প্রথম 188টি লাইন।
ممنون
... مردم، ساختوساز برنامهریزیشده در شرق را
عمدتاً دقیقاً برعکس آن چیزی میبینند که هست
شرکتها تعطیل شده و صنایع به مناطق دیگر منتقل شدهاند
رکود اقتصادی در سراسر شرق سایه افکنده است
پاتریک اشتاین
اوه، فکر کردیم دیگه نمیای
یه گاو توی راه بود. (میخندد.)
ما اتاقت رو تحویل گرفتیم. خب حالا چی؟
توی تخت همکارت بخواب. اون الان اونجاست
اگه دوباره جایی خالی شد بهت خبر میدم، باشه؟
... وایگل گفت که برای مصالحه آمادهست
اما اونا باید منطقی باشن
راه خروج از تلهی بدهی با وجود اون امکانپذیر نیست
الو؟
پلیس. بدشانسی. منم همینطور. پاتریک اشتاین
دیگه اتاقی بهم نرسید. کارت شناسایی؟
جیب عقب سمت راست. (ناله میکند.)
ببخشید. هیچ پلیسی رو نمیشناسم که اینقدر بد بجنگه
من تواناییهای دیگهای دارم. ممم. مارکوس باخ، بازرس ارشد
پلیس گورلیتز
به مارکوس بگو. از این رفتار خوشم نمیاد
فردا باید زود بیدار بشیم. یه چیزی میخوریم و میخوابیم
همین الان دلم برات تنگ شده. منم همینطور. خیلی زیاد
لعنتی
اوضاع کوچولو توی شکمت چطوره؟ تا اینجا که خوبه
دکتر چی میگه؟ امروز چکآپ پیشگیرانه بود. اگه اونجا بودی، میفهمیدی
منم از این وضعیت خوشم نمیاد. فقط بگو نه
اون رئیس پلیسه
نیم ساعت هم توی روستوک نبودم که منو فرستادن اینجا
توی این شهر نفرینشده. پاتریک، تو این قضیه رو خیلی شخصی گرفتی
تمام طبقه مدیریتی به نظر من فاسد میاد
باید استعفا بدم. خوب بخوابی. (پلیس) سلام
دوباره با همه درنیفت. برای زایمان اونجا خواهم بود، قول میدم
پاتریشیا بزرگتره. ۱۷ سالشه. نادین هم فکر کنم ۱۵ سالش باشه
۱۶. (باخ) بگو ببینم، ملی
تست الکل میگیری؟
خیلی ممنون. آخرین بار کجا دیده شدن؟
دم خروجی. پدرشون اون طرف نایسه قایقرانه
شما خارج از لویتز زندگی میکنید و اونا داشتن از شهربازی برمیگشتن خونه
یه همسایه دیده که حدود نیمهشب سوار یه ماشین شدن
اون آخرین کسی بود که دخترا رو دید. ماشین، چه برندی بود؟
احتمالاً فولکسواگن گلف
مدلش؟ نمیدونم
مطمئن نبود. چند وقت پیش بود؟
دو روز پیش
سوسیسهای خوشمزهایه. توی شهر قصابی هست؟
ممم. و سس خردل؟ - بواتزنر
غربیها نمیتونن. کلاً از پسش برنمیآرن
اولین باره که از خونه دور شدن؟ خب، اونا یه سابقهای دارن
اما همیشه قبل از ساعت یک خونه بودن. چه سابقهای؟
خب، یه تماس بگیرید. خودتون که میدونید
نه. برام توضیح بده
فقط خوشگذرونی رو دوست دارن. مگه شما دوست ندارید؟
اونا هرزهان. همه اینجا اینو میدونن
هنوز مشروب هست؟
ده تای دیگه. برای هر دوتا
اینطوری نفرین نکن. خودت این بلا رو سر خودت آوردی
برای چند گرم کوکائین، برادرِ رئیس رو بازداشت نمیکنن
اینجا اوضاع اینطوریه؟ ظاهراً برای شما هم همینطوره
حق با توئه. آلمان شرقی پر از جنایتکارهای دولتیه
اما غرب با جنایت داره دولت خوبی میسازه. - درسته
شما غربیها با اون پولهای کثیف، زمینهای ما آسیهای نادون رو میخرید
حداقل جاسوسی تموم شده. آره، به خواب دیدنت ادامه بده
در هر صورت، انگار پاداش من اینه که با تو تحقیق کنم
توی این مناظر شکوفا. برای بازسازی شرق اشتیاقی نداری؟
البته که دارم. عالی میشه. «آلمان، میهن متحد.»
