প্রথম 169টি লাইন।
با ستاره قصمون آشنا شید
یک شیر دریایی ماده از جنس استلر
در پنج سالگی، او در اوج شکوفایی خود است
اما چیزی در زندگی هست که او هنوز تجربه نکرده است
تبدیل شدن به یک مادر
در طول سال آینده، همه چیز در شرف تغییر است
در این سفر باورنکردنی، شاهد معجزه زندگی جدید باشید
همانطور که رشد میکند
و شاهد ایجاد یک رابطه منحصر به فرد بین مادر و نوزاد باشید
توله سگ ستاره، لونا
در دوران آشفتگی از راه خواهد رسید
و با خطرات غیرقابل تصوری روبرو شوند
او باید به سرعت با این چالش روبرو شود
از حیوان در حال رشد
بهار است، و اقیانوس آرام شمالی
سواحل بریتیش کلمبیا سرشار از زندگی است
پس از زمستانی طولانی و سخت،
استار از لحظات خوبش نهایت استفاده را میبرد
اما همه چیز به خوشگذرانی و تفریح ختم نمیشود
او در یک ماموریت است
او روزها در سفر بوده تا به اینجا برگردد
زادگاه او
جزیره مثلثی
این بیابان وحشی و بیرحم
احاطه شده توسط آبهای موذی،
ممکن است نامهربان به نظر برسد
اما برای استار،
اینجا مکان مناسبی برای تشکیل خانواده است
و او تنها کسی نیست که اینطور فکر میکند
پنج هزار شیر دریایی دیگر از نژاد استلر نیز همین ایده را داشتند
همه آنها به یک دلیل بسیار خاص اینجا هستند
تولههای بیشتری در این جزیره متولد میشوند
از هر جای دیگری در جهان
این یک رونق فصلیِ زاد و ولد است
درست مثل ما آدمها،
شیرهای دریایی مادر استلر تمام تلاش خود را برای پرورش نسل بعدی میکنند
استار سفری طولانی در پیش دارد
اما اول، او به یک جفت نیاز دارد
خوشبختانه، جزیره مثلثی مکانی برای پیدا کردن عشق نیز هست
با صدها مرد که برای جلب توجه او رقابت میکنند
ستاره میخواهد خواستگار ایدهآلش را پیدا کند
موفقترین گاو نر، بهترین قسمت ساحل را خواهد داشت
با دسترسی به آب
و سرپناه
بالاخره چشم استار به آن یکی افتاد
بروتوس
بیش از ۲۰۰۰ پوند عضله و چربی
یک نمونهی ظریف
تنها کاری که ستاره باید انجام دهد این است که توجه او را جلب کند
و او دقیقاً فوت و فنش را میداند
اولاً، او به سختی میتواند کسی را جذب کند
سپس او بروتوس را به یک بازی تعقیب و گریز ترغیب میکند
همین باعث شده بهش علاقه نشون بدن
حالا وقتشه که یکی دو تا لقمه عشقی بخوریم
شاید خشن به نظر برسد،
اما این معاشقه شیر دریایی برای توست
و به نظر میرسد آن مرد بزرگ از آن خوشش آمده است
این جفت ارز جفت خود را پیدا کرده است
اگر کمی شانس بیاوریم، سفر استار به سوی مادر شدن آغاز شده است
اما این آخرین باری است که او بروتوس را خواهد دید او هیچ نقشی در بزرگ کردن توله سگ نخواهد داشت
الان همه چیز به خودش بستگی داره
ظرف چند روز، چیزی معجزهآسا آغاز شده است
درون بدن استار، خوشهای از سلولها شکل گرفته است
این سلول که بلاستوسیست نامیده میشود، پتانسیل حیات جدید را در خود دارد
اما در نوعی حیات معلق است که به عنوان دیاپوز جنینی شناخته میشود
به تعویق انداختن بارداری استار از همین الان
یعنی تولهاش دلتنگ زمستان سخت خواهد شد
و تابستان آینده، زمانی که غذا فراوان است، به دنیا بیاید
اینکه استار در ماههای آینده چگونه عمل خواهد کرد، میتواند تعیین کند که آیا سلولها کاشته میشوند یا خیر
او باید چاق شود و مطمئن شود که در بهترین شرایط بدنی قرار دارد
آبهای سرد اطراف جزیره مثلث از غنیترین آبهای جهان هستند
زنده با عجیبترین و شگفتانگیزترین موجودات
در ماههای تابستان، میلیونها شاهماهی جمع میشوند
آنها از شکوفههای پلانکتون که توسط خورشید به سطح آب کشیده میشوند، تغذیه میکنند
این فرصتی است که استار نمیتواند از دست بدهد
با شکار به عنوان عضوی از یک گروه، او ممکن است شانس بهتری داشته باشد
آنها با همکاری یکدیگر، ماهیها را به صورت توپهای تنگتر و تنگتر محاصره میکنند
یک گله شاهمیگو میتواند تا چندین مایل طول داشته باشد
و حاوی نزدیک به ۵۰،۰۰۰ تن ماهی است
این مقدار برای سیر نگه داشتن کل کلونی شیرهای دریایی به مدت بیش از یک ماه کافی است
شکار موفقیتآمیزی بوده است
اما استار برای زنده ماندن باید روزی ۵۰ پوند ماهی بخورد
او باید برای ادامه بارداریاش در وضعیت بدنی خوبی بماند
با فرا رسیدن پاییز، طوفانها این جزیرهی در معرض خطر را در هم میکوبند
و تهیه غذا بسیار سختتر میشود
وقتشه که استار به کارش ادامه بده
تا دسامبر
او ۶۰۰ مایل به سمت شمال، به آلاسکا، رفته است
اینجا، دما به زیر صفر درجه میرسد
