প্রথম 200টি লাইন।
در دستان تو
همین پارسال از مدرسه الهیات فارغالتحصیل شدم
دوره طولانیایه
بعدش کریستین زنگ زد
که بگه مریض شده
داره میره مرخصی و من باید برای جانشینیاش درخواست بدم
اون استاد قبلیم بود
کشیش زندان
باید به زندانیها کمک کنه تا با گناهی که به دوش میکشن کنار بیان
و بهشون کمک کنه
تا به آرامش و بخشش برسن
بله، آنا
اون قطعاً تو رو پیشنهاد داده. فکر میکنه کارت خیلی درسته
حمایتگر، متعهد
اما این روال معمول ما نیست
چی روال نیست؟
انتصاب کشیشهای تازهکار برای خدمت در زندان
خب، نظرت درباره اون فیلم چیه؟
یا میتونی قبل از اینکه بری سر کار، یه کم بخوابی
خواهرم زنگ زد. دوباره حاملهست
بازم؟
دوباره از اون پاندولها استفاده کرد تا ببینه جنسیتش چیه؟
شاید بخواد هالهام رو پاکسازی کنه یا از شمنش بخواد برام تاس بندازه
خیلی خب آنا، باشه
خیلی بدجنسی
مورد: یک انتقالی. کیت کریستوفرسن
حالا، بچهی خوبی باش
ازشون بخواه دوباره یادت بدن چطور پرستار بچه باشی
اینا چیه؟ یا یه کار دیگه که با بچهها سر و کار داشته باشه
تمومش کن
عالی به نظر میرسه، کیت
اگه عجله کنی به صبحانه میرسی
چی میخوای؟ یه کاسه
اینجان
ممنون. خواهش میکنم
اسمت چیه؟ کیت
جرمت چیه؟
من لیزیام، منم بیگناهم. هیچکدوممون کاری نکردیم
تو کیتی؟ آره
یکی رو میشناسم که تو "وستر" با تو همبند بوده
چیزهایی دربارهاش شنیدم. شماها از مامان منم خالهزنکترید
میگفتن ۲۴ ساعته سمزدایی کرده، اونم بدون اینکه خماری بکشه
ایول! غیرممکنه
یه هفته طول میکشه، اونم با کلی بالا آوردن و گند زدن به خودت
حالم از شنیدن درباره مواد بهم میخوره. قهوه بیشتر میخوای؟
بله، لطفاً
هر بار یه در میبینی، یاد کلیدهات میافتی
سلام! این اوزه است. و آنا
جانشین کریستین
۳۶۷ کیت کریستوفرسن رو فرستادم به سلول
موفق باشی! ممنون
مگه دهنمون بو میده؟
صبح بخیر
صبح بخیر... این آناست، کشیش جدیدمون از امروز
سلام! اگه چیزی بود که میخواستید دربارهاش حرف بزنید، بیاید پیش من
یا اگه کاری بود که میتونستم براتون انجام بدم
حاضر شید! ده دقیقه دیگه کارگاه شروع میشه
آروم باش! ده دقیقه
سلام
ممنون
بهتره برم سراغ کارم. ممنون بابت کمکت
خواهش میکنم
اون امروز صبح اومد، درسته؟ به خاطر دردسر با موادفروشها
چه جوری؟
فکر کنم سد راهشون شده بود
این آشغالکاریها حالم رو بهم میزنه. تازگیها برام نامه میفرستن
"سلام عوضی. میخوایم تیکهتیکهات کنیم. خودت و زنت رو."
"و بچههای کوچیکت رو... به زودی میبینیمت!"
واو! اعصابشون رو خرد کنی، از اینا برات میفرستن
یا میدن معشوقههاشون بفرستن. شغل عالیایه، نه؟
هی
داری دعا میخونی یا یه چیزی تو این مایهها؟ راستش نه
چون باید اینجا رو تمیز کنم
سلام، من آنا هستم
ماریون
مطمئنی این رو میفهمی؟
منظورت چیه؟
"او یک کشیش منصوب و مشاور معنوی است..."
بذارش سر جاش
ای بابا! "وظیفه او ترویج کلام خداست"
"و اجرای آیینهای مقدس در میان مومنان..."
