This Is England '90

This Is England '90

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

সিজন 1

রিলিজ তথ্য

This Is England 90 S01E04 1080p ALL4 WEB-DL AAC2 0 H 264-playWEB
ভাষ্য লিখেছেন warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 4 This Is England '90 2015 زیرنویس فارسی سریال

ট্যাগ

webdl
প্রকাশিত: 2026-02-20
ডাউনলোড: 44
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

اندرو، سلام. سلام عزیزم. ببخشید معطل شدی

بیا تو. عیب نداره

انگار بعضی وقتا هر چی بیشتر عجله می‌کنی، کمتر به کارات می‌رسی

بیا، بشین

خب، فقط باید چند تا مشخصات ازت بگیرم که پرونده‌هامون به‌روز بشه

فامیلیت «گاسکوین»ـه، درسته؟ آره. بله، همین‌طوره

درست متوجه شدم که از پیش لورین رفتی، نه؟

آره، الان دیگه واسه خودم جا دارم

افسر تعلیقیم کمکم کرد یه جا پیدا کنم

درست همون دور و بر مرکز گل و گیاه

عالیه. اوضاع چطوره؟

آره، خوبه، بد نیست، آره

همین که یه تخت و یه کتری داشته باشی، دیگه تکمیلی، نه؟

آره. بقیشم ردیف می‌شه. خب، آدرست کجاست؟

۵۳ پلاک ۵۳...

خیابان بروک‌هِی

با «اچ-ای-وای» نوشته می‌شه؟ خیابان بروک‌هِی؟ عالیه

خب، حالا بریم سراغ بخش اداریش

فقط بگم که سیستم اینجا کارت زدنیه

یعنی ورود و خروج همه رو ثبت می‌کنیم

فقط هم به خاطر مسائل بیمه

که اگه اینجا آتیش گرفت و دود شد رفت هوا، پای من گیر نباشه

پس صبح‌ها اسم همه رو ثبت می‌کنیم

موقع رفتنم دوباره همین‌طور، و تامام

پس خودت می‌تونی انجامش بدی. مثل همون کارت زدنِ آخرِ وقت؟ دقیقاً

دقیقاً، فقط امضا کن. پس از این به بعد که یه روز در میون میای

خودت انجامش بده، امروز که اینجایی

قبل از اینکه این اطراف رو نشونت بدیم، این کار رو انجام می‌دیم

خب، ازت می‌خوام اینجا رو واسم امضا کنی. آره، حتماً

بفرما. عالیه

دیگه رسمی شد، تموم. گیر افتادی

یه کلمه‌ای هست که فراموش شده

نه - یه کلمه‌ای که انگار قدغن شده

کلمه‌ای که واسه من بیشتر از هر کلمه دیگه‌ای تو دنیا ارزش داره

اون کلمه «انگلستان»ـه

بله!

