প্রথম 200টি লাইন।
.خونه
!پدر
!پدر
!پدر
!پدر
.پدر! پدر! منم
!زود باش، پدر
!باورت نميشه که بگم کجا بودم
..."آليس"
،همهش با يه خرگوش سفيد شروع ميشه
...و ميخواست که کلاهم رو ازم بگيره و بعد - آليس"؟" -
واقعاً خودتي؟
پس ميخواي که کي باشه؟
.مدّت زمانِ طولانياي رفته بودي
...ما...ما فکر کرديم که تو
فکر کرديد من چي؟
.که مُردي
خرگوشهاي سفيد، هزارپاي معتاد؟
قارچهاي غولپيکر؟ فکر کرده من احمقم؟
چرا بخواد دروغ بگه؟
.بچّهت توهم زده
.توهم زده. داره اين حرفارو از خودش سرهم ميکنه
.امّا ميتونم درمانش کنم - .پس اون يه دروغگوئه -
.اون يه دروغگوئه
.من دروغگو نيستم، همهش واقعي بود
.و ميرم که ثابتش کنم
."بهنظر ميرسه دوباره ميخونه رو تعطيل کردي، "ليروي
.واقعاً سر اون مشتري لوح ـه تفنگ درمياري
."اين يه موقعيت بُرد/بُرده، "اشلي ،تو عکسم رو از رو ديوار ورميداري
!منم بالأخره...هو - .ببخشيد، داش، ولي بستهايم -
.انگار ميخواد طوفان بياد
.بهتره بري يه جا که خيس نشي
.حتماً به نصيحتت عمل ميکنم
.ايناهاشي
يا خدا! تو اينجا چيکار ميکني؟
.تو راه بهت ميگم، بجنب ديرمون شده
.نه، خرگوش من زمانبنديهاي مهمّت واسهم اهمّيتي نداره
.به هرحال، زمانبنديهاي غيرمهمّت هم واسهم اهمّيتي نداره
.نه، نه، نه، نه .ما واسه چيزي ديرمون نشده
.واسه ديدن کسي ديرمون شده
کي؟
."آليس"
.به کمک احتياج داره
.تو "سرباز دل"ـي
.بهت احتياج داره
.خواهشاً، به سؤالات جواب بده
آليس"؟"
آليس"؟"
.يادم نمياد
.بهگمونم که يادت مياد
،تا الآن يک سال شده
.و اظهارياتت رو به طور تقريباً شفافي بيان کردي
،يه گربهي نامرئي
،يه هزارپاي معتاد به قليون
،غدا و نوشيدنياي که قادرن شکل فيزيکيشون رو تغيير بدن
.يه ملکهي سرخ جنايتکار
...و با اقتادن در يه لونهي خرگوش
.همينطور که ميگي...با تمام اين اتّفاقات برخورد کردي
...شنيدن اين چيزا يکم
.غيرطبيعي و مسخره به نظر ميرسه موافقي، "آليس"؟
.بله
.خوبه
،فقط يه چند تا سؤال ديگه مونده
،و شايد اينبار .بتونيم بفرستيمت بري خونه
،پدرت ديگه موقعي تو رو پيش ما آورد که
.داشت درک و فهمش رو از دست ميداد
...فقط ناپديديهاي چندبارهت نبوده که
.باعث عوارضي شده
...توضيحاتِ مسخرهت دربارهي اينکه
...داشتي دنبال مدرک براي اثباتِ
...اين مکان ميگشتي بوده...اين
...اين "سرزمين عجايب"ـي که درش قدرتِ
.شگفتانگيز، و فوقالعاده و ماجراهاي وحشتناکي داشته
هنوزم باور داري که حقيقت باشه؟
.هي، اون مال منه
.پسش بده
!عهد شکن! ايست !داره به سمتِ هزارتو ميره
!به دستور ملکه، ايست
!نزاريد فرار کنه
!داره به سمتِ باغ ملکه ميره
!بريد دنبالش
!فکر کردم از اينور رفت
!نبايد فرار کنه
اون دختر کجاست؟
کسي نديدتش؟
!فکر کردم از اينور رفت
آليس"؟"
آليس"؟"
آليس"!؟"
.نه
.حقيقت نداشت
.من هرگز انگلستان رو ترک نکردم
پس تو همهش رو...از خودت درآوردي؟
چرا؟ واسه جلبِ توجّه؟
خب، جلب توجّه هم کردي، مگه نه؟
...سؤالي که امروز بايد بهش پاسخ بديم اينه که
...کدومش يه رسوايي واقعيه
دختر کوچيکي که داستانهايي از ،عصرونه خودن با ملکهي بيرحم ميگه
يا دختر جووني که ميگه همهي اينها تصوّراتش بودن؟
.اون دختر کوچولو يه احمق بود
و اين خانم چيه؟
.ميدونه که واقعاً چه اتّفاقي افتاده
!همهجا رو بگرديد
