Cabiria

Cabiria

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

রিলিজ তথ্য

Cabiria-1914---DVDRIP-=Giovanni Pastrone all fa
ভাষ্য লিখেছেন RAMINO
اصلاح رنگ زیرنویس،هماهنگ با نسخه ی مدیا سیتی instagram:cofe_30nama

ট্যাগ

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
প্রকাশিত: 2017-10-05
ডাউনলোড: 59
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 73টি লাইন।

محاصرۀ " گرند اُپرا " مرکز نمایش های آیینی از سوی رومیان باستان و پیروزی ایتالیا در جنگ لیبی (12-1911) انگیزه ای شد تا صنعت فیلم ایتالیا اقدام به گردآوری فیلم ها . و نمایشنامه های تاریخیِ پیش از جنگ جهانی نخست کند

" سقوط تروی " ، " آخرین روز پامپی " ، " نرو " و " کو وادیس " عناوینی حماسی هستند که در برابر اینان ، فیلم . کابیریا بیشترین نوآوری و موفقیت را دارا می باشد

" در 18 آپریل 1914 ، کابیریا ، جایگاه نخست جشنوارۀ " تورین . جاییکه شرکت های فیلمسازی ایتالیایی در آن قرار دارند ، بدست آورد به مدت یکماه در نیویورک نمایش اخصاصی داشت و مدت کوتاهی پس از آن در جایگاه بالایی از موفقیت قرار گرفت که اجازۀ . پخش نمایش قانونی در تئاتر " نیکر بوکر " را پیدا کرد

. توانمندی این فیلم در سرتاسر تاریخ سینما طنین انداخته است " گفته شده زمانی که وی کابیریا را دید ، " د . و . گریفیت چنان به تکاپو افتاد که با ناشکیبایی تولید فیلم . مادر و قانون " را بپایان رساند "

همین ، خبری دست اول بود برای روزنامۀ نیویورک تایمز : که در معدود بازنگریهایش در این دوره ، اذعان کند " فیلمسازی فتودراما ، تأثیرگذارترین فیلم را داشته "

امروز ، " کابیریا " به نقد چاپلوسی می پردازد . در نگاهی متحیرکننده ، این فیلم سرشار از سردرگمی آشکار است شگفت آنجاست که رنگ آمیزی بهمراه ظرافت در هماهنگی ... لباس های خاص آن دوره ، الهام بخش آن شده است که

مقاله ای از توانمندی تجربیات " پـَسترون " در نورپردازی و حرکت دوربین ، که این . قاطعیت در پیش پرده احساس میشود ، نوشته شود کــوین توماس روزنامۀ لس آنجاس تایمز

تنوع های خارق العاده در سکانس " مولوک " بسادگی در فیلم هایی حماسی مانند ، شهر بزرگ ساختۀ " فریتز لانگ " و . کشتی نوح ساختۀ " مایکل کروتیز " ، دیده میشود " فلینی " با عنوان بندی کردن یکی از شاهکارهای " پـَسترون " . بنام " شب کابیریا " احترام خود را به وی نشان میدهد

نمایش دیدنی " جیووانی پـسترون " یکی از تأثیرگذارترین فیلم ها در چندین دهه بود . آن در ارزیابی عمومی . نمونۀ خیلی کوتاه شده ای شناخته شده بود

شرکت " کینو " با بهره گیری از شیوۀ چاپ 35 میلیمتری . فیلم را ویرایش کرده است این فیلم در اندازه و سرعت مناسبی که . در دسترس میباشد ، تقدیم میگردد

" نوشته های متن فیلم توسط پروفسورها " چارلز و " میـرِلا جونا اَفرون " ترجمه شده است ، با تحقیق و بیشترین مسؤولیت پذیری را در زنده کردن کابیریا " در امریکا داشتند " صدا گذاری بر اساس نمونۀ اصلی ، توسط . جاکـِس گوتیر " انجام شده است "

کــابـیــــــریــا

نویسنده ، تهیه کننده و کارگردان جیووانی پـســترونه

کــابـیــــــریــا

بـخـــش نخست

. اکنون شامگاه است. چوپانان ترانه هایشان را سروده اند الهۀ آواز الهام بخش بوی خوش شانه های کندوی . عسل گشته که ازاَشکال نابرابر برمیخیزد باتو " از سَرِ ، زمینهایش بسوی شهر بازمیگردد" و به باغ خویش در "کاتانا " که چشم اندازی . روبه " اِتـنـا " دارد ، میرود

کابیریای کوچک ، دختریست که " باتو " عاشقش میباشد نام او یادآور روح پشتکاریست و " هِـستـیا " از سر مهربانی . به وی لبخند میزند . او مشغول بازی با پرستارش " کروئـسا " ست

قهرمان سینه ستبر " تیفون " ، که برفراز ستون های آسمانی . آرمیده است ، بناگاه غرش میکند و آرامش شامگاه را برهم میزند آیا رودهای آتش بار دیگر به جریان خواهند افتاد ؟ " اوه " اِتـنــا ، اِتـنــا

