প্রথম 200টি লাইন।
خود عزیز، اگر داری این کلمات رو میخونی"
،ولی یادت نمیاد که کِی نوشتیشون
.یعنی متأسفانه من شکست خوردم
از چندین تهدید مستقیم جون سالم ،به در بردی
.ولی هنوز در خطری
،الان، باید یه جای من رو پیدا کنی، تنها
.جایی که هیچکس هیچ سوالی نپرسه
،از دوربینها دوری کن .همهجا میتونن ببیننت
".برو، حالا
جایی میری؟
.هی، بیا اینجا
!هی
سلام، برای یه نفر اتاق دارید، لطفاً؟
.ساعتی 15 دلار .شبی 65 دلار
برای امشب؟
اسمتون؟
...اسمم؟ بله، اممـ
."مینویسم "جین
زمان کوتاهه، پس روی موارد ضروری" .تمرکز میکنیم
این نامهها رو مینویسم چون یه هشدار بهم رسیده
.از یه منبع قابل اطمینان
،و حالا قراره بهم حمله بشه
.هرچند نمیدونم توسط کی
،میدونم زنده میمونم .ولی نمیدونم چطوری
...و میدونم حافظهام رو از دست میدم
...پاک میشه
.برای همیشه
.پس تصمیم گرفتم بهت حق انتخاب بدم
.توی این نامه، دوتا کلید پیدا میکنی
کلید آبی یه جعبه شامل ابزار برای ساختن
.هویت جدید رو برات باز میکنه
میتونی زندگی من رو بذاری کنار .و زندگی خودت رو شروع کنی
کلید قرمز یه جعبه شامل تمام چیزهایی که نیاز داری رو برات باز میکنه
.تا به زندگی قبلیم برگردی
.اون زندگی خطرناکه
.همون باعث شده که کارت به اینجا برسه
،ولی هر مسیری رو که انتخاب کنی .برات آرزوی موفقیت میکنم
،با احترام به تصمیمت
بدون که اسم اصلیت .میفانی آلیس توماس هست
.میفانی، هموزن تیفانی
.میفانی
.میفانی
.میفانی
هشت نفر؟
.فعلاً، همهشون دستکش لاتکس داشتن
،بدون کارت شناسایی، بدون کیف پول .بدون تطابق اثرانگشت
دوربین مدار بسته؟
،دوبینها خاموش شده بودن .در هردو طرف پل
،داریم فیلمهای سازمان حمل و نقل رو میگیریم
.ولی توی بهترین حالت تکهتکه فیلم گرفتن
جلوی دخالت رو بگیرید، و .حواستون به خبرنگارها باشه
.رابرت، کلودیا، با من بیاید
.خدایا، امیدوارم مربوط به ما نباشه
.کاراگاه
.لیندا - چه کمکی از دستمون برمیاد؟ -
،من چمیدونم
.اولین تماس گزارش خشونت گنگ رو داد
قربانیها رو ممکنه جای دیگهای کُشته باشن
.و به عنوان فرستادن یه پیغام اینجا انداخته باشن
اگه موضوع تروریسم باشه چیه؟
.کاملاً ممکنه
سلاحهای شیمیایی؟
پزشکی قانونی اینجاست. به فرماندهی .مبارزه با تروریسم خبرداده شده و توی راهه
.خوبه - ،نه -
.اتفاقی که اینجا افتاده این نیست
جراحات متفاوت بدون استفاده از سلاح ...یا نیروی خارجی
...داری میگی مهاجم توانایی
.ایجاد جراحت داخلی از راه دور رو داشته
.مطبوعات اومدن - .لعنتی -
.همین الانش توی توییتر سروصدا کرده
...ایان - .یکم بهمون وقت بده -
.مطمئن شدیم خبرت میکنم
.ایان، مطمئنیم. مطمئنم
.مربوط به ماست
.پس برای خودت
...میتونی دوباره بیای، یا
.دست بردار نیستی
.دیر شده. نوبت توئه
.باشه
...خیلیخوب
.لعنتی! ببخشید. ببخشید
.لعنتی
.لیندا
کانرد، منتظر یه آمریکایی هستیم؟
ببخشید؟
.مأمور بیویای، مونیکا رید
دعوتش کردی؟
.نه، اصلاً
خب، اینجاست، درمورد یه سی-9
.روی پل هزاره که دیشب بوده میپرسه
من همین الان باخبر شدم
بعد یه آمریکایی به همین زودی اومده؟
میدونم که چقدر به خواب اضافهات .نیاز داری، کانرد
.توی سنت پانکراس منتظرته
بازم لیندا توی کارهاش گیر کرده؟
.خب، بهش بگو خودش به کاراش برسه
تو کارهای مهم نیمهتموم دیگهای داری .که باید بهشون برسی
.اونطور که یادمه کار تو تموم شد... دوبار
.چند دقیقه دیگه بیدار میشه
.ادامه داره
.مونیکا، چه افتخار پیشبینی نشدهای نمیخوای جایی برسونمت؟
.کانرد، امیدوار بودم تو رو بفرستن
