প্রথম 200টি লাইন।
ببخشید
دنبال پسرم میگردم، فرانسیس واتکینز
با تب آوردنش اینجا
تافر: اوم
توی لیست موردی از تب کودکان نمیبینم
کنی، تو چیزی میدونی؟ نه، نه
مطمئنی همین بیمارستان بود؟ خب، بله
همسرم برام پیغام گذاشته بود. سر کار بودم
گفت داره پسر ۴ سالهمون رو میاره اینجا
تبش خیلی بالا بود، بیمارستان یادبود سن آنتونیو
میـ... میدونم چی شنیدم
داشت از توی وانت زنگ میزد، همون موقعی که تو راه بود، واسه همین
یه وانت؟
پـ... پیکاپ سبز سوار میشه؟
آره، خودشه. اِف-۱۵۰. چطور؟
کنی، هلیکوپتر رو آماده کن
به پلیس، آتشنشانی و اورژانس خبر بده
تیسی و جردن رو بفرست توی اون هلیکوپتر
همین الان به همه نیروها اونجا احتیاج داریم
صبر کن. چـ... چه خبر شده؟
آقا، بهتره برای شنیدن این حرف بشینید
داری درباره چی حرف میزنی؟
همسرتون تصادف کرده
و ممکنه پسرتون هنوز توی محل حادثه باشه
۱۶ زن: تمامی واحدها، جاده
احتمال حضور یه بچه ۴ ساله در شرایط محیطی نامناسب
پزشکان و اورژانس در راه هستند
شرط میبندم مال برادرم بود
اون بود
تافر، تو اصلاً امشب اینجا چیکار میکنی؟
فکر کردم امشب مرخصی
من... آره، بودم
داوطلب شدم که مجبور نشیم از نیروهای شیفت روز کسی رو بیاریم
تا جای درو رو پر کنه، حالا که افغانستانه
آره جون خودت، چقدر خالی میبندی
فقط داوطلب شدی که مجبور نباشی
یه شبِ دیگه رو هم با مادرت بگذرونی
خیلهخب، الان نزدیک یه ماهه که اینجاست
هر شیفتی بتونم میگیرم که یه کم نفس بکشم
یعنی یه ماه با مادرت بودن برات کافی نیست؟
دارم ازت میپرسم، با من ازدواج میکنی؟
دوستت دارم، ولی نمیتونم
متاسفم
هی، تی، بهت گفته بودم
که امشب تو و جردن با هم کار میکنید؟
نه. نه، چون گفتی شیفتهامون جداست
ببخشید. برنامه رو نمیشد کاریش کرد
هی، بالاخره یه جا باید دل رو به دریا میزدی
اوه، این جدیه. من
بسه
خب، بعدش ریک امروز صبح بهم ایمیل زد
و گفت که حالا یه سگ داریم
بامزهست
مطمئنم عالیه ولی شاید بهتر بود وقتی من افغانستانم
سگ نمیگرفتید
خب درو، زندگی تو خونه جریان داره
اینکه تو اونجا نیستی جلوی زندگی رو نمیگیره
مرد: سرگرد
ولی بذار یه چیزی بهت بگم
نه روز دیگه که برگشتم، حسابش رو میرسم
ریک رو یا سگه رو؟
نه روز... به رخم نکش. من هنوز ۱۰۴ روز دیگه دارم
خب لطفاً، من فقط ۹ روزم مونده چون ۱۷۱ روزه که اینجام
اولین کاری که بعد برگشتن میکنی چیه؟
میخوام دخترم رو حدود یه هفته تمام بغل کنم
و میخوام یه ماه تمام برم حموم
چون یه کم بوی گند گرفتم
خب شانون، این کار موردعلاقه هیچکس نیست
اما بخشی از وظایفِ یه پزشکِ سالاولی محسوب میشه
حالا، فقط یه پزشک میتونه قانوناً مرگ کسی رو اعلام کنه
واسه همین مرکز سالمندان اونا رو میاره اینجا
تو نبضشون رو چک میکنی و بعد گواهی فوت رو امضا میکنی
سوالی داری؟ نه، خیلی سادهست
بسیار خب
هنوز داریم این کار رو میکنیم؟
همه باید از این مرحله رد بشن
راستی، گوئن بهم گفت تو و تیسی
حدود دو ماهه که با هم حرف نزدین
امشب قرار نیست معذب باشین؟
گوئن چیز دیگهای هم گفته که بخوای بهم بگی؟
نه نه، دیگه ساکت میشم
آخ! عجب دخترِ سرسختیه
فکر کنم واسه همین استخدامش کردی
اوه! چه مرگته؟
داری چیکار میکنی؟
داری چیکار میکنی؟
این چطور واکنشی بود؟
پریدی رو من، مرد
صبر کن، نپریدم. فقط یه شوخی بود
من که نمیدونستم. فقط واکنش نشون دادم
اگه نمیخوای گازت بگیرن، با دم شیر بازی نکن
چی؟! باشه، باشه، باشه
اووه، آروم باش، آروم! باشه، باشه
کنی، هی، چیزی نشده، بیخیال
همگی، میخوام خوشآمد بگم به
دکتر شانون ریورا، عضو جدید شیفت شب
ایول دختر! هوو
