প্রথম 200টি লাইন।
...آنچه در " نیو آمستردام " گذشت
جادوگره بهم گفت اینجا حسش میکنم
.تو قلبم
گفتی اسمت چی بود ؟
.جان آمستردام
عشق واقعیت رو میبینی و بعدش میمیری ؟
به عشق واقعی اعتقاد داری ؟
.مدت زیادی منتظر این لحظه موندم
.به نظر من که زیاد رومانتیک نیست
.از خانواده ت واسم بگو
.چیز زیادی واسه گفتن ندارم
.سارا ، خوشحال میشم با عمر آشنات کنم
تو واقعا بچه مارکزی ؟
.واقعا خشن بود .امیدوارم ارثی نباشه
.اینجور که معلومه ، ارثیه
.پدرت قایمش کرد .میخواست ازت محافظت کنه
.اسمتو تو گوگل زدم
.نه
.نمیتونم باهات باشم ، جان
.بگو که چیزی رو قایم نمیکنی
.حقیقت اینه که من 400 سالمه
، حقیقت اینه که عمر پسرمه
.یکی از 63 فرزندی که پدرشون بودم
...جان .من فناناپذیرم ، اونا نه
...حقیقت اینه !بس کن
!بس کن دیگه
.صبح بخیر دکتر دیلین
.پیغام پنجم
معلومه که قضیه 400 سال .و اینا خوب پیش نرفت
.میدونم که میتونم وانمود کنم که برام مهم نیست
.باور کن ، میتونم
.با تمام وجودم
...اون حرفارو زدم چونکه
.عشق بازی تو عصر الکترونیک
خودمونو درگیر چه چیزایی کردیم ؟
اوا رو ندیدی ؟
.چرا ، نزدیک آسانسوره
.با یه مردی .مسن
، همونطور که به خودش گفتم .زندگی خودته ، به من چه
.من و اوا همدیگه رو خوب درک میکنیم
.فقط خودش هنوز اینو نفهمیده
.یه پرونده جدید دارم .محله چینی ها
.سرزمین کم سود
میدونی آمستردام منو تو باید یکم باهم وقت بگذرونیم
.چون خوشحال میشم یه قیافه نشونت بدم
، نه از اون بدها ، و اضافه کنم
.قبل از اینکه یکی دیگه نشونت بدم
.من با میلیونها رئیس کار کردم
.همه شون هم شاد از دنیا رفتن
.هنوز کارم تموم نشده
.کار من شده
.دیگه سر این با تو بحثی ندارم
.باید درک کنی ، من زندگیه خودمو دارم
.همینطور سرتو ننداز پایین برو
.فکر کنم باید دستتو بکشی کنار
.خودم حلش میکنم ، آمستردام همین الان
.به کمکت نیازی ندارم
.حس میکنم باید کمک کنم
.به خودت کمک کن .بزن به چاک
.اون پدرمه . " ادی مارکز "
.واسه تو میشه رئیس مارکز
.شرمنده .نمیدونستم
.من جان آمستردام هستم .آهان ، همکارش
بله ، بله چه خبرا ؟
.شنیدم شما شمال " بروکلین " رو اداره میکنید
.بداستای " . اداره ش خیلی سخته "
، اره خوب فکر کنم بعد هشتمی
.دیگه از پس همه چی بر میای
.و شما اولیشی
.به هر حال شما پدرشین
.باید بریم
.اوا ، احضار شدیم
.بعدا بحثو ادامه میدیم باشه ؟
.امیدوارم ندیم
.هی ، مراقبش باش
، هیچوقت و تحت هیچ شرایطی
.فکرشم نکن که بخوای مراقبم باشی
.آخرین چیزیه که بهش فکر میکنم
.فقط قضیه بین من و پدرمه ، مشکل داریم
پدرمادر تو چی ؟
.من یتیمم
.که خیلی چیزارو روشن میکنه
.خونواده
.میزاره بیای و بری
کجا باید بریم ؟
همونجا
.ممنون
تو شهرسازی هم حرفه ای ؟
.مثلث فراماسونی
.علامت تثلیث
.نیاکان تانگ محله چینی ها
.احتمالا قاتل میخواسته یه چیزی بمون بگه
.نمیدونم قاتل چی به تو میگه
، این جنازه میگه که سفید پوسته
.12سالشه ، چندتا تیر تو سینه ش خورده
.پاشیدن خون با حالت جنازه مطابقت داره
میشه سیگار بکشم ؟
.نه خیر
سال 1913 دهکده گرینویچ
روز طولانی ؟
