প্রথম 200টি লাইন।
نیل دِباک ویزل: جهان هستی
گسترهی وسیعی از فضا و ماده
شامل هر چیزی که میبینیم و هر چیزی که میدونیم میشه
از آغاز زمان
همیشه برامون سوال بوده که چطوری به وجود اومده
یه نقشهی باشکوه و حسابشده؟
یه سری اتفاقات تصادفی؟
یا یه چیز خیلی خیلی احمقانهتر؟
آها
اییی
یه روز قشنگ اینجا روی یخهاست
جایی که پدر و دختر با هم روبرو میشن
در جستجوی قهرمانی توی هاکی
رقابت بین پیچز و مانیه
ماموت در مقابل ماموت
تن به تن. میما می مو-ما
ماما مِی می-می
میشه شما دوتا تمومش کنین؟
باشه بابا. بداخلاق
ماموتِ آتشین داره حمله میکنه
تا حالا بازیکنی به این سرسختی و باوقاری نبوده
و اینقدر تشنهی گل زدن
گول میزنه به راست، گول میزنه به چپ
الکی ادای اونایی رو درمیاره که بلدن بازی کنن
ها؟ چی شده؟
چیزی گم کردی؟
هی، این چه بوی گندی بود؟ بوی مانیه
هی، هی. مانیه
ووو! بو میدی
خب، پشمالو. ببینم چی تو چنته داری
خودت خواستی
یس! باز هم پیروز میدان
اوه، برو بابا. باهات راه اومدم
به این میگن پدریِ خوب
آره، جون خودت. قبول کن دیگه
الان دیگه من حاکمِ یخم
اوه، چه زبونی میریزه وروجک
خیلی خب، نظرت چیه هر کی دو از سه شد؟
ایول! آره! تاچداون
صبر کن، نه، این درست نیست. تاچداون نه. چی بود؟
آها، هول-این-وان! ووو
جولیان! واو
آخ! ببخشید
عزیزم، گل زدم! دیدی؟
آره! عالی بودی. واو! واو
مواظب باش
اوه، یخ واقعاً یخی و لیزه
یه جورایی یخیِ سایز بزرگ با ارزش اضافهست
ولی دارم بهتر میشم، مگه نه؟
واو
خیلی خب، بعداً... بازی میکنیم
پس دوباره حسابی شکستت داد، نه؟
اونم با هیکلی به اون بزرگی
واقعاً شکستِ سنگینی بود
هیچکس شکست نخورده. اصلاً شکستی در کار نبود
فقط یه پدرِ مهربونه که
داره چندتا استراتژی رو با تنها دخترش در میون میذاره
نمیدانستم "گند زدن" هم یه جور استراتژیه
خب، نوبت ماست
بیاین بهشون نشون بدیم دنیا دست کیه
داری شکست میخوری، مگه نه؟
واو! واو! واو
تا-تا-دا-دا
برای شما، مادرزنِ آیندهی عزیزم
گلهای آلاله
نور خورشیدِ طبیعت
مگه خودِ نور خورشید، نور خورشیدِ طبیعت نیست؟
آو! ممنونم جولیان
خیلی وقت بود کسی بهم گل نداده بود
ولی تو داری با دخترمون ازدواج میکنی
لازم نیست مدام برامون کادو بیاری
ولی این کار خوشحالم میکنه
و برای شما، مرادِ من، کوهِ صبرِ من، ماموتِ اصلیِ من
به تو، بزرگترین هدیه رو میدم
صبر کن. داری چیکار میکنی؟
بیا دیگه، بابا-داداش. بیا بغلم
اوه
میتونم تپش قلبت رو حس کنم
بسیار خب. دیگه کافیه
بهتره بهش عادت کنی
قراره درست دیوار به دیوار ما زندگی کنن
بیا جولیان. بریم؟
راستی، مگه قرار نبود توی اون قضیه کمکم کنی؟
اوه! آره. همون قضیه
باید انجامش بدیم
منم میتونم کمک کنم
نه
یه کارِ دخترونهست
هی! چرا نمیری یه کارِ مردونه انجام بدی؟
میدونی، اصلاً
به اندازهی کافی با دوستات وقت نمیگذرونی
نمیگذرونم؟ بعداً میبینمتون
در این روز خاص
اِم... باشه
