প্রথম 178টি লাইন।
تولدت مبارک
- یه صدایی شنیدم - آره، فکر کنم داشتم با خودم حرف میزدم
فقط من اینطوریام یا کس دیگهای هم
خواب دیشبش یکم واضحتر بوده؟
دی، هر چی تو اینا هست قطعش نکن
- دووم نمیارم - تا کجا دووم نمیاری؟
تا آخر هفته
تا آخر سال. یه جور نگام نکن انگار...
یه جور بهم زل نزن انگار که روانیای چیزیام
ما در آستانهی رسیدن به یه اتفاق بزرگیم
باهام بمون. با هم بمونیم
مامان! مامان!
اینجاست، مگه نه؟ بخاطر توئه. رمز کار تویی
تو کی هستی؟ داری چیکار...
باورت میشه 128 هزار دلار به من دادی؟
اوف! شرط میبندم حس حماقت میکنی
گندش بزنن
ای حرومز...
آری اصلاً پسر من نبود
پسر پسرعمومه
تو مرد کوچیکی هستی پال درابل
کونی
- چی گفتی بهم؟ - گفت کونی
کونی، کونی!
کونی، کونی، کونی!
کونی، کونی!
کونی، کونی!
هیس
اینجا چیکار میکنی؟
از زورگوها متنفرم
از کجا میدونی چه خوابی میدیدم؟
از یه محرک نیمهخودآگاه شنودی استفاده میکنم
یه کاتالیزور شیمیایی هم اضافه میکنم و...
میتونم آسیبی که در گذشته از زورگوها دیدی رو ببینم
دقیقاً چی داری بهم میدی؟
دارم یه گزارش بهت میدم
این مال تو میشه
به اینترنت وصل نیست
ولی دوربینش خوب کار میکنه
برای همین میخوام تمام وقایعی که امروز میبینی
رو ثبت کنی. میخوام ضبطشون کنی
یادداشتشون کنی. میخوام همه کار بکنی
چرا؟ مگه قراره چی بشه؟
خب برای شروع...
تو قراره اتفاق بیفتی
در تمام زندگیت هدفت نابود کردن بوده
زورگوها رو هدف میگیری
نابودشون میکنی
مسئله اینه که...
تا حالا چیزی رو پرورش دادی؟
- نه - نه
تا حالا وسیلهی رشد چیزی بودی؟
نه
میخوام فرصت ساختن چیزی رو بهت بدم
یه چیز خارقالعاده
پس...
اومدی اینجا که تو شغلت پیشرفت کنی
به جاش، یه میراث بدست میاری، فرصتی بدست میاری
که اونی باشی که دنیا رو خبردار کرد
وایسا ببینم. یعنی چی خوابت رو کنترل کرده؟
شنیده بودم تو هیپنوتیزم انجام میشه
این با مواد و صوت انجامش میده
مثل همگامسازی مغزی
پس یعنی میدونسته قراره از کونت بچه دربیاری؟
ببخشید. من با تو حرف زدم؟
نه، ولی اونقدر بلند حرف زدی
که مکالمهتون رو شنیدم
تازه بچهی منم هست لارز
من حقوقم رو میدونم
خیلیخب. بیاین امروز تو سروکله هم نزنیم
دیشب جشن قشنگی داشتیم
میدونی، همه خوندیم و رقصیدیم
- سلام. صبح بخیر - صبح بخیر
- خب، چی رو از دست دادم؟ - ظاهراً...
ماشا خوابهای لارز رو دستکاری میکنه
با کنترل ذهن و این چیزا
- مخدر و همگامسازی - هر چی حالا
حالا هم زده تو کار کنترل رویاهامون؟
- پس حالا فهمیدم - چطور؟ چی شده؟
سلام همگی
امروز حالتون چطوره؟
عالی نیستم. نمیدونم داری چیکار میکنی
از نظر مخدر و اینا
ولی دیشب یه توهم زدم
یا خواب دیدم که پال درابل
به اندازه یه...
کوتوله باغ شده بود
شاید حرف زدن درباره قد و اندازه آدمها توهینآمیز باشه
ولی اونم یه مرد کوچیک و توهینآمیزه
- پس... اشکالی نداره - داشت چیکار میکرد؟
داشت یه آهنگ از فیلم "کاباره" میخوند
نه، اون نه
اونو که اصلاً نمیشناسم. چیز بود...
