Masters of the Air

Masters of the Air

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

সিজন 1

রিলিজ তথ্য

Masters of the Air S01E06 Part Six 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 Atmos DV HDR H 265-FLUX
ভাষ্য লিখেছেন MichaelJon

ট্যাগ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
HD
1080
720p
720
webrip
BRip
x265
x264
HEVC
XviD
প্রকাশিত: 2024-02-23
ডাউনলোড: 85
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

« وست‌فالیا، آلمان »

هانز

!آمریکایی

!آمریکایی - !آمریکایی -

!آمریکایی

!آمریکایی

تفنگ داره

!آمریکایی

...یه آمریکایی اینجاست. تفنگ داره

برید تو و زنگ بزنید پلیس

!برید، برید، برید

!آمریکایی

نمی‌خوایم بکُشیمت

نمی‌خوایم بکُشیمت

آمریکایی؟

برای تو، جنگ دیگه تموم شده

‫‫« ترجمه و زیرنویس از علی محمدخانی و iredprincess » ‫ .:: AliMK_Sub & iredsub ::.

« قسمت ششم »

،وقتی یه هواپیما سقوط می‌کرد خدمه‌اش ناپدید می‌شدن

همش چهار ماه تو «تروپ ابوتز» بودیم و

۳۲تا از ۳۵تا گروهان از بین رفته بودن

در مورد مفقودین صحبت نمی‌کردیم

اونایی که همچنان در مأموریت‌ها شرکت می‌کردن

مجبور بودن ارواح‌شون رو نادیده بگیرن

چندتاشون داشتن به مرز فروپاشی می‌رسیدن

به چشم خودشون شاهد سقوط تعداد زیادی هواپیما و مرگ خیلی از دوستاشون بودن

.بعضی‌هاشون مشروب می‌خوردن .بعضی‌ها دعوا می‌کردن. بعضی‌ها می‌خوابیدن

،اگه فرصتی برای فراموشی نصیبت میشد ازش استفاده می‌کردی

من؟ داشتم می‌رفتم دانشگاه آکسفورد

مرگ بابلز بدجوری بهم ضربه زد و

سرهنگ هاردینگ با خودش گفته خوبه که توی یه همایش بین کشورهای متفقین

نمایندۀ گُردان ۱۰۰اُم باشم

،واسه همین اسمم رو نوشت منم با کمال میل قبول کردم

تابحال آکسفورد بودید، سروان؟ - نه، ولی خوشحالم که اینجام -

خب، شاید توی این سفر خیلی وقت نکنید که جاهای خوبش رو ببینید

با این همه سخنرانی و ،برنامه‌های اجتماعی که ترتیب دادن

شاید حتی وقت نکنید پاتون رو از اینجا بذارید بیرون

از این طرف لطفاً

تقریباً از تمام کشورهای متفقین یه نماینده اومده

قطعاً با آدم‌های فوق‌العاده‌ای آشنا میشی

.دو روز پیش براتون رسید .امیدوارم چیز مهمی نباشه

زنمـه

تصور یه هفته بدون نامه نوشتن براش سخت بود

چقدر بهتون محبت دارن

زیردست الف.میم. وِسگیت هنوز نرسیده؟ هم‌اتاقیم؟

.فکر نمی‌کنم تا فردا برسن .و بهشون میگیم افسر جزء

افسر جزو - افسر جزء -

صحیح. خب، جیمز، ممنون اینجا رو نشونم دادی

.البته. شب خوبی داشته باشید، قربان .از همایش لذت ببرید

افسر جزء

افسران جزء

« پ.ن: از طرف من به بابلز سلام برسون »

