প্রথম 200টি লাইন।
چیه؟... انگار ترسیدین
این واقعی نیست. یه توهم ـه یه سوء تفاهم
چرا مریض شده؟
حتماً یه دلیلی داره که دچار اختلال چند شخصیتی شده
احتملاً تو خاطرات گمشده ـش نهفته ست
هیچ خاطره ای از 7تا 8 سالگیش یادش نمیاد
یعنی می گین خودش تنهایی داره این وضعیتُ تحمل می کنه
درباره اوه ری جین
اون یه بیمار نیست یه روانپزشکه
! خانوم هو سوک هی
!خانوم هو سوک هی
!خانوم هو سوک هی
بُکُشم، خلاصم کن
ببخشید، شما کی هستین؟
شاید، یه بمب پیشت باشه؟
شایدم، یه کت پیشت باشه
پس، اسمتون چیه؟
قول دادی اسمتُ به من بگی
اسمت
چیه؟
چا دوهیون
صاحب این چهره و این نگاه تو چشما
من چا دوهیون ـَم
قسمت چهارم
چیه چیه؟ چه خبر شده؟
اون پسره بود اون دفه دو ساعت با دکتر اوه با هم بودن و بعد ولش کرد رفت
خب اون پسره چی کار کرده؟
اومده دکتر اوه رو ببینه اونم با یه کت شلوار گرون قیمت و یه ماشین خارجی
!زود باش بیا
چه طور شده این اواخر دکترا این قدر از شایعه خوششون میاد؟
با یه ماشین گرون قیمت اومده اینجا؟
زخمات خوب شده؟
دفه ی پیش که اومده بودی اینجا، قبل از این که زخماتس پانسمان کنن گذاشتی رفتی
خودم کمکهای اولیه رو انجام دادم شما نگران نباشین
خودت کمکهای اولیه انجام دادی؟ این کارو برات نکردن؟
...آ... این جوریام نیست
اوه ری جین! این کارو نکن
واو، تو کارای پزشکی هم بلدی
این طوریام نیست
.فکر دروغ گفتن هم از ذهنت بیرون کن !حرفا و مدارک هم کمکی نمی کنه
برا یه حرفه ای کم و کسر داره اما برا یه آماتور خیلی خوبه
جراحی غیر قانونی؟ یا خود درمانی؟
چند تا زخم کوچیکه خودم می تونم از عهده ـش بر بیام
واو، واقعاً یه بتمن ـی
شبا به خفاشای شب حمله می کنی و تو شهر گاتهام گشت می زنی
خب، چی باعث شده بیاین بیمارستان؟
آ، یه سوالی هست که می خواستم از شما بپرسم
اومدین منو ببینین؟
ممکنه یه چند دیقه از وقتتونُ به من بدین؟
اما، اینا دارین اونجا چی کار می کنن؟
! دکتر اوه
چرا این طوری شدین؟ مشکلی هست؟
چا دوهیون، شما می تونین سوالاتونو بعداً ازم بپرسین
...من جوابتونو می دم، اما اول
در عوضش شما باید یه کاری برا من بکنین
حتماً حس می کنین این عادلانه نیست چون این مشکلی ـه ک سه گی درست کرده اما چی کار می شه کرد؟
!شما باید راست و ریسش کنین
متأسفم
منم از این کاری که ازتون می خوام حس خوبی ندارم اما خب چی کار می تونم بکنم؟
وقتی اسم می ذارن روم ...از لیست کردن بگیر برو تا ساده لوح
نباید یه فکر برا آبروی خودم بکنم که همه ـش آب شده رفته تو زمین؟
من همه ی تلاشمو می کنم
این دکتر کانگ این گوـه الان سه ساله رزیدنت ـه
بهش می گن مخابرات، چون از همه ی شایعات و حرف و حدیثای تو بیمارستان خبر داره
!برو، برو
سلام دکتر کانگ
آاا، بله بله
ری جین من خیلی در مورد شما حرف می زنه
آ، بله
ری جین من؟
اما، نمی دونم دکتر اوه چی در مورد من به شما گفته؟
اُ، می گه شما سال بالاییش هستین و با روحیه ای که دارین به همه انرژی می دین
می گه حتی وقتی خسته ـست هر وقت شما رو می بینه توانشو دوباره به دست میاره
! چی؟ این دیگه خیلی اغراقه
منظورش چیه؟
من که قرص انرژی زا نیستم
دکتر اوه در مورد من اغراق کردن
نه! جدی داره باورش می شه
این اواخر خیلی بهتون سخت گذشته آره؟
سال اول همیشه سخته
قوی باش موفق باشی
موفق باشی- موفق باشی-
!موفق باشی
باور کرد! باور کرد! باور کرد!
