The Night Shift

The Night Shift

Farsi Persian সাবটাইটেল ডাউনলোড করুন

সিজন 3

রিলিজ তথ্য

The Night Shift S03E11 Trust Issues 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
ভাষ্য লিখেছেন warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 11 The.Night.Shift زیرنویس فارسی سریال

ট্যাগ

webdl
প্রকাশিত: 2026-02-12
ডাউনলোড: 25
শ্রবণপ্রতিবন্ধীদের জন্য: No

Farsi Persian সাবটাইটেল প্রিভিউ

প্রথম 200টি লাইন।

می‌خوام درک کنم

قبل از اینکه برگرده سریع بهم بگو

چطوری با این پسره آشنا شدی؟

توی صف خواربارفروشی

اوه! خیلی شبیه زن‌های خانه‌دار دهه ۵۰ رفتار کردی

آره

خب، به نظر پسر خوبی میاد

آره، می‌دونی، فعلاً که همه‌چی خوبه، همون چیزی که الان لازم داشتم

فقط... معمولی

هی. سلام

حالت خوبه؟

آره. فقط امروز هوا گرمه

راستش، به نظرم هوا برخلاف این فصل

برای تابستونِ سن‌آنتونیو خنکه

اوه، پس حتماً فقط من اینطوری‌ام

خب، چند وقته تو و شانون با هم هستین؟

اوه، خب... نه

ما "با هم" نیستیم. از این برچسب‌ها خوشمون نمیاد

خب، این اسم‌ها و برچسب‌ها بی‌دلیل نیستن، می‌دونی؟

منظورم اینه... مت، تو با هم بودن رو چطوری تعریف می‌کنی؟

می‌دونی، فکر می‌کنم یه جور "با هم بودن" داریم، درسته؟

و یه جور دیگه هم "با هم بودن" داریم، نه؟

و... و... و خب

مطمئنی حالت خوبه؟ چون داری خیلی عرق می‌کنی

آره، خوبم

آره؟

مت. مت؟

اوه. وای، وای، وای، وای

اوه

شانون، آخه این چه مرگشه؟

باشه، لازم دارم کمک کنی مبل‌ها رو جابه‌جا کنیم

من به ۹۱۱ زنگ می‌زنم و میرم جلوی آمبولانس

اوه، شریان رانی‌اش سوراخ شده

بسیار خب، می‌خوام بندهای کیفم رو ببری

می‌خوایم به عنوان رگ‌بند ازش استفاده کنیم

دقیقاً همون‌جا

هنوز داره خونریزی می‌کنه

باشه، بیا به پهلو بچرخونیمش

عالی شد، توی باسنش هم پارگی داره

اینجا رو نمی‌شه رگ‌بند بست. چیکار کنیم؟

باید با انگشتم شریان رو مسدود کنم

این قرار عاشقانه هی داره بهتر و بهتر می‌شه

گزارشگر: تاچ‌داون

آره! همینه

خوش می‌گذره با همیم. خیلی وقت بود اینطوری نیومده بودیم بیرون

اوه، یه لحظه صبر کن

سیدنیه. اومده شهر تا برگه تسویه حسابش رو امضا کنه

قراره امشب یه توصیه‌نامه برام بیاره

برای مددکار اجتماعیِ برایانا. درسته

تو چی؟

اه، فروش بیمارستان. بدجوری حالمون رو گرفت، نه؟

مگه نه؟

جسیکا. آره

اصلاً فکرش رو نمی‌کردم اینطوری بشه

فقط نشون می‌ده که نباید به زن‌ها اعتماد کرد، مگه نه؟

شاید فقط نباید به "اون" زن اعتماد می‌کردی

نمی‌خوام به کلِ زن‌ها توهین کنم... بعدش امروز آنی بهم می‌گه

