Landscapers

Landscapers

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

সিজন 1

রিলিজ তথ্য

Landscapers S01E04 WEB x264-PHOENiX
Landscapers S01E04 WEBRip x264-ION10
Landscapers S01E04 720p WEB H264-GLHF
Landscapers S01E04 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Landscapers S01E04 WEB x264-TORRENTGALAXY
Landscapers S01E04 WEBRip XviD-RMX
Landscapers S01E04 480p WEBRip x264-RMTeam
ভাষ্য লিখেছেন HosseinTL
🅱️2️⃣ HosseinTL حسین رضایی | Bia2Movies.bid ◄Ⓜ️ پـایـان سـریـال

ট্যাগ

web
x264
webrip
BRip
720p
720
x265
HEVC
XviD
480p
480
প্রকাশিত: 2021-12-10
ডাউনলোড: 38
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

‫فقط... میخوام که...

‫یه قولی بهم بدی تاباتا

‫ببین، من یه کار احمقانه کردم

‫و شاید بد بنظر بیاد... ‫شاید خیلی بد بنظر بیاد

‫ولی اونی که بنظر میاد نیست

‫اصلا و ابدا اونطور که ‫بنظر میاد نیست

‫و... فقط یکم...

‫روشن کردن میخواد، همین

‫برای همین باید بهم قول بدی

‫میخوام بهم قول بدی که به پلیس نمیگی

‫همین. میتونی بهم قول بدی تاباتا؟

‫عه، چون نمیتونم...

‫نمیتونم سوزان رو ناامید کنم. ‫متوجه‌ای؟

‫خیلی حساس و شکننده‌ست. آره

‫"کریس عزیز...

‫توانستم کاغذ و خودکاری پیدا کنم

‫بنابراین گفتم برایت نامه‌ای بنویسم

‫خیلی حرف‌ها دارم که ‫برایت بگویم کریس

‫و شاید یک روز دوباره همدیگر را ببینیم

‫و بتوانم حرف‌هایم را بزنم

‫شاید کمی بهتر از حالا بتوانم بیان کنم

‫میدانی، جدا شدن از دنیای واقعی

‫هرگز برای من مسئله نبود

‫چون هیچوقت حس نکردم که

‫اجازه‌ی ورود به این دنیا را داشته‌ام

‫به هر حال که اینجا نیستم، مگر نه؟

‫پس چه فرقی دارد؟

‫چه فرقی دارد اینجا باشم

‫یا جایی دیگر در سرم؟

‫اما حالا می‌فهمم. ‫می‌فهمم که برای تو فرق داشت

‫تو جایگاهی در آن دنیا داشتی... ‫و بعد با من آشنا شدی

‫پس فقط می‌خواهم بگویم ‫که درک میکنم

‫همیشه دوستت خواهم داشت... ‫اما درک میکنم

‫دوستدارت، سوزان"

‫همونجا وایسا. من زود برمیگردم

‫- چی؟ کریس، کجا میری؟ ‫- چشم بهم بزنی میام

‫فقط همینجا بمون

‫...و در باغچه پشتی منزلشان ‫دفنشان کردند

‫و بعد، هم مرگ و هم دفن آنها را

‫پانزده سال مخفی کردند

‫اما داستانی که سوزان و کریستوفر ‫سر هم کرده‌اند

‫یک توهم است

‫حقیقت نیست

‫در طول این محاکمه

‫ثابت خواهیم کرد که سوزان و کریستوفر ادواردز

‫نه‌تنها دروغگوهای بی‌شرمی هستند

‫بلکه آدمکش‌هایی بی‌رحم‌اند ‫که با برنامه قبلی و عناد

‫توافق کردند که پاتریشا ‫و ویلیام ویچرلی بیچاره را...

