Love 101

Love 101 (Aşk 101)

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

সিজন 1

রিলিজ তথ্য

Love 101 AKA Ask 101 2020 S01E05 720p WEB-DL 30nama
Love 101 S01 E05 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-MZABI
Love 101 S01 E05 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-MZABI
Love 101 S01 E05 TURKISH WEBRip x264-ION10
Love 101 S01 E05 NF WEBRip
ভাষ্য লিখেছেন iredprincess
🔴 30nama | iredprincess 🔴

ট্যাগ

webrip
web
x264
BRip
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
1080
প্রকাশিত: 2020-04-27
ডাউনলোড: 42
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

‫این یارو بیهوش شده!

‫صدام رو میشنوی؟

‫ ‫مترجم: iredprincess

‫حالت چطوره سینان؟ ‫گفتم بهت که مریض میشی

‫اما از شانست، یه ‫سوپ عالی پختم

‫تا حالا اون عکس رو ندیده بودم

‫از دیدن زن‌وشهرهای پیر بامزه لذت میبرم

‫بهتره سوپت رو بخوری سینان ‫بعدش از این ویتامین‌ها بخور

‫گمونم وقتی حالت اینطوریه ‫دلت نمیخواد بخوری

‫باورت نمیشه

‫وقتیکه مریض بودی یه ‫اتفاق دیوونه کننده‌ای افتاد

‫درمورد بابانوئل چیزی فهمیدی؟

‫میشه گوش بدی؟

‫خانم دیشتاش داره ازدواج میکنه

‫- سلام ‫- ایدا؟

‫چیزی نیاز داری؟

‫آره فکر کردم... بیخیال

‫چون امروز مرخصی بودید ‫گفتم یه سر بهتون بزنم

‫میخواستم درمورد...

‫بگذریم، بعدا میام پیشتون ‫موفق باشین

‫میتونی بیای داخل

‫تازه نامزد کردم

‫واقعا؟

‫رسمیه. نامزد کردن

‫بی‌فایده‌ست

‫واقعا ایشیک چرا برای ‫تو مهمه که چی میشه؟

‫مجبور نیستی اینکار رو بکنی سینان

‫چیکار؟

‫اینکار رو نکن

‫با من بازی نکن ‫میتونی فقط بهم بگی

‫هی من منظوری نداشتم. من...

‫بس کن. فقط میخوام بهت بگم که متوجه شدم

‫اما اجازه بده یه کاری برات بکنم

‫من هیچ چیزی در ازاش نمیخوام،

‫و دیگه ازت انتظاری نخواهم داشت

‫الان میفهمم

‫ایشیک، من...

‫واقعا، من...

‫داری چیکار میکنی؟

‫فکر کردی فقط بخاطر اینکه از دستت ناراحتم ‫همه اینارو پس میگیرم؟

‫الان میفهمم

‫فکر میکنی که همه چیز رو میدونی ‫اما اصلا هیچی نمیدونی

‫از هیچی سردرنمیاری، نه؟

‫چون زندگی یه کتاب نیست

‫دارم میرم در رو هم باز میکنم

‫دیگه به فنا رفتیم. حالا باید ‫چه غلطی بکنیم؟

‫بیا، بقیه دارن میان

‫با نامزدش رو ببینیم چجوریه

‫اسمش تونجایـه ‫دختره هرجا که مرده بره میره

‫پس متقاعدشون میکنم که بعد از ‫ازدواج به استانبول بیان

‫- نه! ‫- خب چرا؟

‫اگه این آدم عوضیه، باید ‫دیشتاش این موضوع رو بفهمه

‫تصمیم میگیره که ازش جدا بشه

‫قبلا انتخابش کرده ‫داستان اینه

‫خب حالا چی؟

‫اساسا، یه راهی پیدا کردم ‫تا اعتمادش رو جلب کنم

‫روح پستی داره ‫نمیتونی باهاش کنار بیای

‫از گفتنش بدم میاد اما ‫بنظرم وقت تلف کردنـه

‫- تهش شد این؟ ‫- خیله‌خب، صبر کنید

‫خب بنظرت باید چیکار کنیم؟ ‫آخه تو آشغالارو میشناسی

‫با چنین آدمی، نباید به قدمی ‫رو به جلو براشون در نظر داشته باشیم

‫در آخر، پایینتر از اون چیزی ‫که تصور میکردید از آب درمیاد

‫اینو فراموش کنید

‫خب پس...

