প্রথম 200টি লাইন।
« تــرجــمـه از مـــانــی، مـحــمـدرضـا و رضــا » .:. DeathStroke , awesomelvlmetal , RainyDay .:.
واقعاً جذابه
آخرین زنی که در انگلیس بخاطر جادوگری زندانی شد
،در خلال جنگ جهانی دوم بود
چون به نحوی میدونست یه قایق چطور غرق شده
طوری توضیحش داد که انگار خودش داخل قایق بوده
راستش هیچوقت تو رو مثل یکی از اون آدمایی
که به این خرافات باور دارن تصور نمیکردم
مادرم همیشه دنبال اینجور مسائل بود
خب، ما شبیه والدینمون میشیم
اولین فکر ترسناک امروز
و اولین صورت ترسناک
مامور بندیکس !چه سورپرایز ناخوشایندی
آمانیتا کپلن - حالا اجازه دارم جوابهام رو بگم؟ -
نمیدونم. مطمئن نیستم یادم نیست. و استرالیا
... مشکل اینه که
حرفتو باور ندارم
خب، من باور دارم ثروتمندان ،باید مالیات بیشتر بپردازن
،که یعنی باور به مطلبی باعث عملی شدنش نمیشه
.بیخیال این مزخرفات بشیم میدونم که با خانم مارکس در ارتباط بودی
شما میدونی چونکه خودم گفتم - اخیراً -
نائومی گفت هنوزم به صورت غیر قانونی پیامکهای ما رو میخونی
اگر خلافکار تحت تعقیب باشی دیگه غیر قانونی نیست
ولی من خلافکار تحت تعقیب نیستم ،و حالا که شماره تلفنش رو نداری
پس حتماً به صورت غیر قانونی پیامکهای منو میخونی
کمک کردن به یه خلافکار خودش جرمه
اگر خودت مرتکب خلاف نشدی از کجا میدونی من کمک میکردم؟
نیومدم اینجا که بازی کنم
:اومدم اینو بهت قول بدم
،اگر خانم مارکس رو نندازم هلفدونی تو رو میاندازم
،یک چیز رو باید در مورد من بدونی ... آمانیتا
پای قولم میمونم
ای خدا، عجب کسخلی
همینو بگو - حالت خوبه؟ -
احتمالاً وقتی رسیدم خونه باید دوش بگیرم
و یکم غذا از میشن چاینیز؟
هی
فکر میکردم گفتی که هیچ حرفی از اینکه کجا هستیم نزنیم
.فقط صحبتهای پشت تلفن رو گفتم اون سیگنال رو از استرالیا میفرستم
این یه شبکه بسته است. امنه
امن؟ این کلمه همیشه یه معنی دیگه میده
پلیس اشتباه میکنه
اون خودکشی نکرده
شرمندگی بود
شرمندگی پدرمون رو کشت
... لااقل هنوز همدیگه رو داریم
!آهای
اون جزو اموال دولتیه
دو هفته دیگه میخوای؟
دو هفته دیگه
حس میکنم به دیوار ضربه میزنم
این دفعه واقعاً گند زدم
نمیدونم
میخواستم همه چی رو درست کنم
گمونم گند زدم به همش
میدونم اگه بیدار بودی میگفتی که این کار همیشگی منه
شاید درست باشه
شاید واقعاً به همه چی گند میزنم
... ولی این دفعه
این دفعه به قیمت از دست دادن تنها چیزی که واقعاً میخواستم تموم شد
!هی، کافیوس
داشتم فکر میکردم ... چرا یکی از اون هنرمندای خیلی خوب مثل «موزه» رو
برای نقاشی ژان کلود استخدام نمیکنیم؟
خیلی دستمزد میگیره
میدونم، ولی بازگشت ما باید افسانهای باشه
!ون دام برگشت. خفن تر از همیشه باید یه بیانیه بدیم
برنامه گو-باما رو دیدی؟
!اووه! اون خیلی خوفه دقیقاً مثل خودشه
مردم به اون برنامه اهمیت میدن قیافه مهمه
اینطور فکر میکنی؟ - آره -
نمیدونم
قیافه ژان کلود دیگه مثل قدیم نیست
اوباما هم همینطور
استفاده میکنه نه قیافه الانش "Hope Obama" شرط میبندم گو-باما از نام پوستر انتخاباتی اوباما طراحی شده] [در سال 2008 Shepard Fairey توسط
آره درسته. هیچکس دلش نمیخواد روی اتوبوسش عکس یه آدم پیر و چروکیده بزنه
دقیقاً
قیافه عوض میشه، میدونی؟ ولی قلب نه
درسته. درسته
... به افتخار افسانه
ما به قلبی مثل ژان کلود یا اوباما بیشتر از صورتشون نیاز داریم
جدی؟ پس قدم بعدی؟
!افسانهای
... صحبت از قیافه شد باید بگم این روزها یکم عوض شدی
آرایشگر جدید
خوشتیپ شدی. خیلی خوب - آره! ممنون -
هنر مادی است
،به طور سرکشانه در جهان واقعی پخش شده
مقید به ماده و مادیات
هنر سیاسی است
مخصوصاً وقتی اصرار میورزند که سیاسی نیست