به سمت جهت ساعت دو، پرستار جو می ری صداش می کنن گیو آل
گیو آل؟
"معنیش می شه : "می خوام بدونم که
اون از کیم سانگ جون هم فضول تره برا این که بفهمه من واقعاً رو دست خوردم یا نه
سلام. پرستار جو؟
بله خودمم
ری جین من گفت که شما واقعاً زیبایین
خوشگل، اگه باشم
دکتر اوه، اون کلوپ کجاست؟ این آدمای خوبُ کجا پیدا کردین؟
می خوام بدونم اونجا کجاست
به سمت ساعت 9، دکتر شین سان جوـه
اون فکر می کنه، تو و بستری شدن و سبد گل و کادوها همه ـش نقشه ی من بوده
سلام، دکتر شین سان جو؟
شنیدم ری جین من این روزا خیلی بش سخت گذشته
نه، نه، سخت چرا؟
خواهش می کنم تشریف بیارین یه نهار در خدمتتون باشیم
ری جین من واقعاً از شما ممنون ـه
خواهش می کنم به کارتون برسین
با مزه ـست؟ اسبی؟ گاوی؟ خوکی؟
...واقعاً که
جهت ساعت 8، ارشدمونـه
پارک می جه- می خواین لباس مریضا رو تنتون کنم و- بستریتون کنم؟ می خواین از کلاساتون عقب بیفتین
هی، بعداً می بینمتون
سه گی گردنشو گرفت و کوبیدش تو دیوار
!دکتر پارک مین جه
چرا این قدر خودشو تو زحمت می ندازه؟ خیلی داره خودشو به آب و آتیش می زنه
!تا حالا خوب پیش رفتی چا دوهیون
!دوهیون! دوهیون
!دکتر پارک- صبر کنین-
چی کار داری می کنی تو؟ !با این کارا اون بیشتر می ترسه
دکتر پارک
دکتر پارک! صبر کنی- من باید یه چیزی به شما بگم-
چی از جون من می خوای؟
من هیچ کار بدی نکردم
نه، نکردین
من فقط بش گفتم یه کم رو پایان نامه ـش کار کنه. فقط پایان نامه ـش
... قسم می خورم به جز اون
ها؟
چرا زانو زدی؟
معذرت می خوام
...اون روز
به خاطر اثرات الکل، اشتباه بزرگی از من سر زد
بله؟ چی؟ چی گفتی؟ منظورم اینه که بله؟
وقتی الکل می خورم، تبدیل می شم به آدم دیگه
باید خودمُ کنترل می کردم
اون شب زیادی خورده بودم متأسفم
خب، این که... وقتی اشتباه می کنی .معنیش اینه که الکل خوردی دیگه ...ما همه ـمون انسانیم
...شما هم
معذرت می خوام
پاشو وایسا، زودباش- چون باید تاوان کارای شخصیتای دیگه ـشم پس بده
الان یازده ساله که سخت داره می جنگه
اگر چه این جنگی که گریبان اونو گرفته هرگز به تنهایی خاتمه پیدا نمی کنه
!ای بابا، خواهش می کنم زود بلند شو
!بلند شو
متأسفم- یه نوشابه ی خنک برام بیار- مدیر چویی بیا کارت دارم
چشم. چشم
مطمئنی درسته؟
.خواب و خیال که نیست ...می دونی که اگه حقیقت نداشته باشه
من مُردم، آره؟
جست و جو به کجا رسید؟
هنوز هیچی هنوز نتونستیم همه ی بیمارستانا رو چک کنیم اما