.بی پیایان
.این فقط یه نمایش بین المللیه آثار هنریه
.منم هیچی تو دست و بالم نیست
.عزیزم ، نمایشهای دیگه هم هستن
هوکوسای " رو یادته ؟ " نقاش ژاپنی ؟
.گفت بعد هفتاد روز یه نقاشی کامل کشید
.زمان میبره ، داچ
200سال کافی نیست ؟
200سال ؟ خوب ، شاید باید .بری سر یه کار دیگه
.برو بیرون
.داچ ، ما واسه یه روز بهش پول دادیم
.ببخشید .من حرفه ایما
.من واسه نقاشای واقعی ژس میگیرم
.تو دیگه ساکت شو !برو بیرون الان
.داچ
.داچ ، داچ .بزارش زمین
.بزارش زمین
چیکار میکنی ؟
!بابا! بابا
چیه ؟ مییشناسی اینو ؟
New Amsterdam
قسمت ششم
.یه تماس از بخش جرم و جنایات داشتم
.میخوان توی تحقیقات محله چینی ها باشن
واسه چی ؟
.میخوان یه شام با جنرال " سائو " بزنن
به تو چه آخه ؟ .پرونده رو بده بهشون
.اینگار مسئله کارش از بیخ گیره
.نمیشه پرونده رو بدم
، تو حتی مقتول رو هنوز شناسایی نکردی
.نزدیک شدیم
.اره ، گوشای ماهم مخملیه
.گروهبان من این پرونده رو میخوام
انگیزه ؟ باشه ، خوشم اومد
باشه میرم واسه مخزنی ، یه چند .روزی واست وقت میخرم
چیز دیگه ای میخوای بهم بگی ؟
.زندگی من که ماشاالله جزوه ست
.منم همین فکرو میکردم
منم یا " جان " ماست که شهرت داره میره بالا ؟
نشونه تعیین هویت ؟
.شش تا جای گلوله
.یه زخم موقع فرار
.احتمالا الان پنجتا منحنی جلمونه
، حالا جدای اینکه مورده .وضعش جسمیش عالیه
.جای سرنگ نیست
.کبد کاملا رنگ طبیعی
.ریه ی صورتی
.یه جوک برات دارم
...یه منگلی پاشو میکنه تو یه کرست
.کرست
.گرفتی ، یارو منگل بود
...قضیه ضربدری او اینا
.بیخیالش
مشق مینویسی ؟
موضوعش چیه ؟
.همه جا هست بابا .بهش میگن جدول کلمات متقاطع
اونا بهت نشونه میدن و .جوابش مورب در میاد
.جالبه
." واسه امروز شرمنده " رُزی
.کنترلمو از دست دادم
.باید اینو به مامان بگی نه من
.اره اینکارو کردم
...فقط .من نقاشم
.از یه جایی میاد دیگه
.یه چیزی تو مغزم هست
.وقتی نتونم رو بوم بکشمش دیوونه میشم
.بهونه خوبی نیست
.راست میگی نیست
چرا ؟
واسه اینقدر مهمه ؟
" .فاتحه ی موزآرت "
.حدود 100 سال پیش نوشته ش
.مردم هنوز بهش گوش میدن
.تا همیشه بهش گوش میدن
.این ارتباط ما با گذشته و آینده ست
.من کاری به موزآرت ندارم
.فقط قدیمیه
تو هنوز جوونی ، شاید اینطوری .به نظرت بیاد
.ولی یه مدت اونورا بودم
، و میتونم اینو بهت بگم
.هنر مارو بهم متصل میکنه
هر کسی که به موزآرت گوش کرده
.یا بعدا گوش بده ، بهم وصل میشیم
متوجه ای ؟
.نمیشناسمش
دیگه چی ؟ .صاف یه دقیقه وقت داری
.یه چی بزار تو دستمون کاراگاه
.هیچکس محله چینی هارو مثه تو نمیشاسه
.خودم میدونم چی میدونم .50ثانیه
.یه استراحتی بده بمون
فکر کردی من هر روز اینجا وایمیستم و مصاحبه میکنم ؟
.40ثانیه
.شانس بیارم ، آخرش سر از رودخونه در میارم
چند وقته پلیس مخفی ای ؟
.از اون نپرس
.حدود 10 سال تو سازمان سیا
.به نظر ما یه قربونیه گانگستری بود
.اینجا هرکسی دلش میخواد گانگستر بشه
هفته پیش یه محموله کوک .تو " موت " رفت سمت جنوب
.یارو کل انبارش به فنا رفت
No comments yet. Be the first to leave one.