Love is Blind

Love is Blind (Love Is Blind)

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

সিজন 10

রিলিজ তথ্য

Love Is Blind S10E05 Where the Hell is My Husband 1080p NF WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
ভাষ্য লিখেছেন warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 10 قسمت 5 Love Is Blind 2020 زیرنویس فارسی سریال

ট্যাগ

webdl
প্রকাশিত: 2026-02-11
ডাউনলোড: 21
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 195টি লাইন।

واو

هوم

وای. وای

وای، وای، وای

اوه وای

خیلی دوستت دارم. منم دوستت دارم

دلم می‌خواست یکی همون‌طوری که خودم یاد گرفتم خودم رو دوست داشته باشم، عاشقم باشه

اون داره می‌ره

می‌خوام برم خونه. می‌خوام برم خونه

این شوهر من نیست، فقط یکی از همسفرهای این راهه

در رو باز کردم و هیچ‌کس اونجا نبود

اون رفت

رفته بود. اصلاً اونجا نبود

متأسفم داداش. دمت گرم داداش. مثلاً این

شرمنده‌تم پسر

عیبی نداره داداش. دوستت دارم پسر

خیلی عجیبه خدایی، داداش

مهم نیست

این دخترا، پسر

چرا باید باهات این کار رو بکنه؟

اون جوری که بحث دیروز تموم شد، من

تعجب نکردی؟ من سرزنشش نمی‌کنم

می‌دونم که حاضرم بقیه‌ی عمرم رو با بریتنی بگذرونم

به خاطر خودش و ارزش‌هاش و اعتقاداتش عاشقشم

ایمانش، وفاداریش، انرژیش

اون روح خیلی زیبایی داره و این چیزیه که من رو جذب می‌کنه

الان تو هفت آسمونم

قراره بشم خانم دوانتا لی اندرسون

من عاشق شدم

بی‌دلیل نیست که لباس عروس خریدم

قراره زنِ کسی بشم

من با بریتنی النا ویکر نامزد کردم

و حس فوق‌العاده‌ای دارم

حرف زدیم که با یه بچه بریم سراغ تجدید دیدار

حالا ببینیم چی می‌شه

ما واقعاً هیچ ایده‌ای نداریم که قیافه‌هامون چطوریه

لو ندادم که اسپانیایی‌تبار هستم

لاتین بودنم رو مخفی نگه داشتم چون جذابیت این قضیه اینه که

قیافه واقعاً هیچ نقشی توش نداشت

می‌خواستم دوانتا بدونه که من از درون زیبام

و اینکه اون عاشق باطن من شده

پس چرا استرس دارم؟

نیازی نیست بترسم

ولی هنوزم می‌ترسم

سلام. قیافه‌ت رو ببین

اون انتظار... اوم. سلام

اوه، خب، خیلی خوبه که بالاخره می‌بینمت

از دیدنت خوشحالم. اوم

اوم. اوم

اوم

اوم. اوم

خب، نمی‌خوام بیشتر از این منتظرت بذارم

بریتنی، پس زانو می‌زنم. اوه

و ازت می‌پرسم که با من ازدواج می‌کنی؟

بله، قبول می‌کنم

خیلی خب. وای خدا، دارم می‌لرزم

خیلی زیباست

درست مثل خودت

اوه خدای من

اوم

اوم

انتظار داشتم یه کم درشت‌تر باشه

اون کوتاه‌تر از اونیه که فکر می‌کردم

ای بابا، وقتی نزدیک شد خیس عرق شدم

الان دیگه استرس دارم

عزیزم، چقدر عرق کردی

قطعاً بدنش خیلی نوچ بود

انتظار کک و مک نداشتم، واسه همین غافلگیر شدم

قطعاً کسی نیست که من سراغش می‌رفتم

بیرون... مثلاً توی یه کافه

فکر نمی‌کنم کسی باشه که با دیدنش بگم "خودِ خودشه"

ولی... برام مهم نیست. اصلاً مهم نیست

منظورم اینه که بالاخره همه‌مون یه روزی پیر و چاق می‌شیم

ای بابا. ریش‌هات موی قرمز داره

آره. از مامانم بهم رسیده. موی سفید هم داری؟

دارم. نگاه کن

مثلاً... هنوزم جذابه

خیلی خوش‌تیپه

نمی‌دونستم چشم‌هات چه رنگی می‌تونه باشه

سبز، آبی، هر چی که باشن. سبز-آبی

چشم‌های دوانتا خیلی خوشگلن

امیدوارم بچه‌هامون چشم‌های تو رو داشته باشن

از اون چشم‌هایی داری که آدم رو وسوسه می‌کنه بچه‌دار شه

اصلاً حدس می‌زدی؟

فکر می‌کردی سفیدپوستم؟ اصلاً نمی‌دونستم

من عاشق بریتنی شدم. دست بر قضا اون رنگین‌پوسته

ام، می‌دونی، این چیزیه که تا حالا باهاش تو رابطه نبودم

چه برسه به اینکه پیشنهاد ازدواج بدم و نامزد کنیم، پس

می‌دونی، یه جورایی غافلگیر شدم

ولی من عاشق بریتنی شدم چون قلب بزرگی داره

واقعاً فکر نمی‌کنم هیچ‌جور دیگه‌ای مسیرمون به هم می‌خورد

آره، کاملاً درسته

من خیلی آروم و کم‌حرف بودم

اگه می‌رفتم بیرون، فقط یه گوشه کنار دوستام می‌نشستم

منم همین‌طورم. آره. اوم. آره

من کلاً تو خونه می‌مونم

می‌رم سر کار، می‌رم باشگاه، می‌رم کلیسا

عیبی هم نداره. "انتظار داشتی چطوری یه مرد پیدا کنی؟"

