Dawn of the Dragonslayer

Dawn of the Dragonslayer

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

রিলিজ তথ্য

Dawn of the Dragonslayer 2011 DVDRip
ভাষ্য লিখেছেন YSH

ট্যাগ

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
প্রকাশিত: 2012-08-09
ডাউনলোড: 47
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: Yes

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

تقديــم ميکنــد A.B.3M ترجمه از مرتضي نصيــري

ظهور اژدهاي قاتل

تعادلتو حفظ کن ويل پاهات،شونه هات،عرض بدنت

اگه از پسش بر نياي سرتو به باد ميدي ديگه هيچ وقت اينطوري حرکت نکن

شمشيرتو بيار بالا آرنج هاتو بده تو

اين حالته اصليه

حالا بهم حمله کن

(به ياد بيار ويل،چيزي رو که مي خواي(شرف يک شواليه

بقيه اينطوري نيستن- من تقريبا ميتونم-

معني ديگه ي تقريبا يعني مرگ ، پسرجون

من مراقب وسايل هستم .تو گوسفندهارو واسه چرا به جنوب ببر

اونجا روي تپه کلي گياه سوپورث روييده شايد کرو بتونه ازشون استفاده کنه

ما اونارو واسه موندن و تحمل سرماي زمستون نياز داريم

اينو بخور واسه درد خوبه- ممنون کرو-

ما ميتونيم بيخيال اين پشم ها بشيم سوپورث(اسم نوعي گياه)همه جا رشد ميکنه

سلام کرو- ممنون ويل-

تو راه به عمل آوردن سوپورث رو بلدي؟

اگه بودم که الان مرد ثروتمندي ميشدم

شايد رمزش تو باشي ويل

اين چه جور سريّه که ازش حرف ميزني ولي حتي خودتم نميدوني

آخر ميفهميم که اين اصلا چيز خوبي نيست

مقدارش واسه محافظت در مقابل سرما کافي نيست- پس ما تلف ميشيم-

تازه يه چيز ديگه: چهارتا گوسفند رو کنار رودخونه ديدم

که تيکه پاره شده بودن

سگها کارشونو خوب انجام ندادن

تو بايد از اين کوه بري ويل- چي؟-

تو اينجا آينده اي نداري

تو آدم با استعدادي هستي،با کشاورزي خودت رو نابود نکن

اينجا يه نفر هست به اسم استرلينگ اين رو بده بهش

يه زمين دار(سرمايه دار)؟- اينو بده بهش-

اون به لرد نزديکه

اون آدم مهميه

با اومدن طاعون اون از بقيه جدا شد

اون آدمه باهوشيه و ميخواد براي موفقيت خودش توجه شاه جديد رو جلب کنه

تو ميتوني از اون به نفع خودت استفاده کني

اين همون آينده روشنه، که بايد بفهمي

من همينجا آينده خودمو ميسازم مثل تو و کرو

.من پدرتم ...و تو هنوز بچه اي و بايد

ويل- بزار بره تام-

اون آدم مغروريه،مثل خودت

تو مدت زيادي واسه همين صبر کردي

بعضي چيزا هستن که بايد به خاطر فرزندت بيخيالشون شي

ويل،برگرد خونه وسايل رو بررسي کن

شنيدي چي گفتم؟

!پدر

ما نيمي از دوازده تاشونو از دست داديم

!اين کار گرگ نيست يه چيز بزرگتره

شايد يه خرس

!يه اژدها

اما بيست ساله که اينجا اژدهايي ديده نشده

فاجعه بزرگيه تمام مردم اين ايالت کشته ميشن

بي شک تعدادشون بيشتر از يکيه

اژدها بايد يه سرپناه براي خودش داشته باشه- آره،تو شعاعي در حدود صد مايليه اينجا-

اون براي خوردن نميکشه- پس؟-

اون ميخواد از قلمرو خودش دفاع کنه لونش نميتونه زياد دور باشه

ارزش تخم يه اژدها ميتونه هزار سکه طلا باشه

و تو از کجا ميدوني که اون کجا لونه داره؟- خب ميريم دنبالش تا پيداش کنيم-

