প্রথম 170টি লাইন।
ترجمه زیرنویس از بهروز .
اوه چقدر خوشگل شده
واردل
عاشقتم
خوب حدس میزنم فکر نمیکردی خودم رو برسونم
درسته یا نه ارل؟
اوه خدای بزرگ کمکم کن! کمکم کن
ترتیبم رو بده ارل همین الان ترتیبم رو بده
نمیتونم نمیتونم نمیتونم
ارل تو یه سگ کثیفی
همین الان ترتیبم رو بده
بگیر بخواب
نجاتم بده
همه زشتی های جهان رو ازم دور کن
نجاتم بده
برای جمع کردن این همه خرت و پرت
برندا به هیچ کس اجازه ورود نمیده.
ای خدای من، لاوندا بیا اینجا
باورت نمیشه که خونه این خرت و پرت جمع کن چه شکلیه
نمیتونم واسه اینکه برای رسیدن به وظایف ملاقات بیمارستانیم دیرم شده
من متا رو هم با خودم میبرم تا مادرش رو ملاقات کنه
نولتا ما باید زودتر جمع کنیم و راه بیفتیم
دم اسبیم رو پیدا نمیکنم
در تعجبم که چرا
خونه برندا باعث میشه که فکر کنی خونه سیار نولتا خیلی هم تمیزه
عروسک جمع میکنه چون دخترش غرق شد
وقتی که برندا از زور مستی از حال رفته بود
خیلی وحشتناکه
میدونی، فقط خوشحالم که تو دوباره برگشتی
جلوی اون تلویزیون
تو چند ماه گذشته همه فکر و ذکرت رو گذاشته بودی
روی اون انجیل
تموم شد؟
ممم، تقریبا باید یه مدتی استراحت میکردم
اون کتاب مکاشفه یوحنا حسابی میترسونم
اصلا دیشب درست نخوابیدم
من اصلا نمیدونم که چی باعث شد از اول تا آخر
انجیل رو خط به خط بخونی
فکر کنم من خودکشی میکنم
خب در شرایطی که تای و کایل از یه ایالت به ایالت دیگری میرن
و علاوه بر اون با هم ازدواج همجنسگرایی میکنن
همینطور تصمیم دادگاه عالی، و اخیرا هم اتفاقهایی که
توی کلیسای خودمون میفته، نیاز داشتم که
همه این مسائل رو واسه خودم مشخص کنم
به نظرم اگه داوود میتونه همسر بنت شیبا رو
که توی جنگ بکشه
تا بتونه با اون زنیکه حامله، زناکار
ازدواج کنه
و به زنهای فراوان قبلیش اضافه کنه
پسر خواهر ما هم با تنها مردی که دوستش داره میتونه ازدواج کنه
تو خیلی به بنت شیبا سخت میگیری
داوود از موقعیتش به عنوان شاه استفاده کرد تا از اون سوءاستفاده کنه
قربانی رو سرزنش نکن
مادر نولتا حالش چطوره؟
هنوز جواب آزمایشها نیومده
بیماریش رو محدود کردن به سرطان معده یا
مسمومیت غذایی شدید که ممکنه از
باقیمانده خوراک تن ماهی خودش نصیبش شده باشه
غذا همه شب بیرون بوده
اوه اوه تو این گرما
آره بعد صبح بلند شده واسه صبحونه خوردتش
ای وای هورتنس باید بهتر از اینها حالیش باشه
تابستونه، بعدشم کی خوراک تن ماهی واسه صبحونه میخوره؟
هورتنس
میتونم یه پاکت سیگار ازت قرض بگیرم؟ مال خودم داره تموم میشه
باشه ولی این بار پولش رو بهم پس بده
اونقدر گرون شده که همه باید ترک کنم
دعا میکنم بیماری هورتنس مسمومیت باشه
جای اینکه سرطان معده گرفته باشه
دم اسبیم پیدا نمیشه
میخوای فعلا یکی از کلاه گیسهای راکل ولش منو قرض بگیری؟
نه مشکلی نیست، تو راه که داریم میریم واسه ملاقات مامان
یه فکر دیگه واسه استایل امروزم میکنم
اگه یه استایل رو انتخاب میکردی و رو همون میموندی
دیگه این مشکلات رو هم نداشتی
درستش همینه، من و موهای سیسی سالیان ساله
که همینجوری موندیم
این برنامه را قطع میکنیم
تا آخرین جزئیات خبر اخیر را بازگو کنیم
میتونیم تایید کنیم که قاتل سریالی محکوم شده
بیلی جو داتسون ...
