کنم... ببخشيد
...اي واي، من
فکر کنم واسه گفتنش به يه کم الکل ديگه احتياج دارم
...چيزي که قبلاً گفتين
از قيافه تون معلوم بود خيلي نگرانش ايد
راستش، واقعاً نگرانم
مي خوام بپرسم که قضيه چيه، ولي
فک نکنم بازم بهم بگيد
شما معمولاً
خيلي از فکراتون حرف نمي زنيد
چون فرصت پرسيدنُ از دست دادم
ديگه نمي تونم ازتون بپرسم
ببخشيد بيخودي حرف زدم
نه، اينطور نيست
ديگه نمي پرسم
دهنمُ مي بندم
...خب، من
دوست ندارم در مورد چيزاي تيره و سخت و پيچيده حرف بزنم
دست کم با تو، چوي آه جين
ميخوام فقط برات خاطرات خوب بسازم
احتمالاً دوسِت دارم
دکتر
دکتر شما خيلي بَد ـين
مگه غم انگيزه که گريه مي کني؟
!!دکتر
دکتر، نمي تونين اينُ پس بگيرينا
!الان نمي تونين کنار بکشين
...فقط اومديم درس بخونيم
ببخشيد
...اوه، نه اينطور نيست
تبريک مي گم
اين بيمار اندوکارديت عفوني داره. احتمالاً امروز يه عمل اورژانسي روش انجام بديم
نتيجه ي کشت خونش هم هنوز نيومده
ولي يافته هاي اکوکارديوگرامش به اندازه ي کافي بد هستن
بايد فوراً واسه تعويض دريچه ي قلبش اقدام کنيم
بله
معذرت مي خوام دير کردم
بايد نتيجه ي آنژيوگرافي بيمار لي سون مي رو چک مي کردم
همون موقع که بستري شده بود نبايد اين کارُ مي کردين؟
ببخشيد پروفسور
پروفسور سو
بيمار لي سون مي رو مرخص کردم
بازم بستري شده؟
سرپرست
حالتون خوبه؟
بله
بيمار لي سون مي چطور شد؟
فک کنم کنترل عفونتش خوب انجام شده
ديروز يه نارسايي دريچه ي ميترالُ پشت سر گذاشت
فک کنم بايد فوراً اورژانسي عملش کنيم
پس، همينکارُ بکنيد
بريم ديدن بيماراي آي.سي.يو
بله، سرپرست
!سرپرست! سلام
حالتون خوبه؟
بله
واسه غيبت طولاني م متأسفم
اين بيمار داپلر اندام تحتاني احتياج داره
متوجه شدم
فشار سرخرگ ششي با توجه به سونوگرام داخل رگي، چطوره؟
بله، پي ـشو مي گيرم
درد قفسه ي سينه تون چطوره؟
سرگيجه و سردردتون چي؟
ديگه واسه اين بيمار از مورفين استفاده نکنيد
وازوديلاتور (ترکيبات گشادکننده ي عروق) چي؟
به خاطر درد قفسه ي سينه ش، ميگرن داره
يه مدت همراه سِرُم تزريقش کنيد
بله، متوجه شدم
بريم سراغ مريض بعدي
اسم اين بيمار هونگ کي وون ه
سلام
صبحونه خورديد؟
معمولا صبحونه نمي خورم
...اون شب
فردا صبحش فهميدم که اومده بودي
ممنونم
خيلي سخت نگيريد
واسم سخت ميشه
دوباره از اول شروع کنيم
قبلاً نمي دونستم
وقتي اينجا نيستين، بيمارستان چه جوري ه
شما حتي قبل از اينکه من برم دانشکده پزشکي، باهام بودين
حتي قبل از اينکه بيام بيمارستان
ولي فقط چن روز نديدنتون
حس عجيبي داشت
صورتتون خيلي خوب به نظر نمياد
مراقب سلامتي تون باشيد
دست از ساخت مرکز پزشکي سلطنتي بردارين
جناب ريس ازتون خواستن اينکارُ بکنين