ما بايد اينجا بمونيم و از گله محافظت کنيم

ما اگه مصمم باشيم ميتونيم پيداش کنيم و لونش رو ببينيم

ما تخماش رو ميدزديم حتي به قيمت تمام گوسفندهامون

هزار سکه طلا براي يه عمر زندگي راحت کافيه

باشه ولي شک دارم کار درستي باشه

خدا به دادم برسه

خيلي خوب ميشد اگه ميتونستم پرواز کنم

!اينجارو ببين

اينجا آخرشه فکر کنم لونش همين دور و برا باشه

اما بدون نشونه نميتوني پيداش کني

اما فکر کنم بدوني کجاست

آره ولي من هرگز از اون صخره ها بالا نميرم

ولي من نمي خوام احمقانه بميرم

!نه

تو بد وضعيتي تورو تنها گذاشت

تو مجبوري کارکني- هرگز-

من اژدها رو پيدا ميکنم

من دوباره فردا راه مي افتم لونش رو پيدا ميکنم و ميکشمش

مگه ديوونه شدي،هيچ مردي تاحالا نتو نسته با اژدها روبه رو بشه

.مزخرفه اون فقط يه حيوونه

فردا وسايلت رو جمع کن

و برو پيش استرلينگ کار کن- نه-

زمانت ديگه اينجا تموم شده

اعتماد لرد رو به خودت جلب کن و لقب شواليه رو ازآن خودت کن

اين چيزي بود که پدرت ميخواست

جادوي يک شواليه که روي حکم من درج شده بود

از بينمون من آخريش هستم و نميخوام تو بقيه عمرم جنگي ببينم

توي اين حکم از هزاران خدا درخواست شده

تا از کسي که اين لباس (لباس شواليه)رو ميپوشه محافظت بشه

ميتوني اين چيزارو باور نداشته باشي

اما يادت باشه که ما مردم کوهستانيم

و تواناييه کافي رو داريم

ممنونم کرو

!ببخشيد

گفتم ببخشيد

چيه؟ گوسفندهات اينطرفا اومدن؟

...آره،اونا عصبي شدن و

من ميخوام برم به قصرجناب استرلينگ

حدود چهار مايل ديگه به سمت چپ بايد بري

بيخودي وقتت رو تلف نکن مرد اون هيچ کس رو را نميده

و صددرصد تو هم جزو اونايي

ممنونم بايد هرچه سريعتر برم

بهتره برگردي به تپه ،گوسفند چرون

سگ من چند بار مادرت رو گاز گرفت

و يه سگ از تو خيلي بهتره

!نگاه کن

چيکار داري ميکني؟

شرمنده، اما ساختن اين به دقت بيشتري نياز داره

به دستات نگاه کن شبيه جادوگراست

من جادوگر نيستم، حيوون

خيال نکن به خاطر کارت بهت پاداش ميدم حالا بزن به چاک

به جاي پاداش دادن ميتوني يه لطفي در حقم بکني و راه رو نشونم بدي؟

کجا داري ميري؟- قصر استرلينگ-

!پس راه رو اشتباه اومدي- چي؟-

تو بايد دو مايل ديگه به سمت !غرب برگردي به عقب

...چي؟عوضي هاي دروغگو

(از کمکت ممنونم پسر(کنايه از پسر بچه- من پسر بچه نيستم-

راه کوهستان رو گم کردي بچه؟

دنبال استرلينگم،اون کجاست؟- باهاش چي کار داري؟-

(با خودش کار دارم(يعني به تو ربطي نداره

اون تو اتاقشه، اينجا کسي نيست که تورو ببره پيشش

اينجا جايي واسه زندگي کردن نداره افرادي هم که براي ارباب کار ميکنن فقيرن

اينم بدوني بد نيست که دفعه قبل يکي از کوهستان براي سکونت به اينجا اومد

و ارباب اون رو با شلاق از اينجا بيرونش کرد

ارباب از کولي هايي مثل تو خوشش نمياد

من نميخوام که تو مثل يه کشاورز روي زمين کار کني

اگه من اينکارو نکنم پس کي اينکارو ميکنه پدر؟کي؟

مردم ما يا دارن ميميرن يا دارن فرار ميکنن ما تقريباً داريم همه چيزمونو از دست ميديم