ای الهۀ عصای سلطنتی ، ای آنکه تخت پاشاهی خویش را در ژرفای آسمان جای دادی ، ای آنکه ریشه های زمین را برهم گره زدی ای آنکه دختر " دیمیتر " را از چمنزار " سیسیلی " اش ربودی و اورا به دروازه های دوزخ فرستادی ، ای هریمنِ صد نام ، من . با این جام شراب ، عاجزانه از تو درخواست میکنم فرو نشان خشم بیرحم آتش را . بر آنان که قربانی میدهند ، رحم کن . پیشکش ها و نیایش ها را بپذیر

انگار که نیایش کننده خدا را قربانی کرده است

آرامش به اندازۀ ژرفای شب است آن زمان که بناگاه غرشی لرزه براندام بخواب روندگان می اندازد و باردیگر آنان را در وحشت فرو می برد

نوکران در میان آوار سنگ ها و دیوارهای فروریخته بیهوده ، درجستجوی راه فرار بودند که بناگاه . گذرگاهی ناشناخته یافتند . راهی رازآلود و پلکانی بسوی زیر زمین

در اینجا انبوهی از ثروت " باتو " بود که گردآوری و پنهان شده بود . با دیدن این ثروت ، طمع و آز . بر ترس چیره گشت . گنجینه ای از سرمایه های غیرمنتظره . نوکران فرار میکنند و پرستار " کروئـسا " بهمراه آنان

بازماندگان درسوگ کابـیــریای شیرین ماندند . آنان بر این باور بودند که او در زیر آوار دفن شده و دیگر هیچگاه لبخند بر لبشان . جاری نخواهد شد

بـخــش دوم

. نجات یافتگان گنج را میان خود تقسیم می کنند

پراکندگی ، غارتگری ، گرسنگی و ترسی که همچنان . همراه آنان بود ، مجبورشان میکند که بسوی دریا رهسپار شوند آنان قایق متروکی را می یابند با این تصور که خدایان . آنان را مورد بخشش قرار داده اند

آن قایق متعلق به دزدان دریایی فنیقی بود که برای جمع آوری . علوفه و چوب به کنار ساحل رفته بودند

. کروئـسا و کابیریا در بازار " کارتاگه " فروخته می شوند کارتالو " ، کشیش اعظم قربانی جوان را " . برای پیشکش کردن به " مولوک " الهۀ مفرغ ، میخرد

فول ویوس اگزیلا " ، اشراف زادۀ رومی " " و بردۀ وی ، " ماچیسته " ، با هویتی ناشناخته در " کارتاگه زندگی میکنند . آنان جاسوسی حرکات جمهوری خواهانه . را بعهده دارند

بوداستورِتِ " مهمانخانه دار "

فول ویوس اگزیلا " و " ماچیسته " دوست مهمانخانۀ " . میمون عریان " هستند "

کشیش اعظم ، قربانی ها را از قفس پرستشگاه انتخاب میکند . کروئـسا ، در تلاش است برای حفظ کابیریا وانمود کند که وی بیمار است و طبیعتا" مورد پذیرش " مولوکِ " خدا قرار نمیگیرد . اما نیرنگ وی کارساز نیفتاد و قربانی بیگناه . برای مراسم بعدی قربانی کردن برگزیده میشود

بخاطر نیرنگ مجازات میگردد

کروئـسا درمیابد که " فول ویوس اگزیلا " یک رومی است . بنابر این برای نجات کابیریا به وی پناه میبرد

. بیایید این طلسم را برای قدردانی بپذیرید ، یک انگشتر قدرت " . بگیرید . با این سیاه بختی ها از شما دور میگردند " اگر یاری رسانی ، به تو یاری خواهد رسید " . مرد رومی با پذیرش خطر ، اغوا میشود

پرستشگاه مولوک

نیایش به درگاه مولوک

، پادشاه دو جهان ، من عاجزانه از تو درخواست می کنم من ژرفای آتش را که زادۀ توست ، استنشاق می کنم . نخستین زادۀ تو ، صدها کودک معصوم را بپذیر . آنان را بــِبـَـلع ، سـر بکش . سیراب شو . کارتاگه گـُلــش را بتو می بخشد

به من گوش کن ، آفرینندۀ گرسنگی ، ای آنکه زندگی می بخشی . و ای آنکه همه چیز را نابود خواهی کرد . ای همیشه گرسنۀ سیر ناشدنی ، اکنون به من گوش فرا ده . پاکـتـرین گوشت را بپذیر ، شیرین ترین خون را بپذیر . کارتاگه گـُلــش را بتو می بخشد

. اکنون ، فرو بر قربانی را در حلق آتشینت . ای پدر و مادر . ای خدا و الهه . ای پدر و مادر . ای خدا و الهه . ای پدر و پسر . ای خدا و الهه . آفرینندۀ گرسنگی . غرش کن ، بسوزان گرسنگی را