تا من به نفع سرپرست هان بکشم کنار؟
سه روز بهتون وقت مي دم
لطفاً قبلش جواب قطعي تونُ به من بديد
حتي اگه من رازتونُ نگه دارم، از جاي ديگه اي افشا ميشه
فک کنم بايد خوب بهش فکر کنيد
که از دست دادن کدوم بهتره
و کدوم رو مي تونيد راحت تر کنار بذاريد
منم
ببخشيد بيدارت کردم
با طلاق موافقت مي کنم
در عوضش يه درخواستي دارم
اگر خواسته مُ برآورده کني
فوراً برگه هاي طلاقُ آماده مي کنم
نفقه رو هم نمي خوام
واسه بيمار يو جوم ري، بايد يه لوله ي سينه اي ديگه وصل کنيم، درسته؟
آره، وقتي پانسمان بيمار تخت بغلي شُ عوض کردم انجامش ميدم
باشه
ممنونم، رفيق
اصلاً حرفشم نزن، رفيق
اوه، ديروز چيکار کردي؟
بهت زنگ زدم، ولي جواب ندادي
ديروز به من زنگ زدي؟
ديشب. مين جو و جه سوک زنگ زدن، و يه نوشيدني با هم خورديم
اوه... حالشون خوبه؟
واسه اونام سخته. به نظر ميرسه بيمارستان دانشگاه هيه سونگ هم همين قدر سخته
جدي؟
!تبريک مي گم
هاه؟
تبريک واسه چي؟
همه چيُ از دکتر به سانگ گيو شنيدم
شنيدم با دکتر پارک قرار ميذارين
هاه؟
دکتر به مي گه سر قرار مچ تو و دکتر پارکُ گرفته
واقعاً؟
...اوه، خب، راستش
تبريک مي گم، آبجي
هي، واسه چي تبريک ميگي؟
بايد برم اتاق سي.تي
موفق باشين
خداحافظ
!سونگ وو
خب، خوش به حالش
اشکالي نداره سونگ وو. درسته، اشکالي نداره
دکتر سونگ وو، داري با خودت چي ميگي؟
چيزي نيست
احتمالا در مورد آه جين شنيده
فکر نمي کنيد ترومبوز (تشکيل لخته) باشه؟
آره، درسته، اسکن انتشار قلبي رو انجام دادم و فک کنم بايد يه کم ديگه حواسمون بهش باشه
اگر خواستين برش دارين، بهم بگيد
اوه، صبر کنيد
شمام مي دونيد؟
که دکتر پارک ته شين و دکتر چوي آه جين با هم قرار مي ذارن؟
واقعاً؟ - آره -
ديروز رسماً اعلامش کردن
واو، چطور شد که با هم قرار ميذارن؟
چطور يه همچين اتفاقي افتاده؟
بهتره اطلاعيه ي جذب پرسنل واسه تيم برترُ امروز منتشر کنيم
امروز؟
اين برنامه ي استخدام ه
مي خوام مصاحبه ها رو سريع انجام بدم و در عرض همين هفته نيروهاي جديدُ استخدام کنم
مي بينم که بخش اعصاب و بخش آسيب شناسي هم اضافه شده ن
بله، وقتي تيم برتر فعلي رو بررسي مي کردم
يه سري نواقصي ديدم که برطرفشون کردم
تا الان، تيم رو با تمرکز روي جراحي هدايت مي کردم، ولي
در کنارش به يه تشخيص سريع هم احتياج داريم
براي مثال، از تشخيص تا درمان بيماران سرطاني
فاصله ي زماني براي انجام کارا رو بايد به 3 روز برسونيم. اين باعث ميشه تيم برتر حالت رقابتي به خودش بگيره
سرپرست
به جاي انتخاب اعضاي جديد واسه تيم
چطوره دوباره همون دکترايي که به شيفت شب منتقل شدنُ برگردونيم؟
No comments yet. Be the first to leave one.