اما این کانالهای داخلی بسیار امنتر از ساحل هستند
و از همه مهمتر، غذا وجود دارد
شاهماهیها هم زمستان را اینجا میگذرانند
با وجود این، استار باید بیش از هر زمان دیگری وقت خود را صرف شکار کند
حالا که او دارد زندگی جدیدی را شروع میکند، هر سفر حیاتی است
درون رحم استار، اتفاقی جادویی در حال رخ دادن است
یازده هفته پیش، آن خوشه کوچک سلولها کاشته شد و شروع به رشد کرد
این لونا است
در حالی که صورت و بالههایش هنوز در حال شکلگیری هستند
درون نیمتنهاش، ریههای کوچکش در حال رشد هستند
و قلبی از قبل در حال کار است
بند نافی که لونا را به ستاره متصل میکند
مواد مغذی ضروری که او را زنده نگه میدارند، به او میرساند
اما با پنج ماه رشد، او هنوز راه درازی در پیش دارد
زمستان چالشبرانگیزی برای استار خواهد بود
فشار زیادی روی اوست او باید دوباره به شکار برود
وقتی بهار بالاخره از راه میرسد،
ساعات روز از هشت تا 15 است
انرژی خورشید، دریاهای اطراف جزیره مثلث را دوباره زنده میکند
و شیرهای دریایی از دور و نزدیک در حال بازگشت هستند تا برای زایمان آماده شوند
اما ستاره هیچ جا دیده نمیشود
فقط چند هفته مونده تا مامان شدن،
او دارد از آخرین طعم آزادیاش لذت میبرد
او موفق شده به اندازه کافی غذا بخورد تا رشد لونا در مسیر درست قرار بگیرد
بیست و هشت هفته گذشته و لونا خیلی تغییر کرده!
موهای کرک مانندی به نام لانوگو اکنون بیش از ۵۰ درصد بدن او را پوشانده است
وقتی به دنیا بیاید، این پوشش او را گرم نگه میدارد در حالی که مقداری چربی در بدنش جمع میشود
بالههایش که حالا تقریباً بهطور کامل شکل گرفتهاند، در رحم تکان میخورد
این حرکات عضلات مورد نیاز او را تقویت میکنند
تا وقتی فقط چند هفتهاش است، اولین شنایش را انجام دهد
برای یک شیر دریایی، بالهها ابزار کارشان هستند
استار با جمع کردن بالههای جلوییاش خودش را به جلو میکشد
در یک حرکت فراگیر قدرتمند
سپس آنها را محکم به بدنش چسباند،
او شکلی شبیه اژدر به خود میگیرد تا به راحتی در آب حرکت کند
و در حالی که یک مدالآور المپیک با سرعت تقریباً شش مایل در ساعت شنا میکند،
یک استلر بالغ مانند استار میتواند به سرعت تقریباً هفده متر برسد
اما در این آبهای گلآلود،
سرعت به تنهایی برای گرفتن طعمه سریع او کافی نیست
او به ویژگی دیگری که فرزندش از قبل دارد تکیه میکند
سبیل ها
لوناها به سرعت در حال رشد بودهاند
وقتی او کاملاً بزرگ شود، تقریباً به ۳۰ سانتیمتر میرسند،
طولانیترین از هر حیوان دیگری
مانند نی در فنجان، هر سبیل میتواند آزادانه حرکت کند،
اجازه دادن به شیر دریایی که هر ماهی که در نزدیکی شنا میکند را حس کند
لونا فقط چند هفته دیگر فرصت دارد تا با استفاده از سبیلهایش خانه جدیدش را کشف کند
حالا که تقریباً ۱۳۰ پوند سنگینتر شده، استار میتواند حس کند که زمانش تقریباً به پایان رسیده است
او باید راه برگشت به خشکی را پیدا کند
اواخر ماه مه، جزیره مثلث پر از شیرهای دریایی میشود
استار باید جای درست را پیدا کند
جایی که بتواند هر تابستان به آن برگردد
شاید آرامترین مکان برای زایمان نباشد
در کنار تمام مادران دیگر، به ندرت لحظهای آرامش وجود دارد
اما برای استار کاملاً درست است،
در مکانی امن و دور از لبه آب
او آن را کاملاً زمانبندی کرده است
تا هفته ۳۴، فضای لونا رو به اتمام است
او آماده است تا با جهان روبرو شود
با آزاد کردن هورمونها به جریان خون استار،
او این فرآیند را به حرکت در میآورد
سه روز پس از ورود به جزیره
نشانههایی وجود دارد که بچهی استار در راه است
بالاخره
لونا اینجاست
اولین توله استار صحیح و سالم به دنیا آمد
با وزنی کمی بیش از ۳۵ پوند
لمس ملایم بینیها
فرآیند پیوند را آغاز میکند
که آنها را در چند هفته آینده در کنار هم نگه دارد
اما چیزی که بیش از همه ذهن لونا را مشغول کرده، اولین وعده غذاییاش است
ستاره به طور غریزی به او نشان میدهد که کجا را باید بمکد
شیر او پنج برابر غنیتر از شیر انسان است،
و به لونا کمک میکند تا به سرعت لایهای از چربی روی پوستش بگذارد
فقط سه ساعت از تولدش گذشته بود، و با کمی کمک مامان
لونا دارد جای پایش را پیدا میکند
بالههای عقبیاش را زیر خود میچرخاند،
و با استفاده از بالههای جلوییاش برای تحمل وزنش،
او میتواند شروع به گشت و گذار کند
اما با وجود آزادی تازه به دست آمدهاش، او هنوز کاملاً به استار وابسته است
No comments yet. Be the first to leave one.