প্রথম 200টি লাইন।
...آنچه گذشت
خودم درستش کردم "اسمش رو گذاشتم، "زامبیکُش
اگر اسکچی مککلین نیستی
به هر اسمی دوس داشتی صدام کن
اون کاساندرا نیست
دیگه نیست
اصلاً صدای خوبی نبود
کاساندرا کجا ـست؟
بهش آمرزش عطا کردم
من بهش زندگی بخشیدم
حق نداشتی زندگیش رو ازش بگیری
سلام رفقا
دندون سالم یعنی زندگی سلامت
از هوایی که تنفس میکنیم تا بوسههایی که از هم میگیریم
باعث میشن که دهانمون به شدت آلوده بشه
و این وظیفهی ما ـست که
از دهانمون مراقبت کنیم
روز خوش آقایون
من رالی هستم ایشون هم همکارم کرنلیوس هستن
آقایون، آخرین باری که دندوناتون رو تمیز کردید کِی بوده؟
هیچوقت برای بهبودی دیر نیست
هدیه قبول میکنیم
غذا، آب، بنزین، گلوله، باطری هم قبوله لبخند هم قبوله
خواهش میکنم بنشینید
بفرمایید بالا
به نظر هنوز دندونای توانا و بزرگی داری
باعث خوشحالیه
چندوقت یه بار نخ دندون میکشی؟
همین عادت کوچیک روزانه
میتونه باعث افزایش طول عمر بشه
دهان تمیز یعنی
زندگی سلامت
قطعاً میسیسیپی دیگه مثه قدیما قدرتمند نیست
از رودخونه سریعتر میرسیم تا پای پیاده
میتونیم تا ممفیس بریم و بعد به سمت غرب بریم
نمیشه یکی دیگه پیدا کنیم؟
نه
نمیخوای کمک کنی؟
!خیر
در ضمن، من شنا بلد نیستم
هی هی
!آروم باشید دنبال دردسر نیستم
اینجا چیکار میکنی؟
قایقمه
با عقل جور درمیاد
حالا دیگه واسه ما ـست
یعنی چی باو؟ یه دقیقه صبر کن
اینطوری معاملهمون نمیشه نمیشه مذاکره کنیم؟
هی، گوش کن
کار کردن با این قایق آسون نیست
در ضمن من رودخونه رو خوب بلدم کانالای آب رو مثه کف دستم بلدم
میتونه کمک خیلی خوبی باشه
بیخیالش
خیلی فک میزنی
نه نه نه نه، ببین میتونم ساکت هم باشم
جیکم درنمیاد
میتونی ما رو ببری ممفیس؟
معلومه که آره
بریم
میبرمتون پل گورتنر، شمال شهره
موانعی که توی قسمت شرقیه اوضاع رو آروم نگه میداره
بعد از اون کجا میرید؟ شرق، غرب؟
ببُر
چشم
هیچی بدتر از یه دهنی که بسته نمیشه نیست
یه جورایی مثه تجربهایه که داشتم
...برادر زن من
این قایق اصن روشن میشه؟
قسم میخورم دیروز باهاش سفر کردم
دههزار، موتورش رو چک کن
ممنون، جوون
گردن من اوضاعش زیاد خوب نیست
از کمر به بالا کلی مشکل دارم
مــانـــی بـا افـتـخــار تـقــديـم مـیکــنـد Mani Vampire
هی، فکر کنم اونا رو بشناسم
خدای من، اونا
اسکچی و اسکیزی ان؟
آروم برو رفیق
آروم میرم
هی، سرعتمون رو کم نمیکنیم
آره، همین یه بار رو باهاش موافقم
اطاعت قربان
بهت میگم آروم برو اونا دوستامن
واقعاً این کار لازمه؟
بریم ببینیم
اشتباه شد
هیچوقت از قایق پیاده نشو
!داک
!باورم نمیشه
خودِ احمق و خنگول ان
پسر، زمانبندیتون محشره
اون چش شده؟
با جمعیتِ بدی قاطی شد
!هی بچهجون هنوزم فرز و چابکی؟
آره
عالیه، میتونی کمکمون کنی؟
اونا رو نباید بیاری تو قایق
قربان، با تمام احترام
اینا غنیمتهای یه ماه سفر جادهایه
یکی رو میتونی بیاری
خیلیخُب این رو میاریم
خُب فلفلپاش و نمکدون چی؟
فکر کنم تو این یکی ان
زود بیاید بالا بچهها
بر حسب اتفاق، خوب موقعی به تور شما خوردیم
برنامههای خیلی محشر و