بدبینیت تو رو به اینجا کشونده، نه؟ این برای من تنبیه نیست
من یه کمیسر عالی غربی نیستم که بخواد نقش قهرمان رو بازی کنه
نه، تو ترجیح میدی توی بارها ول بگردی و اونطور که شنیدم پول فاحشهها رو بالا بکشی
دیگه چی درباره من شنیدی؟
همین کافیه
تو نه بلدی بجنگی، نه بلدی تیراندازی کنی
من شراب رو با دو تا فنجون برمیدارم، لطفاً
فقط یه لیوان
بقیهش مال خودت. شب بخیر
شب بخیر. من کنار پنجره میخوابم. - باشه
کشیش
اوه، زیگی اونا اون پشت چی میخورن؟
ودکا. من مهمون میکنم
کافیه؟
پس به حساب من
ساعت چنده
دیره. بلند شو
ماشینت رو از باتلاق درآوردم که بره. الان توی تعمیرگاهه
فردا میتونی بگیریش. به ما یه ماشین امانت دادن
دوستان و همشهریان، همگی فردا به کارخونه بیایید
و از اعتصاب ما برای امنیت شغلی و دستمزد منصفانه حمایت کنید
سقوط کارخونه یعنی سقوط لویتز
شنیدم که دخترا میخواستن از اینجا برن
از کی شنیدی؟ مردم حرف زیاد میزنن
وقتی مست هستن
بله، اینجا
و کجا میخواستن برن؟ فقط میخواستن برن
اون دوتا ظاهراً با پدرشون خیلی بحث داشتن
هیس
کاترینا
کاترینا، برای آقایون دو تا آبجو بیار
عصر بخیر. روز بخیر
روز بخیر
اوه، این خوبه
خیلی ممنون. خواهش میکنم
اینجا چه بوی خوبی میاد؟ راگو فین
با سس ورچستر؟
بله، تازگیها مدل واقعیش هم برای خرید اومده
چی میخواید بدونید؟ اتاق دخترا کجاست؟
اجازه هست؟
هیچ ایدهای دارید که کجا ممکنه رفته باشن؟
مشکلی پیش اومده بود؟
میدونید چیزی گم شده یا نه؟ یه دفترچه پسانداز که مال دخترا بود
لباس
میدونید چرا میخواستن برن؟
دخترای من نمیخواستن برن. (باخ) هوم
دختراتون تهدید شده بودن؟
ماشین نوئه؟ (پدر) دستدوم خریدم
از اون ترابی قدیمی خسته شدی، نه؟ من اصلاً ماشین نداشتم
سال توی نوبت بودم. اینجا چی میخواید؟ ۱۵
میخوایم دختراتون رو پیدا کنیم. که چی
هیچکس به فکر دخترای من نیست
بیا. اینو از توی اجاق درآوردم
اگه بفهمه، دخترامون رو میکشه
اون به خاطر شما خیلی شرمنده است
تنها سفر میکردن یا با کسی؟
هوم؟
دوستاتون ناپدید شدن. براتون مهم نیست؟
حالا دهنت رو باز کن
وگرنه میتونی توی بازداشتگاه فکر کنی که چیزی یادت میاد یا نه، خب
خواهرا تنها بودن؟
بله
باهاشون حرف زدی؟ تو دور بودی
بعداً مدت کوتاهی با هم بودیم
توی ماشینبرقی. بعدش رفتیم خونه
دقیقاً میدونم که دم نیمهشب بود
کجا از هم جدا شدید؟ سر چهارراه در حومهی شهر
اونا باید یه کمی بیشتر از ما تا خونهی قایقرانی میرفتن
میدونی دوستپسری داشتن یا نه؟ (با تردید) نه
تو میخواستی از اینجا بری. کی نمیخواد؟
من نمیخوام برم. (دختر) تو خیلی احمقی
تو هم فقط حسودی میکنی
گفتی کجا میخوای بری؟ جایی که بهتر از اینجا باشه
دوستی رو میشناسی که گلف داشته باشه؟ آبیرنگ؟
شاید کورینا چیزی دیده باشه. اون پیرزن در حومهی شهر زندگی میکنه
چارلیِ خوشتیپ! شماها چتونه؟
دوستش اونجاست
میتونیم بریم؟
بله
چارلیِ خوشتیپ
پسرتونه؟ بله
چهار هفته بعد از سقوط دیوار، برای کار رفت مونیخ
و این؟ دخترم الوایرا
توی لایپزیگ درس میخونه. و اینم کوچکترینمه
دو ماه پیش برای کار رفت برلین
لطفاً دوباره بهم بگید چی دیدید
اونجا کنار تابلوی نام محل، اون متوقف شد
دیدید چند نفر توی ماشین بودن؟ - نه
دخترا رو مجبور کردن سوار بشن؟
فکر کنم راننده رو میشناختن
صدای خنده شنیدم. کی میخندید؟ راننده؟
یا دخترا؟
آره
اما راننده قطعاً مرد بود؟
چند تا طرح کشیدم
این یه گلف ۱ با چراغهای عقب مستطیلیه
این یه گلف ۲ با چراغهای عقب گرده
خب، من خیلی به این موضوع دقت نکردم
فکر کنم
۲ کدوم؟ گلف
اینا کی هستن؟ (کورینا) کارگرهای موقتی لهستانی
بچههای ما کار ندارن چون اونا با یکسوم قیمت کار میکنن
شاید بچههای شما دیگه نمیخوان چنین کارهایی انجام بدن؟
شما اون رو میشناسید. مطمئنم که اهل همینجاست
یا شاید کارگر فصلیه که هر سال میاد
یا کسیه که توی شهربازی کار میکنه
و مرتب اینجاست
پدر دخترا یه گلف ۲ مشکی داره
پشت خونه پارک شده. شبها مشکی به آبی میزنه
ذغالی و خاکستری هم رایج هستن
گوش کن. کسی هست که میخواد باهات حرف بزنه
آنژلیک روشنبینه. چیزها رو میبینه
وقتی میخوابه با مردهها حرف میزنه
بنشین
امشب با مادرِ مردهام حرف زدم
خدا بیامرزدش. اون، اون دو تا دختر رو دید
توی مزرعهای بین دالگو و لویتز
خانهی خدمه در تقاطع پریت
چی شده؟ (موسیقی تیره)
هیچی
(باخ) پاتریک، بیا اینجا
No comments yet. Be the first to leave one.