The O.C.

The O.C.

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

সিজন 3

রিলিজ তথ্য

The O C S03E02 The Shape of Things to Come 1080p WEB-DL DD2 0 H 264-Web4HD
ভাষ্য লিখেছেন warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 2 The.O.C زیرنویس فارسی سریال

ট্যাগ

webdl
প্রকাশিত: 2026-02-10
ডাউনলোড: 10
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

آنچه گذشت... تو قراره

از پس این بربیای، کوپ. من به یه نفر شلیک کردم، سام

ما با هم خوبیم؟

چرا نباشیم؟

چون از اون شب به بعد، واقعاً دربارش حرف نزدیم

تو نیوپورت چیکار می‌کنی؟

کیلب می‌میره و یهو سر و کله‌ی تو پیدا می‌شه

ارثیه رو از وصیت‌نامه‌ی کیلب می‌گیریم

و دوباره می‌شیم یه خانواده‌ی

معمولی و خوشبخت

هر چقدر هم که جون کندم

یا هر چقدر تلاش کردم

هیچ‌وقت کافی نبود

سلام، من شارلوت مورگان هستم

کرستن، من برنمی‌گردم

پیش شوهر و پسرهام تا وقتی مطمئن نشم

که دیگه هیچ‌وقت ناامیدشون نمی‌کنم

دیگه همین روزا باید برگرده خونه، مگه نه؟

صبح بخیر بابا

ایول، درست به موقع واسه صبحانه رسیدی

کی غلات صبحانه می‌خواد؟

مگه غلات داریم؟

آره، لای کابینت‌ها یه چیزی پیدا کردم

اینا که خراب نمی‌شن، نه؟

نه، ولی شیر چرا

حمص چطوره؟

واسه صبحانه؟

چرا که نه

با مخلفاتِ... گوشت کنجدی

صبحانه‌ی قهرمانان

با اینکه عاشق مسمومیت غذایی‌ام، ولی بیخیال

آره، من به همون قهوه قناعت می‌کنم

بیخیال بچه‌ها. باید دور هم غذا بخوریم

امروز یه روز خاصه. جفتتون سال آخری شدین

فقط ثبت‌نامه

سندی: این یه لحظه‌ی بلوغ و رشد فکریه

ما کوهن‌ها عاشق این لحظه‌های سرنوشت‌سازیم

باید این یارو رو توی جشن تکلیف من می‌دیدین

داشت از دهنش کف می‌اومد

اون موقع هیجان‌زده بودم، الانم هستم

به جفتتون افتخار می‌کنم. مامانتون هم همین‌طور

هرچند خودش اینجا نیست که بهتون بگه

یا جلوی ما رو بگیره که تو لجن‌زار زندگی نکنیم

پسر، این خونه رو مثل دسته گل نگه می‌داشت

بدون اینکه حتی یه اسکاچ دستش بگیره

آره، واقعاً چطوری این کارو می‌کرد؟

اوه، حضورش باعث می‌شد تمیز بمونیم رایان

از اون نگاه‌های غضب‌آلود پروتستانی بود

خیلی قدرت داره

اون زنیه که

هزار تا هنر داره

امشب می‌تونیم شام دور هم باشیم، نه؟

آره، حتماً

فقط خودمون سه تا

آره، تازه رایان ظرف‌ها رو هم می‌شوره

آره، می‌شوره

منم استیک‌ها رو می‌گیرم

پسر، خیلی رو داری که بلند شدی اومدی اینجا

ببین، من معذرت می‌خوام

بابت اون... سوءتفاهم کوچیکمون

اوه، پس من اشتباه متوجه شدم؟

نمی‌خواستی تیراندازی رو بندازی گردن رایان؟

سندی، من فقط کاری رو کردم که هر پدر و مادری می‌کرد

داشتم سعی می‌کردم خانوادم رو از غرق شدن نجات بدم

آره، با استفاده از بچه‌ی من به عنوان قایق نجات

بعداً می‌تونی واسم سخنرانی کنی، ولی الان

باید اختلافات رو کنار بذاریم

چون مشکلات بزرگتری داریم

دیگه چی شده؟

امروز صبح از مدرسه باهام تماس گرفتن

ظاهراً اولیا دارن اعتراض می‌کنن

می‌خوان رایان و ماریسا رو اخراج کنن

اوه، باید حدس می‌زدم همچین اتفاقی می‌افته

یه سر می‌رم اونجا و باهاشون حرف می‌زنم

نه، متوجه نیستی

کارزار راه انداختن، درخواست رسمی دادن

فعلاً بابا

روز خوبی داشته باشین

سندی، اگه نتونیم جلوی این کار رو بگیریم

رایان و ماریسا اخراج می‌شن

* کالیفرنیا، داریم می‌ایم

* درست به همون‌جایی که ازش شروع کردیم *

* کالیفرنیا

* کالیفرنیا... *

ماریسا: و واسه ما هم پنکیک بیارین

با کره اضافه

ممنون

وای، این آخرین باریه که

قبل از ثبت‌نام پنکیک سفارش می‌دیم

و این به نظرت غم‌انگیزه؟

آره، غم‌انگیزه

امسال هر کاری که می‌کنیم واسه آخرین باره

مثل یه تور خداحافظیه

راستش، بعد از تابستونی که گذروندیم

همچین بد هم به نظر نمی‌رسه

اگه بتونیم از پس امسال بربیایم

