Ready Player One

Ready Player One

Farsi/persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

রিলিজ তথ্য

Ready Player One 2018 BrRip YIFY Filamingo Fa
ভাষ্য লিখেছেন filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

ট্যাগ

bluray
প্রকাশিত: 2026-08-10
ডাউনলোড: 1
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi/persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ برای حسِ واقعی آماده شو؛ همون حس واقعی. ‏ ‏ ⁦X1.⁩ ‏

‏ بدون درد، چیزی به دست نمی‌آد. ‏

‏پیتزا رسید، بچه‌ها.‏

‏ووهو!‏

‏سلام، وِید.‏

‏سلام، خانم گیلمور.‏

‏چی شده؟ زندگی زده توی ذوقت؟‏

‏ من سال ۲۰۲۷ به دنیا اومدم. ‏

‏ بعد از خشکسالیِ شربت ذرت و شورش‌های پهنای ‏ ‏ باند. ‏

‏ بعد از این‌که مردم دست کشیدن از تلاش برای ‏ ‏ حل مشکلات ‏

‏ و فقط سعی کردن بیشتر از اون‌ها دوام بیارن. ‏

‏ پدر و مادرم از اون دوران جون سالم به در ‏ ‏ نبردن، ‏

‏ برای همین این‌جا، کلمبوسِ اوهایو، با عمه‌م ‏ ‏ آلیس زندگی می‌کنم. ‏

‏ سال ۲۰۴۵، کلمبوس سریع‌ترین شهرِ در حال رشد ‏ ‏ دنیاست. ‏

‏ همین‌جا بود که هالیدی و مورو شرکت ‏ ‏ «گریگِریِس گیمز» رو راه انداختن. ‏

‏ این روزها واقعیت واقعاً حال‌گیره. ‏

‏ همه دنبال یه راه فرارن، ‏

‏ و برای همین هالیدی... ‏

‏ برای همین برای ما یه قهرمان بود. ‏

‏ نشون‌مون داد می‌شه بدون این‌که جایی بری، ‏ ‏ به یه جای دیگه رفت. ‏

‏ مقصدی لازم نداری ‏

‏ وقتی روی یه تردمیل همه‌جهته می‌دوی ‏

‏ با زیرلایهٔ چهارکانالهٔ حساس به فشار. ‏

‏ جیمز هالیدی آینده رو دید. ‏

‏ و بعد ساختش. ‏

‏ یه جایی به ما داد که بریم. ‏

‏ جایی به اسم ‏

‏ اویسیس. ‏

‏ این اویسیسه. ‏

‏ جاییه که تنها حد و مرز واقعیت، تخیل خودته. ‏

‏ هر کاری می‌تونی بکنی... ‏

‏ ...هر جایی می‌تونی بری. ‏

‏ مثلاً سیارهٔ تفریحی. ‏

‏ روی یه موج هیولایی پنجاه‌فوتی در هاوایی ‏ ‏ موج‌سواری کن. ‏

‏ می‌تونی از اهرام اسکی کنی. ‏

‏ می‌تونی از اورست بالا بری ‏

‏ با بتمن. ‏

‏ این‌جا رو ببین. یه کازینو به اندازهٔ یه ‏ ‏ سیاره‌ست. ‏

‏ می‌تونی اون‌جا پولت رو ببازی. ‏

‏ می‌تونی ازدواج کنی؛ می‌تونی طلاق بگیری. ‏

‏ می‌تونی... می‌تونی بری اون تو. ‏

‏ مردم برای کارهایی که می‌تونن بکنن وارد ‏ ‏ اویسیس می‌شن، ‏