خوبی توی ذهنمون بود
فصل خیلی خوبی واسه ما بوده
اون وسایل رو از کجا پیدا کردی؟
آره، یه چندوقتی رو توی ممفیس سر کردیم
از یه جای کوچولو موچولو برشون داشتیم شاید اسمش رو شنیده باشید
خونهی سابق شاه
گریسلند رو غارت کردید؟
کاملاً خالیش کردیم
دو تا کامیون باری پر وسایل داشتیم
تا اینکه به یه کم مشکل برخوردیم
و اگه توی راه ممفیس بودید
چطور شده که سر از اینجا درآوردید؟
خواستیم یه مدت از شمال نبراسکا از رودخونه سفر کنیم
تا اینکه به چندتا آلبانیایی عصبانی برخوردیم که از ما خوششون نمیاومد
اسکیزی نزدیک بود پاش رو از دست بده
چی شد مگه؟
میخواستن پام رو ببُرن
لعنتی
یه جر و بحث کوچیک بود که رفع شد
همهمون یه مشت حیوونایم
که به دنبال یه همبستگی هستیم
اوه و با قضیهی "مورفی" گولشون زدیم
ببخشید؟
آره، یه کاری هست که میکنیم
چون اسکیزی خیلی شبیهـشه جواب میده
شبیه مورفیه؟
که اینطور؟ اونوقت مورفی دقیقاً چه شکلیه؟
بیش از 2 متر قدشه
چشمای قرمز
دندوناش مثه بز کوهیه
چهار دست و پا راه میره
و میتونه خودش رو مثه حربا توی محیط استتار بده مارمولکی که میتونه رنگ بدن] [خودش رو همرنگ محیط کنه
آره، وقتی توی لوئیزیانا دیدیمش مثه خزه رنگش سبز بود
و یه هفته بعد توی تگزاس دیدیمش رنگش مثه خاک بود
!نه بابا؟!؟
مثه سگ ترسناک و خطرناکه
دیدم که با ذهنش یه مرد رو از این رو به اون رو کرد
جدی میگم. طحال یارو از کمربندش آویزون شد
اکثر مردم متوجه نمیشن
اوه، من متوجه میشم شما دوتا احمق دروغگوئید
که یه قایقسواری خوب رو خراب کردید
خوش ندارم اینطوری صحبت کنیا
خیلی شنیدم
میخوام جفتتون رو پرت کنم بیرون
نه نه نه، آروم باش بیخیال بابا
بیخیال
نمیتونی ما رو پرت کنی بیرون
ببین، توی آب زامبی هست، باشه؟
با اینکار انگار داری ما رو میدی پیرانا ها بخورن
داستاناتون همینطور دارن احمقانهتر میشن
نه نه نه حقیقت داره
از بالا تا پایین میسیسیپی همینطوره
از دریاچهی اونالاسکا وارد میشن و تا پایین رودخونه حرکت میکنن
رفقا
دارید قضیه رو بدتر میکنید
به جون مادرم قسم، داک
زامبیها
!گفتم که
!هیچوقت هیچکس حرفمون رو باور نمیکنه
به گمونم بیدارشون کردیم
!زامبی اومد تو قایق
!از قایق برید بیرون
!داک
!وارن
رفیقت کو؟
اجلش سر رسید
دیدم که غرق شد
وقتی من و تو خواستیم شنا کنیم اون خواست که غرق بشه
بعضیا میگن غرق شدن راه خوبی
برای مردنه، که امیدوارم همینطور باشه
حتی با اینکه اون ترسو موقع غرق شدن من رو روی قایق تنها گذاشت
دوستام رو ندیدی؟
داشتن به سمت غرب شنا میکردن
دیدی؟
با چشمای خودم
اون آبی پوسته چی؟
غرقِ غرق شد
مطمئنی؟
آره
الآن داره ته رودخونه کنار صدفها زامبی میشه
داک؟
ببین پسر، مطمئن نیستم، باشه؟
هی، بلدی آتیش درست کنی؟
آره
من و تو باید یه مدت با هم بمونیم
هوای همدیگه رو داشته باشیم
آخه داشتن افرادی مثه تو توی اینجور موقعیتها
یه جور مزیته میدونی چی میگم؟
همچین اتفاقی نمیافته
آره، مطمئن میشم که نیافته
تو چی؟
دست بهت نمیزنم
تو بلدی آتیش درست کنی؟
ببین، با من اینطوری حرف نزن
No comments yet. Be the first to leave one.