‫گور سرش، بیاید روی آقای ‫آلتونا کار کنیم

‫شاید فقط داریم گیجش میکنیم

‫بنظرم بهترین فرصت ما نامزده‌ست

‫آقای آلتونا تیری در تاریکیـه. بهتره که ‫با کسی پیش بریم که امکانش رو داره

‫- این راحتتر از جدا کردنشونه ‫- یه لحظه وایسا

‫چرا هردو رو سعی نکنیم؟

‫عثمان تو روی تونجای کار کن ‫اگه جواب داد که چه خوب

‫اگه نشد، آقای آلتونا رو داریم

‫- خوبه ‫- منم اوکیم. پس اینکار رو میکنیم

‫فقط یک ماه دیگه وقت داریم

‫اگه همه موافق باشید، پیشنهاد میکنم که

‫- با پس دادن ژاکتش شروع کنیم ‫- صبر کن، اون ژاکت آقای آلتوناست

‫باریکلا

‫- روز خوبی داشته باشی عشقم ‫- امروز برنامه‌ای داری؟

‫- فکر کنم حلقه‌ات رو کوچیک کنم ‫- عالیهو امشب میبینمت

‫- ببخشید آقا ‫- بله؟

‫اسم من عثمانـه

‫سینان دوست خوب من، ‫ازم خواست که پیداتون کنم

‫فکر کنم این مال شماست

‫- این... ‫- آره خیلی گرونه

‫فکر میکردم که پس بخوایش. بفرما

‫آره ممنون

‫راستی، امشب برنامه‌ای داری؟

‫دوتا بلیط بازی امروز تیم فنرباغچه ‫رو دارم. صندلی‌های خوبیَن

‫میخواستم با بابام برم ‫اما نمیتونه بیاد

‫دوست داری باهام بیای؟

‫فنرباغچه امشب...

‫وی‌آی‌پی؟

‫- حتما ‫- خوبه پس

‫حالا که یکم وقت داریم، چرا نمیای ببرمت ‫قبل از بازی ناهار بزنیم؟

‫استانبول بهترین مکان دنیاست

‫نمیدونم اصلا چجوری میشه ‫جای دیگه‌ای زندگی کرد

‫آره

‫اما فقط اگه پولش رو داشته باشی

‫- برای خیلی از ما زیادی گرونه ‫- پول که مشکلی نیست

‫استانبول فرصت‌های زیادی برای ‫مردایی مثل تو داره

‫جدی؟

‫یکمی وقت داریم. بیا قدم بزنیم تا ‫بهت نشون بدم که چی میگم

‫خیله‌خب، این یارویی که اینجاست ‫رقیب اصلی منه

‫مغازه‌های کوچیکی مثل این، اینطوری ‫باهاشون رقابت میکنم

‫بیا

‫من به کافه‌ی مدرسه خوراکی میفروشم

‫اسم بازی تنوعه

‫دخترا معمولا پاستا میخرن

‫اما توی بهار، رژیم ‫جدیدی رو شروع میکنن

‫پس بهتره که براشون سالاد بیاریم

‫پسرا راحتترن. ساندویچ دوست دارن

‫اما باید تغییرش هم بدی ‫چون خسته میشن

‫و همشون از کجا میاد؟

‫اقتصاد زنجیره‌ تامین پسر

‫هر روزه، مردم توی خونه در سرتاسر شهر

‫کلا ساندویچ، سالاد و ‫پاستا درست میکنن

‫من اونارو میارم اینجا

‫میتونم بهت اطمینان بدم که داریم پیشرفت میکنیم

‫فراتر میره و تا سال بعد توی 6 ‫مدرسه اجرا میشه

‫مستقیما بهشون میفروشی؟

‫تنها کاری که باید بکنی اینه ‫که شرط رو ببری

‫علی از همه قیمت کمتری رو پیشنهاد میده. بعدش ‫به کمک مدارک قلابی،

‫بنظر میاد که داره از خرده فروش‌های ‫تایید شده‌ای خوراکی میخره

‫- اما فقط از خودمون میگیره ‫- تحسین برانگیزه

‫حتما توی پول غلت میزنی

‫دنبال کسی‌ام که بتونه برای سال بعد ‫مدرسه جدیدمون رو مدیریت کنه

‫تو آدم باهوشی بنظر میای ‫میخوای یکمی پول دربیاری؟

‫جدی میگی؟

‫چرا که نه؟

‫اگه چیزی که میگی درست باشه و انقدر ‫پول درآوردن توی این شهر آسونه،

‫غذای لب دریا، تیم فوتبال ‫مورد علاقم... بجنب!

‫خوشحالم که پایه‌ای ‫پس میتونم روت حساب باز کنم؟

‫چیزی که نمیفهمم...

