প্রথম 200টি লাইন।
خب رفقا، بیاید شروع کنیم
بعد از کلی قهر و آشتی
جینِ باکره بالاخره با مایکل نامزد کرد
باهام ازدواج میکنی؟ با من ازدواج میکنی؟ بله. بله
و بابای بچهش، رافائل
خب، اون گفت که سعی میکنه با این موضوع کنار بیاد
شاید چون فکرهای دیگهای توی سرش بود
ببینید، زن سابقش، پترا، تازه دوقلو به دنیا آورده
السا و آنا. مثل همون کارتون یخزده؟
به جز تو هیچکس همچین فکری نمیکرد
آها، و تازگیها فهمیده که مامانش رئیس یه باند خلافکاری بوده
میدونم، خیلی عجیب و غریبه، نه؟
عجیبتر اینه که داشت با مایکل همکاری میکرد
تا برادر گمشدهش رو پیدا کنه
دِرِک روول، پسرِ مادرِ رافائل
النا دینولا
درک بعد از فاش شدن هویت "موتر" ناپدید شد
میدونم، انگار دقیقاً از توی یه تلهنوولا دراومده، مگه نه؟
خب، این رو تصور کنید. پدر جین
ستارهی بینالمللی تلهنوولا، روخلیو دِ لا وِگا
توسط بزرگترین طرفدارش دزدیده شد
و حتی بدتر از اون
با خانوادهش دعوا کرده
فقط فکر میکنم الان به کمی تنهایی احتیاج دارم
واسه همین اونا اونقدرها نگران نیستن
عجب بدشانسیای، نه؟
و حالا که حرفش شد... آلبا داشت نامهنگاری میکرد
با اولین عشقش
پابلو آلونسو سگورای بدنام
و سو ازش دعوت کرد که بیاد دیدنشون
اون مَرد
خودِ بدشانسیه
و باید بگم واقعاً امیدوارم
که اینطور نباشه. شما چی؟
خبر فوری
جین گلوریانا ویانوئوای ما همیشه نظرات قاطعی داشت
خجالت میکشم که اهل فلوریدا هستم
دربارهی سیاست
خیلی بازه. عوضش کن
دربارهی لباسهای مامانش
جین، نه
اگه پات رو جارو بزنن
هیچوقت ازدواج نمیکنی
و خرافات مادربزرگش
بس کن. مسخرهست
یه روزی ازم تشکر میکنی
و نمیخوام همبستگی رو با علیت اشتباه بگیرم
اما امروز اینجاییم
شش هفته مونده تا جینِ ما با مردِ رویاهاش ازدواج کنه
خب، آمار نهاییِ تعداد مهمونها رو داریم؟
دارم روش کار میکنم. دارم روش کار میکنم
میدونم به چی فکر میکنید؛ قبلاً هم تو این موقعیت بودیم، نه؟
اما این دفعه فرق داشت
این دفعه خبری از تردید (یا رزرو) نبود
رزرو صندلیهای کرایهای رو انجام دادی؟
نه، دارم آمار نهایی نفرات رو در میارم
برادر مایکل نمیاد، پس شد ۲۵ نفر. نه، ۲۶ نفر
پدر و مادرش هردو دارن با ماشین میان اینطرف
جدی؟ مگه اونا دشمن خونیِ همدیگه نبودن؟
خب، اونا که توی کتاب کمیک نیستن
اما آره، در واقع همینطوره
توی یه اتاق با هم نبودن
از زمان فارغالتحصیلی مایکل از دبیرستان
داره از ترس سکته میکنه. خب، هیچوقت نمیشه پیشبینی کرد
منظورم اینه که نامزدی آدمها رو دور هم جمع میکنه
والدین مایکل... آلبا و پابلو
بهت که گفتم
من باهاش ملاقات نمیکنم
آه، بله، پابلو آلونسو سگورا
خودِ مرد، خودِ اسطوره، خودِ افسانه
خب مادربزرگ، مجبوری ببینیش
چون داره از ونزوئلا میاد اینجا
تقصیر کیه؟
بهت گفتم که اون مرد نفرینزدهست
داری مسخرهبازی در میاری
خب، برگردیم سر لیست. تنها علامت سوال، باباـه
هنوز باهات تماس نگرفته؟
نه
دوباره بهش زنگ میزنم
الو
سلام پائولا
فقط میخواستم با بابام صحبت کنم
متاسفم جین
همین الان رفت سرِ یه جلسه
با یه کارگردانِ انتخاب بازیگرِ خیلی مهم
یه مدتی سرش شلوغه
بگو بهم زنگ بزنه
بهش بگو که موضوع مهمیه
میدونی چیه؟ بهش بگو دارم با مایکل ازدواج میکنم
حله. پیغام رو بهش میرسونم
اگه زنگ نزنی
میفهمه یه چیزی درست نیست
نه، نمیتونی زنگ بزنی
اینقدر با من بحث نکن
امشب باهاشون خداحافظی میکنی
وقتی که قتل و خودکشیمون رو زنده پخش کنیم
اگه جواب نده، یعنی یه مشکلی پیش اومده
قطعاً یه مشکلی هست
خدای من، خیلی کلافهکننده است
ممنون که متئو رو نگه میداری
باید برم. نمیخوام برای دیدن استاد راهنمای جدیدم دیر برسم
بیخیال. اون حتماً ازت خوشش میاد