‫به قتل برسانند و جسدهایشان را مخفی کنند

‫ممنون

‫صبح بخیر دوستان مأمور

‫پسرخونده‌ام امروز صبح این نامه ‫رو گذاشته تو ایوون خونه‌ام

‫تجزیه تقریباً فوراً شروع میشه

‫و بعد از سه چهار روز موندن ‫در محیط گرم

‫جسد وارد فاز جدیدی از تجزیه میشه

‫که بهش میگیم گندیدگی یا تعفن

‫میکروارگانیسم‌هایی که بافت‌های بدن ‫رو هضم میکنن، گازهایی آزاد میکنن

‫که باعث میشه بدن متورم بشه، ‫بیشتر در چهره نموند پیدا میکنه

‫چشم‌ها و زبان به جلو

‫متمایل میشن، ‫اغلب هم شکل عجیبی پیدا میکنه

‫و این گازها به شدت بدبو هستن

‫متأسفانه بوی مرغ خراب ‫به مشام همه‌مون رسیده

‫حالا دو تا مرغ اندازه بدن انسان ‫رو تصور کنید

‫در موارد بسیاری، ‫باعث حالت تهوع و استفراغ میشه

‫پس بنظر شما احتمالش چقدره

‫که کریستوفر و سوزان ادواردز ‫وارد خونه کوچکی بشن

‫که داخلش جسد دو آدم بالغ ‫حدود یک هفته

‫در دمای حدود 23 درجه سلسیوس مونده

‫و در جا متوجه بوی اونها نشن؟

‫صفر

‫دکتر دیکسون، در مصاحبه‌ی ادواردزها

‫مکرراً اظهار کردن که اندام‌های حرکتی

‫و تنه‌ی ویلیام ویچرلی سفت بوده

‫- علتش چی میتونه باشه؟ ‫- جمود نعشی

‫تغییرات بیوشیمیاییِ جسد

‫که منجر میشن به سفت شدن عضلات

‫این جمود نعشی دائمیه؟

‫خیر. بدون خنک‌سازی، ‫تا حدود

‫سه روز بعد از مرگ از بین میره

‫پس امکانش هست که جسد ویلیام ویچرلی ‫بعد از شش روز

‫پس از کشته شدن سفت بوده باشه؟

‫احتمالش خیلی پایینه

‫با این حال، کریس و سوزان ‫اصرار دارن که هنگام دفن

‫جسد سفت بوده

‫حتماً مقیاس زمانی‌شون اشتباهه

‫حتماً ویلیام رو تا سه روز بعد از مرگ دفن کردن

‫در حالی که آقای ادواردز اصرار داره ‫که اون زمان در لندن بوده؟

‫بله

‫بیا

‫با یه هفت‌تیر دو عمله مثل این

‫عملکرد ماشه دو تا مرحله داره

‫اولین بخش کشیدن ماشه

‫که یه مقدار زور میخواد

‫فکر کنم میتونین تقلای انگشتم رو ببینین

‫داستان از این قراره که چکشک داره ‫به عقب کشیده میشه

‫تا به حالت شلیک بره، ‫و در همین حین

‫سیلندر داره یه گلوله‌ی جدید ‫رو به جان لوله می‌فرسته

‫شلیک هر گلوله تلاش عامدانه‌ای رو می‌طلبه

‫پس ماشه‌ای نیست که بشه ‫سهواً کشیدش؟

‫نه به راحتی، خیر

‫تفنگه. اسباب‌بازی نیست

‫و چیز دیگه‌ای که باید در نظر گرفت

‫اینه که ضربه گلوله به استخوان‌ها

‫در هر دو مقتول بسیار مشابهه

‫و نشون میده که هر دو رو به تفنگ بودن

‫خب با تمام این تفاسیر

‫نتیجه‌گیری کلی‌تون چیه؟

‫فرض عملی من اینه که یک تیرانداز

‫هر چهار گلوله رو شلیک کرده

‫که در نتیجه ویلیام و پاتریشا هر دو

‫احتمالاً به دست یک نفر کشته شدن

‫و اون فرد احتمالاً

‫با این نوع سلاح آشنا بوده

‫بزرگترین تفنگ دنیا نیست

‫ولی بازم جدیه

‫- میدونین منظورم چیه؟ ‫- سوال دیگری نیست بانوی من

‫به خدای متعال قسم میخورم ‫که شهادتم...

‫تمام حقیقت باشه ‫و چیزی جز حقیقت بر زبان نیاورم

‫گری کوپر چجور فیلم‌هایی ‫بازی میکرد آقای ادواردز؟

‫در دهه چهل و پنجاه ‫بازیگر هالیوود بوده

‫- درسته؟ ‫- و دهه شصت، بله

‫و دهه شصت، بله. ‫ممنون که روشن کردین

‫بیشتر بخاطر فیلم‌های وسترن معروف بود

‫اما کاراکترهای متنوعی رو بازی کرده

‫نقش اصلی عاشقانه، کمدی، سرباز

‫و البته...