آره، اگه بتونیم به فارغ‌التحصیلی برسیم

بدون هیچ ضربه‌ی روحیِ بزرگی

اون وقت خوشحال می‌شم

نه بچه‌ها، این اصلاً قابل قبول نیست

ببینید، می‌دونم که تابستونمون گند بود

حداقلش اینه که بگیم افتضاح بود

ولی ازش گذشتیم

هیچ‌کدوممون نه کانونیم، نه لباس زندان تنمونه

فکر کنم لباس زندان خیلی به ماریسا می‌اومد

جدی می‌گم

برشش قشنگ بهت می‌شینه

نکته اینجاست که ما چهار تا با همیم

و امسال سال آخرمونه

پس این آخرین فرصتمونه که همه چی رو بترکونیم

هوم

حرفش منطقیه

دیگه داره می‌شه یه سخنران انگیزشیِ تمام‌عیار

ماریسا: باشه سام

تو بردی. این بهترین سال عمرمون می‌شه

ممنون. بزن قدش

بهترین سال کل تاریخ

جیمی نتونست بیاد؟

سرِ کاره

یکی از شرکای کاریش از هاوایی اومده

آه، چه بهتر

یه مونتاگیو، یه کپیولت؛

همین‌قدر کافیه

سندی، جولی، بفرمایید تو

باید درک کنید

تا حالا هیچ دانش‌آموزی توی هاربر درگیر تیراندازی نبوده

می‌دونم به عنوان مدیر باید یه کاری بکنید، ولی

اگه می‌شه لطفاً اخراجشون نکنید

یه کارزار بین والدین راه افتاده

توی انجمن اولیا و مربیان

نزدیک هزار تا امضا جمع شده

نادیده گرفتن این حجم از اعتراض سخته

دکتر کیم، دختر من رو می‌شناسید، نه؟

قد بلند، خوشگل، شنل می‌پوشه

دقیقاً اون چیزی نیست که بهش بگید «گنگستر»

ببینید، اصل مطلب اینه که

ماریسا و رایان بچه‌های خوبی‌ان

حقشونه که با دوستاشون فارغ‌التحصیل بشن

اگه دست من بود، حتماً همین‌طور می‌شد

خب دست شماست دیگه؛ مدیر شما هستید

هیئت مدیره فکر کرد بهتره

یه نفر جدید رو بیاره

یه متخصص در زمینه‌ی امنیت مدرسه

اوه، منظورتون یکی مثل مبصر راهروهاست؟

لطف دارید، ولی بیشتر شبیه ناظم انضباطی‌ام

جک هس. از ملاقاتتون خوشبختم

سندی کوهن. جولی کوپر-نیکول

خیلی مشتاقم که درباره‌ی ماریسا حرف بزنیم

و رایان

ممنون، ولی فکر نکنم نیازی باشه

پرونده‌هاشون رو خوندم

با افسرهای بازداشت‌کننده هم حرف زدم

می‌دونم با چی طرفم

خب، تا وقتی با خودِ بچه حرف نزنید

هیچ‌وقت نمی‌فهمید با چی طرفید

من سال‌ها توی سیستم نوجوانان وکیل تسخیری بودم

و خب

بچه‌های دردسرساز زیادی رو دیدم

منم همین‌طور آقای کوهن

فوق‌لیسانس آموزش دارم

شش سال توی مدرسه‌های شبانه‌روزیِ شرق تدریس کردم

فکر می‌کنم می‌دونم دارم چیکار می‌کنم

امیدوارم

این بچه‌ها واقعاً می‌خوان برن دانشگاه

اگه اخراجشون کنید، هیچ شانسی ندارن

خب، راستش... من اینجا نیستم که همه رو راضی نگه دارم

تا امشب جوابم رو بهتون خبر می‌دم

جیمی

یه اسکاچ با یخ دیگه واسه دوستم بیار

اوه، دوست

این... این نشانه‌ی خوبیه

می‌دونی که ازت خوشم می‌آد جیمی

هرچند داری صبرم رو لبریز می‌کنی

آه، ممنون

به‌زودی. پول... پولت رو به‌زودی می‌گیری

فکر کنم دو ماه پیش هم همین رو گفتی

آره، خب وصیت‌نامه همین روزا خونده می‌شه

باید... باید حرفم رو باور کنی

قبلاً حرفت رو باور کردم

اون وقتی که گفتی می‌خوای بهم قایق بفروشی

ولی بیعانه من رو توی یه سرمایه‌گذاری احمقانه بورس به باد دادی

باید... باید دوباره این خاطرات رو زنده کنیم؟

نکته اینجاست که من آدم خوبیم

ولی نه اون‌قدری که به نظر می‌رسم

کلی رفیق دارم که با کمال میل حاضرن

این قضیه رو واسم حل و فصل کنن

کافیه فقط تلفن رو بردارم

پولتون رو می‌گیرید

قول می‌دم

کوپ، واسه جابه‌جا کردن اون زونکن به چرخ‌دستی نیاز داری

عجب غولیه واسه خودش

خب، اینا تمام چیزاییه که واسه جشن شروع سال لازم دارم؛

رضایت‌نامه‌ها، فاکتورها، قرارداد فروشنده‌ها

آخ، این‌قدر کسل‌کننده‌ست که آدم دردش می‌گیره

پس یعنی امسال قرار نیست

توی کمیته اجتماعی به ما ملحق بشی

هوم، بذار دربارش فکر کنم. نه

سام، سال آخرمونه

چی شد اون حرفا که می‌گفتی باید از هر لحظه استفاده کرد؟

خب کوپ، خودت می‌دونی نظرم

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left