یک کلمهاش رو هم نمیفهمم
من میرم بخوابم
نه
نمیتونم تمرکز کنم
اشکالی نداره
چیزی شده؟
طرز نگاه کردنشون به من
"یعنی کشیشی که میگن اینه؟"
بیخیال! اونا به کریستین عادت کردن
اون شبیه یه کشیش قدیمی و مهربونه، با موهای سفید و عینک
خیلی دلم میخواد درباره چیزی موعظه کنم که به زندگیشون مربوط باشه
"موعظه"! از این کلمه خوشم نمیآد
تو کشیش فوقالعادهای میشی، دختر
فقط چون سکس میخوای این رو میگی
آره
اون واقعاً مریضه. کریستین رو میگم
توی یه کلینیک تو آلمانه
خیلی خب... میگن فقط یه معجزه میتونه
خوبش کنه
برای خوب شدن منم یه معجزه لازمه
فقط این رو بگم که شیفت شب رو شیطان ساخته
میبینمت
وقتی رسیدی خونه بیدارم کن، باشه؟
باشه، حتماً
چرا بیخیالش نمیشی؟
جوسی نمیتونه یه کم بهش بده؟ جوسی قبول نمیکنه
چرا؟
با اینکه کلی به جوسی بدهکاره، باز برای مواد با بقیه میخوابه
شب مزخرفی خواهد داشت. جوسی خیلی عوضیه
ساعت ۹:۳۰ است. وقتشه برید به سلولهاتون
جوش نزن! تو هم همینطور، لیزی
شل کن بابا! کلی وقت داریم. خب حالا
یه کم آب؟... شب بخیر
شب بخیر همگی. کمکم داره ۹:۳۰ میشه
لیزی، کجا میری؟ برم جیش کنم
پس زود برگرد
ماریون؟ برگرد به سلولت
تو هم الان میری؟ شیفت بعدی الان باید برسه
پایه یه آبجو هستی؟ شاید یه شب دیگه
باشه. حتماً
لطفاً کمکم کن
لطفاً کمکم کن
صبح بخیر
خدا میتونه تمام جنایتها و گناههای ما رو ببینه
اما این باعث نمیشه مسئولیت از گردن هیچکدوممون ساقط بشه
برعکس
بار این مسئولیت سنگینتر هم میشه
چون وقتی بدونیم گناه در همه ما وجود داره
به این معنیه که هر کدوم از ما گناه بقیه رو هم به دوش میکشه
و همه ما باید بارِ سنگینِ همدیگه رو تاب بیاریم
خدا میبینه که ما چیزی فراتر از اعمالمون هستیم
حقیقت اینه که برای خدا، هیچ انسانی غیرانسانی نیست
آمین
ممنون
مگه قرار نیست یه دستیار داشته باشی؟ بله، دقیقاً همینطوره
خب، من میخوام دستیارت بشم
کشیش قبلی یکی رو داشت به اسم بودیل، اما
فکر کنم مُرد
درسته! اگه دوست داشته باشی، عالی میشه
کشیشها واقعاً باور دارن عیسی میتونست روی آب راه بره و مردهها رو زنده کنه؟
ما بیشتر به عنوان یه استعاره بهش نگاه میکنیم
تصویری که نشون میده ایمان میتونه کارهای بزرگی انجام بده
پس واقعاً بهش باور ندارید. چرا، داریم
ما باور داریم که برای خدا هر چیزی ممکنه
میتونم اینا رو بذارم اینجا؟ بله
اما گاهی اوقات، فقط به باور بسنده کردن خیلی سخته
من بهش باور دارم. و کسی رو میشناسم که میتونه انجامش بده
چیکار کنه؟
معجزه کنه. اوه، واقعاً؟
اون دختر جدیده، کیت. اون میتونه
باشه؟
میگن یه شب یه چیز واقعاً شگفتانگیز دیده
منظورم اینه که... خدا باهاش دیدار کرده
و باهاش حرف زده
اوه، اینطوریاست؟
اون من رو شفا داده. پیشش نشستم و بعد
یه چیزی بین خدا و اون هست
قهوه درست کنم؟ یه فنجون میچسبه
فقط دوتا؟ بیخیال
کار میخوای؟ کار؟
میتونی جای کیکی رو بگیری و موادم رو قایم کنی
علاقهای ندارم. علاقهای نداری؟
من پاکم. کیت بهم کمک کرد
اون از این کارها بلده
تا وقتی اینجایی، من مسئول مستقیمت میشم
اگه چیزی لازم داشتی یا سوالی بود، بیا پیش من
حالا، قوانین مرتب کردن سلولت
من چیزی رو جابهجا نکردم. نه
اما ما قوانینی داریم
پیشگیری از آتشسوزی
شاید نخواستی چیزی رو جابهجا کنی؟
نه
بسیار خب
اگه از اون مشکلاتی که تو هورسرود داشتی برات پیش اومد
میخوام بیای پیش من
یه روز مرخصی تحت نظر میخوام
تا برم عروسی خواهرم
چه دستخط قشنگی داره
باید بهش زنگ بزنم تا مطمئن شم دعوتت کرده
البته
میتونی به چهار نفر خاص زنگ بزنی
زندان باید تاییدشون کنه. به شمارهها و اسمهاشون نیاز داریم
۸۹۶۳... که متعلق به
این شماره خواهرمه
و...؟
همین
خب... من افسری هستم که همراهیت میکنه
ببخشید... نمیتونم با کامپیوترم کار کنم
درست کار نمیکنه... یه لحظه
هی! تمومش کن
چه خبره اینجا؟ خفه شو
خفه شو
سلام! اسم من آناست
مال من نیست. اسم من کیته
تو کیت هستی
و من کشیش جانشینم
اگه خواستی حرف بزنی، من در خدمتم
فقط مواظب خودت و اون بچهای که تو شکمته باش، باشه؟
من حامله نیستم. اگه تو اینجوری میگی
No comments yet. Be the first to leave one.