প্রথম 200টি লাইন।
،سونگ جو يه دفعه ايي فوت کرد
،و درست قبل ورشکستگي
،رئيس اون زمان نتونست سرمايه گذار پيدا کنه
.اگه پيدا نميکرد ، ما تا الان ورشکست شده بوديم
رئيس اون زمان؟ منظورت پدر منه؟
نميدونستي؟
پدرت بهت نگفته بود؟
.نه ، هيچي نگفته بود
،شرکت ما قبلا واسه
.صنعت "ته هو" ، پدره جي وان بود
ترجمه و زيرنويس .:.:(maharsa)فهيمه (zshkoo)زهرا:.:. .:.: (minaro)مينا:.:.
... پس شرکتي دارم براش کار ميکنم
قبلا شرکتِ پدرِ من بوده؟؟
اينور رو نگاه کن
اون ور نگاه کن
.اون هيچ کلاسي نداره
هميشه ادمايي هستن که نمي تونن
.مشروب بخورن و اينطوري مست ميشن
... اسمون آبيه
... کسايي که نميتونن
.نبايد مشروب بخورن
.مامان ، بيا غذا بخور
.برات صبحانه درست کردم
.اگه نميتوني ، مشروب نخور
... ببين
،چون توي تلوزيونه ميتونم
.اما اگه واقعي بود نميتونستم
چي؟
با اين سوپه چي کار کردي؟
حتي اگه بد شده بود چرا ريختيش بيرون؟
.ميخواستم بهترينشو برات درست کنم
بهترينشو؟
...فک ميکني چه طوري 25 سال
مثل پرنسس ها بزرگت کردم؟
ميخواي با يه سوپ معروف بشي؟
واقعا؟
چه طوري يکي ميتونه يه شبه عوض بشه؟
.مادرت مرده
.از الان به بعد ، من فقط "او مين جي" ام
.مامان ، تازه دارم شخصيت واقعيت رو ميبينم
حالا که تدريس رو ول کردم ، ازم متنفري؟
معلوم نيست؟
،تا برنگشتي سره کار
.از خوشي خبري نيست
...و بايد
33.3333333%درصد از پول اجاره ي خونه رو هم بدي
بايد اشپزي کني ، ناهار درست کني و ظرفا رو بشوري
،فکر اينکه چه طوري بزرگت کردم
.حتي اشتهامو هم کور کرده
...و اگه به يادداشت دکتر گوش ندي
.مرخصيت لغو ميشه
چه طوري ميتوني استرس نداشته باشي؟
.ببخشيد که استرس ندارم
... چه طوري جرئت داري
!عصبانيت رو بزار کنار مامان
مامانم صبحانه شو نخورد؟
.حتما رژيم داره
...انگار رژيم "بدون صبحانه" گرفته
.يعني دباره دعواتون شده
شرکت ما ، شرکته پدره "جي وان" بوده؟
از کي شنيدي؟
.اقاي لي بهم گفت
...گفت پدره جي وان
.شرکت رو تاسيس کرده ، نه شما
.ميدونستم ادم مهميه
اون پولدار بود؟ سهم دار اصلي بود؟
امروز اخرين روز ماموريت نيست؟
تصميمت رو گرفتي؟
.نه ، من لازم ندارم زياد تلاش کنم
.باشه
.من ميرم
.ميرم سرکار و اون ادم مهم رو پيدا ميکنم
.صبحانت رو بخور
ميشه يکم داروي ضد نفخ بهم بدين؟
.بله
،امروز روزيه که بايد اون ادمي که فک ميکنيد
.توي شرکت از همه مهمتره رو بياريد
.آزاديد از هرجايي که دلتون ميخواد انتخاب کنيد
.اما بايد دليل خوبي براي انتخابش داشته باشيد
.لطفا ساعت 3 برگردين اينجا
.بايد تا اون زمان اماده بشين
تا ساعت 3 چي کار کنم؟
.بيا بريم ، اينجا ديگه کاري نداريم
...قربان
شما "جانگ جه چول" هستين درسته؟
... شما ما
!بله ، ما
.من مسئول بخش ارشد ها "ما" هستم
شما تو مرکز فرماندهي چي کار ميکنين؟
.شنيدم تو شعبه ي "گانگ دونگ" بودين
...اوه
.من فرستاده شدم اينجا
واقعا؟ کدوم بخش؟
.حراج
.پس منم بايد بيام اونجا
.آه ، شما سرگروه جديد هستين
.از استقبال گرمتون ممنون
.من جانگ هوشيک هستم ، رهبر جديد
.من مشتاق همکاري با شمام
.من کانگ جه چول هستم ، من منتقل شدم اينجا
.اميدوارم تيم خوبي بشيم