از طریق یه نفر یه خبر جالب پیدا کردم
آ، راستی؟ همین حالاش هم جالبه
...بله. تو بیمارستان کانگهان کسی نبوده
از رو عکسی که برده بودم اونجا یه نفر معاون رئیس چا دوهیونُ شناخت
از کجا؟
انگار با یکی از روانپزشکای اون بیمارستان یه رسوایی به بار اورده
روانپزشک؟
بله، اسمش اوه ری جین ـه
می گن رزیدنت سال اولی ـه
فقط این نیست. حس شیشمم گفت این قضیه مشکوکه برا همین یه نفرُ گذاشتم از ته توی ماجرا سر در بیاره
خبر داده چند وقت پیش منشی آن با یکی از روانپزشکای اون بیمارستان ملاقات کرده
منشی آن با یه روانپزشک ملاقات کرده؟
بله، اون طور که اون می گه به نظر نمیومده اولین بارشون بوده که همو می دیدن
دکتری که رفته ببینتش کیه؟
.اسمش دکتر سوک هو پیل ـه می گن تو بخش روانپزشکی خیلی مشهوره
تو بیمارستان جان هاپکینز کار کرده و چار سال پیش برگشته کره
بیا. ممنونم
به خاطر تو از این مخمصه نجات پیدا کردم
کاری نکردم
خب، به هر حال همه ی این اتفاقا مسببش من بود
ها، راستی واقعاً خوب بازی می کنیا
ها راستی. گفتی می خوای یه چیزی ازم بپرسی
بپرس. حالا که این قدر زحمت کشیدی منم همه ی تلاشمو می کنم بهترین جوابُ بت بدم
...شاید
...وقتی سه گیُ رو دیدی
خواسته ازت نخواست؟
خواسته
...خواسته
شاید سه گی به اوه ری جین نزدیکه شده که از شر من خلاص شه چون اون دکترـه
یه چیزی ازم خواست
چی خواست؟
ازم خواست باش بازی کنم
خواست باش بازی کنی؟- آره-
اون وقت تو چی کار کردی؟- !تکون نخور-
کارت خوبه
... کارت خوبه. کارت خوبه
حالا آروم بچرخ
سه گی حرفتُ گوش کرد؟
.آره، فقط اولش بعدش گفت نمی خواد ادامه بده چون براش بامزه نبود
چه طور؟
چیه؟ مشکلی هست؟
مشکلی که نیست اما یه کم عجیبه
سه گی هیچ وقت به حرف کسی گوش نمی ده
فقط همون یه بار بود. بعد از اون همون کاری رو می کرد که دلش می خواست
غیر ازین، خواسته ی دیگه ای ازت نداشت؟
خواسته ی دیگه؟ چه جور خواسته ای؟
مثلاً این که چون دکتری یه کاری براش بکنی
نه. اصلاً. سه گی اصاً نمی دونست من یه دکترم
روانپزشک اوه ری جین بیمارستان کانگهان
روانپزشک؟ این خوب نیست
من و تو با هم باشیم، سرنوشت بدی در انتظارمونه
مطمئنی اینو گفت؟ که شما دو تا باهم باشین، سرنوشتتون بد می شه؟
آره. مثه این که وقتی فهمید من یه دکترم ناراحت شد
اگه به خاطر پزشک بودنش نبوده پس برا چی بش نزدیک شده؟
با این که حرفای قابل توجه ی زد، اما لا به لاش گفت عشقشُ پیدا کرده
No comments yet. Be the first to leave one.