‏ ولی برای چیزهایی که می‌تونن باشن، می‌مونن. ‏

‏ قدبلند، زیبا، ترسناک، با جنسیتی دیگه، ‏

‏ گونه‌ای دیگه، زنده یا کارتونی. ‏

‏ همه‌چیز انتخاب خودته. ‏

‏ آره، اون منم؛ یعنی آواتارم. ‏

‏ حداقل تا وقتی دلم بخواد عوضش کنم. ‏

‏ جز خوردن، خوابیدن ‏

‏ و دستشویی‌رفتن، هر کاری مردم بخوان، توی ‏ ‏ اویسیس انجام می‌دن. ‏

‏ و چون همه این‌جان، همین‌جا همدیگه رو ‏ ‏ می‌بینیم. ‏

‏ همین‌جا دوست پیدا می‌کنیم. ‏

‏ایچ رو پیدا کن.‏

‏ در حال پیدا کردن ایچ. ‏

‏ ایچ پیدا شد. ‏

‏ بخش ۱۲. سیارهٔ دووم. ‏

‏ سیارهٔ دووم، خطرناک‌ترین جای اویسیس، ‏

‏ و جای خیلی خوبی برای جمع‌کردن سکه. ‏

‏ معلومه ایچ باید اون‌جا باشه. ‏

‏ ایچ بهترین دوستمه توی اویسیس. ‏

‏ در واقع، بهترین دوستمه. همین. ‏

‏ با این‌که هیچ‌وقت توی دنیای واقعی از نزدیک ‏ ‏ ندیدمش. ‏

‏ ـ چه خبر، ایچ؟ ‏ ‏ـ هی، چه خبر زِد؟‏

‏ مسابقهٔ بعدی بیست دقیقه دیگه‌ست؛ من هم به ‏ ‏ آخری نمی‌رسم. ‏

‏ داری چه غلطی می‌کنی؟ ‏

‏دارم حسابی کیل می‌گیرم، داداش.‏

‏ اون دایتوئه؟ ‏

‏دایتو و شو.‏

‏ دنبال آرتیفکتین؟ ‏

‏آره. گریگِریِس ۱۲۰.‏

‏ دو دقیقه تبدیل می‌شی به هر ربات غول‌پیکری ‏ ‏ که بخوای. خفنه. ‏

‏ آرتیفکت‌ها. ‏

‏ اونا خیلی مهم بودن. ‏

‏ هالیدی مطمئن شده بود اویسیس ‏

‏ پر باشه از چیزهای قدرتمند و تصادفی ‏

‏ تا هر کسی، اگه مهارتش رو داشت، بتونه برنده ‏ ‏ بشه. ‏

‏ نبردهای مرگ و شکار آرتیفکت راه خوبی برای ‏ ‏ سکه جمع کردنه، ‏

‏ ولی بسته به سطح زرهت خطرناکه. ‏

‏ می‌بینی، همه از یه جا شروع می‌کنن، ‏

‏ ولی هرچه سکهٔ بیشتری دربیاری... ‏

‏ـ مامان! مامان!‏ ‏ ـ ...بیشتر لِوِل می‌گیری. ‏

‏ اگه کشته بشی، آواتارت می‌تونه دوباره زنده ‏ ‏ بشه... ‏

‏برو بابات رو صدا کن!‏

‏ ...ولی همهٔ وسایلت رو از دست می‌دی. ‏

‏ هر چیزی که براش زحمت کشیدی. ‏

‏ همهٔ پولت. ‏

‏ لباس‌هات. ‏

‏ اسلحه‌هات. ‏

‏ چون مردم بیشتر وقت‌شون رو توی اویسیس ‏ ‏ می‌گذرونن... ‏

‏ ...از دست دادن همه‌چیز یعنی... ‏

‏ خب، یعنی واقعاً همه‌چی رو از دست دادی. ‏

‏ایچ، ده دقیقه تا شروع مسابقه.‏

‏ باشه مامان، شنیدم. ‏

‏ اویسیس زاییدهٔ ذهن جیمز هالیدی بود. ‏

‏ اون و شریکش، آگدن مورو، اولین نسخهٔ اویسیس ‏ ‏ رو سال ۲۰۲۵ منتشر کردن. ‏