که داره فکر می‌کنه بره با اسکات زندگی کنه

اسکات. باورت می‌شه؟

یعنی دقیقاً خودِ خودِ اسکات. آره

خب، پس خلاصه کنیم: خیانتِ دوست‌دختر

آنی که داره منو می‌پیچونه و اورژانسی که فروخته شده

ممنون

هی، یکی دیگه بیار... الان میارمش

فکر کردم مشروب رو کم کردی

آره، کم کرده بودم. آره

و ببین به کجا رسوندم

آره

اه، می‌دونی چیه؟ من دیگه برم

می‌خوام قبل از اینکه برایانا بخوابه، ببینمش

آره. بعداً با هم حرف می‌زنیم، باشه؟

بعداً

با اوبر برو خونه. باشه

می‌تونی... بیا بشین روی این صندلی

اگه می‌خوای. ممنون

داری مخ دوست‌دختر منو می‌زنی؟

باور کن، من آمار دوست‌دخترت رو نمی‌گیرم

باشه؟ اوه، پس داری می‌گی اون زشته؟

نه. من فقط صندلی‌ام رو بهش تعارف کردم. برایان

حله؟ همه‌چی ردیفه داداش

بیا عزیزم. ولش کن... اشکالی نداره

آره، بهتره گورت رو گم کنی عوضیِ بزدل

هی، هی، هی، نه، نه تی‌سی

به رفیق من چی گفتی؟ گفتم یه عوضیِ بزدله

ولش کن. تی‌سی، بیخیال! تی‌سی

امشب باید تمام تمرکزت رو بذاری روی کارآموزی پیشِ کنی

این اولین قدم برای برگشتن به دانشکده پرستاریه

واقعاً بهت افتخار می‌کنم

ممنون. خیلی هیجان دارم

یکم حواسم پرته

شروعِ شبم یه جورایی سخت بود

چی؟ اما، خب

فقط... به تی‌سی گفتم

که داشتیم درباره هم‌خونه شدن حرف می‌زدیم

اصلاً از این حرف خوشش نیومد

اوه. اینو بهش گفتی؟

منظورم اینه که، می‌دونم یه بار درباره‌اش حرف زدیم

ولی هنوز هیچ تصمیمی نگرفته بودیم

اوه. باشه

منظورم اینه که، به نظرت یکم زود نیست؟

آره... می‌دونم اون موقعی که روی تخت دراز کشیده بودیم

و داشتیم درباره "اگه بشه چی؟" با هم حرف می‌زدیم، اما

آره. نه. می‌دونی چیه؟ من عجله کردم

کلاً هر چی گفتم رو فراموش کن

خب، آنی... مریض اومد

رئیسم اومد. بهتره برم

آنی، اولین مریض اومد. بزن بریم

من حاضرم. چی داریم؟

زن، اواخر ۲۰ سالگی. تپش قلب داره ولی فشار خونش ثابته

مریض کنترل دوچرخه‌اش رو از دست داده و با چونه افتاده زمین

زبونش رو هم گاز گرفته. باشه. اتاق ترومای یک

داره با خونِ خودش خفه می‌شه

با این همه خون، نمی‌تونم محل زخم رو پیدا کنم

ساکشن بیشتر، کنی. حواسم هست

نگهش دار. نگهش دار

مشکلش خفگی با خون نیست

یه چیزی تهِ گلوش گیر کرده

فورسپسِ مگیل

اون چیه؟ یه تیکه غذاست

باشه

آماده شیم برای بخیه زدنِ چونش

آنی، من وسایل رو میارم

فکر کردم همه‌اش رو درآوردم. هی! بچه‌ها

صبر کن. آنی؟ حله

چی می‌بینی؟

هیچی

این بده. اون تو هیچی نیست

هی. چی داری؟

یه مَردِ ۴۲ ساله. بعد از سنکوپ زمین خورده

با بریدگی‌های زیاد ناشی از خرده شیشه

شریانِ رانی و خاجی‌اش پاره شده

