প্রথম 200টি লাইন।
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @DigiMoviez
«ترجمه از امیرعلی_پیام، آرمان اسدی و محمدعلی sm»
امشب شبشـه، حله؟
سالیان سال شبیه عن بودیم و حالا داریم بهتر میشیم
به نظر من که من از همه بیشتر پیشرفت کردم
بالاخره جذاب شدیم. حداقل به نظر من اینطوریه
داریم شناخته میشیم
داریم میریم لای دافولیا دختر
با کله داریم تو کس و قراره حسابی خیس کنیم
بابا از طرف خودت حرف بزن
امسال من رو سگ هم نمیکنه
همونطور که پارسال سگ منو نمیکرد یا مثل سال قبلش
باشه بابا، من که میخوام با بریتنی صحبت کنم
فکر میکنم دیگه وقتشه
آها، جدی؟ دیگه وقتش شد؟
این یازده سال که باهم مدرسه میرفتیم
اصلا وقتش نبود؟
این مدت کشش درست کردم بینمون
تو هم میتونی یه سلامی به ایزابل بکنی
آره، باشه
بعد چی میخوام بگم؟
مثلاً بگم «سلام دختر، چخبر؟ دوستپسرت چطوره؟
کیرش چطوره؟
هنوز شاهکار و عظیمـه؟ هنوز مثل یه کیر مردونه زوزه می کشه؟»
ممکنه بهم زده باشن. تو که نمیدونی
جشنواره مثل یه شروع تازهست
من با ایزابل همچین کاری نمیکنم، میگیری چی میگم؟
من براش در دراز مدت برنامه دارم، گرفتی؟
- امم - قراره اینجوری بشه
با این سلیطه چندسال حرف نمیزنم
بووم! یهو میرسیم به بیستمین گردهمایی دبیرستان
من میرم وسط مجلس، با یه کتی که
شبیه کت لزبینهاست که البته منم همینم. الان گرفتی چی شد؟
احتمالاً هم کتم سفیده، خب؟
بهم نگاه میکنه، منم بهش نگاه میکنم
چرا اینقدر بد بگا رفته؟
کامل رنگ و رو رفته شده
یعنی جف کاری کرده پلاسیده شده
همون موقعست که من میپرم وسط. حله؟
غم گرفت منو با این داستانت. این چی بود دیگه؟ خب گوش کن
جوزی، وقت داره میگذره
تا ابد که قرار نیست دبیرستانیهای کوچولو و سکسی بمونیم
یه مدت دیگه چندتا پیرزن دانشجو میشیم
دلت میخواد تنها دختر باکرۀ دانشگاه سارا لورنس باشی؟
آره، حقیقتاً، شاید
شاید اینجوری فرصتهام بیشتر باشن
من واقعاً به این رفتارهای ناراحتکننده و منفی الان احتیاجی ندارم. لطفاً بسه
این چه کسشعریه پوشیدی؟
واقعاً واسه برگشتن دیر نشده
فکر میکنم خودتم دلت میخواد اینجا باشی
کی همچین زری زده؟
- از کجات درآوردی این حرف رو؟ - من فقط حس میکنم...
که از اشتیاق زیاده که اضطراب داری
- نه، نه، نه - آره، آره
دیگه داریم رد میشیم و دیگه وارد شدیم
نه، نمیتونم، ببخشید. هوی! دستم گوساله!
[به مدرسه خوش برگشتید حمله کنید وایکینگها]
دستت هیچیش هم نیست
سندروم مونشهاوزن داری (بزرگنمایی درد)
ببین فقط هرکاری من میکنم تو بکن
- سلام خانما - اوه
اوه. چیشد اصلاً؟
- فقط برو - تابستونت چطور بود؟
- خوشحال شدم دیدمت - خیلیخب، میدونی چیه؟
قرار نیست اتفاقی بیوفته، خب؟
این مدرسه واقعاً با گی بودن مشکل داره
ببین کسی برای گی بودن از ما بدش نمیاد
به خاطر گی، بیاستعداد و زشت بودنـه که این جوریـه
مثلاً متیو رو ببین
خفن بودی رفیق. ترکوندی
عاشق بازیت تو نمایش مدرسه شدم
مرسی سلیطه
- لعنتی! - آره
هر سال نمایش رو میترکونه
- همۀ نمایشها رو میترکونه - آره
اوه، پففیل
بدم نمیاد امتحان کنم
- سلام بچهها - سلام هیزل
سلام هیزل. تابستونت چطور بود؟
پیش عموت تو پرورش خوک کار میکردی؟
اگه منظورت کار داوطلبی در سازمان ملی گوشتـه،
آره، خوب بود
شما اینجا چیکار میکنید؟
هیچوقت نمیومدید جشنواره
دستت چی شده؟
خدای من، به گوه خوردن افتاده بود
جدی گوه خورد؟ چی کسشعر میگی؟
- اوم - یا دوباره مثل سگ زدنت؟
نه فقط افتادم و...
