প্রথম 200টি লাইন।
دهکده ساحلی چاچاچا
یک، دو، سه
خیلی باحال بودا
این دیگه چه کاری بود؟
آآ کن
دیگه خوشحال تر از این نمیتونم باشم
منم همینطور
هه جین
هه جین؟
خوشحالی؟
به نظرت لیاقت خوشحال بودنو داری؟
رئیس هونگ
رئیس هونگ؟
چی شده؟
کابوس میدیدی؟
آره، کابوس بود
یه کابوس خیلی بد
ای خدا
از یه کابوس ترسیدی؟
اشکال نداره، میگن کابوس دیدن نشونهی اینه که قراره قدت بلندتر بشه
ساعت چنده؟
ساعت 4:30 صبحه
چی؟
چرا کله سحر پا شدی اومدی اینجا؟ چیزی شده؟
قسمت دوازدهم
نه بابا
به این زودی خورشید طلوع کرد؟
آره، آسمون روشن شده
اه، میخواستم باهم طلوع خورشیدو تماشا کنیم
هواشناسی گفت هوای امروز صافه
آب و هوای کنار ساحل همیشه غیرقابل پیش بینیه
چی شده انقد یهویی میخواستی طلوع خورشید رو ببینی؟
همینجوری
فردا بازم بیایم؟ - دوباره؟ فردا؟ -
هوم... بیا صبح خیلی زود بیایم
تا بتونیم طلوع خورشید رو ببینیم
صبر کن، اونجا رو ببین
خورشیدو پشت اون ابرا نمیبینی؟
کجا؟
بابا چشاتو درست باز کن نگاه کن دیگه
نمیبینی رنگای قرمزش چطوری پخش شده توی آسمون؟
نه نمیبینم
باید مثل عکسای خطای دید که یه چیزی توشون پنهونه بهش نگاه کنی
نگاه کن
واقعا هیچی نمیبینم
اه میدونستم هیچی نیست
نه واقعا، اونجا رو نگاه کن
بابا هیچی نیست - نگاه کن -
داری رو چی انقد سخت کار میکنی؟
خب... اینه
تا دا
این دیگه چیه؟ "100 کاری که میخوام با دوست پسرم انجام بدم" ؟
لیست آرزوها
خداوکیلی؟ دیگه کی تو این دوره زمونه از این لیستا درست میکنه؟
چی؟ - تازه اونم توی اِکسل -
خودت که میدونی وقتی یه کاری رو شروع میکنم چقد تلاش میکنم تا توش بهترین باشم
بعدشم... خوش میگذره
ولی مهم ترین چیزو یادت رفته
چی؟
به جاهای حساس رسیدن
خدایا... عجب آدمی هستیا
جاهای حساس
ای بابا... بسه دیگه
میدونی، داریم سعی میکنیم کم کم همدیگه رو بشناسیم
اول میخوایم روح هامون رو به هم پیوند بدیم
از این چرت و پرتا نگو
هدف نهایی یه رابطه، عشق بازیه
عشق افلاطونی* به هیچ درد اِروس* نمیخوره
نگاش کن توروخدا
کسی هست؟ - بله -
چه آدم منحرفیه ها
اِروس؟
موهای همدیگه رو خشک کردن) (زیر یه چتر قدم زدن
آجوما
ای خدا، بورا مگه تو مشق نداری؟ چرا انقد ذوق کردی؟
نه واسه اون نیومدم
ای جون برنده شده
هان؟
عه
بذار ببینم
مدال نقره رو توی مسابقه گرفتم
آره دارم میبینم
چانگ ای جون از کلاس یک پایهی دوم از دبستان گونگجین
پسر من، چانگ ای جون. خیلی عالیه
ای جون، کارت عالی بود
بهت افتخار میکنم
ای جون، خوشحال نیستی که برنده شدی؟
چرا هستم
این خوشحال ترین حالت ای جونه
...دهنش همیشه
این شکلیه
ولی الان گوشه های لبش یکم اومده بالاتر
جدی؟ ای جون به بابات هم گفتی؟
نه - پس خودت بهش بگو -
الان بهش زنگ میزنم
خدایا
دیوونه شدی؟
...چرا تماس تصویری گرفتی
عه ای جون، منم بابایی
پس تو به مامانت گفتی زنگ بزنه؟
بابا من توی مسابقه ریاضی برنده شدم
چی؟ توی مسابقه ریاضی برنده شدی؟
ای خدا میدونستم که نابغه به دنیا آوردم
من به دنیا آوردمش - خب... منم مشارکت کردم دیگه -
