প্রথম 200টি লাইন।
همونطور که خواسته بودی درباره ی جانگ دوهان تحقیق کردم
فکر کنم خیلی باهوشه
همون بارِ اول امتحان حقوق رو قبول شده تا تویِ دفترِ دادستانی سئول کار کنه
همیشه زندگیش بر وفقِ مرادش بوده
دنبالِ افتخاراتش نیستم ... چیزی هست که مشکوک باشه
یا ربطی به یون سونگ رو داشته باشه؟
بگو دنبالِ چی میگردی؟
چرا مجبورمون کردی تهِ و تویِ زندگی دوهان رو در بیاریم؟
یه چیزی هست که میخوام ازش با خبر بشم
من که به چیزِ عجیبی بر نخوردم پدر و مادرش مردن
... وقتی بچه بود پدرشُ از دست داده
و وقتی دبیرستانی بود مادرش رو
احتمالا تو مدرسه سرِ زبونا بوده
آخه مادرش یه مرگِ طبیعی نداشته به قتل رسیده
به قتل رسیده؟
بعدش مدرسه رو ول کرده و از اون شهر رفته
مقاله ش رو پیدا کردم
توسطِ معشوقه اش کشته شده مادرش از خشونتِ خانگی رنج میبرده
اصلا بهش نمیومد همچین آدمی باشه
دنبالِ این میگشتی؟
مطمئن نیستم ، اصلا ربطی به سونگ رو داره؟
نه ، اون زمان سونگ رو تو سئول کار میکرده
باشه ، وقتی برگردم میبینمتون
... پس اگر بخواد از سونگ رو انتقام بگیره
هیچ دلیلِ موجهی نداره
اومده دیدنم تا تو رو ببینه
بیدار شو ، نباید اینجا غش کنی
منُ یادشه؟ - ... حتی اگر یادش نباشه میخواد بدونه -
... میخواد نقشه ت رو راجع به
یونا بدونه
پروسه ی تحقیقات که تموم بشه میفهمه چرا انقدر اصرار میکنه؟
ولی بهتر نیست بهش بگیم چه نقشه ای داریم؟
اگر بهش نگیم حرفمونُ گوش نمیده دیگه
من فقط یه شاهد دارم
پس اون یکی چی؟
الان وقتش نیست
ولی فکر کنم یه سرنخی پیدا کردم
کاراگاهی که پدرت رو شکنجه داد؟
آره
... پدرم فقط
اسم مستعارش رو به خاطر داره
... اون مرد
خبرِ فوری ... متواری جو سو جی حینِ فرار توسط پلیس تیر خورد
و از صحنه ی جرم ناپدید شد
... طبقِ گفته ی شاهدی که به پلیس زنگ زده
خانمِ جو که خودش رو جایِ یک افسرِ پلیس ... زده بود و واردِ ساختمانی شده بود
بله خانمِ لی
شما کجایی؟
ببخشید ، من همونیم که بهت گفت مثلِ دوماد ها رفتار نکن
خیلی ضروری بود و فقط تو به ذهنم رسیدی
منم نگرانش بودم
مادرجان
حالا حالت بهتره؟
هر روز به اخبار زل میزدی و آشفته تر میشدی مگه نه؟
خبرنگارها هیچی نمیدونن باید از خودم میپرسیدی
چطور ازت میپرسیدم؟
پلیس بود که به دخترم شلیک کرد
... هر دوتون بالاخره
باید سوجی رو بگیرید
درسته
مادرجان ولی نگران نباش
پلیس بهش شلیک کرد ولی اون جا خالی داد
تا الان دیگه حالش باید خوب شده باشه
ولی تو لب به غذا هم نمیزنی
شوخیت گرفته؟
واقعا حالش خوبه؟
حالش خوبه ولی رسانه ها هنوز ... بو نبردن
پس به هیچکی نگو
باشه نمیگم
پس بهتره مراقبِ خودت باشی
بله کاراگاه ما؟
حالت چطوره؟
زخمت در چه وضعیه؟
من خوبم
کاراگاه نام گفت که دستنبد ها رو شکوندی و بهش حمله کردی
این حقیقت داره؟ نداره مگه نه؟
تا وقتی بفهمی کی حامیشه اینُ به عنوان یه راز نگه دار
حواست به بیونگ جه باشه
من که نمیتونم اینجا تشخیص بدم کدوم پلیسه
مادرم چطوره؟
مطمئنم اخبار شوکه ش کرده
البته که شوکه شده
ولی داره باهاش کنار میاد پس نگران نباش
واقعا خوبه؟ - آره خوبه -
خیلی مُصره
مثلِ تو میمونه
خب خداروشکر
تماس هامُ جواب نمیدادی نگران شدم
من از مادرت مراقبت میکنم پس تو مراقبِ خودت باش
آسیب نبین ، تا وقتی گیرت میندازم سالم بمون
باشه؟
لطفا حواست به مادرم باشه خانمِ لی
رئیسِ دادستانی یون بود؟
ما هر دو از افرادشیم میتونیم اطلاعاتمون رو با هم در میون بذاریم
زنم بود ، به خاطرِ سوجی نمیتونم برم خونه
تمامِ این مدت کارِ تو بود؟
تو کیم وو سونگ رو رام کردی