خب، هنوز تصمیممون رو بهشون گفتی؟
نه. منتظر یه موقعیتِ مناسبم
بیا دیگه، رومئو. با من قدم بزن
میخوام برم بیرون اومدنِ چندتا پروانه از پیلهشون رو تماشا کنم
واو! واقعاً؟ نه بابا
خداحافظ عزیزم
آخی! یادمه من و مانی هم قدیما همینطوری بودیم
من که نه! عاشقشون شو و بعد ترکشون کن
و نصفِ دار و ندارشون رو هم بالا بکش
این شعارِ منه
عشقِ من، خیلی از خانومها سعی کردن و شکست خوردن
تا بتونن به زینِ "سیدِ سیلمی" لجام بزنن
ولی من میخوام همه چیزم رو با تو شریک بشم
تو نسیمی هستی که لای کَکهای من میوزه
جلبکِ چشمِ منی
شریکِ زندگیِ من میشی؟
سیدنی؟ اِمم؟
سیدنی، کجایی؟
فرانسین
باید بپرسم
آخ
باید یه چیزی ازت بپرسم
آیا با من
سید، همینجا متوقفت میکنم
دارم باهات به هم میزنم
چی؟ ولی من واسه کلِ آیندهمون برنامه ریخته بودم
عروسیمون
بچههامون
مامانی
قبرهای دونفرهمون
چطوری؟
حتی یه گروه موسیقی هم استخدام کردم
هی
نه، نه. هنوز نه
دیوونه شدی؟ ما کلاً یه بار با هم رفتیم بیرون
اونم کلاً ۱۴ دقیقه طول کشید
آره، ولی انگار ۲۰ دقیقه گذشت
اَه
نمیتونم! انگشتر؟
منظورم اینه که از انگشتر خوشم میاد، ولی نه
نمیتونم. تو خیلی بچسبی
کجای این بچسبیه؟
در ضمن
اصلاً شبیه عکسِ پروفایلت نیستی
فرانسین، باید بری با یکی خارج از گونهی خودت قرار بذاری
فرانی، میتونیم حلش کنیم. به خاطر اون بیکینیه؟ آخ
نمیدونستم اون پیچکِ سمیه
اوه! اوه-اوه
فرانی. فرانی، کمک
یکی کمک کنه
چشمامه که درد میکنه
یا روحم؟
آخ
قطعاً چشمامه
آخ، امان از دستِ زنها
آره، زنها
مگه چشونه؟
درکشون نمیکنم
مثلاً اِلی. زندگی باهاش عالیه
هیچ سورپرایزی در کار نیست. هیچچی هیچوقت عوض نمیشه
ولی امروز، یهو خندید
شیرا هم تا حالا همینطوری الکی خندیده؟
خواهش میکنم منو نخور
اِم... شیرا اهلِ خندههای الکی نیست
خب، اِلی خندید
و بعد خودش رو لوس کرد
"تی هی هی هی." بوووم
دیگه هیچوقت اون کار رو نکن
اصلاً نمیفهمم چرا اینقدر عجیب رفتار میکنه
زنها
زنها. زنها
الو؟
و حالا که حرف از چیزهای عجیب شد
کسی اونجا نیست؟ اوه
مارکو؟ پولو؟
اوه، سلام مانی
ایول! دهنت خیلی بو میده
چه اتفاقی برات افتاده؟
اوه، هیچی. همه چی عالیه
معرکه. ردیفِ ردیف
خب، بذار حدس بزنم. دَکِت کرد، نه؟
آخه من چه مرگمه؟
همه واسه خودشون یکی رو دارن
و تمامِ چیزی که من دارم، جذابیتِ پسرونهمه
و این گروهِ نوازندهی ماریاچی
اوه! چقدر میخواره
بیا بریم. باید تمیزت کنیم
آااا
واو
تمام چیزی که میخواستم یه عشقِ واقعی بود
آیا این انتظارِ زیادیه؟
چرا اینقدر ساکته؟
چون دنیا داره برای شکستِ من عزاداری میکنه
اِلی؟
پیچز؟
همه کجا رفتن؟
سورپرایز
اِ... ها؟
تا-دا
سالگردِ ازدواجمون مبارک، عزیزم
سالگرد؟
اوه، نه. پس قضیه این بود
خیلی خب! حالا نوبت توئه، بابا-داداش
آره! میخوایم ببینیم برای اِلی چیکار کردی
مانی
مانی! مانی! مانی
No comments yet. Be the first to leave one.