،لیندا دوست داشت شخصاً بیاد اینجا ...ولی
.چرت نگو. نه، نمیخواست بیاد
.بهمون نگفتی قرار بیای
.یهویی شد
دقیقاً، حتی ظاهراً سازمان خودت هم .یکم از اینکه اینجایی سوپرایز شد
خب، حالا چطوری میتونم به متحدین آمریکاییمون کمک کنم؟
.درواقع، من میتونم کمکتون کنم - آره؟ -
تونستی جسدها رو شناسایی کنید؟
جسدها؟
.بیا اینکار رو نکنیم، کانرد
.دوتامون یهچیز رو میخوایم
که چی هست، دقیقاً؟
.حدس من اینه که، هنوز شناساییشون نکردید
،قربانی شماره شش، اسمش رو ،پروندهاش رو
.تمام سوابق شخصیش رو بهت میدم
.باشه، با کمال میل قبول میکنم
.ولی در ازاش یه چیزی میخوام - خب؟ -
،دسترسی کامل به تحقیقات
،نیروی عملیات مشترک .همکاری انگلیسی آمریکایی
خب، خیلی متأسفم که الکی .تا اینجا اومدی
.باشه نیروی عملیات نمیخواد
،مدیریت عملیات
،همکاری کامل و فعال در تحقیقاتتون
افسر رابط، با تنها دسترسی به مشاهدات چطوره
که توی راستاری حمایتی کار کنی؟
.و همین الان میبریم پیش جسد
میتونیم تصاویر کالبدشکافی .رو به اشتراک بذاریم
.میخوام شخصاً ببینم
برام سواله این جسد چه چیز خاصی داره؟
ردیابه؟
تتوی خاصی داره؟ تراشهی خاصی داره؟
امیدوارم سعی نکنی یکی از انگشتهاش .رو قطع کنی
ببین، کانرد، من نیومدم .چیزی رو لاپوشونی کنم
.فقط میخوام کمک کنم
.پس فکنم کنم یه قراری با هم داریم
صبح بخیر. چه کمکی از دستم برمیاد؟
...دسترسی به
!کمک! کمک
.اینجا صندوق بانکه .کسی نمیتونه صدات رو بشنوه
چرا داری اینکار رو میکنی؟
.بهخاطر چیزی که هستی
.و ارزشت
.لطفاً، لطفاً
.بیحرکت نگهاش دار
.لطفاً
!لعنتی
.این رو ببین
آپارتمانهای چستر 54
"شروع"
"باز کردن قفل"
سلام؟
،دوتا قربانی دیگه توی بانک ،یه مرد و یه زن
روش قتل یکسان، دوربین مدار بسته .قطع شده بود
هویت؟
.دختره موقتاً توی سازمان کار میکرده
.دو روز گذشته توی بخش پذیرش بوده
.به اسم بریتا دلوینا
.به نظر میاد اسم مستعار باشه
و اون یکی؟
.هنوز هیچی
.خب، تو پروفایلهای لوگات مطابقتش بده
.توی بانک مانسل رابط دارن
.توی چهار ساعت 10 تا جنازه داشتیم
.ممنون، الکس .خودم بلدم بشمارم
خب، از کجا شروع کنم؟
.معمولاً، از قبل برنامهاش رو میریزم
.من آدم خیلی مرتبی هستم
ولی وقت نداریم .مجبورم بداهه بگم
خب... احتمالاً باید بدونی که
لبنیات باعث میشن مثل یه نوجون ،جوش بزنی
.و خیلی، خیلی، به زنبورها حساسیت داری
بقیهی چیزهایی که میخوام بهت بگم .سری هستن
،اگه به دست آدم اشتباهی بیوفتن
.میتونه عواقب ویرانکنندهای داشته باشه
.برای همین توی یه فضای امن برات میذارمش
برای ورود کلید نمیخواد، و کد .با آلارم یکیه
.خوش اومدی
،اینجا، تمام پروندههای شخصی
،کلید زاپاس ماشین و خونه
و آذوقهی لازم در صورت نیاز رو .پیدا میکنی
عایق صداست و دسترسی به اینترنت .با تور رمزگذاری شده داره
.تو برای سازمان دولتی "شکه" کار میکنی
.شکه
ما بخش سری از سازمان اطلاعات بریتانیا هستیم
...که افراد با تواناییهای خاص رو .به کار میگیریم
،تو یکی از اونهایی
.با تواناییای که میتونه یه سلاح مرگبار باشه
.که یعنی، این تو رو به خطر میاندازه
روی دیوار اسم و صورت کسانی که .باهاشون کار میکنی هست
،طبق سنت
مهرههای شطرنج اسامی رمزی هستن
.که به مأمورین ارشدمون داده شده
تو یه رُخ در بخش مدیریت پشتیبانی هستی
.پس نقشت مرتبسازیه
.این افراد بهت اعتماد دارن
.تو رو به عنوان متحد میبینن
.این... لیندا فریر رئیس و استادته
.اون سرسخته، ولی خیلی باهوشه
No comments yet. Be the first to leave one.