প্রথম 200টি লাইন।
با افتخار تقدیم میکند Thunder تیم ترجمه -
پس اون برادرت که تو حبسه حاملش کرده؟
ولی به قتل نرسوندتش
اطرافیان کارلا کلید این ماجران - ...کارلا -
اون دختر همون مارکویزه،نه؟ همونی که سینه هاش زده بیرون؟ *مارکویز: زنی از طبقه اشراف*
خودشه
اینم از منی که فکر میکردم مدرسه خسته کننده است
چپ
راست
چپ
چپ
ارواح عمت محکمتر بزن، سمو
باید بهش نزدیک شم
چطور میخوایی بهش نزدیک شی؟ بیا اینجا
خیلی وجه اشتراک ندارین
تازه اونم با افرادی مثل تو قاطی نمیشه
با کریشن که قاطی شد
آره، فقط هم بخاطر سکس،نه؟
فکر میکنی بهت علاقهمند میشه؟
منم مثل اون بورسیه تحصیلی دارم - آره -
مادر به خطا
کریشن میخواد بره تو شورتش تا به مغزش راه پیدا کنه
حتی اگه نمیبینیش دارم انگشت قدرت رو
بهت نشون میدم - به هرحال! چطور بهش نزدیک میشی؟ -
نمیدونم. یه فکری میکنم
نقشهت عالیه
...بگذریم، سمو
اگه فکر میکنی کریشن پاهاش رو با نزدیک شدن به او از دست داده
نباید محتاطانه عمل کنی؟
گمشدن چیزی توجهت رو جلب نکرد؟ تلفنش؟ کیف پولش؟ لباس هاش؟ « ۳۴ساعت بعد از ناپدید شدن »
« ۳۴ساعت بعد از ناپدید شدن »
هرگونه اطلاعاتی که بتونید بهمون بدید ارزش زیادی داره
تلفن و کیف پولش اینجا نیستن و لباس هاش... مطمین نیستم
همهی جین هاش مثل هم ان ...نمیدونم که گمشدن یا نه
خبر ندارم
بهم بگین پیداش میکنید این امکان نداره
ما هر کاری بتونیم میکنیم ولی واسه همینه که به همکاریت نیاز داریم
اخیراً متوجه نشدی که رفتار پسرت عجیب شده؟
یا اینکه داره کار غیرعادی ای میکنن؟
...خب
نمیدونم
صادقانه بگم... نمیدونم
من دو شیفت کار میکردم که بتونم پول وثیقه اون یکی پسرم رو بدم
و ساموئل رو به سختی میدیدم - و درمورد این چی میتونی بهم بگی؟ -
چرا پسرت اینهمه پول داره؟
پیلار؟ *پیلار: دختری جذاب*
وقتی یه نفر گم میشه هر ثانیه ارزش پیدا میکنه
هر ساعتی که میگذره احتمال پیدا شدنش رو کمتر میکنه. کمکمون کن
=≡ نــخــبــه ≡=-
ترجمه و زیرنویس: شاهرخ ♥ HellBoy ♥
اون ۳۹ هزار فالوور داشت
حاظر قسم بخورم فیک ان - چی داری بلغور میکنی؟ -
خدایا، کارلا، تو باغ نیستی اصلا؟ دختر جدیده رو می گم
مگه اینستا نمیری؟
با #لاس_انسیناس مطمین شده همه بفهمن
از امروز مدرسه رو شروع میکنه
من قطع میکنم حوصله این چیزا رو ندارم
زهره ترکم چرا میکنی؟ - بزار ببینم -
میخوایی اونو ببینی؟ - !نشونم بدش -
اینقدر علاقه به دیدنش داری؟ - از رقابتش میترسی؟ -
میخوام ببینمش؟ - الان میخوایی فالوو کنیش؟ -
هنوزم عصبیت میکنم؟
بابا
چطورین؟
نیازی به این ندارم
هنوز نمیتونین راه برید باید به حرف دکتر گوش کنیم
من خوبم
حالا که خونه ای همه چی بهتر شده