‏ فوراً موفق شد و هر دو رو فوق‌العاده ‏ ‏ ثروتمند کرد. ‏

‏ ولی چند سال بعد مورو از صحنه کنار رفت. ‏ ‏ هالیدی چی؟ ‏

‏ اون فقط صاحب بزرگ‌ترین شرکت دنیا نبود. ‏

‏ مثل خدا بود؛ مردم عاشقش بودن. ‏

‏ به اندازهٔ ساخته‌ش، خودش رو هم می‌پرستیدن. ‏

‏شاید بهتره دست برداریم از حرف‌زدن درباره‌ش‏

‏و شروع کنیم به نشون‌دادنش.‏

‏اگه همه‌تون دست ببرین زیر صندلی‌هاتون،‏

‏می‌بینین هیچی اون‌جا نیست.‏

‏ولی الان... برای هر کدوم‌تون یکی می‌آریم.‏

‏ و بعد، هفتم ژانویهٔ ۲۰۴۰... ‏

‏ مُرد. ‏

‏ و چیزی که از خودش به جا گذاشت ‏

‏ همه‌چیز رو تغییر داد. ‏

‏سلام. من جیمز هالیدی‌ام.‏

‏اگه دارین این رو می‌بینین، من مُردم.‏

‏ قبل از مرگم چیزی ساختم که ما توی این کار ‏ ‏ بهش می‌گیم «ایستر اِگ». ‏

‏ یه شیء مخفی در بازی که به هر کسی پیداش کنه ‏ ‏ قدرت ویژه می‌ده. ‏

‏ اولین کسی که ایستر اِگ رو پیدا کنه ‏

‏ که یه جایی داخل اویسیس پنهانش کردم، ‏

‏ سهام من در گریگِریِس گیمز رو به ارث ‏ ‏ می‌بره، ‏

‏ که الان بیش از نیم میلیون دو... ‏

‏ اِ... نیم تریلیون دلار ارزش داره، ‏

‏ و کنترل کامل خودِ اویسیس رو هم می‌گیره. ‏

‏در قالب آواتارم، «آنوراک دانای کل»،‏

‏سه کلید ساختم.‏

‏سه چالش مخفی، شایستگی شما رو می‌سنجن‏

‏و سه کلید پنهان برای سه دروازهٔ جادویی‏ ‏آشکار می‌کنن.‏

‏و هر کس مهارت عبور از این سختی‌ها رو داشته‏ ‏باشه‏

‏به پایان می‌رسه؛ جایی که جایزه منتظرشه.‏

‏برید، کلیدها.‏

‏کلیدها همین‌طوری زیر یه سنگ جایی افتاده‏ ‏نیستن.‏

‏می‌شه گفت نامرئی‌ان،‏

‏توی اتاقی تاریک در مرکز یه هزارتو پنهان‏ ‏شدن‏

‏که یه جایی‏

‏اینجاست.‏

‏شکار ایستر اگِ هالیدی‏

‏شروع بشه.‏

‏ چالش اینه که سه کلید رو پیدا کنی، ‏

‏ ولی طی پنج سال حتی یک نفر هم یه کلید ‏ ‏ نگرفته. ‏

‏ و تابلوی بزرگ امتیازها؟ هنوز خالیه. ‏

‏ یه گانترِ فراموش‌شده اولین سرنخ رو حل کرد ‏

‏ و اولین چالش رو پیدا کرد. ‏

‏ بعد این پورتال ظاهر شد. ‏

‏ ولی چالش گرفتن کلید اول، مسابقه‌ای بود که ‏ ‏ هالیدی طراحی کرده بود ‏

‏ و اون‌قدر سخت بود که هیچ‌کس تا حالا تمومش ‏ ‏ نکرده بود. ‏

‏ فقط گانترها هنوز تلاش می‌کنن؛ یعنی همون ‏ ‏ «شکارچی‌های تخم‌مرغ»، ‏