‫یک بار هم نقش بازیکن بیسبال

‫لو گریگ رو در فیلم "غرور یانکی‌ها" بازی کرد

‫اما آیا اینطور نیست

‫که تو و همسرت عاشق داستان‌های ‫غرب وحشی بودین؟

‫درباره هفت‌تیرکش‌ها و خلافکارها

‫خب، سوزان بود که طرفدار گری کوپر بود

‫و کاملاً هم بی‌خطر بود

‫اعضای هیئت منصفه، ‫لطفاً به سند ای‌ال96 مراجعه کنید

‫صورت‌حسابی از سال 2009 هست

‫بابت هزینه‌ی 2 هزار و 700 پوندی ‫که بابت یک نامه گری کوپر پرداخت شده

‫شما دو هزار و 700 پوند ‫بابت یه نامه گری کوپر پرداخت کردین

‫اونم در حالی که در آستانه ورشکستگی بودین؟

‫یه هدیه برای سوزان بود

‫و در آستانه ورشکستگی هم نبودیم

‫آقای ادواردز، وقتی شما و همسرتون

‫موقع برگشت از فرانسه ‫دستگیر شدین

‫جز چند سکه چیزی نداشتین

‫تنها دارایی شخصی‌ای که داشتین

‫چند تا عکس و کتابِ امضاشده بود

‫شخصاً باید بازیگر

‫ژرارد دپاردو مکاتبه داشتین

‫پس مضحکه که بگیم

‫شما در این دنیای

‫قهرمان‌های پرطمطراق و ستاره‌های هالیوودی ‫و تفنگ‌ها نقشی نداشتین

‫- خب، اگه میخواین وارد جزئیات بشیم... ‫- به سوال من توجه کنید

‫حالا دارید می‌پرید وسط پاسخ من

‫شما تفنگی داشتین با کالیبری مشابه

‫با تفنگی که به والدین همسرتون ‫شلیک کرده، مگه نه؟

‫زمانی هفت‌تیری داشتم ‫که قابلیت حمل

‫فشنگ‌های کالیبر 38 رو داشت، بله

‫فشنگ‌های کالیبر 38 داشتین

‫در مِی 1998 نه، نداشتم

‫نه فشنگ داشتم نه اسلحه. ‫فروخته بودمشون

‫همسر شما از تفنگ بدش میاد، مگه نه؟

‫قطعاً خوشش که نمیاد

‫اما به پلیس گفتین که ‫از تفنگ وحشت داره

‫در میدون تیر، حتی به تفنگ ‫دست هم نمیزده

‫درسته. در کل خیلی شکننده‌ست

‫اینم یه چیز دیگه‌ست که زیاد روش...

‫خودت چی کریس؟

‫تو از تفنگ‌ خوشت میاد، نه؟

‫تفنگ‌ها برام جالبن

‫به تاریخ نظامی علاقه دارم

‫و تفنگ هم صرفاً بخشی از اونه

‫کریس، میشه یه چیزی رو ‫برای هیئت منصفه روشن کنیم؟

‫قبلاً زیاد پیش میومد که با چنین ‫سلاح‌هایی شلیک کنی، مگه نه؟

‫نه زیاد، نه، چون...

‫باشگاهی که توش تیراندازی میکردم ‫تو ارلز کورت بود

‫پس از دگنهام باید دو تا قطار عوض میکردم

‫پس تا برسم خونه، ‫خیلی دیر میشد

‫و بعد از اومدن سوزان هم ‫دیگه حس کردم...

‫که دیگه ارزشش رو نداره، ‫برای همین تفنگ‌ها رو فروختم

‫و گواهی سلاح گرمم رو تحویل دادم

‫و این قضیه مال سپتامبر 1995 ـه

‫اما قبل از زندگی با سوزان

‫با کمال میل این مسیر ‫رو به جون می‌خریدی؟

‫- بله ‫- خب، چی عوض شد؟

‫سوزان خوشش نمیومد من زیاد

‫از خونه دور باشم ‫مگه برای کار

‫یا شاید بهتره بگم که خوشش نمیومد ‫که از خودش دور باشم

‫اما از این تفریح لذت می‌بردین، درسته؟

‫بله

‫حس میکنید که تصمیم شما بود

‫که اون سفر رو متوقف کردین، ‫یا سوزان مجبورتون کرد؟

‫عه... تصمیم مشترک بود

‫وقتی جسدها رو دفن کردین چی؟ ‫اونم تصمیم شما بود؟

‫یا سوزان مجبورتون کرد؟

‫- اون... ‫- اونم مشترک بود؟

‫بله

‫و وقتی به مادرخونده‌تون زنگ زدین

‫که قضیه اجساد باغ رو بهش بگین

‫اون تصمیم شما بود، مگه نه؟

‫تصمیمی بود که بطور مستقل ‫و بدون سوزان گرفتین

‫و برای همینه که امروز همه اینجاییم، مگه نه؟

More Farsi Persian subtitles for Landscapers

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left