প্রথম 200টি লাইন।
35 قسمت
چرا مردد هستيد؟
اگه چيزي هست، پس بهتره وقتي که خيلي خوشحالم منو بکُشي
!مادر
...مادر
!بانو گويي اين! بانو گويي اين
اتفاقي افتاده؟
...نه
...مادر
مادر
مادر
بگير بخواب
من اينجا پيشت هستم
نبايد به کسي بگي که امشب ديدي دزد اومده بود خونه
فهميدي؟
تو جون منو نجات دادي
وگرنه الان با شمشير انتقام يه نفر مُرده بودم
من يه خواب ترسناک ديدم مادر
توي اون خواب شما در جلوي من خوني ايستاده بوديد
پس به همين خاطر اومدي بيرون
اون واقعاً يه خواب بوده
من کار خوبي کردم، نه مادر؟
.بله
بيا اينجا
فكر مي كردم از من متنفري
.دعا مي كنم. دعا مي كنم
ممكنه اون يه بربر باشه، اما اونو توي جايگاه خوبي قرار بده
من اومدم اينجا چون مي دونم شما كي هستيد
چرا قبلاً بهش فكر نكرده بودم
كه اينجا تنها جاييه كه شما مي تونيد مخفي بشيد؟
حالا كه به اينجا رسيد، دوباره تو رو مي كُشم و خودمو از هرگونه اتهام خلاص مي كنم
اون بچه من بود؟
دختر من؟
اون حتي نمي دونه پدرش كيه
اونوقت من نمي تونستم مادرشو جلوي چشماش بكُشم
مطمئنم مي دوني خودتو توي چه دردسري انداختي
لحظه اي كه شما با شمشير به من حمله كرديد و همونطور پايين رودخانه ناپديد شديد
رو هيچوقت فراموش نمي كنم
اين از شكنجه شدن توسط يه پادشاه پير
خيلي قابل تحمل تره
منو بكُش
من فرزند پادشاه رو باردارم
اينطوري شما انتقامتونو از اون پيرمرد كه منو از شما گرفت، مي گيري
!گفتم منو بكُش
شما ديديد كه اون رفت اونوقت الان داري ميگي؟
...ايشون چند لحظه پيش رفتن بيرون
اين وقت شب اون كجا مي خواد بره؟
اينقدر نگران نباشيد
خونه توسط گارد سلطنتي محافظت ميشه هيچ اتفاقي براي ايشون نمي افته
مردمي كه به ايشون سنگ پرت مي كردند رو نديديد؟
تازه همش هم كه اون نبود
خيلي از مردم هم از اين خونواده كينه دارند
منظورت چيه؟
آخه بچه هاي تو چطور مي تونن جو گويي اين رو دوست داشته باشن؟
اونا حتماً به خاطر مرگ مادرشون از اون متنفرن
!حواست باشه داري چي مي گي
!بچه هاي من همچين آدمايي نيستن
!خداي من! خب طرف اونا رو بگير چون اونا بچه هاي تو هستن
!چي؟
هيچي بابا! اون اين وقت شب با اون بچه ي توي شكمش كجا رفته؟
اگه به خاطر اون بچه نبود، بهم خنجر مي زدي؟
من نترسيدم
،اينكه تو كنار مني باعث مي شد به سبكي پر كاه حس راحتي كنم
تا وقتي زنده ام، حاضرم كه به دست تو كُشته بشم
...هروقت بخوام ببينمت
يه لباس قرمز بيرون خونه آويزون مي كنم
فراموش نكن
...يه لباس قرمز
اين وقت شبي، الان چه وقت
برگشتن به قصره؟ اونم بدون اينكه به كسي چيزي بگي؟
نگران شدم نكنه برات اتفاقي افتاده باشه
دستور دادم مردمي كه ديروز بهم سنگ پرتاب كردند دستگير بشن
آخه چرا اينقدر نسبت به رفتار اون مردم بي اهميت حساس هستيد؟
