প্রথম 43টি লাইন।
سلول هاي عشق قرار ملاقات يک پسر براي دل ربودن از ستاره اي محبوب
قسمت 10
این قسمت : انتخاب فصل دوم : رشد سلول های عشق
واقعا متاسفم بابت حادثه ای که رخ داده و باعث ناامیدی طرفداران شده
برای همین تصمیم دارم که امروز رسما استعفای خودمو اعلام کنم
نه
نه
زرده تخم مرغ ترکید
چی؟ زرده ؟
رشته اش خمیر شده
حتی توش پنیر و تخم مرغ هم زدم
چرا آدم بی مصرفی مثل من به دنیا اومده؟
هیچ کی تو این دنیا بی مصرف نیست
مهم نیست چقدر فقیر و ندار باشی
...پس به خوت امید بده و یکم غذا بخور
باید تسلیم بشم؟
راستشو بخوای ، اون خیلی هم از سرم زیادیه
من به درد سئو رین نمیخورم
خب که چی؟
چیزی نمونده از دست تو بمیرم
...راستشو بخوای ، مطمئن نیستم
واقعا که
دنبالم بیا
" جلسه ی آدمهای بدون سلول عشق "
اینجا کجاست؟ - یه جلسه برای کسایی که سلول عشق ندارن -
آینده ی تو
یه ماهی مرکب
سلام ، من ما دائه چونگ هستم
خوش اومدی
همینطور که میبینید
" لی هیون دائه ، پسر بد "
من اینقدر خوشتیپم که هر جا برام زنا برام سر و دست میشکنن
من این روزا در حال بهبودم پس وضعیتم زیاد وخیم نیست
"نویسنده ی وب کارتون سلول عشق" من وب کارتون مینویسم
خیلی از زنا رو به خاطر تیپم به گریه انداختم
" مشت زن : خیلی حساس "
من یه دوست جدید پیدا کردم
بگو سلام
بعد از این که سلول عشقم مرد ...حتی با دیدن یه بازیگر خوشگل
"رئیس بخش : دل نازک "
حتی وقتی یه بازیگر خوشگل میبینم ..هیچ حسی
بیاین به سو هیونمون قوت قلب بدیم تا بتونه شجاعانه اعتراف کنه
قوی باش سو هیوک
No comments yet. Be the first to leave one.