‫اینه که چطوری اینکار رو کردی ‫تو فقط یه بچه‌ای

‫بیخیال

‫یه لحظه صبر کنید ‫باید خودم رو آروم کنم

‫- چه خبر شده؟ ‫- ها؟

‫همه چیز مرتبه؟ ‫ چیزی لازم داری؟

‫آره آره، حتما

‫همه ما میدونیم که تعطیلات 19 می ‫داره نزدیک میشه

‫- داشتم به برنامه‌ی امسال فکر میکردم... ‫- البته. دارم برنامه‌شون رو میریزم

‫آقای کاراکیس از من خواسته که ‫کارشو انجام بدم

‫منم میخواستم درمورد همین ‫حرف بزنم. ما...

‫با توجه به نقش رسمی که

‫بعنوان نماینده‌ی منتخب بچه‌ها ‫دارم باید بگم،

‫ما احساس میکنیم که مربی آلتونا ‫و دستیار مدیر

‫باید برنامه‌های امسال رو ‫زیر نظر داشته باشن

‫نیازی به اینکار نیست ‫من خوشحال میشم که اینکار رو بکنم

‫من و ایشون به خوبی مدیریتش میکنیم

‫مطمئنم همینطوره. اما ما فکر کردیم ‫چون ایشون میخوان برن،

‫این روش مناسبی برای ‫خداحافظی کردنه

‫من...

‫فکر خیلی قشنگیه، فقط... نیازی نیست ‫که مربی درگیر این موضوع بشه

‫نه، چون مربی جدیدن، ما ‫فکر کردیم که شما و ایشون...

‫بهتره بگم ما... میتونیم آینده ‫گذشته‌مون رو محترم بشمریم

‫من فکر میکنم که فکر محشریه

‫خیلی افتخار میکنم که انقدر دانش‌آموزانمون ‫باملاحظه‌ان،

‫و چنین برنامه‌ای رو ریختن

‫باریکلا

‫میشه یه لحظه صحبت کنیم؟

‫خب خانم دیشتاش، چه عجب

‫- بیا بشین ‫- همینجا خوبه ممنون

‫من از اینجا حرف میزنم و شما از ‫همونجا. عالیـه

‫بامزه‌ست

‫ما قراره با همدیگه باشیم

‫هی هی! بریم سراغش!

‫درمورد اون حرف نمیزنم

‫یعنی اینکه منو تو باید برای ‫مدت کوتاهی با همدیگه کار کنیم

‫دانش آموزان ازمون میخوان که جشن 19 ‫می زیر نظر ما باشه

‫خب این... اصلا جزو ‫مهارت‌های من نیست

‫منم از کار کردن با تو ‫خیلی خوشحال نیستم

‫یعنی... مجبور نیستی که اینکار رو بکنی

‫میتونم به چیزهایی فکر کنم ‫که حتی خودم میتونم انجام بدم

‫اگه داری به چیزی اشاره میکنه که ممکنه ‫اون شب زده باشم،

‫میتونم بهم اطمینان بدم که از هیچکدوم از ‫اون حرفا منظوری نداشتم

‫- منظورت چی بود؟ ‫- هیچی. هیچ منظوری نداشتم

‫من هیچی نگفتم ‫چیزی برای بحث وجود نداره

‫کِی شروع کنیم؟

‫هیچوقت اتفاق نمیفته

‫اگه میشه یه لحظه به اون ‫موضوع فکر نکن

‫دارم میپرسم کِی میتونیم ‫تمرین رو شروع کنیم

‫میتونم موقع ناهار همدیگه رو ببینیم ‫اگه مشکلی نداری

‫خب پس بنظر میاد که امروز برای ‫ناهار قراره ببرمت بیرون

‫برو کنار

‫چطور پیش رفت؟

‫عاشق ایده‌مون شدن ‫برنامه‌ریزی باید امروز شروع بشه

‫تقریبا دیگه دست و پام و گم کردم. اگه بفهمن ‫که این همه بهشون دروغ گفتم...

‫نمیفهمن، بهت قول میدم

‫مشکلی برات پیش نمیاد

‫سینان به مدت ده روز مرخصی ‫استعلاجی گرفته

‫خرشانس!

‫واقعا امیدوارم که حالش بهتر شده

‫- داری باهاش چیکار میکنی؟ ‫- سینان اینجایی که

‫اینو میخوام نگه دارم

‫- اما نیهال... ‫- قرارمون این بود چیزی که میخوام رو نگه دارم

‫و این یکی رو میخوام

‫میدونی، نمیدونستم که چقدر این زوج ‫پیر و بامزه رو دوست دارم

‫باشه

‫اینجا چیکار میکنی؟ باید ‫بمونی خونه استراحت کنی سینان

More Farsi Persian subtitles for Love 101

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left