خیلی زود خوب میشی، میبینی همهمون بهت کمک میکنیم،نه؟
حتما
...مدرسه
به مدرسهت برس
چیزی نمیشه اگه یکم دیر برم
تو مهم تری بزار نشونت بدم چطوری اینجا رو مدیریت میکنیم
...برادرت
برادرت بهش رسیدگی میکنه. به مدرسهت برس
پدر، فقط میخوام کمک کنم - !لازم نیست -
آروم باش
گُزمان، وسایل مارینا اینجا چکار میکنه؟
قرار نبود بندازیشون دور؟ - میندازمشون. یکم بهم وقت بده -
باشه
یادت نره آیین عشای ربانی امروز ساعت ۷ شب برگذار میشه
به دوستات خبر دادی؟
تو مدرسه بهشون میگم
عزیزم، این مراسم برای ما خیلی مهمه
کمک میکنه یادش رو زنده نگه داری کمک هم میکنه که این چیزا رو پشت سر بزاریم
«این چیزا»؟
به کشته شدن خواهرم میگی «این چیزا» مامان؟
چطور میتونی اینقدر خون سرد باشی؟
...عزیزم
من پارهی تنم رو از دست دادم
درسته تغذیه میکنم و نفس میکشم
ولی مرده ای بیش نیستم
من هیچوقت نمیتونم فراموش کنم، هیچوقت
ولی تو باید فراموش کنی
مجبوری
مجبوری یه راهی برای فراموش کردنش پیدا کنی
چیزی شده؟
بابا، چرا تصمیم گرفتی پول کلینیک کریشن رو بدی؟
کار سخاوتمندانه ای بود
فک کردم برات ارزش داره واسه همین
پشت گوشم مخملی نیست
چه دلیل دیگه میتونم داشته باشم؟
همینجا پیاده میشم
تازه فالووم کرد
فکر کرد فالوو بک بهش میدم؟ فکر میکنه کیه؟
هنوز تو مدرسه جا نیفتاده ۷ تا !سلفی از خودش گذاشته. عجبا
میدونی چیه؟
منو یاد نسخه فلج تو از کریشن گری میندازه
جداً، لو؟ - آره -
میتونی یکم احساس همدلی داشته باشی
باشه بابا، فهمیدم یکم زوده که درباره او فلج آشغال جوک بگم
اسمش کریشن ه، باشه؟
!کریشن
!کریشن
اون هم تو رو فالوو کرده؟ - نه، از طرف مادر گُزمان ه -
درباره آیین عشای ربانی ماریناه
بنظر نمیاد دختر تخته کم داشته باشه
هیچ چیزی جذابتر از یه دختر درس خوان نیست
نمیخونه، پست میکنه
هرچی میخوایی بگو ولی دختر بد جور کفرت رو درآورده
و یهویی توجهت رو بخودش جلب کرده
مال خود باشه حالا یه هدف جدید پیدا کردی برو سربختش
سلام، صبحت بخیر - سلام -
به یه شرط باهات همنشین میشم
آخرش رو برام تعریف نکنی من تا وسط هاش خوندم
تو کتاب «جنس دوم» رو میخونی؟ *جنس دوم نام شناختهشدهترین اثر سیمون دو بووار*
خب راستش رو بخوایی من دوست دارم انجامش بدم *منظورش ایجاد رابطه جنسیه*
و اگه با یه طرفدار حقوق زنان باشه دیگه نور علا نور میشه
حتما. خودش دو امتیاز داره،نه؟
خوشبختم
هی - سلام عشقم، چطوری؟ -
خوبم
بهم درمورد آیین عشای ربانی نگفتی - از کجا باخبر شدی؟ -
مادرت برا همهمون یه پیام ارسال کرده
بر پدرش لعنت امیدوار واسه همه نفرستاده باشدش
گوش کن مسلئه این که نمیدونم از کی بپرسم
...و از اونجایی که تو دوستش ای
فکر میکنی گُزمان ناراحت بشه اگه من تو مراسم شرکت کنم؟
