প্রথম 200টি লাইন।
حالا که یکم برنده شدیم بیا بیخیال بشیم، عزیزم
امروز روز شانسته
خیلی خب
خانمها و آقایون، دلتون میخواد ،بهم اعتماد کنین
ولی التماستون میکنم، این کار رو نکنین
باید انتقادی و شکاک باشین
تک تک حرکاتم رو موشکافی کنین
،و اگه واسه این کار توصیهای لازم دارین
فقط از همسرم، سلست بپرسین
!اوه
چون حقهی شعبدهبازی درست مثل یه ازدواجه
...میدونین که قراره بهتون خیانت کنم
...ولی بازم میمونین تا ببینین دقیقا
چطوری قراره این کار رو بکنم
!اوه
حالا به اون زمان شب رسیدیم
یه شخص شجاع از بین تماشاگرها لازم دارم
بذارین ببینیم کی رو داریم
!هی، این طرف
زیادی مستی
.زیادی مشتاقی زیادی خوشتیپی
بذار ببینم
شرمنده، خانم جوان
باید قدت حداقل اینقدر باشه تا بتونی شرکت کنی
خیلی خب، خیلی خب، فقط این یه بار رو استثنا قائل میشم
...و اسم داوطلب شجاع من
هی، اسمت؟
لیزی - لیزی هستش -
قراره این کار رو بکنیم
قبل از نمایش، سه داوطلب جداگونه انتخاب کردم
تا بدون نشون دادن به کسی یه کارت رو نقاشی کنن
،میشه حالا بلند بشین
البته اگه اشکالی نداره؟
ممنون
و لیزی، میشه لطفا
خوب و بلند روی صندلیت بایستی؟
قراره این کار رو بکنیم
این دستهی کارت رو سمتت پرت میکنم
قراره دستت رو دراز کنی و یکیش رو بگیری
،وقتی گرفتیش، البته اگه بگیری
نگاهش کن
و بگو چه کارتیه، باشه؟
آمادهای؟
با شمارهی سه
یک
دو
سه
لیزی، کارت چیه؟
!بیبی دل - !بیبی دل -
بقیه کارتتون چیه؟
!بلند بگین - !بیبی دل -
!بیبی دل
!بیبی دل
معرکه بود
به نظرت تنهایی مشکلی پیش نمیاد، عزیزم؟
آره، تینا، مشکلی برام پیش نمیاد
پنجشنبه میبینمت - خداحافظ، تینا. شب بخیر، لری -
شمارهی 32
شمارهی 32؟
دنبال شمارهی 32 هستم
شمارهی 32؟
شمارهی 33
امشب عالی بودی، کفشدوزکم
.ممنون، بابا شماها هم کارتون عالی بود
شنیدی، عزیزم؟
دخترمون فکر میکنه کارمون عالی بود
فقط داره چیزی رو بهمون میگه
که فکر میکنه دلمون میخواد بشنویم
،چون نگرانه اگه این رو نگه
محبتمون رو ازش دریغ کنیم
خب، من که ساندویچ تاکو رو ازش دریغ نمیکنم
کی گرسنهاس؟
فکرشم نکن که از اون در وارد بشی
بیخیال، سلست
فقط بگو روی چی کار میکنی
ما شریک هستیم
اگه شریک بودیم اقرار میکردی
که نمایشت رو کی طراحی کرده
همه میدونن که تو مهندسی، عزیزم
من فقط احمق روی صحنهام که جکهای تبعیض جنسیتی میگه
بیخیال، خواهش میکنم؟
.فقط بذار یه نگاهی بندازم ...قول میدم
من توی فرآیند یه چیز جدیدم
و یه چیزی برای خودم
هر چی مال منه مال توـه و هر چی هم مال توـه مال منه
در زمان بیماری و سلامتی
تا زمانی که هردومون زنده باشیم
عهدهای ازدواجم رو متوجهم، مونتگومری
و به دلایل غیرقابل توضیحی، هنوز عاشقتم
،ولی به خدا قسم اگه پات رو داخل کارگاهم بذاری
با گلوله میزنم کیرت رو قطع میکنم
،خانمها و آقایون ،دلتون میخواد بهم اعتماد کنین
ولی التماستون میکنم، این کار رو نکنین
،میدونین که قراره بهتون خیانت کنم
ولی بازم میمونین تا ببینین
دقیقا چطوری قراره این کار رو بکنم
بهم اعتماد کنین، این کار رو نکنین
