প্রথম 200টি লাইন।
یک سال پیش
اورگانیک رو تو اسپانیایی چی میگین؟
"اورگانیکو"، درسته؟
و پارچه میشه "پانیو"، آره
من نمیبینمشون
اونا پوشکهای مخصوص خواب اورگانیک دارن،
پوشکهای مخصوص خواب پارچهای هم دارن
پوشکهای مخصوص خواب اورگانیک پارچهای نمیبینم
نه، نمیگم میخوام برگردم به آمریکا،
فقط میگم تو آمریکا، انواع پوشک هست
صبر کن، یه نفر اینجا هست
ازش میپرسم. دوباره بهت زنگ میزنم
سلام...
من دنبال پوشک...
مخصوص خواب اورگانیک پارچهای میگردم
دارم درست میگم...
زمان حال
یه کاغذخوردکن تو اداره هست
اینو میدونی آره؟
ترجیح میدم مدارک رو با سوزوندم از بین ببرم
نه تکهای رو جا بذارم،
نه چیزی که دوباره بشه به هم چسبوندشون
چقدر پارانویدی هستی
خب، تو روزهای مخفیبودنم پارانویا منو زنده نگه داشت
گفتی هویت مخفیت چی بود؟
کارشناس ارشد فهرست کتب،
برای منابع دیجیتال و کاتالوگهای الکترونیک
- برای آرشیو... - وای خدای من
بس کن، چقدر خستهکننده
آره خب، فکرمون همین بود
دلت براش تنگ شده؟
مخفی بودن؟
گشتن تو دنیا؟
آره شده
ولی زندگی من الان خانوادهم هست
کار ما به درد کسایی میخوره که کسی رو ندارن
کیتون. کِی؟
خیلیخب، از اینجا به بعد با ما
- چه خبر شده؟ - یه هواپیمای انتقال سیا
الان تو ایست ریور سقوط کرد
بجنب، بریم ببینیم چه خبر شده
نه، به هیچ وجه
جدی؟ من تو اروپا بزرگ شدم
صحیح. برج ایفل رو اونجا میبینی؟
اون خیلی تو قوانین جدی هست
ممنون بابت شام
اخیراً زیاد غذای حاضری خوردم
و خوب بود که یه غذای خونگی بخورم
خب، خوشحالیم که اومدی
ما فقط برای شام دعوتت نکردیم
یه چیزی هست که باید ببینی
یکی از دوستام یه اطلاعاتی واسم فرستاده
کسی که بهش اعتماد دارم
زنگ زدم چون اطلاعات خیلی جالبی
دربارهی بابای اوری کشف کردم
داره خوب بودنش کمتر میشه
میخواستیم شخصاً بهت نشونشون بدیم
و با هم اطلاعات رو بررسی کنیم
تا اگه سوال یا تردیدی داری،
بتونیم با همدیگه دربارهشون صحبت کنیم
مدارکی داریم که بابات احتمالاً چیزی که
فکر میکردی نبوده
- منظورت چیه؟ - خب، میدونیم که تو
نزدیک خانوادهی کرافورد بزرگ شدی،
و خانوادههای شما خیلی با هم نزدیک بودن
فکر نمیکنم فهمیده باشیم چقدر نزدیک
میشه بهم بگید چی میخواید بهم بگید؟
فکر میکنیم بابات یکی رو کشته
و هنک کرافورد روش سرپوش گذاشته
- توی این پوشه... - نه
نه، فقط چون بابام معاون عملیاتی کرافورد بود
- اونو تبدیل به یه قاتل نمیکنه - میدونم باورش سخت هست
و میدونم که احتمالاً نمیخوای اینو از طرف من بشنوی،
ولی اوری، تو باید پوشه رو باز کنی
گور بابای پوشه
هر چیزی که فکر میکنید میدونید،
اشتباه میکنید
اوری. وایسا اوری!
راستش رو بگم، نمیدونم این چیه
همهی مطالب دربارهی هنک کرافورده
نه، میدونم چی هستن
میگم به درد نخوره مدارک به درد نخوری هستن
برای تحقیق کردن ازش کافی هستن
آره، اگه ما فقط یجور اداره فدرال
برای اینکار داشتیم
تو دادستان آمریکا هستی
و دوست دارم دادستان آمریکا باقی بمونم
نمیتونم با تئوریهای خالکوبی تصادفی
برم سراغ کسی مثل کرافورد
و تا جایی که به دفتر من مربوط میشه، هنک کرافورد چی... هست؟
یه تاجر معمولی کلاهبردار؟
الان باید بگم "به درک که هست".
تو روابط رو نمیبینی، باشه؟
این یارو یه عامل جنایتکار بینالملی ِ
سنداستورم رو تاسیس کرد
همین الان داره نقشهی چیزی رو میریزه
واقعیتی که نمیدونیم چی هست، باید همهمون رو بترسونه
اینا مهم نیست. کرافورد میتونه تو تمام آمریکا
نفوذ داشته باشه و همه رو بخره
میتونه چرخهی خبری رو به هر جهتی که میخواد تغییر بده
و ما... وقتی میگم ما، منظورم دقیقاً خودم هست...
