প্রথম 200টি লাইন।
تویی اوسول
... کسی که
می خوام مواظبش باشم
دکتر دنیل خیلی باحال نیست؟
اون زنه که کنارشه کیه؟
قیافه ش خوبه کیه؟
... اون مرد
دنیله؟
ای وای
وای، ببخشید
جدی صاف می ری خونه؟
آره - معلومه که نه -
اوسول خونه نمیره
می خواد شام بخوره چای بنوشه
و امروز خوش بگذرونه
حتی ممکنه شب خونه نیاد
دیوونه شدی؟
نه بابا، نه
... خب پس
من میرم که شما دوتا روز خاصی رو کنار هم داشته باشید
هی تو که جایی نداری بری
چه فایتینگی؟ آهای
چشه؟
... حتما فکر کرده من
... شرمنده ولی
فکر نکنم بتونم شب بیرون بمونم
چیکار میشه کرد؟
چی؟
ببین، تا حالا دیدی من شب بیرون بمونم؟
واقعا که خنده داری
الان شبیه دختر طبقه پایینی شدی
چی؟
بیا بریم یه چیزی بخوریم
امروز یه جای توپ مهمون منی
نه دیگه
من گرسنه نیستم پس نمی خواد
انقدر امروز استرس داشتم گشنه ام شده
من گفتم گرسنه نیستم
بیا دیگه
چیزه
وایسا
جدی گرسنه نیستم
گشنه نیستم
مگه نگفتی می بریم یه جای توپ؟
جای توپی نیست؟
نگاه چه منظره ایه
با منظره ی خونه مون فرق نداره؟
حقا که باید یه رودخونه باشه تا منظره شب رو تکمیل کنه
چیه؟
روی صورتم چیزی ریخته؟
این جوری که نگات می کنم جدی زیرشیروونی خودمونی
کی گفت نیستم؟
جدی قضیه چیه؟
قضیه اسم دنیل و روانپزشکی چیه؟
... حالا که فهمیدی دکترم
بنظرت فرق کردم؟
منو دست انداخته بودی؟
نه گمونم مسخره بازی نبود
داشتی تمرین می کردی که واقعیت رو بگی
می دونی امروز چقدر شوکه ام کردی؟
چطور انقدر خوب مخفیش کردی؟
خیلی شوکه شدی؟
... ولی
من هیچ وقت گولت نزدم
تو بودی که اشتباه برداشت کردی
باشه
ولی بازم اگه درست باشه
چطور تونستی جای عشقت به من اعتراف کنی؟
هیچ می دونی هم برای اون ... هم برای من
بی احترامی حساب میاد؟
فکر نکنم این باشه
اگه این نیست تو که اصلا منو خوب نمی شناسی
چطور می خوای ازم مراقبت کنی؟
حتما باز گولم زدی
جدی گفتم
چیزی که یکم پیش گفتم
... کسی که دوسش دارم
دختر طبقه پایینیه
یعنی
گیل اوسول، تویی
باید بازم بگم؟
دختر شاد و خوش قلبی که دوست دارم ازش مراقبت کنم
همین الان جلومه گیل اوسول
خوبی؟
خب چرا یواش نمی خوری؟
آب بخور
... وای نودل
رفت تو دماغم
آی، دردم اومد
به چشم من بازم خوشگلی
حتی اگه نودل تو دماغت گیر کنه
خیلی خوشگلی
احیانا
ازش خوشت میاد؟
انقدر که ازش مراقبت کنی؟
تویی اوسول
کسی که می خوام مواظبش باشم
بشین - نه تو بشین -
بشینم؟
چیزه - چیز -
شما اول بگو
اعتراف امروزم خیلی معذبت کرد؟
نه، اونقدرا هم ... ولی
فقط
بله
یکم معذب شدم
ببخشید
... من فقط
درست مثل تو از دست دست کردن خوشم نمیاد
واسه همین حسمو گفتم
به معذب شدنت فکر نکردم دیگه
می دونم منظورت چیه
ولی
... هنوزم برام سخته که
یعنی اینکه دکتر هستی
هنوز یکم باورش سخته
می دونی این چیه؟
سنگ نیست؟
درسته، سنگه
یه دفعه ای چرا اینو برداشتی؟
... اون وقت
می دونی این چیه؟
اینم باز... همون سنگه؟
درسته
مطمئنم تو مدرسه خوندی
حتی وقتی شرایط چیزی فرق می کنه ذاتش همون باقی می مونه
پسر زیرشیروونی علافی بودم که روی پشت بوم شما زندگی می کردم
وقتی فهمیدی که درواقع دکتر دنیل یه روانپزشکم
ولی چیزی تغییر نکرده
اعتراف امروزمم همینطور
پس منظورم اینه که
نمیشه درست مثل این سنگی که خیلی وقت بود اینجا بوده
و حالا برداشته شده در نظرش بگیری؟
نمی خوام بخاطر اعترافم معذب بشی
یا به خودت نگرانی بدی
تازه
منم دیگه باهات خودمونی میشم گیل اوسول
چی؟
آخه چیزه وایسا
صبر کن
چرا یه دفعه پسر خاله شدی؟
آهای
یه دفعه این وقت شب چی شده؟
آها، چیزه
شاگرد دکتر فور
اون یارو جدی کیه؟ - کی؟ -
دکتر دنیل رو می گید؟
بله جدی دکتره؟
دکتر تقلبی که نیست؟
تقلبی واسه چی یه دفعه؟
چی شده؟ تو مکالمه تلفنیتون اتفاقی افتاد؟
نه این نیست
شما چطوری شماره ش رو پیدا کردی؟
یه دفعه ای چرا این سوال رو می پرسین؟
خانم چا قبلا بهم گفته بودن
منظورم دکتر فوره
... گفتن آلودگی هراسی تون وقتی
تحت درمان اون دکتر بودین بهتر شده بود
شنیدم فوت کرده ولی
دکتر کره ای که شاگردش بوده رو پیدا کردم
واسه همین خودم دنبالش گشتم
همش همین؟ - چی شده؟ -
هیچی
ببخشید
این وقت شب شمارم مجبور کردم بیای
... پس
اون علاف پشت بومی
درواقع روانپزشکه
و دختری که دوسش داره
منم؟
ولی چرا؟ از کِی؟
با عقل جور درنمیاد
جور درنمیاد
آها راستی
چشه؟
گفت همین جا وایسم که
بی خیال باید بخوابم
بخواب، بخواب
به چیز دیگه ای فکر نکن فقط بخواب
بیشتر بخور
حتما این روزا خیلی خسته ای
نه، چطور؟
خوبم
شنیدم کارای اداری خیلی استرس دارن
پوستشو ببین شبیه کسایی که تو کوچه خیابون کار می کنن شدی
خشک و زبر بنظر میاد
چه کار اداری ای؟
نمیری؟ - میرم مدرسه -
صاف بیا خونه ها باز نری کافی نت
میری مدرسه؟ - بله -
اوه، اومدی
وای چه نیمروی خوشمزه ای بنظر میاد
دست شما درد نکنه
صبح بخیر اوسول خوب خوابیدی؟
انگار خیلی صمیمی شدین
بله - نه -
حالا که حرفش شد خیلی صمیمی بنظر نمیایم؟
آره باید خیلی قبل تر صمیمی می شدین
اوسول تو هم هی بهش نگو زیرشیروونی
دیگه اوپا صداش بزن
No comments yet. Be the first to leave one.