هنر بر مبنای استدلال است
وقتی به واسطه مالکیت و تغییرات به اشتراک گذاشته و تهی میگردد
در واقع غنی و پرمایه شده
زبانِ دیدن و دیده شدن است
کسی نمیخواد این جوک رو برای من توضیح بده؟
بله. حتماً
آقای فوئنتس، این هنره؟
این هنره آقای والس؟
نظرتون چیه؟
چرا بهمون نمیگید چی میبینید؟
مثل پورن گِی در پیت میمونه
... پورن گِی در پیت ". این "
خیلی جالبه
آره
چون اینجا جاییست که رابطه بین فاعل و مفعول وارونه میشه
اگر مثل اون ضربالمثل خودمون رو بذاریم جای شخص دیگری
... و چیزی که توسط اون فرد دیده شده بیننده رو آشکار میکنه
چون چشمان بیننده نه تنها زیبایی دلخواهشون رو
،بلکه کوتهنگری، زشتی، گیجی غرض ورزی رو هم پیدا میکنه
که باید گفت بیننده همیشه چیزی رو که خودش دوست داره خواهد دید
یعنی چیزی که شما آقای والس میخواید ببینید
در واقع پورن گِی در پیت هست
... در حالیکه یک فرد دیگر
فردی با یک جفت چشم که قادر به دیدن ،چیزی فراتر از عرفهای اجتماعی
،فراتر از تبعیضات تعیین شده باشه
... چنین بینندهای ممکنه تصویری از
دو مرد را در حال عمل معاشقه ببیند
... مسلماً حالت شهوانی است، ولی همچنین آسیب پذیر
هیچکدام متوجه دوربین نیستند
هر دو در اون لحظه به یکدیگر متصل هستند
به عشق
... و همونطور که قبلاً در این کلاس اشاره کردم
هنر، عشق بازی عمومی است
خواکین پای حرفش موند
... تو
تو کل اینترنت پخش شده
متاسفم
نه - ... در مورد تمام اینا. من -
فقط همین که شنیدم توصیفش کردی ارزشش رو داشت
... خب
اینم از این
اینم از این
تو پلیس بودی؟
الانم هستم
من یک بوم شناس بودم
... قبلاً میتونستم ببینم چقدر زیبایی در جهان وجود داره
و الان تنها چیزی که میبینم همون چیزیه که اون میبینه
فکر میکردم اینجا جام امنه
ولی اون پیدام کرد
همونطور که تو رو پیدا خواهد کرد
ولی نگران نباش
یه راز دارم
یه راه فرار
جایی که میتونیم بریم و هیچکس نمیتونه پیدامون کنه
چی شد؟ چی شد؟
ویسپرز بود؟
ویسپرز بود؟ - او زن بود -
آنجلیکا؟ - آنجلیکا -
آره
چیزی نیست
جات امنه
جات امنه
.خانم باک. سلام لطفاً بشینید
شما کی هستی؟ - آقای لی هستم -
،آقای چن عذرخواهی کردند ولی ایشون نمیتونن پروندهتون رو ادامه بدن
چرا؟
تضاد منافع
تهدیدش کردن؟
خب ... چرا اینجایید؟
،من به قانون باور دارم و قانون تو رو نا امید کرد
جای تو اینجا نیست و من میخوام آزادت کنم
دادگاه با محاکمه مجدد موافقت کرد؟
نه
... بدون شهادت پدرت برای تایید مدارک جدید
دادگاه درخواست استیناف رو رد کرد
به این قانون باور داری؟
میخوام برای برادرت احضاریه بفرستم
از جونگ-کی فاصله بگیر
بیشتر از اون که فکر میکنی خطرناکه
،و وقتی آزاد شدم میخوام جایی باشه که دستم بهش برسه
چه خبر نیتز؟
میری سر کار؟ - شیفت شب -
اون یارو بندیکس دوباره اینجا بود
باورنکردنیه
یه نفر بانکدار رو بخاطر دزدیدن میلیونها دلار پول از مردم زندان نمیاندازن
عوضش میان دنبال ما
به امریکا خوش آمدی
حالش چطوره؟
بهتر از خیلیا از پسش برمیاد
من که دیوونه میشم اگه کل روز توی اون اتاق کوچک گیر کنم
منم مثل تو
میدونی که شنیدمش
گندش بزنن. فکر کردم خاموشش کردم
.باید روشنش بذاری یه درک از اینکه چی میکشم بهت میده
،از پس تو بر میام ولی بقیه اون صداها؟
باید تا الان مخمو جراحی میکردم
یجورایی داره قلقش دستم میاد
لیتو گاهی اوقات رو اعصابه
سلطان فیلم هندی بازی؟
صد در صد
میدونی که اینو شنیدم
!ای وای
نه. لیتوئه؟ - آره -
میبینمت
سلام
چرا هر وقت میترسم، تو رو میبینم؟
نمیدونم
نسبت به بیشتر بچههای گروه من ترسو تر هستم
نگرانتم
امیدوارم حرفی که توی موزه بهت گفتم
No comments yet. Be the first to leave one.