یه زمانی مثل یه پرچم، اون رو جلوی چشم کل دنیا به رخ می‌کشیدیم

کلمه‌ای بود که نشونه احترام بود

کلمه‌ای که نشونه قدرت بود

کلمه‌ای که نشونه نفوذ بود

کلمه‌ای که نشونه آزادی بود

حالا دیگه به زور اجازه داریم اسم کشور خودمون رو به زبون بیاریم

من می‌خوام اون کلمه رو زنده کنم

می‌خوام یه کلمه اصیل و قدیمی رو احیا کنم و اون کلمه «مرد انگلیسی»ـه

خب، خیلیا سعی کردن ما رو منزوی کنن

بهتون می‌گن آدمای عجیب و غریب

ما عجیب و غریب نیستیم

مردم بهمون می‌گن نژادپرست

آقایان، ما نژادپرست نیستیم، ما واقع‌بین هستیم

این یه دلیلی داره

یه دلیلی داره که مطبوعات و قدرتمندها

سعی می‌کنن به ما برچسب بزنن

و ما رو بفرستن به حاشیه

فقط یه کلمه وجود داره

«ترس». بله

آقایان، اونا از ما می‌ترسن

چون ما صدای واقعیِ مردم انگلیس هستیم. بله

لعنتی، آره؟ دارم حرف می‌زنم

وقتش رسیده آقایان، که قد علم کنیم و خودمون رو نشون بدیم

بازی شروع شده

می‌بینم که مثل سگ‌های تازی تو خط شروع، بی‌تابید

وقتش رسیده که بلند شیم و کشورمون رو پس بگیریم

کشوری که دارن از زیر پامون می‌دزدن

آقایان، آماده‌اید که به مبارزه برگردید؟

همه: بله! تشنه خون هستید؟

همه: بله! آماده‌اید که از این کشور دفاع کنید

با آخرین قطره خونتون؟ همه: بله

پس به این جمع برادرانه ملحق بشید و همین حالا برای جبهه ملی ثبت‌نام کنید

مرتیکه کاکاسیاه کثافت

خب، پس خوشحالی که لیسا برگشته؟

اوه خدا، آره. انگار یه عمر طول کشید

شرط می‌بندم. نه، خوبه. حالش عالیه

ولی بدجوری اشتهاش باز شده

نگرانم که نکنه به خاطر گشتن با «آنت» باشه. خب

راستش، آخه می‌دونی

بلافاصله بعد از صبحانه، باز یه چیزی می‌خواد

ای بابا. باید همین اول جلوشو بگیریم. ولی نه، حالش عالیه

امروز کلی بهتون خوش می‌گذره

لحظه‌شماری می‌کنه که ببینتت. ای جان! خدا حفظش کنه

جیمی هم دیگه راه افتاده، پس حسابی خوش می‌گذره. اوه، چه عالی

مرسی که این کار رو می‌کنی. نه بابا، راحته، زحمتی نیست

خب، حالا امروز چه برنامه‌ای داری؟ فقط می‌ری یه دوری بزنی...؟

آره، فقط دنبال کارهای عروسی‌ام که همه چی رو ردیف کنم

چیزی که مطمئنم اینه که تو ساقدوشم می‌شی

که خب معلومه دیگه، گفتن نداره

مرسی. یه جورایی انتظارشو داشتم. خوبه

یه چیز دیگه هم می‌خواستم ازت بپرسم. خب. یه لطف کوچیک

ولی اگه نمی‌خوای، بگو نه، چون ممکنه یه کم عجیب باشه

ولی من کسی رو ندارم که موقع رفتن سمت محراب همراهم بیاد

می‌خواستم ببینم تو این کار رو می‌کنی؟

جدی؟ جدی؟ آره، مشکلی نداری یا...؟ با کمال میل! واقعاً؟

معلومه که آره! مرسی رفیق. اوه! ممنونم! خیلی واسم ارزشمنده

دمت گرم. اوه، چه خوب. ایول. مرسی. حسابی کیف کردم

خوب می‌شه، نه؟ آره

رادیو: آهنگ واترفال از گروه استون روزز

خب رفیق، من دارم می‌رم فروشگاه «فرش اِن گو» که خرده‌ریزه‌های همیشگی رو بخرم

داشتم فکر می‌کردم از اون غذاهای مایکرویویِ ناهارِ یکشنبه

که اون روز خوردیم، از اونا هم چند تا بگیرم؟

نه، اونا چندشن. بیرون‌روی گرفتم ازشون

چرا غذای تازه نگیریم؟ خودم یه چیزی می‌پزم

چی می‌خوای بپزی؟ خوراک چیلی می‌پزیم. امشب می‌خوریم

بقیه هفته هم هر وقت گشنمون شد سراغش می‌ریم، مگه نه؟

مگه بلدی چیلی بپزی؟ آره که بلدم. واقعاً؟ آره

من که تا حالا ندیدم چیلی بپزی رفیق. بلدم چطوری بپزم دیگه

خب، باشه، پس چی باید بگیرم؟

اوم... گوشت چرخ‌کرده. گوجه. لوبیا

با یکم پودر فلفل تند. باشه، حله

می‌بینمت رفیق. فعلاً

یوهو؟

لباس تنت هست؟ آره

خوبی؟ آره. چطوری؟ خوبم

اوضاع چطوره؟ آره، خوبه، آره

دانشکده چطوره؟ خوبه

واقعاً دارم لذت می‌برم. فکر نمی‌کردم خوشم بیاد

ولی دارم حسابی بهش علاقه‌مند می‌شم. خوبه

من و آقای ساندر یه هدیه کوچیک واست گرفتیم

یه هدیه کریسمسِ زودتر از موعده

و، آره، خلاصه، بازش کن

حواست باشه که نو نیست، ولی دست‌کمی از نو نداره