‏ مثل من و شو و دایتو و بهترین دوستم، ایچ. ‏

‏ آهان، و البته سیکسرها. ‏

‏ سیکسرها مال ⁦IOI⁩ـان... ‏

‏سیکسرها!‏

‏ ...«صنایع آنلاین نوآورانه». ‏

‏ دومین شرکت بزرگ دنیا، ‏

‏ که می‌خواد اولی بشه. ‏

‏ برای همین هر چی دارن ‏

‏ تا مسابقهٔ هالیدی رو ببرن. ‏

‏کمربندها رو ببندین!‏

‏بشین سر جات!‏

‏ ما بهشون می‌گیم «سیکسر» چون قانون شرکت ‏ ‏ اینه: ‏

‏ اسم ندارن، فقط شماره. ‏

‏ یه تیم پشتیبانی از پژوهشگران هالیدی دارن. ‏

‏ مثل من، تمام وقت‌شون رو صرف مطالعهٔ فرهنگ ‏ ‏ عامه‌ای می‌کنن ‏

‏ که هالیدی دیوونه‌ش بود، ‏

‏ تا سرنخ‌های حل مسابقه رو پیدا کنن. ‏

‏ اونا فقط دستورهای رئیس ⁦IOI⁩ رو اجرا می‌کنن، ‏

‏ همون عوضی‌ای که اسمش نولان سورنتوئه. ‏

‏چطور زودتر از من رسیدی؟‏

‏خب، وسط راه برای آرایش مو توقف نکردم.‏

‏ـ چه خبر، زِد؟‏ ‏ـ چه خبر، ایچ؟‏

‏یه جا برات نگه داشتم.‏

‏دمت گرم، داداش.‏

‏باید برم عقب.‏

‏اوه. که از ماشین‌های تصادفی سکه جمع کنی؟‏

‏ـ خیلی غم‌انگیزه، رفیق.‏ ‏ـ سوختم کمه.‏

‏ولی برای اون مدل موی «یه چیزی دربارهٔ مری‏ ‏هست» پول داشتی.‏

‏هر کی اول به کلید برسه.‏

‏هر کی اول به اِگ برسه!‏

‏ایچ، اینو می‌بینی؟‏

‏آره، می‌بینم. موتور کانِدا از «آکیرا»ست.‏

‏فقط یه اسکین رسمی روی یه شاسی استاندارده.‏

‏ نه، موتور نه. بی‌خیال موتور. ‏

‏ اون دختره؛ فکر کنم آرتمیسه. ‏

‏خودِ آرتمیس؟ همون شکارچی سیکسرها؟‏

‏همهٔ راهنماها و استریم‌های توییچش رو دیدم.‏

‏خودشه. قطعاً خودشه.‏

‏برو، برو، برو! برس بهش! یالا!‏

‏ می‌تونی، می‌تونی! ‏

‏لعنت.‏

‏نمی‌رسه.‏

‏بپر بیرون! ولش کن!‏

‏بپر!‏

‏آخ!‏

‏لعنتی، عاشق اون موتور بودم.‏

‏اوه، ایچ می‌تونه...‏

‏خب، دوستمه؛ ولی می‌تونه برات درستش کنه.‏

‏اینجا کارگاه منه. به هیچی دست نزن.‏

‏«غول آهنی» رو از کجا پیدا کردی؟‏

‏پیداش نکردم؛ دارم می‌سازمش. سفارشی‌ـه.‏

‏آره. ایچ توی انجمن‌های مادینگ بالاترین‏ ‏امتیاز رو داره.‏

‏مردم از سراسر اویسیس بابت کارش سکهٔ حسابی‏ ‏می‌دن.‏

‏اوه، هی، اینو ببین!‏

‏هی، زِد. داداش.‏

‏ـ گلکتیکا، معلومه.‏ ‏ـ اینا بچه‌های منن، باشه؟‏

‏ سولاکو، از «بیگانه‌ها». ‏

More Farsi/persian subtitles for Ready Player One

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left