منم می‌گفتم "نمی‌دونم". آره، دقیقاً

خیلی هیجان دارم که با خانواده‌م آشنا بشی

منم خیلی هیجان دارم. فکر کنم عاشق تو بشن

واقعاً؟ آره، جدی می‌گم

اونا هم مثل تو خُل و چِل‌ان؟

بیشتر

لبامون خیلی به هم میان. آره

واقعاً مکمل همدیگه‌ان

هنوزم فکر می‌کنی صدام شبیه آدم‌های درسخون و مثبته؟

آره، دقیقاً

آره، تو هم همین‌طوری

مطمئنی می‌خوای با این کنار بیای؟

تا آخر عمرم باهاش کنار میام

وای خدای من. خیلی خوشحالم

می‌دونم. منم همین‌طور

دیدن نامزدم واسه اولین بار، واقعاً شبیه یه رویا بود

قراره با هم ازدواج کنیم. آره، قراره

و بچه‌دار بشیم. می‌دونم

بچه‌ها تو راهن

خب، خوشگلِ من، می‌فرستمت که بری

یه بوسه برای خداحافظی

من عقب‌عقب می‌رم تا بتونم کل مدت ببینمت

حواسم باشه که نیفتم

اگه دارم کج می‌رم بهم بگو

دیگه می‌تونی برگردی. خیلی خب

می‌بینمت. دوستت دارم. دوستت دارم

وای خدای من

یه حلقه تو انگشتمه

دیوانه‌کننده‌ست

وای. وای. وای

ساکت شو

برای چی ساکت شم؟

واسه گل‌ها و کاپ‌کیک. آره

وای خدای من. اینا خیلی قشنگن

تمام روز منتظر بودم که باهات حرف بزنم

و اون بیرون خیلی استرس داشتم

شنیدن صدات حالم رو خیلی بهتر می‌کنه

یه چیزی نوشتم. اوه

می‌خوام این رو بخونم. آره، آره، بخونش

"مایکل کریستین گیبنی عزیز، فکر می‌کردم می‌دونم چی--"

"فکر می‌کردم--" اوه لعنت

"فکر می‌کردم وقتی پا به این مسیر گذاشتم می‌دونم دنبال چی‌ام."

"من به یه مرد قوی و با اعتمادبه‌نفس نیاز داشتم که من رو بخندونه،"

"بهم حس امنیت و ثبات بده و به خودش مطمئن باشه."

"چیزی که نمی‌دونستم این بود که قراره خیلی بیشتر از این‌ها پیدا کنم."

"این مسیر دیوانه‌کننده، پراحساس، سرنوشت‌ساز و پرتلاطم بوده."

"اما تنها چیز ثابتی که پیدا کردم تو بودی."

"ثبات خنده‌هات،"

"جوری که می‌دونم همیشه روز خوبی با هم خواهیم داشت،"

"جوری که هیچ‌کاری جز حمایت کردن و انگیزه دادن به من نکردی."

"هیچ‌وقت مجبور نشدم اصرار کنم یا التماس کنم یا خودم رو تغییر بدم،"

"و خیلی چیزها رو بهت گفتم و همه‌شون خیلی طبیعی به نظر می‌رسید."

"خودم رو سرزنش می‌کنم که چرا زودتر متوجه این نشدم،"

"اما این اتفاق اول خیلی آروم و بعد یهو افتاد."

"و با اینکه خیلی ترسیده بودم، می‌دونستم که این تصمیم درسته."

"تو باعث می‌شی قلبم به تپش بیفته."

"قبلاً هیچ‌وقت همچین حسی نداشتم،"

"اما هر وقت با توام، حس تعادل و آرامش دارم."

"من تو رو انتخاب می‌کنم و عاشقت هستم."

خیلی قشنگ بود. ممنونم

منم اینجا یه کم احساساتی شدم

واقعاً نمی‌تونستم... اون‌قدرها احساساتی باشم

به خاطر جوری که بزرگ شدم و اون برخوردهای سخت‌گیرانه

واقعاً تا حالا با هیچ‌کس دیگه‌ای این‌قدر راحت و باز نبودم

وقتی با تو حرف می‌زنم احساس امنیت می‌کنم. خیالم راحته

حس نمی‌کنم قضاوت می‌شم

حس می‌کنم واقعاً به حرفام گوش می‌دی

و اصلاً بهم می‌گه که "من اون مرد رو می‌خوام"

آره. این تنها چیزیه که همیشه می‌خواستم

حس فوق‌العاده‌ای داره

خب

وای خدا. وای خدا

راحت باش. ام

وای خدا. خیلی خب

اما لی لو بتسینگر، با من ازدواج می‌کنی؟

بله. آره

بزن بریم. یه میلیون بار بله

بزن بریم. بزن بریم! وای خدای من

من واقعاً، واقعاً، واقعاً هیجان‌زده‌ام

منم همین‌طور

نمی‌تونم صبر کنم

خداحافظ

خداحافظ

وای خدای من

گل‌ها نه! گل‌ها نه

این خیلی عجیبه

وای

به تایلر گفتم که دیروز اون رو انتخاب کردم

خب، ولی البته

منم همون حس رو به کیا داشتم

آره

و با تایلر هی نظرم عوض می‌شد

داغون شدم چون اون اون‌طوری کرد

ضرر خودشه. تو پسر خیلی گلی هستی

این یه جورایی بی‌احترامی و آزاردهنده است

فکر کنم خطر از بیخ گوشت گذشت داداش

اصلاً فکر نمی‌کنم مقصر باشی

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left