زشته جلو بچه این حرفا
راستی این آخر هفته یه وقتی بذار برای جشن ای جون
باشه به روی چشم
ای جون، این آخر هفته دور هم جمع میشیم و جشن میگیریم. خوبه؟
هوم
کارت عالی بود پسرم، فعلا
آجوما نگاش کنید داره لبخند میزنه
هوممم
نخیرم
چرا، خندیدی
الان لبخندت بزرگتر شد
ای خدا
رئیس چانگ
...یونگ هون، اینو گوش کن. ای جون برندهی
مسابقه ریاضی شده
ایول بابا، حتما بهش افتخار میکنیا
پس بذار بخاطر داشتن این پسر خوب بهت مژدگونی بدم
چی؟ چطور؟
میگن این برای مفصلا خوبه
همین چند وقت پیش که افتادی حسابی کمرتو داغون کردی
عه
بذار ببینم، حالا چرا داری اینو میدی بهم؟
حالا ولش کن اول بخور
حالت بهتر شد؟
ها
فهمیدم چرا داری اینکارو میکنی
منظورت چیه؟
بخاطر انعام بهترین کارمنده نه؟
ای اسکول، اونی که انتخاب میکنه کی انعام بگیره که من نیستم
همهی ساکنین رای میدن و انتخاب میکنن بالاخونه رو دادی اجاره ها
مچمو گرفتیا
بازم یادت نره همشو بخوریا
...بچه ها، ای جونِ من
رئیس هونگ، با یه فنجون قهوه چطوری؟
خیلی هم عالیه
میرم بگیرم - ایول -
واقعا فرشتهی نجاتیا رئیس هونگ
نگو بابا - میشه چند روز دیگه هم کمک کنی؟ -
...آره، اگه یکی نمیخواد حداقل یه میز ساده هم درست کنه
اصلا چرا زحمت برداشتن اره رو به خودش میده؟
میخوای اونا رو بندازی بیرون؟
آره میندازمشون بیرون
چه حیف، بعضیاشون حتی حلقه های سالیانهی درخت هم روشونه
رئیس هونگ
اومدی
باز بدون اجازه اومدی تو؟
اگه میخوای اینجا پلاس شی باید اجاره بدیا
شاید دادم
حالا برو دست و روتو بشور
بشورم؟
هوم - چرا؟ -
امروز یه کاری هست که باید انجام بدیم
منظورت این بود؟
...آره، یوگای دو نفره
میتونه بینمون صمیمیت و کشش بیشتری ایجاد کنه
شرط میبندم چندتا رابطه بخاطرش به هم خوردن
خیلی سخته بابا
واقعا که
خیلی خب
حرکت بعدی - نمیشه تمومش کنی؟ -
...زانوهامون - بابا خستهم -
زانوهاتو خم کن و کف پاتو به کف پام بچسبون
اصلا بهم اهمیت نمیدیا
آفرین، بعد تو چشمای هم زل میزنیم
حله - حالا مچمو بگیر -
اینطوری؟ - مچمو بگیر -
بعد آروم آروم پاتو صاف کن
یک، دو، سه - پامو دراز کنم؟ -
نه، نه... آخ آخ درد گرفت
بابا نباید اینکارو بکنی
کشیدگی عضله پیدا کردم
کشیدگی عضله؟ - خیلی درد گرفته -
خیلی خب، بیا اینم خوب شد
خیلی خوبه دیگه چهار زانو بشین
رو به من
باز یه حرکت یوگای دیگه ست؟
میخوایم مدیتیشن کنیم
دستاتو بذار روی زانوهات
چشماتو ببند و روی تنفست تمرکز کن
حرکت مورد علاقهم همینه
خیلی شبیه هاپویی
سگ؟ - آره یه هاپو، از اون بزرگاش -
با اون پوست روشن و پلک دو تیکهت
شبیه یه هاپوی کیوتی
آهان... از اون سگا
ولی... تو بیشتر شبیه گربه ای
اما یه رگه هایی از سگ هم توت هست ترکیبی از هر دوشونی
پس یه گربه-سگم؟
آره - خدایا داری منو میکشی -
چال گونهت خیلی کیوته
خودتم چال گونه داریا
مال تو عمیق تره
نخیر مال خودت خیلی عمیق تر و کیوت تره
ای خدا
من هنوز دندونامو مسواک نزدم
مهم نیست
No comments yet. Be the first to leave one.