مونستر فقط سومین مأموریت «رُزی» بود ولی

اینقدر وحشتناک بود که سرهنگ هاردینگ

دستور داد ستوان رُزنتال و خدمه‌اش

یه هفته برای استراحت و تفریح برن یجایی که ما بهش می‌گفتیم خونۀ ضدهوایی

اسب هم دارن

تو اسب‌سواری می‌کنی، رُزی؟

یهودی‌های اهل بروکلین اسب‌سواری نمی‌کنن

پشمام

صبح بخیر. سلام - خانم‌ها. خانم -

سلام - مراقب باشید. سواره نظام اومد -

به خانۀ «کوم» خوش اومدید

هر ورزش و فعالیتی که بخواید اینجا محیّاست

،تنیس، دوچرخه سواری، والیبال کروکت، سواری با سگ‌های شکاری

،و اگه بارون بیاد، چون اینجا انگلیسـه

توی سالن بیلیارد، ورق بازی، شطرنج و بدمینتون داریم

تنها دستورتون اینجا اینه که استراحت کنید

مایکل، میشه این آقایون رو به اتاق‌هاشون راهنمایی کنی؟

البته، خانم

از این طرف، آقایون

فرانسی؟

چقدر لازمه اینجا بمونم؟

متأسفانه اینش دست من نیست، رابرت

واقعاً میگم، دست فرمانده‌اتـه که تو رو فرستاده اینجا

ولی می‌تونی در موردش با دکتر هیوستون صحبت کنی

اینجا آب گرم و حموم داریم

توصیه می‌کنم تا می‌تونی استفاده کنی

تو از کجایی؟

گُردان ۳۸۱اُم. با هم یه جا بودیم

تو چی؟

گُردان ۱۰۰ام

اگه فرصتی گیرمون بیاد، فکر می‌کنی بتونی با اون پا بدویی؟

گمون نکنم

فکر می‌کنید کار افراد خودمونـه؟

.ظاهراً اتفاق افتاده دیگه .حتماً نیروی هوایی سلطنتی بوده

لعنتی. انگلیسی‌ها یه بارم که شده واقعاً یه جایی رو زدن

خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب

اینجا چه خبره؟

اونا چرا اینجان؟

آمریکایی‌ها

!خلبان‌های تروریست

!آمریکایی‌های لعنتی

!حروم‌زاده‌ها

چیزی نیست، چیزی نیست

!نگهبان‌ها! برید عقب

خونسرد باش

!هی، چرا ازشون محافظت می‌کنید؟ چیکار می‌کنید؟

!بذارید خودشون از خودشون دفاع کنن - !نگهبان‌ها! نگهبان‌ها -

!هی

دکتر هیوستون؟

میشه بیام داخل؟

بله، بیا تو، بیا تو

رابرت رُزنتال هستم - بله -

دیشب چطور خوابیدی؟ - خوب -

سازگاری با اینجا ممکنه یکم عجیب باشه

برای خیلی‌ها یکی دو روز طول می‌کشه

خب، راستش می‌خواستم در مورد همین باهاتون صحبت کنم

فکر نمی‌کنم این محیط بهم کمکی بکنه

دوست دارم برگردم پایگاه

فکر می‌کنی فرمانده‌ات چرا فرستادتت اینجا؟

به شما چی گفته؟

نه، می‌خوام بدونم خودت چی فکر می‌کنی

یه مأموریت داشتیم تو مونستر

مأموریت سختی بود، ولی من خوبم

سه‌تا مأموریت تو سه روزِ اولت

‫۱۲۰ نفر تو یه بعدازظهر کُشته شدن

و منم جزوشون نبودم. من خوبم

این سومین باره که داری از کلمۀ «خوب» استفاده می‌کنی

قرار نیست بذاری برم، مگه نه؟

معلومه که می‌ذارم. پنج روز دیگه

ممنون، دکتر

...ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد»

ملکوت تو بیاید

اراده تو چنان‌که در آسمان است

«بر زمین نیز کرده شود

دنبال یه جا می‌گردم این سگ‌ها رو دفن کنم

...و ما را در آزمایش میاور»

«بلکه از شریر رهایی ده

یکی‌شون هنوز زنده‌ست

...ای پدر ما» - کارشو تموم کن -

...ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد»

«ملکوت تو بیاید

کلاوس. یه جا پیدا کردم

خوبه. دارم میام

شروع کن به کندن. کُمکم کن

هی، نگاه کن، یکی‌شون داره فرار می‌کنه

!بذار بره! زیاد دور نمیشه

آزادی فردی در برابر قدرتِ مستبدانۀ یک ظالم

این چیزیـه که مَگنا کارتا یا

منشور کبیرِ آزادی بر پایۀ اون نهادینه شده

با اینکه در ۱۲۱۵ تصویب شده، حتی امروز هم یک نماد مهم از آزادی محسوب میشه

البته، برای شما آمریکایی‌ها بیشتر از ۵۰۰ سال طول کشید تا

بنیان‌گذاران‌تون سندی مشابه این بنویسن

...و حالا در زمان جنگـه که می‌فهمیم

،آره، اگه ۵۰۰ سال تحت ظلم شاه شما نبودیم

می‌تونستیم زودتر بنویسیمش

باید در مطالعۀ ستیزهای گذشته و

راه‌حل‌هاشون دقت بسیار زیادی به خرج بدیم

.بد نیست یه آتیشی داشته باشی»

