প্রথম 200টি লাইন।
...آنچه گذشت
شما کی هستید؟ - اون بازی یه روش سرباز گیری و -
ابزار تمرینیـه که به گذشته فرستاده شده
تو قراره کمکمون کنی دنیا رو نجات بدیم
تو ناجی هستی
ماموریت اینه که جلوی ،تبخال گرفتنش رو بگیریم
،نذاریم یه دانشمند بشه
و بعد هیچوقت درمان رو اختراع نمیکنه
خیلی ببخشید، قربان
عذر خواهیِ تو اون آزمایشات ادرار رو برنمیگردونه
کافیه، دکتر کامیلو
ببخشید، دکتر کرونیش
استو - جای شما نشستم؟ -
من...متاسفم - نه، استو، منم -
توی این خط زمانی چه خبره؟
هی، جیفاتز. زود اومدی خونه، داداش
اسم من جوش ـه - اون کرونیتوریوم ـه -
جایی که ابر درمان ساخته شد
جایی که بیوتیکها متولد شدن
نه، اگه یکی قراره کرونیش رو بکشه، بهتره من باشم
هیچوقت فراموش نمیکنیم اینجا چیکار کردی
،وقتی اون سبز بشه
یعنی کرونیش مُرده و آخرین بمب کار گذاشته شده
،بعدش شما برگردید به آینده
و هر اتفاقی که افتاد به خاطر من برنگردید
!موفق شدم
موفق شدی، ها؟
گمونم خبری از رفقای مسافر زمانت نباشه؟
چندتا دوست
ترجمه از آریـن و امیـرعـلی .:: Cardinal & illusion ::.
اوه خدای من
.درسته .یاد میگیری دوباره با من در نیفتی
.آره، حالا شد .اوه، آره، داری زور میزنی
.خوشم میاد .فقط قدرت من رو بیشتر میکنه
بگیرش
زودباش. درسته
حالا شد. چطور بود؟
آره، یه بار برای همیشه اون دهن گندهات رو میبندم
با یه کرم گولت زدم، احمق
درسته. من یه انسانم
تو یه ماهیای. من توی یه خونه زندگی میکنم
تو توی دریاچه
حالا شد. زور نزن
پاول؟
!اوه! جوش
...میدونی، این...بازی ماهیگیری
یکی از بهترین بازیهای ماهیگیریایه که ،تا حالا بازی کردم
و من خیلی بازیهای ماهیگیری کردم
.نه موقع کار .توی وقت شخصیم
،میدونید، من به هیچ وجه وقتی دارم
براتون کار میکنم، همچین کاری نمیکنم، قربان
.باشه، خوبه. ولی یه سوال
من چطوری اینجام؟
آخرین چیزی که یادمه اینه که ،توی زندان بودم
...و یه - جرقهی نور بزرگ دیدید، درسته؟ -
صبرکن، تو از کجا میدونی؟
دوباره اتفاق افتاد
چی؟
بذار یه بار دیگه مرورش کنیم
،وقتی توی زندان بودی
کم کم یه جرقههای نور دیدی و
حملههایی بهت دست داد
باشه - آره، خیلی بد بود -
میدونی، باعث میشدن کاملا حافظهات رو از دست بدی
دکترها فهمیدن که به خاطر
آجیل آلاتِ توی غذای زندانت بود
،آره، من به آجیل حساسیت دارم
ولی باعث نمیشن بهم حمله دست بده
خب، اگه زیاد بخوری مثل یه ماراکا* میلرزی
پس زندان باید تصمیم میگرفت که
،برات یه آشپز اختصاصی استخدام بکنه
یا تو رو برای بازداشت خانگی بفرسته خونه
ولی با خودشون گفتن که
استخدام یه آشپز اختصاصی برای بمب گذارِ کرونا
.یه کابوس روابط عمومیـه .پس فرستادنت خونه
و این یه کابوس روابط عمومی نبود؟
یجورایی مثل انتخاب روش مرگ خودته
میدونی، چون الان غذاهای ،بدون آجیل آلات میخوری
،ولی هر از گاهی این جرقههای نور رو میبینی
و بعد همه چیز رو فراموش میکنی و
من باید برات توضیحش بدم و خیلی کسل کنندهست
حدودا...15 بار این داستان رو برات تعریف کردم
باشه، و...تو و تریسی هنوز برای من کار میکنید؟
نه، تریسی با کار کردن با یه تروریست مشکل داشت
من نه زیاد
،تا وقتی چکها پاس بشن
هنوز برات کار میکنم، جیفاتز
،ولی اگه من تحت بازداشت خانگیام
چرا یه مچبند به پام وصل نشده
یعنی، چی جلوم رو میگیره که همینطوری از در نرم بیرون؟
گلولهای که پشت کلهات خالی میکنم
شوخی کردم
فقط به زانوت شلیک میکنم
پاولی، دوباره همه چی رو یادش رفته؟
آره، یه لوسی ویتمور واسه خودمون داریم
لوسی ویتمور شخصیتی توی "فیلم "50 قرار اول
با بازی "درو بریمور"ـه
نگو که اینو هم یادت رفته