، با گریختن از دست تعقیب کنندگان ، قهرمانان . پناهنده را به روی بام پرستشگاه می برند

. ماچیسته ، مهمانخانه دارِ مبهوت را ، متقاعد میکند

به " بال سامین " پناه می برم ، کسی که ستاره های آسمان را . نظاره گرست . به " بال پیور " پناه می برم ، باور کنید ، من هیچکس را ندیده ام

. کروئـسا با نجات قربانی ، جرأتش را باز میابد

بـخــش ســــوم

درهمین حال ، " هانیبال " سوگند خوردۀ کارتاگه ، سرنوشتش را درون کوه های مقدس سربه آسمان کشیده ای میابد . که به دیوارهای نفوذ ناپذیر می مانند

. هانیبال ، با پایداری و نیروی فوق العاده از کوه های آلپ ، میگذرد . پیشروی وی روم را به وحشت انداخته است

. روح کارتاگه با شنیدن اخبار پیروزی ، سرمست میگردد . شهر ، فرزندش را می ستاید

در همین زمان ، " فول ویوس اگزیلا " و " ماچیسته " ، در . مهمانخانۀ میمون عریان ، پنهان شده اند . آن دو بخاطر سکوت سرشار از ترسِ " بوداستورِت " در امانند

خطری که روم را تهدید میکند و دوری از وطن ، " فول ویوس " را . وامیدارد تا به فکر فرار در تاریکی شب باشد

سوفونـیسبا " دختر " هاس دروبال " ، فردی شهوت پرست " " شکـوفـۀ انـار "

. نومیدیان " پادشاه " ماسـیـنـیـسا " میهمان " هاس دروبال " است " . همان کسی که " سوفونیسبا " را به او وعده داده اند

ماسینیسا " شاهزادۀ شوالیه های دلیر ، هدیه ای را برای " باکرۀ رازدار میفرستد و از وی درخواست میکند که در هنگام . برآمدن ماه ، برای دیدنش بطور پنهانی ، به باغ سـِدر ، برود

" او به چه چیزی شباهت دارد ؟ به من می گویی ؟ " بمانند نسیم بهاری که از ابرهای بیابان گذر میکند " " . و رایحۀ شیران و پیام " آســـتراسه " را بهمراه دارد

مردی ، شب هنگام ، با احتیاط وارد پرستشگاه وحشت . میشود

من نه چیزی دیدم و نه چیزی میدانم " . اما این را از دوستانم در مهمانخانه شنیدم . " امشب هنگام برآمدن ماه ، در آنجا به کمین بنشین

. ماه پدیدار میگردد

ای ملکه ای که روشنایی ارزانی میداری و شب هنگام الهه ای میگردی ، با شاخی از گاوان نر ، ای آنکه حرکـتی دوار داری ، ای آنکه شوق شب زنده داری ایجاد میکنی ، ای آنکه برکت ، شادی و درخشندگی را افزون می بخشی و می کاهی ، از درخواست کنندگان خویش محافظت کن . آنان را در راز خویشتن بپذیر

عشق های دیگر ، ترس های دیگر

. خوش اقبالی به مرد رومی ، رومی آورد

، ای الهۀ عشق ، ستوده شده با صدها سرود ، ای آنکه خوبیهایت را رازگونه می بخشی ، ای آنکه به مردگان میل شکست ناپذیری می دهی ، ای آنکه لذت را بر تختی از عاج و در شبی تیره می یابی ، ای یگانه برکت ، یگانه توانمند ، ای لبخند جاودان . در ژرفای دلی که تورا التماس میکند ، نفوذ کن

ماچیسته ، که همچنان تحت تعقیب است . پناهنده را به باغ " هاس دروبال " می برد

از او محافظت کن تا خدایان نیز " " تورا مورد حمایت خود قرار دهند

، این مرد پیش از من اینجا بود و تنها " " کسی با وی نیست و هیچ چیز با خود ندارد . " ای مولوک ، آن بچه را بیاب ، او در دست آدم دزدان است "

ماچیسته به سنگ آسیاب زنجیر میشود درحالیکه از شکنجۀ . شدید خون آلود گشته . مرگ میتواند بسیار بخشنده باشد

به سوی روم

مهمانخانه دار بخاطر ترسی که . بر وی وارد شده ، انتقام خود را میگیرد

بـخــش چـهـــــــارم

خوش اقبالی های هانیبال از پیروزی در " کانائه " اورا . براین میدارد تا رنج بازگشت را به جان بخرد

، اما پیرمردی اندیشمند ، که دست از عبادت کشیده بود ، ابزار نیرومندی اختراع میکند . که میتواند از دیوار برجها دفاع کند

، ارشمیدوس " از خورشید ، درخواست میکند تا با آتشِ خود " . ناوگان رومیان را نابود سازد

، ناگهان وسیله ای عظیم که تا پیش از آن دیده نشده بود . بمانند توده ای برق بی صدا ، خود نمایی میکند

Cabiria subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Cabiria

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left