প্রথম 200টি লাইন।
!دیوانه کننده ست
فکر میکنی این خنده داره؟
اره.مگه بهتون نگفتم که من از فیلم ترسناک خوشم میاد؟
وای
خاموشش کن.نمیتونم تحمل کنم
باشه.منم خوشم نمیاد
اشکالی نداره
منم وقتی مست میکنم و ازخود بی خود میشم همینجوری رفتار میکنم
فکر میکنی این قابل قیاس با اونه؟
شبیه دیگه
یه راهی هست
پسرم الان برات یکم سیب زمینی خوشمزه میپزم
باشه مامان
صبر کن ببینم،ماهی تابه ها کجان؟
لگن های شست و شوم نیست
خاله همه اش رو با خودش برد
چرا؟- گونگ سون جی-
...اگه گیرم بیافتی میزنم لهت میکنم
...بابا،چرا همه اینها
چیه؟- باز چی شده؟-
اونا دارن خیلی خوب رشد میکنن
...قبلا- وای-
به اندازه کافی خوب نیست
تو با اینا زدی پس کله من؟
استفاده از اینا خیلی بی رحمانه نیست؟
...ولی هرچی ام باشه این
تو نمیتونی برای من از این استفاده کنی
من که موشی چیزی نیستم
همه اینا برای جلوگیری از ایجاد فاجعه ست
...برای آرامش گانگریم و
و برای خود شما
این چیه؟چرا انقدر سنگینه؟
برای پرتاب وزنه ازش استفاده میکردم
اینکارو میکردم
بعدم اینجوری.نظرتون چیه؟
عمو- عمو-
!این کارو نکن
اشتهام رو از بین میبره.این کارو نکن
نگاه به این میتونه کمک کنه غریزتون رو کنترل کنید
...پس این
و این
کدوم رو ترجیح میدین؟
هردوشون آسیب زیادی میزنن
اما بهتره چیزی که بیشتر ترجیح میدین رو انتخاب کنیم
هردوشون با یه ضربه ناکارتون میکنه
داری از اینکار لذت میبری نه؟
از این استفاده کن
ماهی تابه توهین آمیزه
قبوله
یعنی این کارِ درستیه؟
اگه میخواین به پشت سرتون ضربه وارد نشه
سعی کنید سیرابی و مرغ بخورید
اگه معده تون همیشه یه جورایی پرباشه
به نظر میرسه که کمتر به خوردن انسان ها اشتها دارین
برو جواب بده- من؟-
پس چی من برم؟
من میرم
سلام،آژانس کاراگاه کیم مویونگ بفرمایید
آقایِ کیم؟
یه لحظه
سلام،کیم مویونگ هستم
حرف بزن
چطور؟صدا نمیاد؟
نه هیچکس حرف نمیزنه
الو؟
قطع کرد
باید یه مدت تعطیل کنید
حتی اگه بتونیم اشتهاتون رو با ماهی تابه کنترل کنیم
...بازم به نظرم بهتره وقتی
یه راه حل قطعی پیدا کردیم،دوباره دفتر رو باز کنیم
پس باید قبلش یه کاری بکنم
تو باید بهم کمک کنی
،تنها انسانی که میتونم بهش اعتماد کنم
تویی
،خب،حالا که شما انقدر صادقانه و صمیمانه
و از صمیم قلب به کمکم احتیاج دارین
من درخواستتون رو زمین نمیذارم
حالا چی میخواین؟
کیم مویونگ
،به لطف اون من گذشته ام
و شخصی که منُ کشته پیدا کردم
فکر میکنم الان دیگه نوبت منه که لطف اونُ جبران کنم
کیم مویونگ،32 ساله
...تنها عضو خانواده اش،پدرش بوده که
دو سال پیش فوت کرده
،فکر میکنم اون رفته بوده سرقبر پدرش
که به قتل رسیده
برای همینم هیچ عضو خانواده ای نیومد اینجا سربزنه
دیگه چی؟
...من اینو
وقتی داشتم دفتر رو تمیز میکردم پیدا کردم
...یک رسیده
از یک آرایشگاه
که این طور
همین دیگه
همین بود؟
،شما خیلی وقته اینجایین
و فقط همینو به دست آوردین؟
برای همینم از تو کمک خواستم
...خدای من
جاجانگمیونگ با کیمچی عالی میشه
این کیمچی با فلفل چیلی چونگ یانگ درست شده