تو توی مراسم شرکت میکنی،نه؟
واقعا که شیفته خودت کردیش
شما کسایی هستین که بیشترین وقت رو با ساموئل میگذروندین «۳۶ ساعت بعد از گمشدن»
«۳۶ ساعت بعد از گمشدن»
همکلاسی هاش هستین، دوستاشین
کاملا مطمینم یکی از شما میدونه چه بلایی سرش اومده
و کار من اینکه بفهمم چه بلایی سرش اومده
ساموئل، یه سوال از بپرسم؟
حال پدر عمر چطوره؟
صبح رفتم در مغاز و عمر نزاشت برم تو
تو بیمارستان جلوی خونوادش بدجور گند زدم
من واقعا یه احمق بیشعورم، رفیق چکار کنم که منو ببخشه؟
بهش وقت بده
آندر! چرا داشتی باهاش حرف میزدی؟
دیروز منظورم رو واضح نرسوندم؟ - الان وقتش نیست، گزمان -
...حال و حوصله یاوهسراییت و
مشکلات مسخرهت رو ندارم - مشکلات مسخره»؟ مادر به خطا» -
گزمان... بخاطر خواهرت متاسفم
ولی هرچیزی یه حدی داری
دیگه بیخیال مراسم و وسواس به خرج دادن روی یه چیز تکراری بشو
با حرف زدن من با ساموئل نه به تو و نه به یادگتر خواهرت خیانت نمیشه
ما همهمون زندگی و مشکلات خودمون رو داریم
...اولاً
مراسم ایده مادرم بود، باشه؟
اگه تو نمیتونی بخاطر زندگی و مشکلاتت بیایی
پس نیایی بهتره
من حس نمیکنم کلا حضورت لازم باشه
تو به مراسم میری؟
نمیدونم پولو، نمیدونم
فقط کاش تموم بشه سه روز چشم رو هم نزاشتم
چرا؟
چرا؟
واقعا فکر میکنی تصادف کریشن اتفاقی بوده؟
نمیتونم بفهمم چطور میتونی اینقدر آروم باشی
خودت بودی که بهم گفتی آرامشم رو هیچوقت از دست ندم
خب، گمونم دارم آرامشم رو از دست میدم
قبل از این که دیوونه شم باید با یکی حرف بزنم
بعدا بریم یه نوشیدنی بزنیم به بدن؟
حالا که کریشن رفته میخوایی یه نوشیدنی باهام بخوری
بیخیالش. اهمیتی نداره
حالا شماره محصولی که میخوام رو وارد کنم، درسته؟
عالیه
باورتون نمیشه اما این اولین بارمه که دارم از یکی از اینا استفاده میکنم
شوخی میکنی؟ مگه تو مدرسه قبلیت از اینا نداشتن؟
چهار سالی میشه پام رو تو مدرسه نزاشتم
از اینکه برگشتم هیجان زده ام، خیلی مثل مدرسه میمونه میدونید که چی میگم؟
پس چهار ساله تحصیل نکردی؟
مردود شدی - نه، تو خونه درس خوندم، تحصیل خانگی -
اونم با معلم خصوصی این چیزا
بد ترین چیز همیشه در سفر بودن همینه
خوشحالم برگشتم مدرسه دلم برای این چیزا تنگ شده بود
دلم واسه این تنگ نشده بود
چهل و پنج، درسته؟
واقعا از اون چیپس ها میخوایی؟
اگه یه چیزی با اونه همه کالری میخوایی حداقل یه چیزی که ارزش داره رو امتحان کن
خب، حق با اونه
مرسی، دخترا و ممنون از برخورد خوبت، بدرود
عکس های خونهش رو دیدی؟ - چی؟ -
خونهش خیلی باحاله
تنها هم زندگی میکنه، بدون هیچ والدینی
تنها؟ باور نکردنیه
No comments yet. Be the first to leave one.