یا عیسی مسیح این همون قاتل سریالیست
از منطقه لانگ ویو که مسافرای بین راهی رو سوار میکرد
و با چکش میزد تو سرشون تا بمیرن
چکش رو وقتی که تو کارخونه بسته بندی گوشت
تو همین تایلر کار میکرد دزدیده بود
خیلی خوشتیپه
خب فکر کنم من دیگه بین راه سوار هیچ ماشینی نمیشم
وگرنه سر و کارم با قبرستونه
ولی من ممکنه
خب مامان تو 17 ساله که مردی
همون روزی که اونهمه خرابکاری بار آوردی و همه چی نابود شد
پسرم درست جلوی تابوت تو همجنسگرا بودنش رو اعلام کرد
و حالا هم قانونی با یه مرد سیاه پوست ازدواج کرده
همش هم به لطف اون دیوان عالی ایالات متحده آمریکا
بهت فرصت میدم تا توی قبرت غلت بزنی
اوه مامان
خیلی اتفاقا افتاده
ویلسون ترکم کرد
کارت اعتباریهام رو با خودش برد
خونه قشنگم
باید به یه خونه 158 متری نقل مکان میکردم
باید برمیگشتم به وینترز توی ایالت تگزاس که همیشه
آدمهای دیوونه تو خیابون میرقصن و رژه میرن
اوه پگی، پگی، پگی
17 سال قبل این مادر به خطاها
عشق زندگیم رو کشتن
خب در واقع این مادر به خطاها نبودن
یادت میاد جی. دبلیو؟
تولتا اون پاهای چوبیت رو آتیش زد که پگی رو کشتن
میدونم احمق
حالا لازم نیست اینجوری تند و زننده صحبت کنی
به قسمت مثبت قضیه فکر کن، حداقل یه زمانی هم زن داشتی
و هم یه معشوقه کنارش
بعضی از ما هیچ وقت عشقی تو زندگیمون نداشتیم
شاید به خاطر اینه که هیچ کس تو رو نمیخواد اودل
اینو راست گفتی
لعنت به تو بی مغز
منو رعد و برق زد واسه همینه که اینجوریم
به نظر من باهوش ترت هم کرد
شاهزاده مارگارت، خواهر ملکه الیزابته
و همچنین عروس قبلیش
سارا فرگوسن هم دوشس به حساب میاد
شاهزاده چارلز یه معشوقه هم داشت
کامیلا پارکر باولز.
همین هم باعث مرگ دایانا شد
خب خوانیتا خیلی خوب شد که اینا رو گفتی
خب من هیچ عشقی تو زندگی تو هم ندیدم
من و لاوندا یه زمانی یه رابطه خوبی با هم داشتیم
آره تا وقتی که میلیونها سال پیش باهات بهم زد
علامت پیروزی، همین الان درستش کردم
برای علامت پیروزی "V"
به نظر من که مثل یه واژن بی مو میمونه
از اینکه گفتی خوشم نیومد
جی. دبلیو یه چیزی دارم که حالت رو بهتر میکنه
یه تیر توی مغزم؟
نه، دوباره میخوام جشن بزرگداشت 15 سالگی پگی رو
که دو سال پیش باید برگزار میشد راه بندازم
خداوند آن طوفان تگرگ را از راه خارج کرد و
رعدوبرق بر اودل فرود آمد
و پارسال خوانیتا برای دو روز گم شد
تو منو پیدا کردی؟
تو توی کمد انبار گیر افتاده بودی
و بعد از امتحان همه نوشیدنیهای اونجا
از حال رفته بودی
چه دوره خوبی
من هیچ وقت نتونستم اون دونه های تگرگ رو مثل بادوم زمینی
با دهنم بگیرم
اشتباه در قضاوت
ما به جاش سالگرد 17 سالگی رو جشن میگیریم
میتونیم دور هم جمع شیم و سرودهای موردعلاقه پگی رو بخونیم
درست مثل روزای قدیم
چجوری مثل زمانهای قدیم میشه
وقتی که عشق زندگیم پگی دو متر زیر زمینه
جی. دبلیو تو نمیتونی عشق رو بکشی
ولی عشق میتونه تو رو بکشه
و تو اینو نمیخوای
الان منطقی صحبت کرد؟
خب یه گراز کور هم هر چند وقت یکبار یه بلوط پیدا میکنه دیگه
تمی، بیا اینجا پیش من. بهت نیاز دارم
چرا دیگه هیچوقت نمیای پیش من؟
ای لعنت اون نمیاد
من میرم به عمه سیسی زنگ بزنم
نه، نه، نه، نه
اوه خدا حفظش کنه
سلام
سلام سیسی
اوه سلام پسر برادر چطوری عزیزم؟
اوه سیسی یه خوابی میبینم
من و فانتزیهام از واردل که با هم ازدواج کردیم
No comments yet. Be the first to leave one.