چیزی بالاتر از یک شک مستدل ندارم
من نباید هیچ شکی داشته باشم. من نیاز به یه همکار
از داخل سازمانش دارم
یا یه اعتراف یا مدرک ویدئویی
تا اینارو نداشته باشیم، چیزی نداریم
شب خوش
خیلیخب خیلیخب
دوباره بگو
داریم وقت تلف میکنیم، باشه؟
24 ساعت دیگه بگذره، بلیک...
ژان پل بایرز هر لحظه ممکنه برسه اینجا،
و میخوام جزئیات کامل اینکه
چطوری بچههامون رو قبل رسیدنش گم کردی بدونم
دوباره بگو
بهتون گفتم
کاری از دستم بر نمیومد
و الان که میتونم اون بیرون باشم و دنبالش بگردم اینجایم و وقتم رو با شما تلف میکنم
گروگانگیرها هنوز باهامون تماس نگرفتن
نمیتونم بذارم تو تمام ریو بتازی،
و وقتی میخوام بلیک رو برگردونم گند بزرگتری بزنی
خب، همینکارو میکنیم؟ من باید وقتی که شما
و ژان پل تماس تلفنی میگیرین فقط یه جا بشینم؟
اگه قرار نیست کمک کنم اینجا چیکار میکنم؟
فکر میکنی من مرد خطرناکی هستم تام؟
خب، ژان پل مرد خیلی خطرناکی هست
تو برای حفاظت از من اینجایی،
پس جز این حرف اضافه نزن
سر راهم نباش
- جیک - سلام
- ممنون که اومدی - حرفشم نزنین. ایشون زاپاتا هستن
زاپاتا، رئیس پایگاه نیویورک راب دانلی
- چیزای فوقالعادهای دربارهت شنیدم - همینطور
اینجا چی شده؟
مسئول کنترل ترافیک هوایی یه پیام اضطراری رو
درست وقتی که خلبان تلاش داشت
یه فرود اضطراری تو آب داشته باشه رو از دست داد
- هواپیما زیر آب رفته کسی زنده مونده؟ -
حتماً همه خفه شدن
لیست مسافران؟
دارن روش کار میکنن
- جعبه سیاه؟ - غواصها الان آوردنش بالا
- برات میارمش - باشه
اونو میبینی؟
والکری اینترنشنال کارگو
نوشتههای موزیکال رو پایین کمر جین
از "پرواز والکریها"ی وگنر هستن
این ممکنه چیزی باشه که پترسون دنبالش بود
باید اون جعبهی سیاه رو گیر بیاریم
- آروم بگیر رئیس - چرا؟
چون اون یه هواپیمای سیا ست و خالکوبیهای جین
اخبار خوبی رو منتشر نمیکنن
- از این قضیه خبر داشتی؟ - نه، ولی این مشخصاً
عملیاتی هست که خبری ازش نداشتیم،
پس بذار تا وقتی بیشتر از سوال جواب داشته باشیم، درون خودمون حفظش کنیم
- هنوز اینو میبینی؟ - قراره مشکلساز بشه؟
نه. نه اگه نفهمن
همین الان پروژهی سنجاقک رو ازشون مخفی کردیم
- و؟ - و من صلاحیت اینو دارم
تا رازهای سیا رو از این نیروی عملیاتی مخفی نگه دارم
بعدشم، یه هواپیما سقوط کرده
سخته که اینو مخفی نگه داری
خیلیخب، هر کاری میخوای بکن
- کرت؟ - همم؟
فکر کنم یه چیزی شنیدم
تکون نخور
کید...
من نمیخوام بکشمت
به کمکت نیاز دارم
ترجمه از ناصر اسماعیلی و سمیرا Sorrow
به دوستپسرت بگو بیاد
الان شوهرم شده
خوش به حالت. صداش کن!
کرت! کید اینجاست. تفنگ داره
میتونم ببینم
آروم. به زنت گفتم نمیخوام به کسی شلیک کنم
- پس بذارش زمین - میذارم
به محض اینکه مطمئن بشم بهم شلیک نمیکنی
چی میخوای؟
چیزی که بهم قول دادن رو میخوام
یه تضمین میخوام که بعد این در امان باشم
فکر نمیکردم سر قولتون بمونید
- کجا میری؟ - هر جایی جز اینجا
- خانوادهم رو پس میخوام - خانوادهت؟
شوهرم. پسرم
نباید تو یه زندان مخفی باشم!
باید پیش اونا باشم!
- یه قرار داشتیم! - پولت رو گرفتی،
گذاشتیم بری
سیا اون قرار رو نابود کرد
پسرم رو خوابوندم
رفتم پوشک بخرم و اونا منو گرفتن
آخرین باری بود که دیدمشون
خانوادهم فکر میکنه ترکشون کردم
میتونیم کمکت کنیم دوباره به خانوادهت برسی
فقط تفنگ رو بذار پایین
یه قرار جدید میخوام. نوشته شده
تو تازه از زندان مخفی فرار کردی
کمک کردنت خیلی سخت میشه
من فرار نکردم
No comments yet. Be the first to leave one.