خفتت کردن؟ کمپ جاسوسا بودن؟
رفتی کانون اصلاح تربیت؟
- آره رفتیم کانون اصلاح - خانمها و آقایان
- خدای من رفتید کانون؟ - وقتشه آماده شید و
برای وایکینگهای خودمون، وحشی و حشری شید
خدای من چیکار کردید مگه؟
و مردی که ما رو تا پیروزی علیه بدی،
دیوانگی، گوه خوردن و
هانینگتون فرتس هدایت میکنه
بزنید به افتخار جف!
جف! بیا بچه بساز برام!
جف، بیا بپاش توم!
تو کونم نمیره که چرا دخترا از همچین پسری خوششون میاد
انگار که شبیه سگ یا خوک باشن. چیز دیگهای...
چندشترین حیوون چیه؟
جف، بیا سینههام رو امضا کن
بیا کلهت رو بکن تو کسم!
همینه
اوه لعنتی. هیزل
اونو بده من. جوزی اینو بگیر
- اینو بگیر - نه
سریع بگیر. الان نوبت مائه
اینقدر سرم داد نزن عن!
میشه اونو سریع بهم برگردونید؟
- هی بریتنی - پیجی
من عاشق سوراخهات...
یعنی سوراخهای شلوارت شدم
ممنون
شبیه یه پسر کوچولوی هلندی شدی
ممنون
خب بریت... میتونم بریت صدات کنم؟
ترجیح میدم همون اسمم رو صدا بزنی
- بریتانِی، ام، ولی... - نه اینجوریم نه
بریتنی
امشب حال چرخ و فلک سواری داری؟
نه. امشب حسابی اسهالم
برم چرخ و فلک بالا هم میارم
- نه نمیاری - آره میارم
بذار یه کسشعری بگم
فکر میکنم میتونی غذا بخوری
هضم کنی. بذاری خیس بخوره. بعد برینی
آم، حال بهم زن بود
اینو نمیخوای؟ یه گاز بزن ازش
- اوه نه - آره خیلی حالبهمزنه. اه
هات داگ میخوای؟ میتونیم بریم هات داگ بخوریم
نمیدونم
آره بابا، میریم نون و کچاپ هم ورمیداریم
- نه نون نمیخوام. نه - باید نون بگیری
- آره باید بگیری - نه
خب نون نمیخوای. خیلیخب
آم، ایزابل
جوزی هم یچی تو این مایهها داشت بهم میگفت
فکر نمیکنم
من که یادمه. خیلی خوب بود
خیلی جالب بود
تو خیلی... تو هم لاغری
من جوزیم راستی. عصرت بخیر
آره خیلی لاغری...
خیلی لاغر مردنیای مگه نه؟
احتمالاً یچیزی باید کوفت کنی
وگرنه از لاغر بودن میفرستنت بیمارستان
اوه اوه، زنگ بزنید دکتر بیاد یه اسکلت میبینم
خیلیخب، بلیطهامون رو میخواید؟
آره، آره. ممنون
لعنتی! لعنتی!
نمیخوام به زبون بیارم ولی بگا رفتیم
میدونی چیه؟ من حالم خوبه
چون قرار نیست تو زندگیم خبری باشه
اگه اینجا اتفاقی نمیوفته
پس قطعاً تو امرسن هم اتفاق نمیوفته، خب؟
دیگه خسته شدم از بس دنبال کسی بودم که باغچهم رو بیل بزنه
- نه - من کسم رو جمع میکنم
و میرم به متیو کس میدم
این تنها امید منـه
- نه - فقط من و متیو، رفیق
و فقط چون اون گی و نترسـه
احتمالاً بدون کاندوم منو میکنه
بعدش قراره باردار بشم
بعد باید بریم تو کلیسا کار کنیم
تو هم کشیش همجنسگرا میشی
کل زندگیم بگا رفته!
و آره، درسته. موعظههاش عالین
ولی همه میدونن که همجنسگراست
همه میدونن اون کسخل همنجنسگراست
در ضمن پسرمون، هزکایا، ازمون متنفره
چون میدونه جفتمون گرایشمون مخفیـه ولی
به خاطر اون تلاشمون رو میکنیم ولی به هرحال خوشحال نیست
و آره حدس بزن چی شده؟
خادم کلیسا یواشکی با کشیش میخوابه رفیق!
با کشیش زارتان زورتان میکنه!
نمیخوام اینجوری زندگی کنم
میشه یکشنبهها بیای ما رو ببینی؟
خواهش میکنم، میشه یکشنبهها بیای؟
- ایزابل - ولم کن!
- دنبالم نیا - صبر کن ببینم، ببند گاله رو
- چیه؟ - ببین
- بهم دست نزن - ایزابل، عزیزم
دختر کوچولو موچولوی من
چرا همیشه با زنهای دیگه لاس میزنی؟
اگه دبیرستانی نباشن که حساب نیست
مخصوصاً خانم رایلی!
- جوزی سوارش کن - فکر نمیکنم
آره یالا
... کاتولیک ایرلندی
منم فقط یه مسیحی معمولیم
- جوزی ازش بپرس. بدو - پیجی بس کن
داری سرمو منفجر میکنی
داری بهم حمله میکنی و داری باعث میشی میگرن بگیرم
و داری بهم خاطرات بد تمام دفعات قبلی که
میگرن گرفتم رو یادم میاری
No comments yet. Be the first to leave one.