Beyond the Clouds

Beyond the Clouds (태양은 가득히)

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

রিলিজ তথ্য

Beyond the Clouds E14 140401 HDTV x264 720p-ASSA FOrum KOrean-Dream
ভাষ্য লিখেছেন sunflowermag
ترجمه و زیرنویس: سحر و محبوبه

ট্যাগ

HDTV
hdtv
x264
720p
720
HD
প্রকাশিত: 2014-04-17
ডাউনলোড: 18
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: Yes

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

کِي همُ ديديم؟

دوست دارم بدونم

گل فروشي

براي تحويل گل اومده بودم به کارگاهت

اون اولين بار بود

...پنج سال پيش

يه گل فروش ساده بودي

اينا گذشته ان

نزديک تر

!بابا،بدو- باشه-

وقتي بچه بودم،کلِ زندگيم فرار بود

وقتي سوت ميزدم

بابام کولم ميکرد وباهم فرار ميکرديم

بعدا که...همه چيُ درباره من فهميدي

...اگه اون موقع هم مشکلي نداشتي

ميشه با اين سوت بزني؟

اون وقت ميذارمت رو کولم و باهم فرار ميکنيم

فرار کنيم؟

بله

واقعا؟

...دو جون

چاپيو- بله؟-

فلش رو از کيف اهن يونگ وون بردار

و تصادف رو گزارش بده

..:: (MB.SJ)ترجمه و زيرنويس زيرنويس : محبوبه ::.. ..:: (sahar1993)سحر ::..