...پس تو
مثل...نگهبان شخصیِ منی؟ - دقیقا -
"واو، بازی "ورمونت فیشینگ هول
هی، چیزی گرفتی، پاولی؟
.یه چوب ماهیگیری بکش بیرون .خودت ببین، دوست من
.صبرکن، صبرکن، وایسا ببینم .این با عقل جور در نمیاد
زندانها باید روزانه با آلرژیهای غذایی سر و کله بزنن
باید هزاران گزینه باشن که
بهتر از فرستادن من به خونه باشن
من یه تروریست محکومیام
،101حبسِ ابدِ پیاپی به من دادن
و "یو.اس.ای تودی" گفته که من منفورترین آدم آمریکا هستم
اوه، و "نیویورک پست" اسمت رو گذاشته، پسر کوچولوی آتیش پاره
آ-ت-ی-ش-پ-ا-ر-ه
چون ساختمون رو منفجر کردی
و قدت کوتاهه
باشه، پس تروریست میره در رو باز کنه
!لعنت، گل صدتومنی
نمیدونستم فصلشونـه
منم همینطور
باید چندتا از اونا واسه
بیوهی سانتیاگو ببرم
استو کامیلو؟
استوارت گوین کامیلو؟
اوه، اون کیه؟ عاشق قدیمی؟
،نه، یه یاروئیه که قبلا باهاش کار میکردم
ولی نمیدونم چرا باید برام گل بفرسته
ولی فکر میکنی چرا باید برات گل بفرسته؟
نمیدونم
فقط همیشه فکر میکردم یجورایی ازم متنفره
.اعتراض دارم .نمیشه به طور قطعی جواب این رو داد
بریم سراغ واقعیت - آره -
چرا این یارو ازت متنفره؟
واقعا نمیدونم
همیشه برام کیری بازی در میاورد
جدی؟ بدون هیچ دلیلی؟
چرا برات مهمه؟
،برات جالب نیست
،یه مردی که "کیری" میدونستیش
این گلهای قشنگ رو برات میفرسته؟
مشخصاً اینا رو از پمپ بنزین نخریده
آره، اینا گلهای صدتومنی مایورکائی هستن
میدونی قیمتشون چقدره؟
نه. نمیدونم
شاخهای 12.5 دلار
فکر کنم باید برم بالا و یکم دراز بکشم
...همهی اینا یجورایی - صبرکن -
نمیخوای قبلش یه یادداشت تشکر واسش بفرستی؟
چی؟ - آره -
،ادب حکم میکنه ،وقتی یکی واست گل میفرسته
براش یادداشت تشکر بنویسی - از کی تا حالا؟ -
،همه میدونن که باید قبل افتادنِ آخرین گلبرگ
یادداشت تشکر بنویسی
من نمیخوام چیزی به استو بگم
خیلی خب، باشه، باشه، من مینویسم
،استوی عزیز"
"بابت گلهای صدتومنی مایورکائی ممنون
حالا میخوام یه چیز شخصی بنویسم
شاید مثلا یه شوخی خودمونی که بین خودت و استو بوده
همچین چیزی داشتید؟ - چرا شما -
گیر دادید به استو؟
من هیچ صنمی با طرف ندارم
واو، هی. آروم باش، مرد
ما همه دوستیم - آره -
،وقتی حرف از این کامیلو میشه توی لاک دفاعی فرو میری
چه آتویی ازت داره؟ - یا تو ازش داری؟ -
هیچی! نمیدونم دارید دربارهی !چی حرف میزنید
به سوالات ما دربارهی استو کامیلو جواب بده و
همهی اینا تموم میشه - وایسید -
!وایسید! نیاید سمت من
چه خبر؟ - سلام -
!بمیر، آشغال مقاومت
ستارهی نینجا
...من به ورودمون
دو ستاره میدم
چه خبره، بچهها؟
اسکارژگارد و پاول بیوتیک بودن؟
فکر میکردم آینده رو نجات دادیم - همینطوره -
زمان حال در خطره
حالِ تو
.چه لباس راحتی قشنگی .خیلی خب
،قبل اینکه کرونیتوریوم رو منفجر کنیم
بیوتیکها پروتکل کشتار یک رو اجرا کردن
از اسمش خوشم نمیاد
آره، نبایدم بیاد
اونا تمام مامورای نفوذیِ بیوتیک دنیا رو با یک هدف
فعال کردن
کُشتن تو - چی؟ -
چرا؟ الان حکم جان ویکو دارم؟
حتما قبل اینکه آزمایشگاه رو
منفجر کنیم، عکست رو منتشر کردن
اسمش رو بذار آخرین تلاش یه تمدنِ رو به مرگ
باشه، ولی...آیندهای که شما بهش برگشتید...؟
.اوه، عالیه .هر چیزی که آرزوش رو داشتیم
جدی؟ - آره -
یه آرمان شهرـه...داخل یه بهشت
ما خدمتکارای رباتی داریم
...تایگر، این - نه، نگران نباش، نگران نباش -
.نگران نباش .اونا برنامه ریزی شدن تا ضد ما نشن
واو
ما...دنیا رو نجات دادیم
،میدونی، وقتی توی زندان بودم ،خیلی امیدوار بودم
No comments yet. Be the first to leave one.