داشت "پول، پول، پول" رو میخوند
روی زمین، کنار تختم، بعدم...
تو توالتم
خب من نیومدم اینجا
که یه کلاهبردار اینترنتی کوچولو
از توالت برام آهنگ متن بخونه
- حتماً وحشتناک بوده - برنامهش که خوب نبود
آره
آخر رویا چطور بود؟
سیفون رو کشیدم رفت تو چاه
اگه همون اول بهت میگفتم که
میتونی سیفون رو بکشی روی پال درابل، چیکار میکردی؟
دو برابر بهت پول میدادم
همگی داریم چیزای جدیدی رو اینجا تجربه میکنیم
زوئی دیشب به زیبایی حس خانواده بودنش با شما رو ابراز کرد
بن و جسیکا همدیگه رو دوباره کشف کردن
تونی. تو چطور؟
تو چه حسی داشتی؟ محبت بنظر میرسید
مشکلی نداری که یکم آسیبپذیر باشی؟
نه. مشکلی نیست
پس داریم پیشرفت میکنیم
و حالا باید از این پیشرفت استفاده کنیم
دوز رو یه مقدار میبریم بالاتر
مجبور به مصرف کردن نیستین
به خودتون بستگی داره، ولی اگه مصرف میکنین
چند تا قانون دیگه هم داریم
از جایی بالا نمیرین، نزدیک آب نمیرین
سیستم رفیق با رفیق هم بکار میگیریم
پس مارکونیها با هم، بن و جسیکا
کارمل و لارز با هم، تونی و فرانسیس هم با هم
- عالیه - به اختیار خودتونه
اما بیخطره
بنظر من که بیخطر میاد
- به سلامتی؟ - لحایم (عبارت عبری به معنای به افتخار زندگی)
سلام رفیق
آرزوهای خوب خوب
اینم از این
"تو هم، بروتوس؟" (آخرین سخن ژولیوس سزار)
پس بمیر ای ناپلئون (عبارت اصلی: پس بمیر ای سزار)
روز باشکوهی میشه
ماشا؟
میشه خصوصی باهات صحبت کنم؟
نگران اینم که این داروی روانگردان
چه تأثیر یا واکنشی نسبت به داروهای دیگهام ممکنه داشته باشه
الان خودم چند تا سایکو اکتیو مصرف میکنم
ترسیدم که...
اگه بفهمی شاید قبولم نکنی
- برای همین نگفتم... - بله
سایکو اکتیو مصرف میکنی. ما میدونیم
خونت رو بررسی کردیم
چیزی نیست. مشکلی نداری
- جایی برای نگرانی نیست - باشه
پس خوبه. خیلی ممنون
ولی باید یه چیزی رو بهت بگم
که بتونیم گام بعدی رو برداریم
من میدونم...
میدونم چرا اومدی اینجا
- جان؟ - تصادفی نبوده
اومدی به خلوتگاه، به این خلوتگاه، چون...
من با شوهرت رابطه نامشروع داشتم
- خدای من، تو دردسر افتادم؟ - نه
- تو دردسر افتادم - نه. البته که تو دردسر نیفتادی
مگه اینکه بخوای منو بکشی
- چی؟ - میخوای؟
یکی داره تهدیدم میکنه
یکی میخواد منو بترسونه
واقعاً؟ نه، من نیستم. من اومدم اینجا بشناسمت
که ببینم اون چی دیده
که ببینم چی و چرا
چرا...
بگو ادامشو
خب آخه تو...
تو محرک این اتفاقات بودی
تو...
بهش فهموندی که دخترای خوشگلی هستن...
که میتونه داشته باشه
از جمله اون سلیطهی خوشگلی که الان باهاشه
میدونستی ما عاشق هم بودیم ماشا؟
ماشا، اون دیوونهی من بود
ما عاشق هم بودیم
تو هم اومدی که جلوی من وایسی؟
اومدم بررسیت کنم
اومدم بررسیت کنم به این امید که...
به تو تبدیل شم
که بعد شاید دوباره منو بخواد
No comments yet. Be the first to leave one.