باید باهات رک باشم. آخرین چیزی که میخواستم یه دانشجو زیر دستِ جدید بود
درکتون میکنم. و معذرت میخوام که باعث شدم برنامهتون شلوغتر بشه
آره، و ظاهراً تو هم یه استاد راهنمای جدید میخواستی
چون با قبلی به یه سری مشکلات خورده بودی؟
اینم یه جورشه
خب، زندگی پیچیدهست
اما همهاش سوژهی نوشتنه، نه؟
این همون کلیشهی معروفه
خب، چی مینویسی؟
خب، ژانرِ من عاشقانه است
اه، حالم بهم خورد
الان اون گفت...؟
ببخشید، چی فرمودید؟
گفتم، حالم بهم خورد
پس طرفدار ژانر عاشقانه نیستید. خوبه که بدونم
اما امیدوارم با ذهنی باز برخورد کنید
ذهن من همیشه بازه. خب، من داشتم
مواظب باش جین، داری گزینههات رو توی
اساتید دپارتمان ادبیات انگلیسی تموم میکنی
فقط تا زمانی که از فیلتر "تست بِکدِل" رد بشه، مشکلی نیست، باشه؟
فهمیدم. تا حالا دربارش شنیدی؟
نه. نه، نشنیدم
این یه سوال سه مرحلهایه
آیا توی اثر دو تا شخصیت زن هست
که اسم داشته باشن
و دربارهی چیزی غیر از یه مَرد با هم حرف بزنن؟
مثلاً خودِ تو، جین
که داری با من، پروفسور دانلدسون، حرف میزنی
دربارهی اثری که از این تست رد میشه
اما تو، جین
اگه با من، مارلین، حرف بزنی
دربارهی استاد راهنمای قبلیت، جاناتان چاوز
اونوقت این دیگه از تست رد نمیشه
اوه، آره، خب
کارِ من قطعاً از این تست رد میشه
ترجمه: جین قطعاً چک میکنه
تا مطمئن بشه کارش از این تست رد میشه
عالیه
چون در غیر این صورت، حالم بهم میخوره
آره
فقط یه ذره بالا آوردی. چیزی نیست آنا، خوبی
هی پترا، میتونی...؟ حتماً
نه نه نه. منظورم این بود که میتونی فقط بغلش کنی؟
اوه، نه، اشکالی نداره. من آب میخوام
سلام. السا دوباره داره گریه میکنه
و من یه آبِ همدمای محیط میخوام
بازم میگم، اون دکمه برای این کار نیست
ولی در هر صورت، یه خبر خوب دارم
دکتر گرو گفت که امروز مرخص میشید
چی؟
فکر میکردم باید بیشتر بمونم
به خاطر مشکل پلاکت خونم
اوضاع بهتر شده. میتونی بری
بچهها هم همینطور؟
بله، بچهها هم
پترا
نگران نباش. از پسش برمیایم
همه چیز درست میشه
مایکل، قول میدم. اوه، نمیدونم
آخرین باری که پدر و مادرم پیش هم بودن، یه فاجعه بود
همهاش دعوا بود و همدیگه رو مقصر میدونستن و گریه و زاری
بیشتر گریههای من، ولی خب به هرحال
بیخیال، جلوی من که این کارها رو نمیکنن
چون تنها چیزی که سرش توافق دارن
اینه که چقدر تو رو دوست دارن
واسه همینه که تو نباید بری
نمیرم. نه، جدی میگم
حتی دستشویی هم نمیرم. خب شاید برم دستشویی
اون فضانوردی رو یادته که پوشک بسته بود؟
تمومش کن. پس تعهدت چی میشه؟
نه، جدی میگم
سلام مامان. سلام بابا
سلام. اوه، جین. سلام
فکر نمیکردم اینجا باشی
اوه، خب میخواستم ببینمتون
بیا تو. مایک، ما امیدوار بودیم
که بتونیم یه کم باهات تنها باشیم
یه سری مسائل مهم خانوادگی هست که میخوایم دربارهش گپ بزنیم
اوه، خب، این که فقط جِینه
به هر حال هر چی بگید رو من بعداً بهش میگم. هه
خیله خب. ما فکر میکنیم داری اشتباه میکنی
باهاش ازدواج نکن
اه، حالم بهم خورد
شما...؟
شما نمیخواید مایکل با من ازدواج کنه؟
دلت شکسته بود مایکی. یادت نمیاد؟
وقتی فهمیدیم دوباره با هم شدید
به پدرت زنگ زدم و با هم حرف زدیم
حداقل جین هنوز داره باعثِ وصالِ اونا میشه
میخواستیم باهات تماس بگیریم، ولی یهو دیدیم
یه دعوتنامهی اینترنتی برای جشن نامزدی برامون اومد
کافیه دیگه. بسه. مایکل، اشکالی نداره
شماها باید با هم حرف بزنید
امم، بعداً میبینمت
واقعاً معذرت میخوام. تو نباید بری
اونا باید برن. همین الان بیرونشون میکنم
نه نه نه، این کار رو نکن. فقط برگرد تو
هر چی بیشتر اینجا بمونی اوضاع بدتر میشه
No comments yet. Be the first to leave one.