یه ذره غذا بخور
بخور ، تو باید زنده بمونی
تو آزادش کردی
بگیرش - ! برگرد اینجا -
! هی تو
حتما تو پشتِ پرده بدجور مشغول بودی
خیلی وقت بود که واسه یه نفر موش میدوئوندی
تو و دادستان یون حتما با هم مراوده دارید
یه چیزی حدودِ 10 سال؟
پونزده سال؟
خیلی سوال میپرسی
فقط میخوام با هم دوست بشیم ! همین
بهتره سرت تو کارِ خودت باشه
یه بار به حرفت گوش دادم و گند زدم به همه چیز
عجیب نیست؟
چطور یه زنِ مرده فرار کرد؟
تو آخرین کسی بودی که زنده دیدیش
چیزی میدونی؟
اگر میدونستم که تا حالا پیداش کرده بودم
نباید کار ها رو به یه نفر که پشتِ میز میشینه میسپردم
تقصیرِ خودم بود
چیزی تو آپارتمان پیدا کردی؟
آره ، ما فیلم هایِ دوربین مدار بسته ... و اثر انگشت ها رو بررسی کردیم
و متوجه شدیم که سو بومی اونجا زندگی میکرده
اون تنها کسیه که تویِ حادثه ی قتلِ خانواده ی میسو دونگ زنده مونده
و داره با سوجی کار میکنه؟
چه همکاری جالبی
... اون حتما کسیه که به سوجی
کمک کرده فرار کنه
ما نتونستیم تاییدش کنیم
کسِ دیگه ای هم هست؟
کسی که عکس هایِ مظنون رو به آپارتمانش فرستاده
میدونی کیه؟ - ما از پِیک پرسیدیم -
اون هیچوقت فرستنده رو ندیده
پاکت چه جوری به دستش میرسید؟
باهاش تماس میگرفتن و میگفتن کجا بره
... پاکت ها رو گوشه ی ساختمون ها
یا راه پله هایی که تحتِ نظارتِ دوربین مداربسته نیستن پیدا میکرد
پولش هم نقدا پرداخت میشده
... کسی که انقدر با دقته
حتما از شماره مسدود استفاده میکرده
بله درسته
هیچ جوره نمیشه پیداش کرد
سو بومی رو واردِ لیست تحتِ تعقیب ها کن و ببین چه جوری سوجی رو دیده
چشم قربان - خوبه -
دادستان کیم
چند دقیقه س داری بهم چشم غره میری
... اگه چیزی اذیتت میکنه بگو
... کلی حرف واسه گفتن دارم
ولی فکر نکنم تو جوابِ سر راستی بهم بدی
بی خیال ، خودم میفهمم
سیم رو بده - هووم -
من حواسم به اوضاعِ اینجا هست
تو فقط تماشا کن
باشه .. اوپا
این چیه؟ غذائه؟
خاکِ عالم
چرا شلوغش میکنی؟ تا حالا لباس زیرِ مردونه ندیده بودی؟
! ای منحرف
! خیلی نامردیه آقا
... عیب نداره زنا لباس زیر داشته باشن
ولی اگه مردا اینکارو کنن عیبه؟
این برایِ من خیلی مهمه
واقعا که مشکلِ روانی داری تو
چه خبره؟
هیچی
تقریبا راه اندازیش کردیم
خب ، یه امتحانی بکنیم؟
آره - حتما -
بالا نمیاد ، مطمئنی درست راهش انداختی؟
عجیبه ، چرا سیستم بالا نمیاد؟
دوربین خاموشه
یا خاموشه یا یه نفر تکونش داده
ویدئو رو برگردون به اونجایی که خونه ی رئیسِ دادستانی ضبط شده
مخفی گاهت رو پیدا کردن احتمالا وقتی به خونه م هجوم آورده بودن
شیوان هنوزم از کامیپوتر و گوشی قدیمیش استفاده میکنه
شاید هنوز متوجه نشده
نه
دوربین ها رو برداشتن چون میدونن ما حواسمون بهشون هست
فکر نکنم شیوان هنوز فهمیده باشه
امکان نداره
جایی میری؟ - کجا؟ -
اونا به مخفیگاهت رفتن
باید یه جواب پیدا کنم
خدایا - بالاخره گیرش آورد -
یه نگاه به این بنداز
بهتر از این نتونستی بگیری؟
خیلی ترسناک به نظر میرسه
معلممون بدجنسه
حالت خوبه؟
... فقط یه لحظه
من میارمش
همیشه تنهایی کار میکنی
ترجیح میدم تنها باشم
چرا سعی میکنی بهش نزدیک بشی؟
قبلا رو مخم بود
ولی همه ی تویِ کلاس طوری رفتار میکنن انگار نامرئیه
اون که نمیخواسته دخترِ یه کاراگاه باشه
... اصلا اشکالی نداره مادرش بیاد مدرسه
و کسایی که براش قلدری کردن رو تنبیه کنه
خیلی ظالمانه نیست که به خاطرِ این دلیل آدم حسابش نکنیم؟
... اون حتما کسی بوده
که به سوجی کمک کرده فرار کنه
No comments yet. Be the first to leave one.