فشارش روی ۹ـه. بسیار خب

توی ترومای دو بخیه‌اش می‌زنم

بعدش می‌فرستمش برای آنژیوگرافی

تا ببینیم جراحی بیشتری لازم داره یا نه

اه، نه پل، اون می‌تونه انجامش بده

با شانون دقیقاً پشت سرمه

چی؟ شماها داشتین... با هم خوش می‌گذروندین؟

خب، این از کجا پیداش شد؟

توی یه قرار دسته‌جمعی بودیم

و حالا انگشتت توی باسنشه

این باید جالب باشه

خفه شو

تیکه غذای دیگه‌ای توی گلوت نبود

پس باید بفهمیم چی باعث شده حالت تهوع بگیری

قبلاً هم اینطوری شدی؟ آره، این اواخر زیاد

برای همین هم از دوچرخه افتادم

داشتم توی پارک برکنریج دوچرخه‌سواری می‌کردم

یه گاز از شکلات انرژی‌زا زدم و شروع کردم به خفه شدن

و کنترل دوچرخه‌ام رو از دست دادم

فقط... مدتیه که مشکل دارم

این اواخر نمی‌تونم غذا رو توی معده‌ام نگه دارم

دانا، یکم لاغر به نظر میای

اتفاق دیگه‌ای افتاده؟

شروع شد

تو هم مثل بقیه دکترها فکر می‌کنی

اختلالِ خوردن دارم

کدوم دکترها؟ همه‌شون

پیشِ اونقدر دکتر رفتم که حسابش از دستم در رفته

من... من از قصد به خودم گرسنگی نمی‌دم

فقط... نمی‌تونم غذا بخورم

برای این مشکل دارویی مصرف می‌کنی؟

یکم مضطرب به نظر میای

زاناکس می‌خوردم

ولی بدجوری منگ‌ام می‌کرد، واسه همین قطعش کردم

رفتم سراغ طب سنتی

یوگا، مدیتیشن و ورزش رو امتحان کردم

حتی برای دیدن یه شمن رفتم پرو

آیاهواسکا خوردم و رفتم دنبالِ کشف و شهود

واو. من... خب، این کار رو توصیه نمی‌کردم

اون آیاهواسکا باعث شد سه روز مدام بالا بیارم

و حس می‌کنم از وقتی برگشتم هنوز هم بند نیومده

یعنی این قضیه زندگیم رو نابود کرده

پس اگه حرفاتون تموم شد، من واقعاً

فقط می‌خوام برم خونه پیشِ سگم

آره. من

برات یه دارویِ ضداسید قوی تزریق می‌کنم

محضِ احتیاط، اگه مشکل از ریفلاکس باشه

و بعدش پرونده‌ات رو چک می‌کنم

توفر

می‌تونم یه لحظه باهات حرف بزنم؟

من هیچ حرفی با تو ندارم، لوسیفر

ببین، متاسفم، باشه؟

من طرفِ توام. دارم سعی می‌کنم کمکت کنم

با مخفیانه کار کردن

برای شرکتی که می‌خواد همه رو اخراج کنه؟

شاید بهتر باشه روی استراتژی‌ات تجدید نظر کنی

تو در هر صورت قرار بود اخراج بشی، خب؟

من هیچ نقشی در اون نداشتم

من بهت خبر دادم

تو همه رازهای ما رو بهشون گفتی

حالا ممکنه همه رو اخراج کنن

حالِ تی‌سی خوبه؟

باید از خودش بپرسی

جوابِ هیچ‌کدوم از زنگ‌هام رو نمی‌ده

دمش گرم. حالا اگه اجازه بدی

باید به مریضم برسم

تا وقتی که هنوز اینجا کار دارم

مولی، بعد از جلسه‌ام یه دفتر کار لازم دارم

می‌شه کمکم کنی، لطفاً؟

মন্তব্যসমূহ

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left