لیزی، کارت چیه؟
بهم اعتماد کنین - !بیبی دل -
!بیبی دل
!بیبی دل
شب بخیر، عزیز دلم
کی آمادهی هالووینه؟
واسه رفتن به قاشقزنی یکم دیر نیست؟
دیر میر نداریم
ساعت جادوگریه
الان بهترین زمانه تا شهر رو زیر و رو کنی
تا همهی شیرههای پر از قند طبیعی توی رینو رو پیدا کنی
نظرت چیه، مرلین؟
متاسفم، کفشدوزکم
هالووین رو از دست دادی و همهاش تقصیر منه
اشکالی نداره، بابا
نه. نه، اشکال داره
باید یه حقهای تو آستینم داشته باشم
ها
خیلی خب، باید اینجا باشه
آه
تا-دا
چیه، روش کارامل بمالی خوراکی خوشمزهای میشه
کارامل نداریم
حالت خوبه، بابا؟ - خی، متاسفم -
فکر کنم مادرت ازم متنفره
اون خیلی نابغهاس
ولی توی طراحیش به فن نمایشگری نیاز داره
،اگه فقط بتونم یه نگاهی داخل کارگاهش بندازم
،اگه بدونم روی چی کار میکنه
میدونم که میتونم کمکش کنم
...میتونم کمک کنم تا
دوباره به همدیگه نزدیک بشیم
چی شد؟
.هی، کفشدوزکم نگران نباش
خبر بد اینه که تیر توی کبدته
و تا زمانی که کبد جدید به اینجا نرسه نمیتونن درش بیارن
.ولی خبر خوب همینه الان کبد جدید تو راهه
عزیزم، چرا به داخل کارگاهم رفتی؟
پدرت مجبورت کرد بری؟
واقعا که، سلست
یه تله میذاری و اونوقت من رو سرزنش میکنی؟
نه، فکر خودم بود
و امیدوار بودی اونجا چیکار کنی؟
،فقط میخواستم یه نگاهی بندازم
تا کمک کنم تو و بابا دوباره به هم نزدیک بشین
داشت گریه میکرد
پدرت حتی روزی که به دنیا اومدی هم گریه نکرد
فکر خودت نبود که بری اونجا
فقط کاری کرد فکر کنی فکر خودته
ناامید شدم
وقتی یکی چیزی رو بهت تحمیل میکنه باید تشخیصش بدی، الیزابت
،آقا و خانم ابوت
لطفا بیاین صحبت کنیم
آدمهای خیلی خوبی به نظر میان
درد داره؟
نه واقعا
فکر کنم توی شوکم
آره، منم همینطور
اسمت چیه؟
لیزی
اسم تو چیه؟
وایلی
خب، از لباس مبدلت خوشم میاد، وایلی
راستش لباس مبدل نیست
چه باحال
همیشه دلم میخواست با یه کابوی واقعی آشنا بشم
چه عجیب
منم همیشه دلم میخواست با یه جادوگر واقعی آشنا بشم
پس به گمونم روز شانسته
،خواهر سیمون
باید مکان جام مقدس رو پیدا کنی
یه شماره پشت کارت هست
تا کارت رو باهاش شروع کنی
مشتاقم که دوباره صحبت کنیم، سیمون
میخوای گوشیم رو بدم تا با اون شماره تماس بگیری؟
.حتما نه، من... نه
آره؟
...من
فکر کنم اول باید با یکی حرف بزنم
نظرت رو در مورد خاموش کردنش عوض میکنی
اگه دلت رو باز کنی این رو میبینی
...اون واقعا میتونه خیلی
ببخشید
خانم راس؟ امروز صبح زنگ زده بودم
بله، البته، در مورد پیانوی گم شده
پیانوی وورلیتزر 48
میتونین پیانوی ما رو نگاه کنین
ممنون
دنبال پیانوی زنش میگرده
فکر کنم وقتی
به خانهی سالمندان رفتن گمش کرده
کار خیلی قشنگیه
که این کار رو برای همسرتون میکنین، آقا
مطمئنم قدردان این کارتونه
همسرم مرده
همم
فقط میخواستم دوباره صدای پیانوش رو بشنوم
ولی این پیانوش نیست
ممنون که گذاشتین امتحانش کنم
براتون دعا میکنم
واسه چی دعا میکنی؟
تا آرامش رو پیدا کنین
...اگه قراره از خدا بخوای یه چیزی رو پیدا کنه
No comments yet. Be the first to leave one.