مزه اش فوق العاده ست
تو دیگه برای خودت یه کره ای اصیل شدی
فقط اگه بی خیال خوردن جاجانگمیونگ با ترشی تربچه بشی
...به هرحال
به آژانس پادشاه جهان خوش آمدین
قربان چی باعث شده که به اینجا بیاین؟
مشتاق دیدار سونگ روک
بله قربان
اون کیه؟
اوه سلام کن،ایشون فردی هستن که من خیلی تحسینشون میکنم
سلام
شنیدم که با یک مرد جوون و کیوت کار میکنی
اون مرد استعفا داد؟
اون خودشه
حتما خیلی پول درمیاری که اینجوری غذا میخوری
ما به زور خرجمون رو درمیاریم
...نمیدونید من چقدر ناراحت شدم
وقتی شنیدم شما رفتین زندان
نمیتونستم بخوابم
اگه میدونستم به اینجا سرمیزنید
توفو مورد علاقتون رو سفارش میدادم
بفرمایید یکم جاجانگمیونگ بخورید
چکار میکنه؟- چمیدونم-
!میکشمت
سونگ روک
بله قربان
اون احمق کیه؟
کیم مویونگ؟
اون فقط یک کاراگاه خصوصی ساده در گانگریمه
نه بیشتر و نه کمتر
کیم مویونگ خیلی رویِ من حساب میکنه و بهم تکیه میکنه
اما من فقط به چشم یک کاراگاه مبتدی نگاه میکنم
کیم مویونگ؟
بله قربان
جسارت نباشه ولی میشه بگین چرا درموردش پرسیدین؟
...یه نفر تو زندان اسمشو آورد
و من میخواستم بدونم که اون کیه
واو،شایعات تا اونجا هم رسیده
واقعا جالبه
سونگ روک- بله قربان-
ازت میخوام یه کاری برام بکنی
حتما
میخواین براتون چکار کنم؟
همینجاست
این آخرین جایِ که کیم مویونگ یک هفته قبل از کشته شدنش به اونجا رفته
بیاین بریم داخل بررسی کنیم
صبرکنید.به اندازه کافی غذا خوردین؟
نگران نباش
تا خرخره خوردم
...چرا اون میخواد
ما کیم مویونگ رو تعقیب کنیم؟
حتما یه نقشه بزرگ داره
داری یه کاریو بدون که اینکه دلیلش رو بدونی انجام میدی؟
یعنی اون یارو انقدر برات مهمه؟
!اون ناجی منه
تنها خانواده ای که دارم
کوت سون
عشق عزیزم کوت سون
تا وقتی از پل رنگین کمان عبور کرد با من بود
...اون تمام تلاشش رو
برای نجات اون کرد
داری گریه میکنی؟
نه
من لی سونگ روکم،هیچوقت گریه نمیکنم
مزخرف نگو
الان میریم به سمت شمال
قسمت نوزدهم:کاراگاه زامبی "راز تولد او" -♥ @sunflowermag♥- مترجم:فرزانه
یادت باشه
یک کاراگاه هیچوقت نباید بذاره بقیه بفهمن اون داره چکار میکنه
فکر نمیکنی همین الانشم خیلی تابلوئیم؟
حرکت کن
بیا امروز بریم سالن بازی
اون چیه؟
امکان نداره.جعبه داره همینجوری حرکت میکنه
اونا هیولان
لعنتی
ما رو دیدن
مبارزه با هیولا
زود گمشید
بچه ها ما سرماموریتیم
بریم یه جایِ دیگه بازی کنید
لعنتی
با هیولا مبارزه کنیم- اره-
بگیر که اومد
خودشه
اونُ یادتونه؟- معلومه که یادمه-
اون مجبورم کرد بجایِ موهاش،ریش هاشو کوتاه کنم
شما فقط ریش هاشو اصلاح کردین؟اون موقع متوجه چیز عجیبی نشدین؟
اره اون درمورد دکتر اوه سوال کرد
دکتر اوه؟
همون دکتری که اونور خیابون یک دامپزشکی داره؟
پارسال من چو رونگم رو از دست دادم
...دکتر اوه
انسان نیست
اون یه فرشته ست
اون به همه حیوون هایِ بی سرپرست پناه میداد
مگه نگفتن که دکتر اوه دستگیر شده؟
من شنیدم اون یه چیزی رو تو کوهستان رها کرده
No comments yet. Be the first to leave one.