ان سوي ابرها قسمت 14

کجاست؟

گذاشتمش تو هت اون وقت تو ميري مياريش بيرون؟

خواهرت کجاست؟

احتمالا با لي اون سو ـه

نگران نباش

براش،لي اون سو...بهتر از تو

انداختيش تو هتل؟

!به خاطر خودته

چون مي ترسي بفهمه که با گون وو جين چيکار کردي

!چون لي اون سو،جانگ سه روـه

اونم ميدونه؟

مي دونه لي اون سو کيه؟

هيچي نمي دونه براي همينم لااقل ميتونه ازت فرار کنه

اگه ميدونست ميتونست زندگي کنه؟

برو بيرون

خوب پسرتُ بزرگ کردي

يونگ وون...بيمارستانه

چرا؟- هان ته اوه ـه-

لي اون سو کجاست؟

همين الان رسيديم

پدرم اگه ببينتش ولش نميکنه

ببرش يه بيمارستان ديگه- چيه شما اينقدر خوبه؟-

يه نفر صدمه ديده و فقط همينُ داري بگي؟

اگه نميخواي بيشتر از اين اسيب ببينه فرار کن

!هي

اروم باش.حق با اون بود

اقا،به هوشين؟

به هوش اومدين؟

مي تونين حرف بزينن؟اينجا کجاست؟

...خانمي که باهام بود

درد دارين؟ کجاتون بيشتر درد ميکنه؟

...خانمي که باهام بود

نبايد حرکت کنين

...يونگ وون

...هان يونگ وون

پاشو

!هان يونگ وون

...هان يونگ وون

....بيدار شو

...بچمون اينجا

مي دوني کيه؟ ببرينش يه اتاق ديگه

بله،اسيب جدي نديده لازم نيست خيلي نگران باشين

واقعا؟

اسيب جدي نديده؟

...ديوونه

بيمارستانيم

!پدر

به جون خودم قسم راحتت نميذارم

بندارزينش بيرون

به خاطر من خيلي اسب نديدي،نه؟

به نظر که اسيب جدب نديدن

...ولي به خاطر رئيس هان،سه رو- مدير شين الان ميرسه-

...چاپيو- بله-

به کسي نگو که اين دستِ ماست

حتما

مطمئنم...ميخوان ازم استفاده کنن و بعد ولم کنن

...ولي تا وقتي که اين دستمه

نمي تونن کاري به کارم داشته باشن

بيا تا تهش بريم

افرين

يه هديه واقعيه

...لي اون سو

...بفرستش خارج

نبايد ترتيبشُ بدي؟

!سلا،مدير شين

!اومدي

هان ته اوه...شنيدم اين بار خيلي خراب کرده

گوشي منشي هان ته اوه لو رفته

به هر ميخواستم بهت بگم

بازم کارِ لي اون سو ـه

رابط هاي هان ته اوه الان رابطاي ماهم هستن

کاري نکردي؟

يه نقشه دارم

خوشبختانه،اسيب جدي نديده که نياز به عمل باشه

مفصل زانوش کوفته شده

بيخيال.حالش چطوره؟

جز کوفتگي مفصل مشکل ديگه اي نداره

..فعلا تحت مراقبته- چرا هنوز بيدار نشده؟-

مطمئني ازمايشا رو درست انجام دادن؟

عزيزم- ...اگه همينطور بي هوش بمونه-

بايد دنبال دلايل ديگه باشيم

اخيرا زير فشار زيادي بوده؟

کجا ميري،پدر؟

جانگ سه رو

وايسا...هان يونگ وون...وايسا

واقعا که،بسه

ببراي خونوادشون چشم ازش برنميدان

خواهشا،فعلا به فکر خودت باش

خسته نشدي؟

به خاطر کي تونستي فرار کني؟

...چه عشق بزرگي داره

تهمت به جانگ سه رو؟

همون چيزيه که رئيس هان ته اوه ميخواست

همين امشب کاراشُ شروع ميکنم

چطور؟

من يه الماس ابي از تايلند اوردم

خيلي راحت،عوضش ميکنم

با لي اون سو که تو کره ميشناختمش تماس گرفتم

و فهميدم که درواقع اون همون جانگ سه رو که تغيير هويت داده

همين

هويت جعلي؟

چون شخصي بود نميخواستم بهتون بگم

ميخواستم چند نفرُ پيدا کنم تا شهادت بدن

و يه ميليارد بريز به حساب جانگ سه رو

فقط به عنوان مدرک ازش استفاده ميکنم و بهت پسش ميدم

با اينکارا؟

ميخوام رئيس هانُ تحت فشار بذارم تا زودتر "بل لا فيرُ" بفروشه

..اين روزا سرگرم کارشه

پس زود ميفروشه

بريم پاتوق

همه جا پرِ بيمارستانه چرت نگو

شايد تو ليست تحت تعقيبا باشم.فعلا بريم پاتوق

امنه؟

بريم همونجايي که "اف ال جمستونُ" درست کرديم

جاي خوبيه

جه اين- چي؟-

تو خودتُ بکش کنار

چي؟

متاسفم...ولي بهت اعتماد ندارم

نمي توني به کانگ جه خيانت کني

بايد چيکار کنم،رئيس؟

با جانگ سه رو و "بل لا فير" پيش برو

فهميدم

چرا نمي توني يه زندگي معمولي داشته باشي؟

من کل زندگيم جون کندم تا تو راحت زندگي کني

...وقتي بچه بودي ...مي گفتي منُ از همه بيشتر دوست داري

دوباره بهم تهمت ميزنن

هان يونگ وون ميفهمه که من جانگ سه رو ام

سلام.چطور ميتونم کمکت کنم؟

اومديم دنبال يه چيزي

لي اون سو رو ميشناسي؟

....لي اون سو- بله-

نه،باورم نميشه

واقعا سه رو گفت؟

گفت همه چي تمومه و فردا برميگرده

خواست که برين يه جاي خوش اب و هوا و يکمي استراحت کنين

به سه رو بگو خودش بياد

چه خبره که منم بايد فرار کنم؟

!بگو خودش بياد ديگه نمي تونم اينجوري زندگي کنم

الو؟- بذار با مادر بزرگ حرف بزنم-

لطفا

حالا چي؟

مادربزرگ....متاسفم

گفتي برگشتي

واقعا مثلِ پدرت شدي؟

اوهوم

پس فرار کن.ميام پيشت

چرا؟همين الان بيا همين الان

ادم فرستادم جاي خودم چون نمي تونستم بيام

به نظر خودت منطقيه؟

چطور ميتوني شوخي کني؟

فکر کردي خودم ميخواستم اينجوري بشه؟

برو.خونه از اينجا بهتره.تازه باغچه هم داره

ميخواستي يه جايي مثل اينجا زندگي کني

واقعا...يکيُ کشتي؟

چرا همچين سرنوشت بدي داري؟

...پسرت کلاهبردار بود والان نوه ـت هم

ولي...يکم ديگه هم صبر کن اين همش نيست

نميشه که همينجوري تموم بشه

بازم بهت زنگ ميزنم

...چيکارکنم

...تغير هويت

اصلا ميشه؟

چي گفته بودم؟مشکوکه،عجيبه.تو نگاه اول همه اينارو فهميده بودم

فقط همينا رو از لي اون سو داريم

...باورم نميشه

واقعا اقاي لي اون سو الماس ابي رو دزديد؟

اگه ميخوات اينکارُ کنه،بايد اول به فکر امنيت خودش مي بود

با عقل جور در نمياد

!نمي تونستيم اينکار کنيم

مدير مين،برو بيمارستان پيش خواهرم

بهش نگو،شوکه ميشه

بله

لطفا تحقيق کنين

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left