.برگردين سرکارتون
.دنبال من بياين
.ميزت کناره منه
.باشه ، مرسي
...خيلي ازت استقبال ميکردم اگه
.به عنوان يه ارشد مي اومدي
.رئيس جانگ اومدن
اقاي لي ، روي کي شرط ميبندي؟
.يه رازه
شما چي ، رئيس جانگ؟
.واسه منم يه رازه
.اين رسم هيچ وقت قديمي نميشه
.بشينين ، دوستان ، بشينين
.بياين شروع کنيم
.بله
.اولين نفر "لي سونگ گيو" ـه
اون يکي از قديمي ترين نظافت چي هاي اينجاست
.آه خانم کيم ، امسال هم برگشتين
.خيلي منظمين
صبر کن ، اقاي کيم ، شما اونو اوردين اينجا ، نه؟
.بله
...راه هاي انساني تون
.اينطوري دوباره شروع شده ، فهميدم
.باشه ، موفق باشي
... من معتقدم اون يه ادم مهم
... لبخند مهربان و روشنش
،مخفي شده است ، انجام دادن کاراي اون
... حفاظت از کارکنان از ثانيه از روز ، اون
.لطفا دوباره به خاطر تاخير منو ضايع نکن
.من مدير کارخونه رو اوردم
،اون هميشه سره پاست ، سخت کار ميکنه
.زير بارون و افتاب
...يه ذهن سالم تو بدن سالمه
.بعدي آقاي جانگ هيون دو
چرا تنها اومدي؟
...چون مهم ترين ادم اين شرکت
.همين جاست
...کسي که باعث موفقيت اين شرکته
.رئيس "جانگ ته سو" ـه که الان اينجاست
...همه اين حقيقت رو قبول دارن
.که رئيس جانگ واقعا يه مرد تجاري ـه موفقه
.چه پسره فهميديه
.توي اين ماموريت من از خودم پرسيدم
..."چه طوري رئيس "جانگ ته سو
توي اين صنعت بهترين شد؟
...نتيجه اي بهش رسيدم
.خودم بودم ، جانگ هيون دو
،مثل هر پدري توي دنيا
پدره منم براي من سخت کار کرد ، براي پسرش
.و اين شرکت رو به اوج موفقيت رسوند
...و چون من نيروي محرکه ي اون بودم
.فک ميکنم مهم ترين ادم اينجا خودمم
.من حال و آينده ي پدرم هستم
.و حال و آينده ي اين شرکت
.مرسي
.جواب خوبي بود
،بين تمام جواب هايي که تو اين 12 سال شنيدم
.اين بهترين جواب بود
."بعدي آقاي "کيم جي وان
.انگار شما هم تنها اومدين
انتخاب شمام الان اين جاست؟
.نه ، اينجا نيست
ميتونستي يه نفرو بياري ، ولي تنها اومدي
و اين يعني کسيو انتخاب نکردي
دليلش چي بود؟
.نمي تونستم بيارمش
،هرچقدر فک کردم
.نتونستم فقط يه نفرو انتخاب کنم
.کيم جي وان
فک ميکنم دفعه ي قبل خيلي باهات بد حرف زدم
.موفق باشي
.دوباره ميبينمت
.اول ميخواستم ، سرگروه رو بيارم
.چون اون يه ادم فوق العاده با تجربه ايه
،بعد از ديدن کارخونه
.ميخواستم کارمندا و مديران رو انتخاب کنم
.که هميشه مراقب همن
واسه تولد مادرت نرفتي؟
.اشکالي نداره
!!خيليم اشکال داره ، برو خونه ، زود باش
.واقعا عيبي نداره
!!برو خونه ، خودم انجامش ميدم
.مراقب مادرت باش
بعدش ، ميخواستم مربي ها رو بيارم
.که منو تشويق ميکردن
.منم همين طور
من يه مدرسه درجه 2 ميرفتم
و چون زن بودم خيلي تبعيض قائل ميشدن
،اولش مثل تو خيلي سخت بود برام
اما قوي باش
متاسفانه ، اين تنها حرفيه که ميتونم بهت بزنم
،اما وقتي دوباره بهش فکر کردم
اونايي که تو بخش فروش محصولات رو ميفروشن
کسائي که تو بخش توسعه اونا رو توسعه ميدن
و کسائي که مسئول بودجه و امور مالي هستن
.همه شون مهم بودن
هرکسي که من ديدمش
.يه وظيفه ي مهم داشت
.نميتونم بگم يه نفر خيلي مهمه
No comments yet. Be the first to leave one.