با اينكار فقط جلوه عمومي تونو خرابتر مي كنيد
!اينا همش كار پسراي شما بود
چي؟
ما بايد با اون خانواده خشك برخورد كنيم
اينطوري مي تونيم به شايعاتي كه در مورد خودكُشي مادرشون همه جا پخش مي كنن خاتمه بديم
!بانو گويي اين
من فقط مي خوام يكيشونو زنده نگه دارم
مادر، تو يكي رو انتخاب كن
مي خوام يكي رو انتخاب كني كه مهربون و دهن قرص باشه
سوك چول هنوز هر روز ميره سر يادبود پدرش؟
بله اعليحضرت
...اون بخور ميده و يك جام نوشيدني روي ميز ميذاره و
لطفاً بذاريد بره كنار قبر پدرش
من اشتباه كردم
من بايد مراسم وليعهد رو با دقت بيشتري برگزار مي كردم
اعليحضرت، شما بايد اقلاً يك كم غذا بخوريد
...الان چند روزه كه
....اشكال نداره... مشكلي نيست
!اعليحضرت
من ميل زيادي ندارم
هروقت بيدار مي شم، همه چي كمي تار به نظرم مياد
و ذهنم تيره و تاره
....خيلي احساس ضعف مي كنم
اعليحضرت مي خواهيد دكتر قبلي
...شما رو معاينه كنن
اخيراً خيلي هوا گرم شده
تازه، از بس بارون اومده هوا مرطوب شده
براي همين تحملش حتي براي جوونتر ها هم مشكله
يك كم آب سرد بياريد ايشون بنوشن
در چنين مواقعي برنج و آب سرد خيلي مي چسبه
چرا اونجا وايسادي؟
گفتم برامون آب خنك بياريد
بله، بانو گويي اين
اعليحضرت، چرا شما به اقامتگاه من نمياييد؟
اتاقهاي قصر اصلي بزرگ هستند اما هوا خوب توشون نمي چرخه
...خداي من
فقط اين نيست
وزيران هر لحظه با مشكلات مختلف به حضور شما ميان
تعجبي نداره كه شما اشتهاتونو از دست داديد
براي مدتي درهاي قصر اصلي رو ببنديد
و مانع ورود وزيران بشيد
تا وقتي وليعهد معلوم نشده نمي تونيم همچين كاري انجام بديم
پس وزير سئونگ جون سائك به چه دردي مي خوره؟
شما مي تونيد از ايشون استفاده كنيد تا پيامهايي رو كه به سمت پادشاه ميرن يا از قصر ايشون بيرون ميان فيلتر كنيد
اعليحضرت، شما اخيراً خيلي فكر و خيال داشتيد
براي همينم يك كم خسته شديد
از الان همه چي رو فراموش كنيد و خيلي به خودتون استراحت بديد
اينطوري مي تونيد دوباره سلامتيتونو به دست بياريد
و به همون وضعيت قوي و هوشياري كه بوديد برگرديد
هرچي بيشتر پنجره ها رو باز كنيم هواي بيشتري هم جريان پيدا مي كنه
چه احساسي داريد اعليحضرت؟
خوبه، نه؟
به، الان حس مي كنم بهترم
مادر، داريد چيكار مي كنيد؟
زود باشيد به پادشاه سالاد ميوه خنك بديد
!بله، بانو گويي اين !الان ميارم
بديدش به من
اونا فقط همينقدر يخ داشتن و از من كلي عذرخواهي كردن كه
از ترس اينكه معده تون درد بگيره بيشتر بهتون ندادن
همين حالاشم وزيرا بدون اين يخا زندگي مي كنن
دروغ مي گم؟ - شما درست مي گيد بانو گويي اين -
بيماري شما گرمازدگيه
بايد مراقب خودتون باشيد
....اون مرداي بدبخت
خيلي نيرو بخشه - نيرو بخشه، مگه نه؟ -
اون رفته به اقامتگاه گويي اين؟
