প্রথম 200টি লাইন।
ما با هم همکاريم؟
کجا داري ميري؟
.سلام
.شمام OJT من "سو مي جين" مسئولِ
.ما ميتونيم يا دشمن هم باشيم
.يا يه همکار فوق العاده تيمي
.و اين بستگي به عملکرد شما داره
... امروز با OJT
.متاسفم
.آه ، پسر
.اومدي
اسمت چيه؟
.من کيم جي وان هستم
.اولين روزِ کاري ات رو دير اومدي
اگه بيشتر از 3 بار تو کلاس هاي اموزشي دير کني
.کارتو از دست ميدي
ميدونستي؟
اقاي کيم جي وان ، لطفا بيشتر حواستو جمع کن
من براتون توضيح ميدم چرا دير کرد من شاهدم
...چندتا زن پير
...نميتونستن از آسانسور پياده بشن
.اونم بهشون کمک کرد
.خانم سو مي جين
.اگه حرفي داري ، خودت بگو
فک ميکنم وقتي يکي اسانسور رو نگه ميداره
...و ميره جايي
.بي خبر از موقعيتش ، حتما کاره مهمي بوده
.اوه
پس بيخيال کارت شدي؟
فک ميکني اين بهانه ي خوبيه براي تاخيرت؟
...تو محل کار ، بايد فقط يه کارمند باشين تا
.بتونين از عواقبش در امان باشين
!سوال دارم
.اگه سوالي دارين اول اسمتون رو بگين
.من "جانگ هيون دو" هستم
.پسر رئيس
عواقب؟
چون خودتون باعثش شدين ، نمي تونين همچين حرفي بزنيد
.به لطف اون بود که به موقع رسيدين
.من "سو مي جين" هستم
.با اين اسم صدام کنيد
چرا همچين آدمِ باهوشي انقدر ناشکره؟
.لطفا با ارشدت رفتار خوبي داشته باش
چرا تو رفتاره خوبي باهاش نداري؟
.2بار بهت اخطار دادم
.دفعه يِ سوم،ميندازمت بيرون
.فک ميکني خيلي قدرتمندي
.اقاي جانگ هيون دو
.برو بيرون
برم بيرون؟ - بله -
...اين شرکت به کسي که
.ادب اجتماعي نداره احتياجي نداره
من ازت ممنونم ، ولي زندگي خودتو خراب کردي
.من ميرم
ترجمه و زيرنويس .:.:(maharsa)فهيمه (zshkoo)زهرا:.:. .:.: (minaro)مينا:.:.
.فک کنم همه اينجان
.بياين بريم اتاق سمعي بصري
.من با خواست خودم رفتم
پس چرا حس ميکنم منو انداختن بيرون؟
.آقايِ کيم جي وان
...مرسي که امروز صبح
.تو اسانسور کمکم کردين
.به لطف شما به موقع رسيدم
.مرسي
.حرفشم نزنين
.اگه هميجا بايستي بازم ديرت ميشه
.خانم جانگ تو هتل هالا هستن
...مرد
.يه سوئيت تو يه هتل 5ستاره
.عجب اعتراض گروني
ميخواين کارت اعتباريشو مسدود کنم؟
.معامله انجام شد
انجام شد؟
...پس
.اونو کنسل کن و اينو فعال کن
.بله،خانم
.اين کارت رو جايگزين کردم
کارت اعتباري منو مسدود نکرده؟
جانگ ته سو ، چه خبر شده؟
چي؟ رئيس ميخواد بياد سرکلاس هاي اموزشي؟
!چرا الان داري به من ميگي
منم الان شنيدم - از اين کارت هدفي خاصي داري؟ -
فن آوري جديد مقصد مشترک
فقط تو سيستم پزشکي استفاده نميشه
... تو شرکت محصولات زيبايي ما هم
.صبر کن
،رئيس داره مياد اينجا
اقاي "جانگ هيون دو" کجاست؟
چرا اينجا نيست؟
.من انداختمش بيرون
عقلتو از دست دادي؟
.واسه کلاس اموزشي اماده نبود
اماده نبود؟ يعني چي؟
.وقتي اون پسره رئيسه يعني اماده است
.همين الان بهش زنگ بزن
.مجبورش کن برگرده ، حتي با التماس
!!خانم سو