سم و افرادش دارن روي زمين کار ميکنن

من نميتونم اجازه بدم تا زمينم اينطور بي ارزش بشه

من ميخوام که از تو يک بانو بسازم

يه بانو؟- تو با اين کارات فقط پولارو حروم ميکني-

بهم بگو ببينم کي با يه زن شلخته ازدواج ميکنه؟

تو ميخواي اموال و دارايي من باعث بشه که من از اينجا برم؟

پادشاه ميخواد خزانه اش پر بشه

اونها تورو ميکشن تا هيچکي نتونه وارث زمين پادشاه بشه

من به هيچ مردي نياز ندارم که بهم بگه بايد چيکار کنم

لرد استرلينگ؟- (تو چطور اومدي اينجا؟(کي بهت اجازه داد بياي تو

پدر،اين همون مرديه که راجه بهش باهاتون صحبت کردم

!ما بهش احتياج نداريم،برو بيرون

سم توي طويله هست،بهش بگو يه چيزي واسه خوردن بهت بده

امشب رو ميتوني اينجا سپري کني اما فردا بايد بري

اسم من ويل شيفرده قربان من ميخوام به شما مثل يه خدمتکار خدمت کنم

من به خدمتکار نياز ندارم برو بيرون

من بايد يه چيزي رو بهتون بدم

کيت،تنهامون بذار

باشه پدر،پس حد اقل بهم اجازه بدين يکم دوزندگي کنم

شيفرد،خودتي ديگه

ميدوني چي توي اين نامه نوشته شده؟- نه قربان-

تو از کوهستان مياي بگو ببينم تو جادوگري؟

نه- من حال و حوصله جادوگرا رو ندارم-

ميفهمي که- بله قربان-

اسب سواري بلدي؟- بله-

ميتوني آدم مفيدي باشي؟- تلاش خودمو ميکنم-

سريع خودت رو برسون به سمت ديوارها

تو فعلاً ميتوني اينجا بموني

سم فردا يه کار خوب بهت ميده

ممنونم قربان

...اينجارو داشته باش،يک،دو

هنوزم سردرگمي پسر؟

مثل يه خوک اونجا وايستادي- تو بيشتر شبيهش هستي-

استرلينگ بهم گفت تو ميتوني يه کار و يه جا براي خواب بهم بدي

...چقدر بد شد

چون اين دو نفر اصلاً ازت خوششون نمياد

بهتره بري يه جاي ديگه رو واسه خواب پيداکني

همينجا خوبه

مگه کري؟- بشين سر جات سم-

فقط تا فردا يه حالي بهش بده

!هي پسر اون شيار رو خوب درست کن

تو اينجا چيکار ميکني؟

...من

بدش به من نگاه نکن،سرت رو برگردون

داشتي منو نگاه ميکردي؟- آره وقتي که لباس تنت کردي-

نه،منظورم قبل از اونه- نه-

...در واقع...آره.يعني نه

من نميدونستم که تو داري اينجا حموم ميکني

اوه،لباس محبوب پدرم

همونطوري اونجا وايستادي؟

پس تو ميخواي صادقانه به پدرم خدمت کني؟

بله- بگو ببينم،خانوادت کجان؟-

مردن

...مادرم وقتي خيلي کوچيک بودم مرد، پدرم هم به تازگي

متأسفم، چطور اين اتفاق افتاد

يه اژ دها اون رو کشت

من فکر ميکردم که اونا خيلي وقته از بين رفتن

چرا تو فکر ميکردي که من يه جادوگرم؟- به خاطر انگشترت-

چون قبلاً يه نشان جادويي شبيه اون ديده بودم

جادوگري حرفه ي خودته- اينطور نيست-

چي تو اون نامه نوشته شده بود؟

اون واسه من نبود- البته-

پدرم به کشاورزها بيشتر نياز داره تا به يه خدمتکار

اون فقط يه نفر رو ميخواد که شخم زدن رو بلد باشه

هي،چرا از اون خونه دود بيرون مياد؟ يعني مهمون داريم؟

من اينجا براي کشاورزي نيومدم- اين سبد رو باخودت بيار-

چقدر ديگه بايد حرکت کني(با اسب)؟- حدود صد مايل ديگه-

سفر خوبيه؟- اوه بله،عاليه-

اسب جديدي گرفتي؟- بله،از نوع اصيلش-

اوه روگان از ديدنت خيلي خوشحالم

اوه منم همينطور کيت

دختر شما مثل يه هلوي زيبا

که روي درخت رشد ميکنه پخته و بزرگ شده

بايد هرچه زودتر چيده بشه

بيشتر از زيبايي ظاهري باطنش زيباست که من اين رو ستايش ميکنم

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left