پس اونوقت قصر اصلي چي ميشه؟
ايشون گفتن بعد از تابستان بر مي گردند
پس من هروقت بخوام ايشونو ملاقات كنم بايد اجازه گويي اين رو بگيرم؟
البته كه نه
ايشون همين كه يك كم حالشون بهتر بشه بر مي گردن
پس همه الان به قصر اصلي بر گرديد
چرا همونطوري اونجا ميخكوب شديد؟ !مگه نگفتم برگرديد
مباشر كيم! شما هم با اونا برگرديد
شما نبايد پستتونو اونجا خالي بذاريد اونم وقتي اعليحضرت تشريف ندارن
شما بايد از اونجا مراقبت كنيد
مباشر يانگ - بله، بانو گويي اين -
من فقط به شما اعتماد دارم
!بله، بانو گويي اين
!احمقا! زود باشيد درها رو باز كنيد
!من اومدم اعليحضرت رو ببينم
كودوم پادشاهي ملاقات با وزيرشو رد مي كنه؟
!به اعليحضرت خبر بديد
!كه من اومدم و يه كار فوري دارم
!زود باشيد درها رو باز كنيد
،اگه چيزي براي گفتن داريد به سئونگ جون سائك بگيد
...اون پسره احمق
وقتي شاه از يه كميته موقت استفاده مي كنه
!مملكت هرج و مرج ميشه
مي خواهيد همينطوري بايستيد و نگاه كنيد؟
من اون پي هيوم هستم، پس من از همه چي منع شدم
منظورتون از پي هيوم چيه؟
كميته ساهنبو يه بيانيه رسمي اعلام كرد كه
تصميم درمورد وايعهد جديد به خاطر من به تعويق افتاد
!چه بهانه بزرگي
!چطور جرأت مي كني
اگه ما گوانگ هائه رو از سلطنت خلع كنيم و پادشاه جديدي بياريم
بعد از اون بايد منتظر بشيم تا شاه جديد ما رو بكشه
پي هيون به موقعيتي گفته ميشد كه تقاضا براي استعفاي يك وزير مي آمد
و وزير در خانه حبس مي شد و اجازه بيرون آمدن نداشت
تا وقتي كه بازرسيها در مورد اون كامل مي شد
كيم ريو از اين قضيه به عنوان بهانه اي براي دخالت كمتر
درتماد جريانات مربوط به وليعهدي استفاده كرد
اعليحضرت درها رو به روي
افراد قصر بسته و نمي ذاره مشاوران پيشش برن
به نظر همه چي يكهو عوض شده
كيم جا جئوم نتونسته مجوز چين رو بگيره
پس پادشاه مي تونه اينو پنهان كنه
و مخفيانه شاهزاده بونگ ريم رو وليعهد اعلام كنه؟
نگران نباشيد علياحضرت
ما براي بدترين شرايط هم آماده ايم
ما افراد زيادي جمع كرديم
علياحضرت، شاهزاده بونگ ريم اومدن
علياحضرت - راهنماييشون كنيد به اتاق مطالعه -
چشم علياحضرت
شما بايد حواستون به شاهزاده بونگ ريم باشه
اون اين موقع شب اومده پيش شما
كه ببينه در چه حاليد و دل شما رو به دست بياره
به خاطر شايعات اومديد اينجا؟
شايعه اينكه برادران من نقشه يه شورش رو كشيدن؟
چون اونا خيلي واضح نظرشونو بيان كردن اينطور برداشت شد
،مهم نيست چه كسي وليعهده همينكه پادشاه عوض بشه
همه چي مي تونه سر جاي خودش برگرده
يعني اين آدمي كه روبروم نشسته
همون شاهزاده بونگ ريميه كه به همراه وليعهد سو هيون
لحظات سختي رو در شيميانگ تحمل كرد؟
بانو مين هوا - بله، بهم بگيد -
No comments yet. Be the first to leave one.