«اون بالا هوا سرد میشه

گمونم شما سروان کرازبی باشید - خدای من -

نگران نباشید. مردها رو با لباس‌های کمتر از شما زیاد دیدم، سروان

خانوادۀ بزرگ، خونۀ کوچیک، دَرهای کم

و شما؟

افسر جزء، وسگیت، هم‌اتاقی‌تون

یا خدا

توقع داشتید یه مرد باشم، مگه نه؟ - ...نه، توقع نداشتم... من... فقط -

.آره. همینطوره. شرمنده .توقع داشتم یه مرد باشی

سازمان محلیِ کمکی» ازمون می‌خواد تا» ،اسم زنونه‌مون رو مخفی کنیم

واسه همین بهتون گفتن الف.میم. وسگیت

...الف واسه الساندرا ...یا به اختصار ساندرا

و میم واسه اسم وسطمـه که با خودم به گور می‌برم

باید به مسئول امور مالی گزارش بدیم - خب، اگه شما مشکلی ندارید منم مشکلی ندارم -

می‌بینم که ازدواج کردید

امیدوارم زن‌تون بهتون یاد داده باشه که درپوش توالت رو ببندید

تو آینه، ادای تریسی رو در میاوردید یا گیبل؟

تریسی

فکر کردم گیبلـه

از سر راه برش دار

یالا. بلند شو

« دولاگ لوفت، اردوگاه اسیران جنگی »

« فرانکفورت، آلمان »

:وقتی داشتم می‌رفتم سربازه برگشت بهم گفت

می‌دونید، قربان، این آمریکایی‌های لعنتی» «سه‌تا مشکل اصلی دارن

بابت این طرز بیان عُذر می‌خوام

گفت: «زیادی سکس می‌کنن، زیاد پول می‌گیرن و «زیادی اینجان

سروان کرازبی

،از نظر آمریکایی‌ها ما انگلیسی‌ها چه مشکلی داریم؟

اشکالی نداره. یادم اومد

کمتر از حد سکس می‌کنیم، زیر خط فقریم و زیر آیزنهاور هستیم

شما آمریکایی‌ها یکمی شور و اشتیاق بیشتری نسبت به جنس مخالف از خودتون نشون میدید

جوون‌تر که بودیم، خوابِ کردنِ دخترایی از طبقۀ بالاتر رو هم نمی‌‌دیدیم

با کُلفَت‌ها و پیشخدمت‌ها عطش‌مون رو ارضا می‌کردیم

این آمریکایی‌ها پا میشن میان اینجا و دوشس‌ها رو به تخت خواب دعوت می‌کنن

اونم قبل از اینکه حتی به شام دعوت‌شون کنن

با کمال احترام مجبورم باهاتون مخالفت کنم

کلفت‌ها و پیشخدمت‌ها حس می‌کنن حق ندارن به کارفرماشون جواب منفی بدن، ولی

‫آمریکایی‌ها با صرف نظر از جایگاهشون، ‫خیلی پُشتکار دارن

و ببخشید که اینطور میگم، ولی عملاً هرچیزی که حرکت کنه رو می‌کنن

موضوع فقط رفتارتون با زن‌های انگلیسی نیست

،موضوع تُف کردن‌تون توی خیابونـه

،مست کردن‌هاتون دعواهایی که توی میخونه‌ها درست می‌کنید

شاید اگه صرفاً به سربازهاتون ،یکم نظم و انضباط یاد بدید

جوری رفتار نکنن که انگار اولین باره ،اومدن خارج از کشور

و دارن عشق و حال می‌کنن

،خب، با نهایت احترام، قربان

هر روز ممکنه آخرین فرصت‌شون برای عشق و حال باشه

،پس، وقتی قراره آخر هفته رو بهشون مرخصی بدم قبلش نمی‌شینم براشون سخنرانی کنم

،اونقدر مغرور نیستی که خلبان باشی ولی سروانی

More Farsi Persian subtitles for Masters of the Air

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left