یارو تو مغازه گفت کلاً دست یه نفر بوده و

یا ابلفضل، مامان. شرط می‌بندم کلی برات آب خورده

خوشت میاد؟ عالیه! خب، مهم نیست، ارزششو داشت

این یه جور سرمایه‌گذاری برای آینده‌ته، شان

می‌دونم که داری سخت تلاش می‌کنی و این واسم خیلی ارزش داره

حتماً کلی پولشو دادی

نه بابا، پول که چرک کف دسته

می‌تونی تمرین کنی. آره. چند تا عکس خوبِ کریسمسی بگیری

همه دنگ و فنگاشم همراهشه

ایول، حتی لنز هم داره. آره. لنز واید و اینجور چیزام دارن

مرسی. خواهش می‌کنم عزیزم

خب، من رو نمی‌دونم

ولی مهم‌ترین چیز توی روز اولِ هر جایی، اینه که چای کجاست؟

خب، از این طرفه

اونجا هم که می‌بینی میز بیلیارده

بچه‌ها میان و گاهی ازش استفاده می‌کنن

و بعضی وقتا هم مردم شهر میان یه چایی می‌خورن و گپی می‌زنن

آها، یعنی همین‌طوری از تو خیابون میان تو؟ دقیقاً. آره. باشه

خب اینم کتابخونه کودکانمونه

و صبح‌ها با بچه‌ها برنامه قصه‌خوانی داریم

گاهی گروه‌های مادر و کودک و گروه‌های بعد از مدرسه هم هستن

و کتابخونه بزرگسالان هم این پایینه

راستش، می‌خواستم در این مورد باهات حرف بزنم، گاهی بزرگترا

مشکل سواد دارن

نمی‌دونم تو این زمینه سابقه‌ای داری یا نه؟

آره، وقتی زندان بودم، به یه سری از جوونا کمک می‌کردم

که خوندن و نوشتن و این چیزا رو یاد بگیرن

عالیه، معرکه‌ست. پس این شد یکی از وظایفت! باشه، حله

گاهی مشکلاتشون خیلی ابتداییه

گاهی هم نارسایی‌خوانی شدیدی دارن و اصلاً نمی‌تونن

می‌دونی، باید از صفر شروع کنن. باشه. آره

پس واقعاً عالیه که یه کم سابقه داری

پس هر کاری که حس می‌کنی از دستت برمیاد واسشون انجام بده

فکر نکنم خیلی تو این بخش سرت شلوغ بشه

به جز همون مورد، ولی فقط خواستم اینجا رو نشونت بدم، همین

سالن رو بهت نشون می‌دم. اگه چای خواستی، خانم‌های اینجا دارن

مرتیکه کثافت عوضی

راستش این اولین بار بود که این کار رو کردم. اوه، جدی؟

یه چیزی بگو

می‌تونم اینو ازت بگیرم؟ مشکلی نداره؟

قبل از اینکه دردسر بشه، اینو ازت بگیرم؟

فقط شنیده بودم اعصابم رو آروم می‌کنه. آره خب

واسه همین فکر کردم یه امتحانی بکنم

دیگه باید بری، کِل

نمی‌تونیم دربارش حرف بزنیم؟ نه

لازم نیست این‌طوری برخورد کنی رفیق

وسایلت رو بردار، کلی، و همین الان از خونه‌م گمشو بیرون

مرتیکه احمق

لعنتی

اون گوشه منتظر چیه؟

چِش شده؟

چه خبره؟ این چه وقت اومدنه؟

گفتی یک ربع بعد. الانم یک ربع بعده

نیست، ۲۵ دقیقه گذشته. بجنب

دارم یخ می‌زنم. باشه گوش کن، قبل از اینکه بریم تو

می‌دونی که تو خونه نمی‌تونی سیگار بکشی. باشه، سیگار نمی‌کشم

فحشم نده. آره بابا، پنج سالم نیست. قبلاً هم بیرون رفتم

کجا داریم می‌ریم، دیدن ملکه؟ باشه

یه جورایی آره. خیلی خب! چطوری باید هیکلم رو تو اینجا جا بدم؟

فقط باید بچپی تو. زود باش دیگه! آخ

مثل طویله می‌مونه

اوضاع چطوره عزیزم؟

متوسط. عالیه

این مال توئه، نه؟ آره

وسایلت اینجاست

می‌خوای به «گج» چی بگی؟

بهش می‌گم مچت رو موقع هروئین کشیدن تو دستشویی گرفتم، کلی

معذرت می‌خوام

یه چیزی درباره «فوریت» هست که واقعاً خیلی اهمیت داره

و چیزی که الان می‌خوایم دربارش حرف بزنیم، «لحظه قطعی»ـه

خب، در سال ۱۹۵۲، وقتی کارتیه برسون

اولین کتابش رو چاپ کرد، عنوانش فرانسوی بود

ولی ترجمه انگلیسیش شد «لحظه قطعی»

و این در واقع از یه کاردینال در قرن هفدهم میومد

اسمش کاردینال دِ رِتز بود

و این کاردینال به دلایلی

نوشت که هر لحظه‌ای تو دنیا، یه لحظه قطعی و سرنوشت‌ساز داره

و این برای برسون، یعنی همون کارتیه برسون، تعریفی بود از

اینکه عکاسی از نظر اون چیه. یعنی هیچ صحنه‌پردازی‌ای در کار نبود

فقط یه لنز ۵۰ میلی‌متری روی یه دوربین لایکا بود

و خیلی وقت‌ها دور دوربین لایکا رو کلی چسب برقِ سیاه می‌پیچید

More Farsi Persian subtitles for This Is England '90

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left