جردن؟ یه تصادف وحشتناکِ دو تا ماشین تو جاده ۱۶ شده
تیسی و تافر همین الان با هلیکوپتر رفتن اونجا
مریض بعدی تا ۵ دقیقه دیگه میرسه
بسیار خب کنی، شانون، باید اتاق ترومای دو رو آماده کنید
پاول، به اسکات پیج بزن واسه مشاوره تروما
باشه
مایک: عجب شبی شده آقایان
این صاعقههای خشک خیلی کثافتن
پرواز کردن توش رو امتحان کن تا ببینی چی میگم
چی داریم مایک؟
اولی تو راه بیمارستان شماست
اون ماشینشه اونجا
شاهدها گفتن وانته داشت گازش رو میگرفت
چپ کرد و راننده پرت شد بیرون
داشتیم جابهجاش میکردیم که گردنش رو دیدیم
رسماً به مو بند بود
کجاست؟
اونجا
تافر: ای لعنتی
برید عقب. همه برن عقب. بسیار خب تی، این یکی با منه
زن: دکتر الکساندر به بخش آمبولانس
ممنون. چی داریم؟
زن، سی و چند ساله، تروما به مچ دست و شکم بر اثر تصادف
علائم حیاتی ناپایدار. بسیار خب
فشارش چقدر پایینه؟ پایین نیست، بالاست
سیستولیک ۱۹۰ـه
۱۹۰؟ مطمئنی؟
خیلی درد دارم
لطفاً، باید بهش کمک کنید
بسیار خب، ضربان قلبش خیلی بالاست
ببریمش داخل
کلی، من خیلی میترسم
چیزی نیست لوس، خوب میشی
پنل تروما بگیرید و چهار واحد خون رزرو کنید
خانم، بهتون قول میدم دوستتون
زیر نظر دکتر الکساندر جاش کاملاً امنه
اون دوستم نیست. همسرمه
اوه، ببخشید
اوم، بذار یه نگاهی به این زخم بندازم
خب، اونجا چه اتفاقی افتاد؟
داشتیم میرفتیم شام بخوریم
که یه دیوونه با یه وانت با سرعت از کنارمون رد شد
انگار ۱۰۰ مایل سرعت داشت و ما هم منحرف شدیم
کنی، یه ست بخیه با نخ پرولن ۴-۰ برام آماده کن. کنی: باشه، حله
بذار زخمت رو ببندیم، قول میدم در جریان
تمام مراحل درمانش بذارمت. باشه؟
بسیار خب، شروع کنیم
تیسی: تافر، مراقب باش
مایک: باید میذاشتی ما بیاریمش پایین
با این همه صاعقه اینجا موندن برای شما خطرناکه
اگه بلایی سرتون بیاد، من باید جواب بدم
خیلهخب، شنیدیم! حواسمون هست
اومدیم کمکتون کنیم خانم. همهچی درست میشه
من دکتر ضیا هستم. اون بالایی هم دکتر کالاهانه
فقط تکون نخور، باشه؟ میخوام چکت کنم
بعدش از اینجا میریم
نبضش قویه. اوه
یه تیکه شیشه بزرگ تهِ عضله گردنشه. مراقب باش
اگه موقع جابهجایی شیشه تکون بخوره
نایش رو از وسط میبُره. آره، فهمیدم
یه گاز استریل بنداز تا شیشه رو ثابت کنم
الان. گرفتیش؟
بیا، یکی دیگه
لعنتی، داره حباب میزنه... ریهاش پاره شده
به محض اینکه بردیمش پایین باید لولهگذاری کنیم
بذارینش روی تخته و سریع از این جهنم بریم بیرون
تخته رو آماده کن
آره... اوه، اوه! پسر، حالا دیگه دارم نامردی بازی میکنم
اینم یه لگد به اونجات
مطمئنی قبلاً این بازی رو کردی؟ چون واقعاً
باشه، باشه، صبر کن... اوه، ضربه چرخشی
دمت گرم، ضربه با آرنج
دفاع کردم. کارِت تمومه
من هفته پیش مسابقه داشتم و دوم شدم
واقعاً؟ آره
بابایی فیلم گرفت؟
نه
خب... مبارزه هم کردی؟ آره
اوه، حالا دیگه باختی. اینو ببین
تبریک میگم عزیزم. عالیه
استپ، استپ، استپ، استپ
بسیار خب، ادامه بده
ای بابا، بسه دیگه. آره، یه
اون چی بود؟
خیلی نزدیک بود
اوه چیزی نیست عزیزم. فقط صدای آتیشبازیه
ما همیشه از اینا هوا میکنیم
خب، کمربند زردت رو بهم نشون بده. بیا، ببین
خیلی بهت افتخار میکنم
سرگرد، تلفات داریم. باشه
بیاین ببریمشون بیرون! من باید برم
بیست و چهار، هفت
دوستت دارم
منم دوستت دارم
مارکز، راه بیفت
مرد: زود باشین. حرکت کنین
مرد ۱: اوه خدای من، اوه خدای من
مرد ۲: امدادگر
آخ! دستم
امدادگر! دستم
اصابت ترکش به شکم
زود باشین، ببرینش اتاق عمل
بله سرگرد. قطع عضو از بالای آرنج
No comments yet. Be the first to leave one.