.بايد يهجايي همين ورا باشه
!ديگه جايي نمونده
.نزاريد فرار کنه
کجا رفته؟
تو بطري من چيکار ميکني؟
.منو راه بده، وگرنه گنده ميشم
...همينجا، همينالآن، خونهت رو
.به ميليونها تيکهي کوچيک منفجر ميکنم
ما که اينو نميخوايم، مگه نه؟
.اينروزا پيدا کردن بطريهاي خوب سخته
.اسم من "کوروش"ـه
.خونهي من خونهي توئه
،وقتي بالأخره دوباره پيدات شد
.ادّعا کردي که توي...سرزمين عجايب بودي
ميتوني بهمون بگي واقعاً کجا بودي؟
.با يکي از دوستام بودم
کجا؟
.آگرابا" به نظر قشنگ مياد"
.اميدوارم يه روز دوباره ببينمش
خونهت کجاست؟
.انگلستان
.گرچه که اين اواخر خيلي شبيه به خونه نبوده
.پس جفتمون تو اين سرزمين شگفتانگيز غريبهايم
.شگفتانگيز" يکي از چيزاييه که ميشه بهش گفت"
فوقالعاده"؟" - .خطرناک -
.حس ميکنم که ميتوني از خودت مراقبت کني
و بايد به زودي به سرزمينت برگردي؟
.خب، اوّل بايد کاري که واسهش اومدم رو انجام بدم
که اون کار چيه؟
.که ثابت کنم کلّ اينها حقيقيه
مدرک ميخواي؟ .بيا تا بهت مدرک بدم
يه خرگوش سخنگو که پيرهن و شلوار پوشيده؟
.هيچکس ديگه نميتونه بگه اينا تصوّراتم بوده
.بله. بيشک و يقين که همينطوره
،"خب بگو ببينم "آليس اين مدارک براي کيه؟
.خيلي ريسک کردي که به اينجا برگشتي
واسه شوهرته؟
.نه، همچين کسي وجود نداره
.خوبه
خوبه؟
.منظورم اينه که، تو رو از عشقت جدا نکردن
.اونطوري سرنوشتِ مزخرفي ميشد
.بله، همينطوره
.مدارک براي پدرمه
.فکر ميکنه من ديوونهام
جدّاً؟
...پس داري زندگيت رو واسه کسي به خطر ميندازي
که حرفهات رو باور نداره؟
...ميدوني
،وقتي آدم کسي رو از تهِ دل دوست داشته باشه
.به مدرکي احتياج نداره
.آدم ميتونه احساسش کنه
،شايد تو سرزمين تو اينطوريه
...امّا تو سرزمين من، اميدوارم که اوضاع
اميدواري که اوضاع چي؟
.آليس"، تو بطري من رو پيدا کردي"
.همهچيز ممکنه
،"معشوقهي من"
."هرچه از من بخواهي از آن توست"
."سه تا از آرزوهات رو برام بگو"
،آليس"، اگر آرزو داري که از اين ساختمون آزاد بشي"
...بايد - !من هيچ آرزويي ندارم -
...آيا اين ربطي به
جني داره که باور داري ملاقاتش کردي؟
...به پدرت گفتي که تو
،آزادش کردي ...گفتي که دوتاتون از دنيايي به دنيايي ديگه
،سفر کرديد
،با دزداي دريايي جنگيدين .با پريان دريايي شنا کردين
...و بعد
.اون حالا مرد بوده يا زن، عاشقش شدي
آمادهاي که اعتراف کني اين يه دروغ محض بوده؟
.پرجزئيات و خوشساخت
،دربارهي درياي جوشان شنيدم
،امّا ديدنش با چشاي خودمون .خيلي فوقالعادهتره
.همينطور که تو فوقالعادهاي
.اوه! مراقب باش
."من هيچوقت انساني شبيه به تو نديدم، "آليس
.منم هيچوقت جني مثل تو نديدم
،خب، راستش، تا حالا جن نديدم
...خب
.خيليخب
...منو ببخش، عادت ندارم که
،من هميشه آرزوها رو برآورده ميکردم .خلقشون نميکردم
خلق کردنشون؟ چي؟
،به مدّت 100 سال ،تو يه بطري گير کرده بودم
،بردهي آرزوهاي اشتباهِ يه انسان شده بودم
...و کلّ اون مدّت، فقط يه آرزو داشتم
.که هيچوقت ديگه زنداني نشم
...و حالا
.يه آرزوي ديگه دارم
...وايسا، فکر کنم
...مردم توي دنياي تو اينکارو روي زانو انجام ميدن
.بله
چي؟
.بله، بله، قبوله
.نه، آخه من يه سخنراني طولاني داشتم
...خيلي دلربا و شيوا بود و
No comments yet. Be the first to leave one.