.من بهش زنگ ميزنم
تو ديگه کي هستي؟؟
.من دوست "جانگ هيون دو" ام
.زودباش بهش زنگ بزن
... تماس شما به صندوق پستي
جواب نميده؟
.نه
.اگه جواب نميده برو پيداش کن
،همکارتون گم شده
پس چرا شماها فقط نشستين؟
رفاقت حاليتون نميشه؟
.برين پيداش کنين
.اوه خدايا
!!ببخشيد
... بيا باهام دوست باشيم ، دوسته پسره رئيس
.تو دوشمن مني
.بايد کوتاه بياي
.مي جين
ميخواي منو اخراج کنن ، نه؟
،بهت گفته بودم مراقب هيون دو باش
اما چي؟ انداختيش بيرون؟
.من مسئول آموزش کارمنداي جديدم
... همچين اقدامات انظباطي وظيفه ي منه
واقعا؟
دوست داري خودتم ادب بشي؟
... رئيس جانگ بهم گفت با پسرش مثلِ
.هي
مغزت قده گنجيشکه؟
جانگ هيون دو - تو واقعا احمقي -
...انتظار داشتي ازت بخواد
با پسرش مخصوص رفتار کني؟
!اون بدون هيچ حرفي رفت
.اما اونم يه کارمنده جديده
... بايد مثل همه اموزش ببينه
.باورم نميشه
فکر کردي کي هستي؟
کاري که بهت گفتم بکن ، رو حرف من حرف نزن
... خوب
چي؟
.اون بهم گفت برو بيرون ، منم رفتم
هي - باشه -
... تا ارزيابي عملکردت صبر کن
.من برمي گردم
..من واقعا بايد تو رو به حومه يِ شهر
.منتقل کنم
فهميدي؟؟
واسه اموزش اماده ايي؟
اموزش امروز درمورد چيه؟
.جامو پُر ميکنم
يعني نميخواي برگردي سره کلاس
...تو کاره بهتري از به رخ کشيدن
رئيس شدنت تو آينده
نداري؟؟
.تو بازم نميخواي چيزي يادبگيري
.برو بيرون
... صبر کن ، ولي
!!نبايد اينکارو با من بکني
.رئيس جانگ داره مياد
.رئيس جانگ اومد
.سلام
.همه تون بشينيد
اقاي جانگ هيون دو کجاست؟
چرا اينجا نيست؟
.ببخشيد
.رفته بودم دستشوئي
ادامه بدين - بله -
.کاري با من نداشته باشين
چي؟
،براي پيدا کردن داستاني از خودتون
.بايد اول شخصيت خودتون رو بشناسين
،براي شناخت شخصيت واقعي خودتون
،اول ، برين دنباله چيزايي که دوست دارين
،دوم ، رابطه ي بين اونا رو پيدا کنين
...شخصيت از ديدگاه هاي جديد
،ةمثلا ميتونيم مطالب يونگ جو رو مثال بزنيم
.يونگ جو ، مطالبي که نوشتي خيلي خاص بود
...يه نويسنده بايد توانايي پيچ و تاب دادن
.يه داستان آشنا و جديد رو داشته باشه
اصلا نميتونم واسه خوندن قسمت بعديش صبر کنم
.باشه،مرسي
.کارت خوب بود
.کارت عالي بود
.مرسي
.مرسي
.مطالبِ بعديت
.نه،نه
خداحافظ - خداحافظ
مرسي - کارت عالي بود -
کانون نويسندگان راديو تلوزيون کره گفتن
.مطالب من خيلي خاص بود
گفت اصلا نميتونه واسه خوندن بقيه اش صبر کنه
!من يه نابغه ام ، زيادم روش کار نکرده بودم
اگه تو سن 20 سالگي يه نويسنده ي تاپ بشم چي؟
چي کار کنم؟
از ديدن من تعجب کردين؟
!!نه،آقا
...يه سنت قديمي داريم که
،من هميشه دوست دارم با کارمندا
.تو روز اول اموزششون ناهار بخورم
.باهم غذا خوردن ادما رو بهم نزديکتر ميکنه
من دوست دارم از همين اول راه بهتون نزديک باشم
.چون شما آينده ي شرکت منو ميسازين
!!مرسي
No comments yet. Be the first to leave one.